تاریخ: پنجشنبه 20 مرداد 1390 - 19:00 عنوان: درمانده ام
سلام اقای دکتر
هیچوقت فکر نمیکردم انقد درمانده بشم که مجبور بشم پست بذارم
مادرم از لحاظ اخلاقی بشدت بیماره... یعنی هیچوقت نتونسته بمن محبت کنه یا حرف خوب بهم بزنه از لحاظ احساسی بشدت خسیسه
من دانشجوام حالا که خونه هستم هر روز کارم گریس و از خدا طلب مرگ میکنم
همیشه منو تحقیر میکنه. بهم فحش میده ، حتی غیبتمو پیش بابام میکنه و اونو بجونم میندازه
سختیای زیادی کشیده و حالا یجورایی عصبیه
اصلا دوسم نداره بارها خودش اینو گفته همیشه میگه کاش بمیری. تمام این حرفها و جا و جنجال هارو بخاطر مثلا دیر ظرف شستن (اکثرا کارای خونه) را میندازه
ولی از بچگی نفرت تو وجود من گذاشته.همیشه به خواهرم محبت میکنه ولی بمن نه.توی بدترین شرایط زندگی خواهرم طرفشو میگیره ولی من همیشه تنهام . همیشه طرد شدم. تو جامعه ستوده میشم و تو خونه تحقیر...
من نماز میخونم ولی چون اون نمیبینه بهم راحت میگه بی خدا... در صورتیکه اصلا روزه ایکه میگیره به نظر من درست نیست
نمیدونم چی بگم
اصلا خوب ننوشتم
اصلا متوجه رفتارش نیست . فکر میکنه عالیه وهمین بد بختیه چون انتقاد نمیپذیره
فک میکنه همه باهاش بدن و اون قربانیه
تا بحال حتی یبار هم پیش خودش نگفته این چه رفتاریه با بچم دارم
آقای دکتر، زندگی چه فایده ای میتونه داشته باشه وقتی تو حقیری وقتی بهترین سالای عمرت اینجوری داره میگذره وقتی مادرت بهت میگه خواهرت از تو زیبا تره
سلام
نحوه تعامل در خانه فرصت تجربه اندوزی با دوستانی واقعی است که در عین حال دلسوز ولی باظاهری خشن دوستی را مدیریت می کنند!
از زبان گلایه بکاه و بر مهارت مدیریت روابط بفزا!
مادر را سرشار از رضایت کن!
از پدر و خواهر خود دوست صمیمی و حامی بساز!
مادر منم بارها بهم گفته مرده شورتو ببرن
کارایی که برا من ممنوع بوده برا برادرم یا خواهرم ازاد بوده
مادرم می گه اخلاقم گنده اما دیگران نظرات دیگه ی دارن
سلام دختر م مادرها به دلیل ناامیدی از اینده ای روشن و خوب و نیز به علت زایمان مکرر و مسایل دیگه افسردگی مزمن دارن .اونا خیلی به کمک بچه هاشون محتاجند برای همین انقدر توی مباجث مختلف براحترام به اونا تاکید میشه .شما باید به مادرتون خیلی کمک کنید بخصوص توی کارای خونه چون این نوع کارا به او نا احساس حقارت و کلفت بودن میده .مادرا بخصوص وقتی بچه هاشون پیشرفت می کنن ولی به اونا توجه و احترام ویژه نمی کنن فکر می کنن بچه ها معرور شده اند و با این تحقیرها می خوان که غرور بچه ها رو کم کنن .شما باید به حدی به مادرتون کمک کنین که خودشون اعتراف کنن که زندگی بدون شما براشون محاله ! شما باید بهترین دوست مادرتون بشید همه جاهای خالی عاطفی را براشون پرکنید طوری که وقتی به شما نگاه می کنن اینده ی روشنشون رو ببینن بتونن امیدوار باشن که احترامشون محفوظه و به نوکر تبدیل نشده اند . در جواب توهینهاشون که از سر افسرده حالی و ناامیدی هست سکوت و احترام کنید ایشون برگردن شما حق دارن .هر طوری که صلاح می دونین دل ایشون را به خودتون واسته کنین جای دوری نمیره دیگه از این فرصتها به دستتون نمیاد وقتی ازدواج کنید برای همیشه از کمک به ایشون محروم می شید .حالا را غنیمت بدونید و به داد مادرتون برسید . موفق باشید .
سلام gandom7777,
ببین خواهرت برای مادرت چی کار میکنه که تو نمیکنی... یکم براش شبیه اون شو
هوای پدرت رو داشته باش... با میوه پوست کردن و چایی بردن و این چیزا
کارای خونه رو قبل از اینکه مادرت بگه انجام بده و در آخر ازش نظر بخواه
اگه باهات بد برخورد کرد چیزی نگو... سخته ولی خوب... گاهی باید سختی کشید تا از آینده بیشتر و بهتر استفاده کرد... همیشه خدا رو نظر بگیر و بی احترامی نکن
شاد باشی
بدرود
سلام عزيزم
حرفاي مامانت رو به حساب مادر بودنش ببخش ميدوني هيچكاريم كه برات نكنه 9 ماه باسختي تمام تورو تو وجودش نگه داشته وقتي مادر شدي اينو ميفهمي !
