کاملا حالتونو درک میکنم و میدونم چقدر تحملش سخته از اینکه بتونی تمام خاطره ها و لحظات قشنگی رو که در کنار هم داشتین و فراموش کنید واقعا نمیدونم چی بگم.
ولی میدونم که خدا همیشه کنار بنده هاش هست و اونا رو تنها نمیذاره شما باید محکم و استوار باشید و این انرژی از بین رفته رو دوباره بدست بیارید
این یه امتحان الهی بوده واسه شما که میزان صبر و تحملتون سنجیده شده امیدوارم از این امتحان سربلند بیرو ن بیاین
خدا صابرین رو دوست داره و وعده داده بعد از هر سختی دو راحتی هست و مطمئن باشید که پاداش این صبرتونو میبینین که خیلی شیرین و قشنگه
من خودمم تو زندگی نتیجه صبرمو دیدم و واقعا خیلی بزرگتر از اون ناراحتی بوده که متحمل شدم و همه غم و غصه از بین رفته و طعم شیرین خوشبختی رو چشیدم شما هم یه زندگی شادو عالی در انتظارتونه که بهاشو دارین میپردازین و به این پیروزی شیرین میرسید
با صبر و توکل به خدای منان که همه امور و قدرت در دست اوست
شاد و پیروز باشید _________________ شاعر از کوچه مهتاب گذشت، لیک شعری نسرود
نه که معشوقه نداشت، نه که سرگشته نبود
سالها بود که دگر کوچه مهتاب خیابان شده بود
ببخشید اینقدر دیر جواب می دم . ممنون که همراهم بودین و هستید . اینجوری کمتر احساس تنهایی می کنم امیدوارم همیشه دلتون خندون باشه و غم بهش راه پیدا نکنه.
مرسی
سلام raha9 عزیز
عیدتون مبارک
مرسی که سر زدی . خدا رو شکر خیلی بهترم. 2-3 روزی مشغول گشت و گذار بودم . خیلی تو روحیم تاثیر مثبت داشت. گاهی دلم می شکنه ولی باز به خودم میام که دنیا هنوز قشنگه شاید قشنگتر از قبلش و من حالا فرصت های زیادی برای خود سازی و رشد دارم پس دنیا به آخر نرسیده که هیچ، بلکه یک دنیا جدید پیش رومه . نمی دونم شاید دارم شعار می دم ولی همین شعارا سر پام کرده پس اگه شعارم باشه باز خوبه.
فکر می کردم تاریخ مصرف این تاپیک گذشته . اما اشتباه می کردم. خیلی تو این مدت یزرگ شدم اتفاقای اطرافم اینقدر عمیق و تکان دهنده بود که مجبورم کرد کلی بزرگ شم و با تجربیات جدید عواطف جدید و برخوردهای جدید حتی آدمای جدید خیلی دیدم به زندگی تغییر کرد.
اما با وجود اینکه از بند خیلی وابستگیهای افراطی رها شدم اما نشونه های سر راهم میاد که نمی گذاره بتونم راحت خاطرات خوب و بدم رو کنار بگذارم.
2 شب پیش خوابشو دیدم . البته بار سوم تو هفته گذشته بود اما این بار خیلی فرق داشت.خیلی ناراحت بود منم ناراحت بودم کلی گریه کردیم با هم . گفتم شاید به خاطر فشارای کاری این چند روزه باشه . اما امشب به یکی از دوستای مشترک زنگ زدم و از احوالش پرسیدم و گفت که همون 2 شب پیش زنگ زده و این مدت داره خوب فکر می کنه و داره واقعیت ها رو خوب می بینه . حتی گفت بهش گفتم که حالا که این تجربه رو داری هنوز راه برگشت هست. اما گفته نه الان نمی تونم
فکر می کنم اون شبی که خوابش رو دیدم تو همین افکار بوده و برای همین این خواب رو دیدم
این اتفاقا باز تکونم داد. مدتیه مثل یک کشتی شدم که هر موجی به این راحتیا تکونش نمی ده ، اما این یکی واقعا موج قوی بود که باز حسابی من و به تلاطم در آورد و بهانه ای شد برای نوشتن
نمی دونم جکایت من چیه این سال نود همونجوری که اولش با خدای خودم احد کردم که کارای ناتمام و درگیریهای با خودمو تموم بشه حسابی سال خواصی شده . امیدوارمبعد از اینم هر آنچه خیره پیش بیاد
به دعای شما نیاز دارم
استاد وحید یک سری اگه بزنین و راهنماییم کنید ممنون می شم همینطور همه دوستای خوبم که هر چند چیزی براشون ننوشتم ولی همیشه پی گیر تاپیکاشون بودم
سلام
همه اين اتفاقات طبيعي هست .زندگي يعني تجربه .اينكه وقتي شما خواب مي بينيد طرف مقابلتون داره فكر ميكنه به خاطر احساس مشتركيه كه وجود داره وانرژيهاي مشترك بين شما .به هر حال اينا ادم رو بزرگ ميكنه وتوانايهايي رو در ادما زياد .
حتما وحتما وقتي تصميمي ميگيريد سعي كنيد عملي كنيد اينكار هم اعتماد به نفس شما رو بالا ميبره وهم اينكه در مصمم بودن تصميمات شما رو پا برجا نگه ميداره .
اميدوارم همه چي درست پيش بره .گاهي وقتا ادما قدر چيزي كه دارن نمي دونن وقتي از دستش ميدن متوجه ميشن كه چيز گرانبهايي رو از دست دادن احتمالا همسر سابق شما هم داره به اين نتيجه ميرسه .
ميدونيد همه چيزاي خوب زندگي به راحتي بدست نمياد .صبور باشيد كه خداوند بهترينها رو به شما خواهد داد.
صبر ادم رو بزرگ ميكنه واعتماد به نفس ادم رو بالا ميبره .
موفق باشيد براي ما دعا كنيد وبراي همسر سابقتون .دعا كردن به ادما ارامش ميده امتحان كنيد .چون خداوند صدا شما رو خوب خواهدشنيد وخوبتر پاسخ خواهد داد.
راست می گی تمام حرفهاتو قبول دارم تو خداگاهم خیلی با قضایای پیش اومده مشکلی ندارم و همون دید تجربه رو بهشون دارم. اما احساس می کنم د رناخداگاه هنوز خیلی با خودم کنار نیومدم و این خوابها هم که شده مزید علت. شایدم باز یک نشونه دیگس برای من.
دعا رو خوب گفتی .آره هر وقت براش آرزوی خوشبختی کردم و برای خودم حالم بهتر شده مرسی که باز به یادم آوردی دوست خوبم
مواظب کشتیه دلت باش...تو این طوفان فقط نیاز به یه ناخدای خوب داره....تو میتونی...من مطمئنم...فقط یادت باشه بادبانتو بکشی بالا....اون وقت خیلی راحت که نه ولی با تلاش میتونی از این طوفان گذر کنی
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : قبلی1, 2, 3 ... 12, 13, 14
صفحه 14 از 14
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم