
| |
372 |
| |
43 |
| |
329 |
میانگین بازدید ها:
ساعت سرور:اين مقالات برگرفته از منابع مختلف است و به معناي تاييد آنها از نظر اين موسسه نمي باشد ، تنها براي اطلاع عموم است
متاسفانه بسياري از ازدواج هايي که امروزه در جهان صورت مي گيرد پس از چندي به طلاق مي انجامد. در نسل هاي پيشين تعجب آور نبود اگر مي شنيديم که زوجي بيست وپنجمين، سي وپنجمين و يا حتي پنجاهمين سالگرد ازدواجشان را جشن مي گيرند. ولي آيا نسل هاي امروز خواهند توانست اين مدت زمان با هم زندگي کنند؟ افراد چه کاري بايد انجام دهند تا عمر يک رابطه زناشويي رضايت بخش بيشتر شود؟ امروزه مقوله ازدواج بسيار پيچيده تر است. در دهه 1950 و حتي پيشتر، وظايف زن و مرد بطور واضح تعريف مي شد. هريک از زوجين مي دانست که چه چيزي از وي انتظار مي رود و مردم آن ها را کارهاي مرد و کارهاي زن مي ناميدند. اگر هر يک از زوجين از پس اين امور مشخص برمي آمد، مشکلي نداشتند و زندگي شان بخوبي ادامه پيدا مي کرد. حتي نوع شخصيت مرد و زن نيز از قبل تعريف شده بود. شخصيت مرد; قوي، کم حرف، بالياقت، بي احساس، مشکل گشا، خرجي بده، هميشه در دسترس و محافظ خانواده تعريف شده بود، درحالي که زن مي بايست يک آشپز خوب، خانه دار شايسته و مربي فرزندان بوده و درعين حال اجتماعي و مذهبي مي بود. به اين ترتيب انتظار زوجين از يکديگر در ديگر زمينه ها بسيار کم مي شد; همين قدر که آن ها وظايف از پيش تعيين شده و نقش هاي تعريف شده خود را انجام مي دادند کافي بود. با پيشرفت فناوري، تغيير در فعاليت هاي زنان و بالارفتن انتظارات، يک دگرگوني اساسي در اين وظايف ايستا و سنتي ايجاد شد. مردم شروع به پرسيدن از خود کردند که قصدشان از ازدواج چه بوده است. خانواده ها ديگر امور خانگي خود را به خدمتکار، پرستار و يا يک سرپرست مي سپردند تا کارهاي روزانه خود را انجام دهند. کم کم ازدواج معني ديگري پيدا کرد و اهداف آن نسبت به آنچه که در گذشته بود تغيير کرد. همچنين اگر اين موضوع را هم به آن اضافه کنيم که به واقع ما بيشتر از نسل هاي پيشين عمر مي کنيم، پس مشخصا بايد زمان بيشتري(بيش از هر زمان ديگري در تاريخ) به وظايف تعيين شده مان عمل کنيم. براي مثال آنهايي که در دهه 80 سالگي خود بسر مي برند و در دهه 20 سالگي خود نيز ازدواج کرده اند، نزديک 60 سال است که درحال انجام اين وظايف هستند. بنابراين مردم روابط بلندمدت مختلفي را درطول زندگي شان اتخاذ مي کنند; مي توانند نوعي از رابطه را براي دوران رشد فرزندان و نوعي ديگر را براي سال هاي پس از آن درنظر بگيرند. آن ها حتي مي توانند بيش از يک خانواده داشته باشند يعني فرزندان را با بيش از يک همسر بزرگ کنند. با وجود اين تغييرات، بيشتر مردم با همان عقايد سنتي اي که مناسب نسل هاي گذشته است وارد زندگي زناشويي مي شوند و نمي توانند با واقعيت گذشت زمان کنار بيايند. از اين رو وقتي ازدواج مي کنند، به بي اثري عقايد سنتي خود پي مي برند، زيراکه اين عقايد، آنها را با يک راهنمايي کلي درباره اينکه چطور بايد در زندگي مشترک رفتار کنند رها مي کنند. ازدواج هاي امروز بيشتر و بيشتر از هر زمان ديگري به ارتباط صحيح، صميميت، سازش، صحبت و گفتگو و درک متقابل وابسته است. ما بايد بتوانيم به راحتي با همسرمان گفتگو کرده و رابطه برقرار کنيم و بايد در هر دوي اين امور مهارت يابيم. البته انتظارات نيز در روابط عاطفي به همان اندازه تغيير کرده اند. از آنجايي که زن و مرد هر دو تقريبا به يک اندازه قادر به انجام تمامي وظايف در زندگي مشترک هستند، هيچگونه وابستگي در اين امور به هم ندارند. بنابراين، اساس ازدواج از انجام وظايفي مشخص به تامين نياز هاي احساسي و رواني تغيير نقش داده است. به منظور يادگيري اين نکته که مردم چطور زندگي خود را براي زمان هاي طولاني حفظ مي کنند و اينکه چه موانعي بر سر راه آنهاست، روانشناسان توصيه هايي را متذکر شده اند. «جوديث س. والرستين»، دکتر روانشناس و مولف مشترک اثر «ازدواج موفق: چرا و چطور يک عشق طولاني مي شود»، با 50 زوجي که دست کم 9 سال از ازدواجشان گذشته بود، فرزند داشته و هريک جداگانه از ازدواجشان راضي بودند يک مصاحبه کامل به عمل آورد.
د<!--pagebreak-->
دکتر «والرستين»، 9 وظيفه رواني را به عنوان پايه هاي ازدواج معرفي کرد.
1) سعي کنيد از نظر احساسي از دوران کودکي خود جدا شويد تا بتوانيد بطور کامل به زندگي امروز خود بپردازيد. در ضمن در روابط با خانواده خود و همسرتان تجديد نظر کنيد.
2) بر حسب شناخت متقابل، خصوصيات مشترک و اطمينان خاطري که از هم داريد، پيوندتان را محکم تر کنيد و در عين حال مرزهايي براي حفظ استقلال خود تعيين کنيد.
3) يک رابطه جنسي کامل ايجاد کنيد و آن را از تهديداتي نظير مشغله هاي کاري و خانوادگي مصون نگه داريد. اين وظيفه نبايد عادي به نظر آمده و از آن غافل شد.
4) وظايف دشوار پدر و مادر بودن را بپذيريد و از تاثيرات مثبت ورود فرزند به زندگي بهره مند شويد و در عين حال حريم شخصي خود را حفظ کنيد.
5) با بحران هاي غيرقابل اجتناب زندگي مبارزه کرده و بر آنها تسلط يابيد; استحکام زندگي خود را در مواجهه با سختي ها از دست ندهيد; و مامني براي اختلافات، عصبانيت ها و کشمکش ها در زندگي تان در نظر بگيريد.
6) از بذله گويي و خنده براي دوري از انزوا و کسالت و با طراوت نگاه داشتن زندگيتان استفاده کنيد.
7) يکديگر را ارتقا دهيد، نياز همديگر را به خاطر وابستگي اي که به هم داريد برطرف کنيد و دلگرمي و تکيه گاه هميشگي هم باشيد.
8) درحاليکه با اين واقعيت که با گذشت زمان شرايط تغيير مي کند روبرو هستيد، سعي کنيد عشق و تصوراتي را که از عاشق شدن داشته ايد زنده نگاه داريد.
9) انجام اين کارها آسان نيست. رسيدن به آنها نيازمند اين است که هر يک از زوجين براي پيشرفت و موفقيت در ازدواجشان متعهد شوند. علاوه بر اين، هر يک از آنها بايد متعهد شوند تا به همان اندازه که در رشد و ارتقاي همسر خود مي کوشند، در رشد شخصي خود نيز تلاش کنند. پيشرفت و حفظ حس شراکت در ازدواج بايد از اولويت هاي مهم قرار گيرد.
د<!--pagebreak-->
مواردي که مي تواند زندگي زناشويي به بن بست بکشاند
1) تعهد بيش از اندازه: اين مشکل در زوج هاي جواني که در مدرسه يا دانشگاه تحصيل مي کنند يا تازه در جايي استخدام شده اند بيشتر به چشم مي خورد. حتي الامکان سعي کنيد اوايل ازدواج به دانشگاه برويد، کار تمام وقت داشته باشيد، صاحب فرزندي شويد، خانه بسازيد يا کار و کاسبي جديدي راه بيندازيد. اين کارها مشکلات و سختي هاي زيادي به همراه دارد و بسياري از زوج هاي جواني که با اين مشکلات روبرو مي شوند، پس از آن که ازدواجشان با شکست مواجه مي شود با تعجب از خود مي پرسند: «چرا چنين اتفاقي افتاد؟» مسئوليت و مشغله زياد باعث مي شود که زن و شوهر فرصت کمي براي همديگر داشته باشند و بنابراين فاصله آن ها روزبه روز افزايش مي يابد و زماني مي رسد که براي هم مثل دو غريبه هستند، پس سعي کنيد در اوايل ازدواج، براي خود، کار و دردسر نتراشيد و وقت بيشتري را با هم بگذرانيد تا همديگر را بيشتر بشناسيد.
2) صورت حساب هاي بالا: اجناس مصرفي خود را با پول نقد خريداري کنيد، در غير اينصورت آنها را به صورت قسطي نخريد. تمام پولتان را براي خريد خانه يا اتومبيل که استطاعت خريد آن را داريد خرج نکنيد. هميشه مقداري از پولتان را براي روز مبادا پس انداز کنيد و با آن به سفرهاي کوتاه برويد و اگر صاحب فرزندي هستيد، آن را براي مواقع ضروري کنار بگذاريد. سعي کنيد درآمدتان را عاقلانه و درست خرج کنيد.
3) خودپسندي: در جهان دو گروه از مردم وجود دارند، افراد بخشنده و افراد گيرنده. ازدواج دو نفر بخشنده مي تواند يک مسئله رضايت بخش و خوشايند براي هر دو طرف باشد، بين دو نفر بخشنده و گيرنده هميشه اصطکاک وجود دارد، اما دو نفر گيرنده در عرض شش هفته زندگي مشترک، به جان هم مي افتند و دمار از زندگي هم درمي آورند. خودپسندي و خودخواهي، ازدواج را به ورطه نابودي مي کشاند.
4) دخالت والدين: اگر زن يا شوهر به طور کامل از والدينشان جدا نشوند، احتمال بروز مشکل در زندگي زناشويي آنها وجود خواهد داشت. بعضي از والدين دوست ندارند فرزندشان پس از ازدواج از آنها دور شود و ترجيح مي دهند که در کنارشان زندگي کند. آنها به اين مسئله توجه ندارند که در اين صورت ممکن است باعث به وجود آوردن مشکل در زندگي مشترک فرزندشان شوند.
5) توقعات زياد و بي جا: بسياري از زوجين انتظار دارند که پس از ازدواج وارد يک سرزمين پر از شادي و خوشبختي شوند. آنها هميشه روياي قصر پريان را در سر مي پرورانند، غافل از اين که گاهي اوقات در زندگي زناشويي مشکلاتي پيش مي آيد که عرصه زندگي آنها را تنگ مي کند.
6) بحث و جدل: سخن ما با کساني است که فضاي خانه را با بحث و دعواهاي خود مسموم مي کنند و باعث رنجش و نگراني طرف مقابل خود مي شوند و او را از ادامه زندگي مشترک دلسرد مي کنند. بدبيني و حسادت، يکي از علل ايجاد جر و بحث زوجين است و خودبيني عامل ديگري است که باعث آزار رساندن به طرف مقابل مي شود.
7) اعتياد: اعتياد نه تنها باعث از هم پاشيدن زندگي مشترک مي شود بلکه فرد را نيز از بين مي برد. هميشه از موادمخدر و مشروبات الکلي دوري کنيد.
8) خيانت و بي وفايي نسبت به همسر: ازدواج، پيمان و تعهد بين دو نفر است و آنها را متعهد مي سازد که تا آخر عمر به هم وفادار بمانند و در غم و شادي هاي زندگي، شريک يکديگر باشند. متاسفانه بعضي از همسران به اين تعهد پايدار نمي مانند و پس از مدتي از جاده درستي منحرف مي شوند و به همسرشان خيانت مي کنند و با اين کار کتاب زندگي مشترکشان را براي هميشه مي بندند.
9) شکست در کار و تجارت: اين مسئله به خصوص در مردان بسيار به چشم مي خورد. اضطراب و نگراني که به دنبال اين شکست ايجاد مي شود، باعث آشفته کردن کانون خانواده مي شود.
10) موفقيت در تجارت و کسب و کار: شايد خطر موفق شدن در تجارت يا به اصطلاح يک شبه پولدارشدن بيشتر از شکست در تجارت باشد. گاهي اوقات، ثروت يکباره اي که به طرف خانواده ها سرازير مي شود باعث دور شدن آنها از يکديگر و منجر به مرگ زندگي مشترک مي شود.
11) ازدواج در سنين پايين: آمار طلاق در بين دختراني که در سنين 14تا17سالگي ازدواج مي کنند دو برابر بيشتر از دختراني است که در سنين 18تا19سالگي ازدواج مي کنند و نيز کساني که در سنين 18تا19سالگي ازدواج مي کنند، 75 برابر بيشتر از کساني که در سنين 20سالگي پيمان زناشويي مي بندند به دادگاه هاي طلاق قدم مي گذارند. اين آمار نشان مي دهد که فشار ناشي از اضطراب و هيجان هاي دوران نوجواني با مشکلات زندگي مشترک در هم مي آميزد و خيلي زود زن و شوهر را به پاي ميز طلاق مي کشاند
به نقل از سايت روزنامه ابتكار شماره 1116
© کپی رایت توسط موسسه فرهنگی هنری قلم صنع (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.
نوشته شده در تاریخ: 1386/11/17 (1037 مشاهده)
