
| |
322 |
| |
30 |
| |
292 |
میانگین بازدید ها:
ساعت سرور:اين مقالات برگرفته از منابع مختلف است و به معناي تاييد آنها از نظر اين موسسه نمي باشد ، تنها براي اطلاع عموم است.
مهاجرت روستاييان به شهرها، پديدهاي اجتماعي است كه در همه شهرهاي جهان اتفاق افتاده و باعث رويدادهاي محوري در تاريخ بشر شده است.
در سال 1900، بيشتر جمعيت جهان در روستاها زندگي ميكردند و تنها 10درصد جمعيت در شهرها بودند. سال آينده، يعني سال 2007، بنابر پيشبيني تقسيمات منطقهاي سازمان ملل، براي اولين بار در تاريخ بشر، شهرنشيني بيش از روستانشيني خواهدشد و جمعيتي حدود 10ميليون نفر، در ابرشهرها زندگي خواهند كرد.
رشد بيسابقه ابرشهرها كه در حال حاضر شمارشان به 20 رسيده است، مشكلات اجتماعي و محيطي زيادي با خود همراه داشته است. تنها دو درصد سطح زمين را شهرها اشغال كردهاند، اما مصرفكننده سه چهارم منابع طبيعي سالانه هستند و در سال، ميليونها تن زباله و گازهاي گلخانهاي نيمهتجزيه شده توليد ميكنند و مواد سمي فراواني را وارد رودخانهها ميكنند.
شهرنشينها، براي توليد غذا، چوب و كاغذ مورد نيازشان، آسيبهاي جبرانناپذيري به ذخاير آب، خاك و جنگلها وارد ميكنند. براي مثال، در لندن، براي تامين منابع مصرفي مردم، فضايي برابر با 125 ميليون برابر ساكنان شهر لازم است. اگر به ابرشهرهاي اروپايي به اندازه ابرشهرهاي آمريكايي اجازه توسعه و ترقي داده شود، آسيبهاي ناشي از آن فاجعهآميز خواهدبود.
زندگي در شهرهاي جديد
دانشمندان محاسبه كردهاند كه در تقسيمات اكولوژيكي، سهم هر نفر از منابع زمين حدود 8/1 هكتار خواهدبود. امروز سهم مناطق روستايي در اين تقسيمات اكولوژيكي، 6/1 هكتار، در شانگهاي هفت هكتار و در نواحي آمريكا حدود 7/9 هكتار است.
بازگرداندن جمعيت جهان به مناطق روستايي اختياري نيست. استانداردهاي زندگي مدرن، به اين معني است كه ميان روستانشينان و شهرنشينان تفاوت آنچناني وجود ندارد. تقسيم سياره به قطعه زمينهاي كوچك كه مردم بتوانند در آنها خودكفا زندگي كنند، فجايع فراواني به بار خواهدآورد.
اگر ما واقعا در صدد حفاظت از آنچه در طبيعت به جاي مانده هستيم، بايد براي بهبود كيفيت زندگي ملتهاي در حال توسعه، به فكر ايجاد گونه جديدي از شهرها باشيم. اندازه يك شهر، مقياس اقتصادي توليد انرژي، بازيافت و حمل و نقل عمومي را در آن شهر معين ميكند. شهرهاي جديد، حتي ميتوانند نيازهاي خود را نيز برطرف كنند.
اگر شهرها انگلهاي جهان نشوند، ميتوانند زندگي قابل دوامي را براي جمعيت رو به انفجار جهان ايجاد كنند، اين مهم زماني اتفاق خواهد افتاد كه اين شهرها درست ساخته شده باشند.
خوشبختانه دولتها، برنامهريزان، معماران و مهندسان با اين نظريه به ايدههاي تازهتري دست يافتهاند و در فكر راههاي جديدي براي ايجاد ابرشهرهاي سبز هستند. شيوههاي آنها بر پايه دو اصل اساسي قرار دارد: بازيافت هر آنچه ممكن است و كاهش استفاده از ماشين تا حد ممكن؛ بنابراين تاكيد آنها بر گسترش ساختارهاي انرژي كارآمد و افزايش استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي است.
آنها همچنين در صدد طراحي دوباره سازمان شهرها براي ايجاد كار و ايجاد مناطق مسكوني بيشتر هستند. اينبار مسوولان معتقدند كه اين كار از جداسازي شهرها به مناطق مسكوني، تجاري و صنعتي مطمئنتر است.
طرحهاي بزرگ، هنوز روي كاغذ هستند. اما شهرهاي بسياري، هماكنون داراي پروژههاي اكوزيستي هستند. براي مثال، در خانههاي نوساز «ملبورن» كه هزينه ساخت آنها حدود 50ميليون دلار استراليا (40ميليون دلار آمريكا) است، باغهاي معلق، توربينهاي آبي و سلولهاي خورشيدي بهكار رفتهاند.
اين توربينها و سلولهاي خورشيدي، حدود 85درصد الكتريسيته مورد استفاده در ساختمانها را تامين ميكنند. از طرفي، آب باران در سقف خانهها ذخيره شده و حدود 70درصد آب مصرفي خانهها را تامين ميكند. در «برلين» آلمان، پارلمان جديدالتاسيس «ريچ اشتگ» با استفاده از سوختهاي طبيعي، همچون كربن و روغنهاي گياهي، 94درصد انتشار دياكسيدكربن را كاهش داده است.
در «سنديهگوي» كاليفرنيا، با كاهش استفاده از كاميون، مقدار متان در شهر، به طور فاحشي كاهش يافته است. در استراليا، حدود 1500 دوچرخه، اطراف حومه «وينا» بين مردم توزيع شده است. شهر «ريجاويك» در ايسلند، از اولين مصرفكنندگان وسايل حمل و نقل هيدروژني است و در «شانگهاي» دولت با استفاده از يارانه نصب پنلهاي سقفي، حدود صد هزار پنل خورشيدي در سقف خانهها تعبيه كرده است. در حال حاضر، در چندين شهر چيني پروژه اكو ـ شهر مورد آزمايش قرار گرفته است.
الگوهاي شهرنشيني
متاسفانه در صد سال گذشته توسعه شهرها روند اشتباهي را در گسترش خود طي كرده است. طراحان شهرها، طوري شهرها را ساخته بودند كه گويي، منابع زمين پايانناپذيرند و مواد زايد، مشكل خاصي براي جهان ايجاد نخواهند كرد.
بدتر آنكه، بناي شهرها بيش از بهرهوري انسان، بر پايه ماشينها بود.پيشرفتهترين كشور در ساختار نوين شهري، آمريكاست. در اين كشور، معماراني همچون فرانكليويد، طرح كلياي از شهرهاي مدرن آماده كرد. امروز، اين طرح تبديل به الگويي جهاني شده كه از شهرهايي مانند «ميلتون» انگلستان تا شهرهايي در برزيل از آن استفاده ميكنند.
پروفسور «پيتر هال» از دانشگاه لندن ميگويد: «نسل گذشته سازندههاي شهرها، علاقه فراواني به ماشيني كردن جامعه داشتهاند. آنها گمان ميكردند كه زندگي اجتماعي به پايان رسيده و مردم علاقه خود را براي ايجاد مناطق محلي از دست خواهند داد.
اين عقيده، بار اول توسط پروفسور «كريستوفر الكساندر» از دانشگاه كاليفرنيا در دهه 1960، استقبال شد. پروفسور الكساندر معتقد بود هنگامي كه دوستان در نزديكي ما زندگي نميكنند، زندگي نه تنها بيهوده، بلكه خفقانآور خواهد بود. اما اردوگاههاي نظامي نيز براي ايجاد نظم و انضباط ساخته شدهاند. شهرهايي كه در آنها دوستان در كنار هم زندگي ميكردند، انعطافپذيري كمتري داشتند و همين باعث نارضايتي ساكنان اينگونه شهرها بوده است.
در نتيجه با فلسفه «مناطق نظامي» الكساندر، بسياري از شهرها، بهخصوص شهرهاي آمريكايي، تبديل به مناطقي غيرقابل تحمل براي زندگي شدند. در اينگونه شهرها مردم مجبور بودند براي رسيدن به آرزوي آزادي خود، تكيه بر ماشينهاي دودزا كنند. «مايكل بتي» از دانشگاه لندن معتقد است كه شهرها هيچگاه براساس طرح شهرسازي توسعه نيافتهاند و همين دليل اصلي ناموفق ماندن طرحهاي بزرگ بوده است.
بهترين كاري كه طراحان شهرسازي ميتوانند بكنند، تغيير بعضي نكات كليدي است و باقي را بايد به طبع بشر و نيروهاي تعيينكننده بسپارند.
در حال حاضر، طراحان و معماران معتقدند كه در درجه اول بايد شرايط اجتماعي و محيطي شهرها را بهبود داد و سپس به فكر كاهش استفاده از ماشين بود. آنها ميگويند كه ماشينهاي هيدروژني و ماشينهايي كه با جريان برق كار ميكنند و هيچگونه مواد سمي از خود به جاي نميگذارند، براي جامعه امروز كافي نيستند؛
هنوز در شهرها به خيابانهاي فراوان، آزادراهها و پاركينگهاي شهري نياز هست. آنچه هماكنون اهميت دارد، بررسي شكلگيري شهرهاي جديد و چگونگي توسعه آنهاست. اولين راه ممكن و موثر براي كاهش اتومبيلها در شهر، ساخت شهرها بهگونهاي است كه مردم بتوانند با وسايل حمل و نقل عمومي، بهراحتي خود را به محل كارشان برسانند.
در بسياري از كشورها اين طرح در حال اجراست. بعضي طراحان معتقدند كه با زندگي در ساختمانهاي بلند و شهرهاي تازهساز، دسترسي مردم به فضاي سبز كمتر و كمتر خواهدشد.
آنها معتقدند مردم براي يك زندگي سالم و شاد، نياز به فضاي سبز و طبيعت دارند. در حال حاضر، عقيده اين دسته از طراحان موجب ايجاد بحثهايي با طراحان نوانديش شدهاست. اما آيا بهراستي زندگي اكولوژيكي جديد با شاد و سلامت بودن مردم در تناقض است؟
پس از تحقيقي گسترده، «پيتر نيوس» و «جف كن ورتي»، گفتند كه پاسخ اين سوال «نه» است. «نيوتن» و «كنورتي» ثابت كردهاند كه با افزايش ساخت شهرهاي متراكم (شهرهايي به سبك جديد)، ميزان انرژي مصرفي اتومبيلها، كاهش مييابد. با اين حال، آنها صدردرصد نيز با متراكم كردن كامل شهرهاموافق نيستند.
بنابرگزارش اين دو محقق، انرژي مصرفي در حمل و نقل شهرهاي در حال توسعه مانند «هوستون»، به مراتب بيشتر از انرژي مصرفي در حمل و نقل شهرهايي با معماري كمارتفاع مانند «لندن» و «كپنهاگ» است. اما با متراكم شدن هرچه بيشتر شهرها، با مشكلات متفاوت ديگري روبهرو ميشويم.
شهرهاي متراكم، هوا را گرمتر از معمول ميكنند، چرا كه سنگ، بتون و آسفالت به مراتب گرما و انرژي بيشتري جذب ميكنند و اين در حالي است كه توانايي آنها در انعكاس اين گرما و انرژي، بسيار كمتر از منابع طبيعي همچون سبزه، آب و درختان است. اين مواد مصنوعي، انرژي و گرماي جذب شده را در هنگام شب آزاد ميكنند.
از طرفي، وسايل نقليه، وسايل تهويه هوا و وسايل الكتريكي نيز گرما آزاد ميكنند و ساختمانهاي بلند نيز از پراكندهشدن اين گرما توسط باد جلوگيري ميكنند. بنابراين، دماي هواي شهرها حدود يك درجه سانتيگراد در روز و شش درجه سانتيگراد در شب، گرمتر از هواي اطراف شهرها و روستاهاست.
هرچه شهري متراكمتر شود، اين تاثيرات بيشتر ميشود. در شهرهاي بزرگ متراكم، با استفاده از وسايل تهويه هوا، هواي داخل ساختمان قابل تحمل ميشود. در يك روز گرم، وسايل تهويه هوا ميتوانند از هر وسيله و ماشين ديگري انرژي بيشتري مصرف كنند.
مبارزه براي كاهش مصرف انرژي در بسياري شهرها آغاز شده است.
معماران و طراحان سعي دارند با طراحي دوباره ساختمانها، تابش مستقيم خورشيد به داخل را كم كنند، وسايل تهويه را افزايش دهند و هوا را با كمك استفاده از فوارههاي آبي و استفاده از رنگهاي روشن خنكتر كنند.
يكي ديگر از راههاي كم كردن دماي هوا، كاشتن درخت در خيابان است. در طول روز، يك درخت ميتواند چيزي حدود 400 ليتر آب تبخير كند و همين باعث خنك شدن هوا ميشود. در «ميامي»، محققان دريافتند كه در تابستان صورتحساب برق، در محلهايي كه بيش از 20درصد درختكاري شدهاند، 10درصد كمتر از مناطق بدون درخت است.
شهرهاي كممصرف
طراحان در پي كمكردن مصرف انرژي در شهرهاي بزرگ هستند. آنها در مطالعات وسيع خود، با حلبيآبادها روبهرو شدهاند. با اينكه حلبيآبادها ساخته دست مردم عادي و بدون هيچگونه نظارت طراحان حرفهاي ساخته شدهاند، اما نمونه كوچكي از شهرهاي نوساز هستند.
حلبيآبادها هم بسيار متراكم هستند، اما خلاف شهرهاي نوساز، كمارتفاعاند. كوچهها و خيابانهاي آنها، بيشتر براي عبور پيادهها مناسب است تا اتومبيل. از طرفي، ساكنان اين حلبيآبادها، از مواد دورريز شهرهاي بزرگ براي ساختن زندگيشان استفاده ميكنند.
به عبارتي، آنها اين مواد دورريز را بازيافت ميكنند و اين خود يكي از بزرگترين هدفهاي شهرهاي نوساز است. درست است كه در اين مناطق، مراتب بهداشتي و امنيتي زيادي وجود ندارد، اما تحرك و سرزندگي گمشده در شهرها را ميتوان بهراحتي در اين مناطق يافت.
طراحان گمان ميكنند كه در كنار آشوبها و ناآراميهاي اين حلبيآبادها، ميتوانند چيزهايي پيدا كنند كه در ساخت زيربناي شهرهاي نوساز مفيد باشد. حتي شهرهايي كه بناي آنها زياد بلند نيست هم، ميتوانند متراكم شوند و زندگي بدون اتومبيل را تجربه كنند. همچنين آنها ميتوانند از انرژي ذخيره شده از اين راه و بازيافت مواد دورريختني در ساختن مواد مختلف از فاضلاب تا كاغذ ساندويچ استفاده كنند.
در كنار همه اينها، اين شهرها بايد طبق علاقه مردم ساخته شوند. راهحل مناسب براي ساختن شهرها بنا به علاقه مردم و متناسب با زندگي امروز، اين است كه مردم و اكولوژي با هم متصل شوند.
مهندسی- فرد پيدس- ترجمه زهرا بخشي
برگرفته از سايت روزنامه همشهري
© کپی رایت توسط موسسه فرهنگی هنری قلم صنع (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.
نوشته شده در تاریخ: 1386/12/14 (488 مشاهده)
