
|
15 |
|
2 |
|
13 |
میانگین بازدید ها:
ساعت سرور:
اين مقالات برگرفته از منابع مختلف است و به معناي تاييد آنها از نظر اين موسسه نمي باشد ، تنها براي اطلاع عموم است
بهطور كلي در ارتباط با مديريت كتابها، مقالات و موارد بسيار زيادي به رشته تحرير در آمده و صاحبنظران بسياري در اين مقوله قلمفرسائي كردهاند. آنچه در اين نوشتار هدف نگارنده را تشكيل ميدهد تعريف مديريت و يا وظايف مديران از نظر متخصصين امر و كتب ذيربط نميباشد.
غرض اصلي از نگارش اين مطلب نقشهاي اجرايي و فعاليتهاي عملي مديران در داخل سازمانها ميباشد. اين اعمال در شاخههاي برنامهريزي، تصميمگيري، آموزش و هدايت كاركنان و ساير وظايف محوله به آنها ميباشد. بسياري از ما تاكنون شنيده و يا در متون مختلف درباره مديران موفق بزرگ در سازمانها خواندهايم، از مرداني كه با درايت و كارداني خود در اعمال سبكهاي مناسب رهبري و ترغيب كاركنان به انجام كارها، استفاده مناسب از امكانات و منابع در دسترس و غيره توانستهاند سازمانهاي خود را در دستيابي هر چه بهتر به اهداف هدايت و راهبري نمايند.
شايد اين مديران داراي تفاوتهاي معناداري به لحاظ تحصيل تجربه و ساير مولفههاي اكتسابي با ديگران نباشند، ليكن قدرت ذاتي، خلاقيت دروني و نحوه تفكر و انديشيدن آنها در رابطه با متغيرهاي محيطي و برداشت خردمندانه آنها در شرايط ايجاد شده عامل موفقيت آنها در درون محيطهاي عملياتي را تشكيل ميدهد.
بسياري از اين مديران كمياب داراي دانش تخصصي مديريت كه از طريق مراكز علمي كسب شده باشند نيستند، ليكن داراي ويژگيهاي فردي و شخصيتي هستند كه آنها را از ديگران متمايز نموده و الويت ميبخشد.
آنها در غالب موارد ميدانند چه ميخواهند، چه دارند، چگونه ميبايست از داشتههاي خود استفاده نمايند و از چه طريقي ميبايست به چه چيزي برسند. پشتوانه تمامي اين موارد داشتن هدف، انسجام فكري، تمركز، خلاقيت و موشكافانه به وقايع و تحولات نگريستن و انديشيدن است.
در اين قسمت نگارنده مديران را در سه طبقه كلان و البته از منظر شخصي دستهبندي نموده و شيوههاي اعمال مديريت آنان در سازمانها را توصيف مينمايد.
بهطور كلي مديران را در داخل سازمانها ميتوان در سه طبقه به شرح ذيل قرار داد:
الف- مديران انسانساز
ب- مديران بهرهبردار
ج- مديران تخريبگر
طبقه اول مديران افرادي هستند كه داراي علم و تخصص اكتسابي مديريت از طريق مراكز علمي و دانشگاهي ميباشند يا از تبحر ذاتي در اين خصوص برخوردارند بهعبارت ديگر يا علم مديريت دارند و يا هنر آن را، ليكن عامل اصلي توفيق آنها اين است كه با بهرهگيري از اين توان و توجه به شرايط پيرامون خود از قبيل انسانها، امكانات، منابع و برقراري ارتباط مناسب بين عوامل دروني سازمان با يكديگر از يك سو و مجموعه سازمان با محيط بيروني از سوي ديگر، هر روز به موفقيتهاي جديدي دست مييابند. اين افراد معناي انگيزه و انگيزش كاركنان، چگونگي توسعه و رشد توانمندي و قابليت در افراد و مسيرهاي به تعالي و تكامل رساندن انسانها را ميدانند. اين دسته از مديران نيروهاي انساني بالقوه متخصص را به افرادي حاذق و برجسته كه بهصورت بالفعل در سازمانها اثربخش و كارا باشند مبدل نموده و سازمانها را داراي پشتوانههاي مناسبي از نيروي انساني كارا، اثربخش و خلاق مينمايند. انسانهاي رشد يافته در مكتب اين مديران غالباً متخصصيني هستند كه علاوه بر منشا تحول شدن در سازمان خود، انسانهاي همانند خويش را نيز پرورش ميدهند. كار با اينگونه مديران در عين سهولت دشوار مينمايند، زيرا لازمه پرورش كاركنان سختگيري تخصصي با آنها در انجام امور و سهلگيري در تبادل اطلاعات، آموزش و هدايت مدبرانه آنهاست.
دسته ديگر از مديران افرادي هستند كه لزوماً ويژگيهاي طبقه قبلي را نداشته، ليكن از داشتههاي خود به خوبي بهرهميگيرند، اينگونه افراد از پرورش يافتگان مكتب ساير مديران با تدابير خاص، حداكثر استفاده را نموده و به اهداف خود نائل ميگردند. توجه به مسائل انگيزشي كاركنان، اعطاي اختيارات تعريف شده به آنها همانند مفاهيم غنيسازي و توسعه شغلي، اعمال كنترلهاي محدود و نظارت غيرمستقيم بر نحوه انجام فعاليتهاي آنها، شناسايي هوشمندانه توانائيهاي كاركنان و نقاط قوت و ضعف يكايك آنها بهصوت مجزا و برنامهريزي سياستهاي عملياتي با توجه به موارد ياد شده از جمله روشهايي است كه آنها در راستاي نيل به اهداف خود از آنها بهرهميگيرند. كار با اينگونه مديران جذاب و دلنشين بوده و افراد تصور ميكنند كه توانائيهايي از خود بروز ميدهند كه قبلاً براي خودشان نيز ناشناخته بوده است. توسعه فرهنگ خلاقيت و مسئوليتپذيري در اينگونه سازمانها بيش از ساير دستگاهها ميباشد.
و بالاخره طبقه آخر از مديران كساني هستند كه غالب ويژگيهاي دو طبقه قبلي را ندارند. اينگونه افراد نه به پرورش كاركنان كه يكي از وظايف اصلي مديريت است، اقدام مينمايند و نه از توانهاي نهان و آشكار كاركنان موجود خود به درستي بهرهميگيرند. مفاهيم برنامهريزي و دانستن برنامه عملياتي تعيين هدف تعويض اختيار تصميمگيري مدبرانه، رعايت اولويتها، اهميت به انگيزش كاركنان و نيازمنديهاي روحي و جسمي انسانها و مواردي از اين دست در شيوه مديريت آنها امري فاقد معنا ميباشد.
سر در گمي و هرج و مرج، افزايش تنشها در محيط دروني سازمان، كاهش مسئوليت پذيري و افزايش مسئوليت گريزي، كاهش خروجيها و بهرهوري، افزايش غيبت، سخنچيني و بسياري موارد منفي ديگر از تبعات عملكردي اين طبقه از مديران در سازمانها ميباشد. اينگونه مديران نه تنها از ارزشها و امكانات موجود در سازمان به درستي استفاده نمينمايند، بلكه آنها را از حركت جاري و يا تكاملي خود نيز بازداشته و مسير انحلال سازمان را هموار مينمايند.
نويسنده:رامين صادقيان
برگرفته از سايت رفاه
© کپی رایت توسط موسسه فرهنگی هنری قلم صنع (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.
نوشته شده در تاریخ: 1386/12/22 (96 مشاهده)
