
| |
348 |
| |
32 |
| |
316 |
میانگین بازدید ها:
ساعت سرور:اين مقالات برگرفته از منابع مختلف است و به معناي تاييد آنها از نظر اين موسسه نمي باشد ، تنها براي اطلاع عموم است
انسانها در زمانهاي نسبتاً دور كه هنوز شهرها به صورت امروزي شكل نگرفته بودند بسيار آزادانهتر زندگي ميكردند و هيچ حد و حصري را براي خود قائل نبودند.
شايد ضربالمثلي مانند «چهارديواري، اختياري» از همان زمانها شكل گرفته باشد و امروز كه در قرن بيست و يكم ديگر تاريخ مصرف چنين ضربالمثلهايي گذشته است، هنوز بعضي از اشخاص براي توجيه رفتار غيراجتماعي خود از اين نوع ضربالمثلها استفاده ميكنند. در عصر ما ديگر «چهار ديواري، اختياري نيست» و افراد حتي در درون خانه خود هم بايد با عدم ايجاد سروصداي غيرمتعارف به حقوق همسايهها احترام بگذارند.
اگر كمي به عقب برگرديم، زماني كه شهرها در حال شكل گرفتن بودند، هر روز كه ميگذشت بر تراكم جمعيتي شهرها افزوده ميشد و از طرف ديگر مناسبات اجتماعي ميان مردم نيز پيچيدهتر از قبل ميشد از اين رو آنها احساس كردند كه ناچارند محدوديتهايي هر چند كوچك را براي زندگي آرامتر قبول كنند در غير اين صورت ممكن است آسايش خودشان نيز در خطر باشد و از اين جا رفتار شهرنشيني به تدريج شكل گرفت تا امروز كه اين رفتار حتي در قانون جزايي نيز راه يافته و به صورت قانون مدون در آمده است و اگر در گذشته شهروندان به اختيار آن را اجرا ميكردند، امروز به اجبار مجبور به رعايت اين قوانين هستند در غير اين صورت حتي پشت ميلههاي زندان نيز ميتواند سزاي تخلف از آيين شهرنشيني باشد.
چيزي كه براي گذشتگان بيشتر در حد يك مزاح ميتوانست مطرح باشد نه بيشتر. در جوامع بدوي، فقدان نظم اجتماعي لطمه زيادي به زندگي آنها وارد نميكرد ولي در جوامع نوين رعايت نظمپذيري و احترام به آيين شهروندي به اندازهاي مهم است كه تصور اين كه حتي براي يك روز شهروندان بخواهند مانند جوامع بدوي و ابتدايي بدون احترام به حقوق ديگر شهروندان زندگي كنند ممكن نيست و چه بسا ممكن است شهر به آشوب كشيده شود. تشكيل نهادهاي مدني مانند دولتها به جاي شيوخ و قبايل، شهرداريها به جاي كدخداها و شوراها به جاي ريشسفيدان و معتمدان محلي كه از ابتدا تا به حال سير تكاملي داشتهاند در راستاي تأمين حقوق شهروندي و زندگي آرامتري بوده است كه شهروندان بتوانند بدون درگيري با يكديگر در فضاي محدود شهرها زندگي آرامي داشته باشند.
آسيب شناسي فرهنگ شهرنشيني
شما هم به يقين در حين عبور از كوچه و خيابان شاهد كارهايي كه مخل نظم اجتماعي و فرهنگ شهرنشيني است بودهايد. آيا تاكنون با ديدن رفتارهايي نامتعارف همچون پرت كردن زباله يا ته سيگار از داخل خودرو به بيرون يا عبور راننده متخلف از چراغ قرمز و دهها رفتار غيراجتماعي كه هر روزه از سوي برخي شهروندان سر ميزند اين سؤال در ذهنتان به وجود آمده است كه چرا مردمي با هزاران سال تمدن و فرهنگ غني، قانونگريزي و نظمستيزي را پيشه خود كردهاند؟!