يه قراري بزار براي خودت وقتي مادرت داره باحرفاش شما رو ناراحت ميكنه براش دلسوزي كن به هيچ عنوان چيزي نگو يعني سكوت كن ميدوني ما آدما وقتي كسي ناراحتي قلبي داره وميدونيم ناراحتي قلبي داره هر چي بگه محتاط عمل ميكنيم وميگيم مريضه ،بيماره ،شما هم بگو مادرم بيماره به خاطر همين درمقابلش سكوت كن .
همه آدما زيبايهايي دارن كه ديگري بايد پيداش كنه بگرد زيبايهاي مادرت رو پيدا كن وبهش بگو كه زيباست مطمئن باش مادرت زيبايهاي تو روهم كم كم ميبينه وپيدا ميكنه وبهش اعتراف ميكنه كه چقدر زيبا هستي .
من همين الان بهت ميگم تو زيبا هستي چون به مادر بيمارت كمك ميكني چون خداوند تو رو انتخاب كرده براي كمك به مادرت ميدوني نگاه محبت آميز به پدر ومادر ثواب داره پس براي خدا به مادرت محبت آميز نگاه كن عزيزم.
خيلي سخت نيست يه بار كه خوابه ببوسش بعد ميفهمي چقدر دوستش داري .مطمئن باش كه مادرتم دوستت داره برا همين نمي دونه بلد نيست كه چطور نشون بده كه دوستت داره محبت به فرزند دلبخواهي نيست حسيه كه خدا تو وجود هر مادر قرارداده فقط مادرت فراموش كرده چطور ابرازش كنه.
بازم برامون حرف بزن كارايي كه گفتم انجام بده نتيجش رو بگو.
منتظرم موفق باشي زيباباترين دختر دنيا
سلام دختر م مادرها به دلیل ناامیدی از اینده ای روشن و خوب و نیز به علت زایمان مکرر و مسایل دیگه افسردگی مزمن دارن .اونا خیلی به کمک بچه هاشون محتاجند برای همین انقدر توی مباجث مختلف براحترام به اونا تاکید میشه .شما باید به مادرتون خیلی کمک کنید بخصوص توی کارای خونه چون این نوع کارا به او نا احساس حقارت و کلفت بودن میده .مادرا بخصوص وقتی بچه هاشون پیشرفت می کنن ولی به اونا توجه و احترام ویژه نمی کنن فکر می کنن بچه ها معرور شده اند و با این تحقیرها می خوان که غرور بچه ها رو کم کنن .شما باید به حدی به مادرتون کمک کنین که خودشون اعتراف کنن که زندگی بدون شما براشون محاله ! شما باید بهترین دوست مادرتون بشید همه جاهای خالی عاطفی را براشون پرکنید طوری که وقتی به شما نگاه می کنن اینده ی روشنشون رو ببینن بتونن امیدوار باشن که احترامشون محفوظه و به نوکر تبدیل نشده اند . در جواب توهینهاشون که از سر افسرده حالی و ناامیدی هست سکوت و احترام کنید ایشون برگردن شما حق دارن .هر طوری که صلاح می دونین دل ایشون را به خودتون واسته کنین جای دوری نمیره دیگه از این فرصتها به دستتون نمیاد وقتی ازدواج کنید برای همیشه از کمک به ایشون محروم می شید .حالا را غنیمت بدونید و به داد مادرتون برسید . موفق باشید .
سلام gandom7777,
ببین خواهرت برای مادرت چی کار میکنه که تو نمیکنی... یکم براش شبیه اون شو
هوای پدرت رو داشته باش... با میوه پوست کردن و چایی بردن و این چیزا
کارای خونه رو قبل از اینکه مادرت بگه انجام بده و در آخر ازش نظر بخواه
اگه باهات بد برخورد کرد چیزی نگو... سخته ولی خوب... گاهی باید سختی کشید تا از آینده بیشتر و بهتر استفاده کرد... همیشه خدا رو نظر بگیر و بی احترامی نکن
شاد باشی
بدرود
سلام gandom7777,
تو خوب باش... خوبی همیشه ارزش داره و دیر یا زود نظر بقیه هم عوض میشه... تو خدا رو نظر بگیر و به تشکر و جبران مادرت زیاد کار نداشته باش
Negar_Blue, میدونم سخته... حق داری... چون خونه باید محل آرامش و تکیه گاه باشه... ولی خوب چه میشه کرد... گاهی این جوری میشه... هر کسی ممکنه اشتباه کنه.. حتی پدر مادر
یجورایی هرطور بخواد بامن رفتار میکنه چون من مثه خواهرم نیستم
تقصیر خودمه
چون بخودم احترام نمیذارم
اگه چند روز بعد از رفتارش باهاش قهر باشم میفهمه
ازون میترسه ا نگار... احترامش بجاس. جونشم به جونش بستس...
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه 1, 2بعدی
صفحه 1 از 2
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم