| مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی |
| نویسنده |
پیام |
s123
پرسشگر


عضو شده در: 24 شهریور 1390
پست: 22
تشکر: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 26 آبان 1390 - 08:56 عنوان: |
|
|
bamzi61, سلام خوبی ؟
مرسی از لطفت ,تو تایپکت برات مینویسم .
منم دارم سعیمو میکنم که حل بشه , برام دعا کنین. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
nilin
فعال


عضو شده در: 18 مرداد 1389
پست: 632
تشکر: 84 تشکر شده 155 بار در 126 پست
محل سکونت: تهران 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 26 آبان 1390 - 11:47 عنوان: |
|
|
خب !
سلام به همه
و مخصوصاً صاحب تاپیک ، آقا شهریار عزیز
شهریار ، یعنی چی زیر دیپلم حرف بزنم ؟!!!! اگر حتی احساس هم می کردم که هضم حرفام برات سخته این مدلی نمی نوشتم ، ولی من احساس دیگه ای دارم ، مگه خودت نمی گی من تیزهوشم پس سعی کن متوجه بشی ، می دونم که متوجه می شی ، البته شاید الان نه ، ولی همینکه اینها رو بخاطر بسپری و فقط بهشون گوش بدی کافیه ،
شهریار می دونی بچه ها چطور حرف زدن یاد می گیرن ؟! اول فقط می شنون و گوش می دن و اون کلمات رو بخاطر می سپرن به عبارتی توی مغزشون حک می شه ، بعد که مغزشون تونست کلمات و مدل ادا کردن اونها رو تجزیه تحلیل کنه سعی می کنن که چیزهایی که شنیدن رو به زبون بیارن بدون اینکه معنی اون رو بفهمن و بعد که با ادا کردن کلمات عکس العملهای اطرافیان رو می بینن ، تازه می فهمن که هر کلمه ای رو کجا باید به کار ببرن و بعد به مرور زمان معنی کلمات رو می فهمن و رسماً حرف می زنن ، دقیقاً در همین نقطه های زمانی هست که مغز اونها مثل یه دفتر پر از کلمه های بی معنی که خیلی قبل ترها فقط اونها رو شنیده بودن جلوی روشون باز می شه و به محض اینکه فقط یکبار اون کلمات رو بشنون و خاطره اون کلمات براشون تداعی بشه بلافاصله تکرار می کنن ،
آخرش اینکه حرفای من یا هر کس دیگه ای رو هم اگر متوجه نشدی ولی گوش کن و به ذهن بسپار ، دقیقاً در لحظاتی که آمادگی درکشون رو داشته باشی معنی و مفهوم اونها به سراغت میاد و .................... تو متوجه می شی ،
بیچاره آقای جینگلز ! دلم خیلی براش سوخت ، چقدر زجرکشیده تا مرده ؛ توی حموم !!!
راستی متولد چه ماهی هستی ؟
چند شب پیش برای اینکه پسرم رو ترغیب کنم تا لیوان شیرش رو تا آخر بخوره بهش گفتم که شیرت رو بخور تا مثل بابا بزرگ بشی و قدت بلند بشه ، بعد پسرم بلافاصله از من پرسید مامان اگه من قدم بلند بشه بازم می تونم روی پای تو بخوابم ؟ کلی از این حرفش خندم گرفت و البته به فکر فرو رفتم ، و الان که این حرفو زدی یاد تو افتادم که هنوزم می ری پیش مامانت می خوابی ! جالب بود برام که پسر منم از همین بچگی این قضیه خیلی براش اهمیت داره ، راستی دقیقاً چرا ؟ می تونی برام بگی ؟
موفق باشی _________________ و ای کاش می شد قطره ای از زمان را احساس کرد!!! |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
saraee
كاربر


عضو شده در: 3 مرداد 1390
پست: 176
تشکر: 1 تشکر شده 26 بار در 22 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 26 آبان 1390 - 13:18 عنوان: |
|
|
| شهریار خوشحالم که میگی تصور من از مشکلت بزرگتر از مشکلت بود |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
shahriyar
فعال


عضو شده در: 24 تیر 1390
پست: 656
تشکر: 0 تشکر شده 18 بار در 17 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 27 آبان 1390 - 03:32 عنوان: |
|
|
s123, چکاز کنم که از حرف زدنم خوشتون نیومد
خوش به حال شوهرت و برادر شوهرت |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
saraee
كاربر


عضو شده در: 3 مرداد 1390
پست: 176
تشکر: 1 تشکر شده 26 بار در 22 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 27 آبان 1390 - 20:20 عنوان: |
|
|
| shahriyar, زیادی رک هستی |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
shahriyar
فعال


عضو شده در: 24 تیر 1390
پست: 656
تشکر: 0 تشکر شده 18 بار در 17 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 6 آذر 1390 - 19:47 عنوان: |
|
|
nilin, سلام خوبید؟
بله من به حرفهای شما و بقیه فکر میکنم همیشه
چرا واسه پسرتون مهمه پیش شما بخوابه؟ خوب مادرش هستین و دوستتون داره
یکجوری حس میکنه یکی پشتشه و میتونه بهش تکیه کنه
خوش بحال پسر شما که هنوز بچه است و میتونه پیش مادرش باشه
من دیگه پیش اون نیستم چه برسه به اینکه بخوام کنارش بخوابم
متولد تیر هستم |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
shahriyar
فعال


عضو شده در: 24 تیر 1390
پست: 656
تشکر: 0 تشکر شده 18 بار در 17 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 6 آذر 1390 - 19:57 عنوان: |
|
|
saraee,  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
s123
پرسشگر


عضو شده در: 24 شهریور 1390
پست: 22
تشکر: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: سهشنبه 8 آذر 1390 - 15:25 عنوان: |
|
|
shahriyar, سلام , خوبی ؟
منم از شما نخواستم کاری بکنین , یه دردودل کوچیک بود که بهم فهموندی اشتباه کردم .
تو تمام مراحل زندگی برات آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم , شاد باشی.
خداحافظ |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
shahriyar
فعال


عضو شده در: 24 تیر 1390
پست: 656
تشکر: 0 تشکر شده 18 بار در 17 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: سهشنبه 8 آذر 1390 - 22:06 عنوان: |
|
|
s123, سلام خوبم مرسی
درد و دل نبودااا انتقاد هم نبود پیش داوری کردین ولی من همچین فکری ندارم
شما هم موفق باشید |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
s123
پرسشگر


عضو شده در: 24 شهریور 1390
پست: 22
تشکر: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 9 آذر 1390 - 14:33 عنوان: |
|
|
shahriyar, سلام.
چرا پسر خوب دردودل بود , دیدیم متاسفانه من که نتونستم به شما کمی بکنم مشکلمو بگم شاید شما بتونین کمی به من بکنین که با تند روی شما درمورد زنها تموم شد .
شهریار جان فقط بدون زنی که بخواد بین بچه وشوهرش یکی انتخاب کنه عرضه نداره ,یه زن و یه مادر باید بتونه کاری بکنه که شوهرش و بچه هاش در کنار هم باشن نه در مقابل هم .
فقط بدون یه مادر هیچوقت نمیتونه غم بچه هاشو ببینه و حاضر هر کاری واسه بچه هاش بکنه. فقط بعضیا راهشون نمیدونن.
من در مورد شما پیش داوری نکردم گفتم اگه واقعاً این عقیده رو دارین ...
بگذریم, من امشب میرم ,مشکلمم نسبتاً حل شد.
همیشه برات آرزوی شادی و موفقیت میکنم ,امیدوارم در تمام مراحل زندگی محکم و قدرتمند قدم برداری.
به خدا میسپارمت. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
shahriyar
فعال


عضو شده در: 24 تیر 1390
پست: 656
تشکر: 0 تشکر شده 18 بار در 17 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 17 آذر 1390 - 13:15 عنوان: |
|
|
s123,سلام
شما نوشتید تو اگه زورت رسید پدرتو میزنی ولی برادر شوهرم اینکارو نمیکنه. خدا رو شکر برادر شوهرم این عقیده رو نداره
نوشته های من هست نوشته های شما هم هست
من کی گفتم اگه زورم رسید پدرمو میزنم؟
چرا حرف توی دهان من میندازین بعد میگید درد دل بود
دردودل یه چیز در مورد دیگران پیش داوری کردن یه چیز
بین حرف تا عمل خیل فرقه .امیدوارم شما مادر خوبی واسه بچهتون باشی و سرگذشت من باشه عبرت واسه شما و دیگران از اول که کاری کنن بچه و شوهرشون با هم باشن !!! اما بچهتون برادر شوهرتون نیست که به این راحتیا همه چیز حل بشه
یه روز به حرفم میرسییییی |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
shahriyar
فعال


عضو شده در: 24 تیر 1390
پست: 656
تشکر: 0 تشکر شده 18 بار در 17 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 30 آذر 1390 - 17:18 عنوان: |
|
|
برای امتعانات پایان ترم چند روز استراحت دادن فردا میرم خونه  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
klllln
مدير گپ


عضو شده در: 30 آذر 1390
پست: 6059
تشکر: 166 تشکر شده 957 بار در 522 پست
محل سکونت: اسپانیا(ها ها باز بلگشتم اسفانیا) 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
shahriyar
فعال


عضو شده در: 24 تیر 1390
پست: 656
تشکر: 0 تشکر شده 18 بار در 17 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 12 دی 1390 - 20:05 عنوان: |
|
|
klllln, سلام خوبی؟
من الان پیامتو خوندم
میشه امشب بخونم ؟  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
shahriyar
فعال


عضو شده در: 24 تیر 1390
پست: 656
تشکر: 0 تشکر شده 18 بار در 17 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 28 دی 1390 - 01:08 عنوان: |
|
|
 |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|