به عنوان مثال ممكن است شما بارها عبور اتومبيلي را از مسير خطكشي شده ويژه عابران پياده در حالي كه عابران در حال عبور از عرض خيابان هستند مشاهده كرده باشيد و يا موتورسيكلتي را ديده باشيد كه بدون توجه به عابري كه در پيادهرو در حال عبور است با سرعتي سرسامآور از چند سانتيمتري وي عبور ميكند و يا اين كه در محلي كه تابلوي عابر پياده نصب است، عبور عابران پياده از عرض خيابان منظره ناخوشايندي را تصوير كرده باشد كه همه اينها نظمگريزي شهروندان و رعايت نكردن حقوق ديگران را نشان ميدهد.
اين موارد فقط بخش كوچكي از رفتارهاي نابهنجار و غيراجتماعي است كه هر روز ما در زندگي خود با آنها مواجهيم، حتي ممكن است چنين رفتارهايي بر شهرونداني كه درصدد رعايت قوانين و هنجارهاي شهروندي هستند اثر گذاشته و رفتار آنها را نيز تحت تأثير قرار دهد و به قول معروف كمال كه نه، بلكه رفتار همنشين در آنها اثر كند.
مشكل ساختاري جامعه ما
يكي از دلايل نظم گريزي و قانون ستيزي برخيها كه ما در جامعه خود با آن مواجهيم ناشي از حافظه تاريخي مردم ما است. از آنجا كه در طول تاريخ گاه در كشور ما پادشاهان ظالمي در رأس قدرت بودهاند و با ظلم و زورگويي اعمال ضدقانوني خود را در قالب و تحت لواي قانون پيش بردهاند و با اين سابقه ذهني در توجيه تخلفات و هنجارشكنيها ميگويند كه اگر من تخلف ميكنم به اين دليل است كه مسئول مافوق من هم تخلف ميكند.
لذا جامعه ايراني در طول 100سال گذشته با وضعيت آشفتهاي در زمينه آداب و رسوم شهرنشيني مواجه بوده است كه با توجه به اينكه زندگي در عصر حاضر كه عمدتاً از نوع شهري ميباشد نياز به قوانين، ارتباطات و تعاملات خاص خود دارد، هرگونه وقفه، كوتاهي و ناديدهگرفتن قوانين و آداب شهرنشيني و رعايت نكردن حقوق ديگران، از تنشها، خشونتها و ناملايمات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي بسياري را دامن ميزند، در بسياري از كشورهاي رو به توسعه از جمله ايران گسترش شهرنشيني با سرعتي بيسابقه و حتي سريعتر از كشورهاي صنعتي اتفاق افتاده است و از آنجا كه بسياري از شهروندان آمادگي لازم براي ورود به اين نوع زندگي را پيدا نكردهاند با بيتوجهي به قوانين شهرنشيني و رعايت نكردن حقوق شهروندي موجبات آزار ديگر شهروندان و حتي خود را فراهم ميآورند، در نتيجه گسترش اين بيسازماني اجتماعي كه پيوند دهنده روابط فردي با روابط اجتماعي است، موجب ايجاد هرج و مرج اجتماعي و در نتيجه از هم پاشيدن اعتماد اجتماعي ميشود و هر فردي به فكر منافع فردي به جاي منافع ملي خواهد بود.
در چنين جامعهاي اگر كسي به فكر منافع جمعي يا قانونپذيري باشد به نوعي خود را مغبون ميداند و رعايت كردن آيين شهروندي را به زيان خود ميداند. اگر سري به راهروهاي دادگاهها و دادگستريها بزنيم ميتوانيم نمونههاي فراواني را مشاهده كنيم كه عامل تمامي آنها فقط رعايت نكردن نظمپذيري و احترام به حقوق ديگران بوده است كه اگر شهروندان خود را مقيد به رعايت حقوق ديگران و آيين شهروندي ميدانستند چنين دعاوي هرگز وجود خارجي پيدا نميكرد.
راههاي ساماندهي فرهنگ شهرنشيني
يكي از راههاي ساماندهي فرهنگ شهرنشيني در ايران استفاده از تجارب كشورهاي ديگر است. در اين باره نبايد خود را سرزنش كنيم كه چرا ما با فرهنگ غني و با سابقهاي كه داريم بايد از جوامعي درس بگيريم كه حتي يكدهم فرهنگ و تاريخ ما را ندارند. استفاده از تجربه ديگران به هيچ وجه نكوهيده نيست. اگر تجربه را نوعي علم بناميم، در اسلام نيز فراگيري علم بسيار توصيه شده است.
