
|
13 |
|
1 |
|
12 |
میانگین بازدید ها:
ساعت سرور:
اين مقالات برگرفته از منابع مختلف است و به معناي تاييد آنها از نظر اين موسسه نمي باشد ، تنها براي اطلاع عموم است.
مديريت مشاركتي عبارت است از به وجود آوردن فضا و نظامي توسط مديريت كه تمام كاركنان و مشتريان و پيمانكاران يك سازمان در روند تصميمسازي، تصميمگيري و حل مسايل و مشكلات سازمان با مديريت همكاري و مشاركت نمايند. تأكيد اصلي اين نوع مديريت به همكاري و مشاركت داوطلبانه كاركنان و مشتريان و پيمانكاران است و ميخواهد از ايدهها، پيشنهادها، ابتكارات، خلاقيتها و توان فني و تخصصي آنها در حل مسايل و مشكلات سازمان در جهت بهبود مستمر فعاليتهاي سازمان استفاده كند.
انديشه مشاركت، انديشهاي تازه نيست، بشريت در سراسر تاريخ، همواره به مشاركت فزاينده روي آورده است. تلاش براي حل مسايل و مشكلات گوناگون جوامع بشري از طريق همكاري و همفكري دسته جمعي افراد، سابقهاي ديرينه دارد و به آغاز خلقت بشر بر ميگردد، زيرا ترديدي نيست كه با پيدايش و تشكيل نخستين خانوادهها بر روي كره زمين، افراد هر خانواده ناگزير بودند مسايل و مشكلات زندگي خود را از طريق مشاركت و همكاري با يكديگر برطرف نمايند.
با گذر زمان و گسترش جوامع بشري نياز افراد به مشاركت در اشكال گوناگون افزايش يافت و استفاده از اين موضوع در سازمانها نيز ضرورت پيدا كرد. در نيمه دوم قرن بيستم مشاركت در نمادهاي خصوصي و دولتي به موضوعي كليدي بدل شد.
سازمانهاي تجاري، از هزينههاي مربوط به سلسله مراتب سفت و سخت و سرپرستي دقيق از سوي مراتب بالا به خوبي آگاهند. در نظام استبدادي معدودي فكر ميكنند و بسياري يا فرمان ميبرند يا مدام طغيان و اعتصاب ميكنند. مسلم است كه نظام استبدادي مقرون به صرفه نيست. مشاركت موضوع تازهاي نيست، اما بايد آن را با ديدي نو نگريست. اين اصطلاح مترادف با همكاري گروهي، به معناي دخالت دادن هر كس در هر كار يا حلقههاي كارآمد نيست، بلكه شيوهاي است كه از اداره امور متناسب با نيروهاي جديد و قدرتمند فعال دنياي كنوني، گذر به شيوه مشاركتي اداره امور در محيط كار، ضروري و گريزناپذير است. گريزناپذير به اين جهت كه ظرفيت براي مشاركت گسترش يافته است و ضروري از اين نظر كه مسايل روياروي ما در محل كار بسيار پيچيده و به هم وابستهتر از آن هستند كه توسط معدودي از مسئولان قابل حل باشند.
در نظام استبدادي، مديران فكر ميكنند و كاركنان انجام ميدهند، در اداره مشاركتي امور مردم با ايفاي نقشهاي گوناگون به طور همزمان درباره امور يكساني ميانديشند، اما به روشهاي گوناگون به طور مثال تصور كنيد كه يك مهندس و يك اپراتور يك مسئله توليد را كشف كنند. مهندس توجه خود را به راهحلهاي طراحي درازمدت و پيچيده معطوف ميسازد، در حالي كه انديشه اپراتور متوجه محدوديتهاي عملي است و راهحلهاي عملي ديگري را پيشنهاد ميكند.
در يك نظام استبدادي، مديريت از آن مقامات بالاست، يعني افرادي كه محل كاري را اداره ميكنند، اما در محيطي مشاركتي، بيشتر كاركنان خود بر انجام كار خويش نظارت ميكنند. در اين نظام راهبراني رسمي وجود دارند كه تنظيم راهبرد سازمان بر عهده آنها است. اما ديگر براي مدت زيادي جدا و به دور از جنب و جوش سازمان نيستند. آنان بخشي از مجموعه منسجم رهبري به شمار ميروند. در سازمانهاي مشاركتي برعكس سازمانهاي استبدادي، حرمت، حقوق و مسئوليتهاي همكاران محترم شمرده ميشود و به گونهاي فعال مورد حمايت قرار ميگيرند
<!--