حديث معروف نبوي در مورد علم وجود دارد كه «علم را بياموزيد حتي اگر در چين باشد» و با توجه به اينكه فرهنگ ما ميگويد «آزموده را آزمودن خطاست» ما نبايد در شرايطي كه جهان شتابان پلههاي ترقي را طي ميكند به دنبال آزمودن راههايي باشيم كه درستي آنها بر ما معلوم نيست و از تجارب كشورهايي كه اين مراحل را پشت سر گذاشتهاند و به نتايج مطلوبي نيز دست يافتهاند استفاده نكنيم. عقل نيز چنين چيزي را توصيه نميكند.
اساسيترين و آشكارترين قوانين شهروندي در جامعهاي چون ايران، احترام به حقوق ديگران، وقتشناسي، عدم ايجاد مزاحمت در انواع مختلف آن، حفظ محيطزيست، ايجاد فضا و محله سالم، پيشگيري از هرگونه آلودگي از نوع محيطي و صوتي، مشاركت در اداره شهر و جلوگيري از تخريب اموال عمومي است كه بايد با ايجاد زمينههاي فرهنگي جديد و دقت لازم در اجراي قوانين، بنياد قوانين شهروندي را هرچه بيشتر تقويت و آن را براي دهههاي آينده نهادينه كنيم.
چرا يك شهروند بهراحتي پوست ميوه را از خودرو خود بيرون مياندازد؟ چرا يك عابر پياده هنگام عبور از محل خطكشي مخصوص عابران پياده احساس امنيت نميكند و بايد مراقب اتومبيلها و موتورسيكلتهايي كه با سرعت از مقابل وي عبور ميكنند باشد؟ چرا شهروندان نسبت به محيط زندگي خود احساس مسئوليت نميكنند؟ چرا در خيابانهايي كه در فواصل بسيار نزديك سلطلهاي زباله وجود دارد، شاهد انواع زبالهها در سطح خيابانها هستيم؟ چرا هنوز فرهنگ تفكيك زباله از مبدأ در جامعه ما جا نيفتاده است؟ چرا بايد خزانه بيتالمال صرف مخارجي شود كه ميتواند وجود نداشته باشد و استفاده بهتري از اين هزينههاي غيرضروري شود و هزاران چراي ديگر كه اگر بخواهيم در سطح شهر به دنبال آنها بگرديم ميتوانيم مثالهاي زياد ديگري را نيز خود پيدا كنيم.
بهترين راهحل مشكل رفتارهاي ضد اجتماعي شهرنشيني، ايجاد فرهنگ خودكنترلي در افراد است. مادامي كه رفتارهاي غيراجتماعي افراد به صورت ضدارزش در اذهان و فرهنگ عمومي شكل نگيرد، هيچ نوع كنترلي از خارج نميتواند نتيجهبخش باشد.
وقتي شهروندان حس كنند در صورت انجام رفتارهايي از قبيل انداختن ته سيگار در پيادهرو مورد سرزنش اطرافيان قرار ميگيرند، از انجام چنين رفتاري پرهيز كرده و به سمت انضباط اجتماعي حركت ميكنند. همانطور كه اكنون سيگار نكشيدن در مكانهاي عمومي مانند اتوبوسهاي درون شهري به يك فرهنگ عمومي تبديل شده است و ديگر كسي به خود اجازه نميدهد كه در چنين مكانهايي سيگار بكشد در ديگر موارد نيز ميتوانيم با ايجاد چنين فرهنگي نظمپذيري اجتماعي را با ايجاد حس خودكنترلي در افراد نهادينه كنيم.
در چنين شرايطي ميتوانيم به دوام و پايداري فرهنگ شهرنشيني و رعايت قانون توسط همه افراد جامعه اميدوار باشيم.
نويسنده: زاهدالدين سلگي
برگرفته از سايت روزنامه همشهري
© کپی رایت توسط موسسه فرهنگی هنری قلم صنع (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.
نوشته شده در تاریخ: 1386/12/14 (453 مشاهده)
