سلام. من شاغلم. یه اشتباه کردم واونم این که تودوره نامزدی هروقت شوهرم کارش گیرمیکرد وکمک مالی نیازداشت به دادش رسیدم.یه وقتایی ازم کل حقوق ماهمومیخاست.البته میگفت بهت برمیگردونم ولی میدونستم خیلی که هنر کنه نصفشوبرمیگردونه اونم بعداز6ماه.منم به حقوقم براخریدجهیزیه م نیازداشتم.براش بهونه میاوردم وخیلی بامحبت میگفتم عزیزم خیلی دلم میخاد بهت بدم ولی مامان وبابام درجریان خرج کردن حقوق من هستن ونمیتونم جوابشونوبدم و... بالاخره باهزارتادلیل راضیش میکردم که کمتربهش بدم.چندبارازم پرسیدالان نمیتونی بعداز ازدواج چیکارمیکنی؟منم سرم داغ بودمیگفتم بعدش دیگه کاری به حقوقم ندارم اگه پول لازم داشتم ازتومیگیرم.
ولی الان خیلی پشیمونم.نه اینکه نخوام پولم مال زندگی هر2مون باشه.نه!
ولی یه وقتایی وقتی میرم خریدویه چیزی دلم میخادومی بینم اول بایدکیف پولمودربیارم ببینم تهش چقدرهست وخیلی وقتاواسه خریدام کافی نیست دلم واس خودم می سوزه وازدست خودم عصبانی میشم!
چندبارم مستقیم یاغیرمستقیم دراین باره باهاش حرف زدم اونم باناراحتی وهزارجورمنت عابربانکمو بدون اینکه چیزی بگه گرفته جلوم .منم چون نمیخام باناراحتی بهم برش گردونه حرفموپس گرفتم.
یا برام زن داداششومثال میزنه که اونم شرایط منوداره ولی شوهرشواندازه من دوست نداره.باهاش هم که حرف زدم اونم دلخوره ولی نمیتونه چیزی بگه.
نمیدونم چیکارکنم.دارم به شدت ازکارکردن متنفرمیشم.
توروخدابهم بگین چه جوری کارتموازش بگیرم که ناراحت نشه وروی روابط دیگه مون تأثیرنذاره.
فاها جون من چند تا از پستاتو که خوندم احساس می کنم خیلی مظلومی عزیزم.
چرا همیشه نگرانی که اگه واضح و منطقی دلخوریاتو انتظاراتتو به شوهرت بگی دیگه دوست نداشته باشه؟
آخه بعضی برخورداش باعث شده اعتمادبه نفسموازدست بدم وفکرکنم کم دوستم داره وبااندک موضوعی همون یه ذره هم ازبین میره.
yas-sجونم.من یه دونه خواهردارم که اونم ازم دوره .احساس میکنم یه خواهرخوب پیداکردم که هروقت درددل میکنم کنارمه وبه حرفم گوش میده.ازت ممنونم
آخی عزیزم ، تو به من لطف داری، منم همین احساسو دارم.امیدوارم بتونیم به هم کمک کنیم
میدونی فاها جان اگه شوهرت احساس کنه اینقد نگرانی که دیگه دوست نداشته باشه خصوصا که خودشم زیاد واسه جلب رضایت تو تلاشی نمیکنه، خیلی بده . همه چیز باید متقابل باشه.هم اون ملاحضه تورو بکنه هم تو..هم تو نگران کم شدن علاقه اون نسبت به خودت باشی هم اون
عزیزم این خاصیت آدمیزاده که توی روابط دوطرفه هرچی یه طرف بیشتر تمایل نشون بده و جلو بره و ابراز علاقه کنه و در مورد میزان علاقه طرف مقابل به خودش نگران و حساس باشه ، طرف مقابل بیشتر عقب میکشه...
حتی در مورد رابطه زن و شوهر..
در مورد مسائلی که رفتار متقابل نشون نمیده مثه همون ابراز محبت که قبلا گفتی، یه بار صریحا بگو از این کارش ناراحتی و توقعت ازش چیه. اگه توی رفتارش تجدید نظر نکرد تو هم مثه خودش تا مدتی سرد باهاش برخورد کن، حتی جلوی دیگران.
اما فاها جان الان که دیگه بارداری کلا دیگه قید این جور فکرا و حرفارو بزن و حتی پیگیر تاپیکاتم نباش دیگه. الان تو فقط باید توی یه فضای شاد و آروم باشی و بی خیال همه اون مسائلی که قبلا بهشون فکر میکردی و ناراحتت می کردن باشی.
فقط و فقط شاد باش و سعی کن استراحت کافی و تغذیه مناسب داشته باشی و انواع کتابای راهنمایی زنان باردار و رفتار با کودک و بخون،
همه دنیا و آدماش یه طرف و لذت اون نی نی که تو دلت داری یه طرف
فاها جون این hybye که میبینی منم
به خدا اینقد که من بی حواسم!
این نام کاریری من و شوهرمه که باهاش تست ازدواجو انجام دادیم همین جوری مونده بود رو سیستم ازش خارج نشده بودم،
خلاصه اینکه منو با کس دیگه اشتباه نگیریا!
مرسی یاس جون.سعی میکنم همینجوری باشم که توگفتی. گاهی باهاش درموردش حرف زدم ولی یاسکوت میکنه یابحثمون طولانی میشه ومن سردردو.....هیچی!
راستی تست ازدواج که باشوهرت انجام دادی نتیجه ش خوب بود؟
دیشب خیلی آروم وکم کم شروع کردم وازش خواستم بدون دلخوری کارتموبهم بده. آخه قبلش داشت یه جوری حرف میزد که اصلا حقوق من جایی رونمیگیره و زیاددردی رو دوانمیکنه(تازه من یه خورده حقوقم بیشترازاونه ولی به روش نمیارم) منم گفتم کارتو بده به خودم .منم دوست دارم مث مجردیام هروقت میرم خریدباخیال راحت برم و... گفت اگه اینجوریه بایدهمیشه مجرد می موندی!
فقط نگاهش کردم وهیچی نگفتم.
تورو خدایه راه حل بهم بدین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
faha, سلام عزیزم خیلی اشتباه کردی که اصلا گذاشتی جوری بشه که اون روی حقوق تو حساب کنه ،ببین عزیزم مشکل تورو داشتم ولی به نوع دیگه نذاشتم انقد شوهرم پیش بره جوری برنامه ریزی کردم که حقوق شوهرم برای مشکلات خودش باشه و قرضاش و منم تا جایی که بتونم کمکش کنم تا مشکلش حل بشه اینجوری یه منتی هم سرش میزاری بعدش بهش بگو من میخوام تو زندگی پیشرفت کنیم اینجوری که نمیشه پولامونو خرج کنیم وهیچی هم پس انداز نکنیم تو نمیخوای تو زندگی پیشرفت کنی؟
یه جوری بشین برنامه ریزی کن که درآمد خودتو کمتر خرج خونه کنی و بیشترش پس انداز و وقتی که داری بهش میگی جوری بگو که به نفع اون باشه و بگو که میخوام این پولارو که پس انداز کردم مثلا باهاش ماشین بگیرم خونه بگیرم تا راحت تر باشیم ،اینجوری هم به نفع تو میشه هم شوهرت موفق باشی
ممنون khanomgol که نظرتوگفتی
ولی مشکل من اینه که اصلا کارت حقوقیمودست خودم نمیده!!!!!!!!!
وگرنه من خودم برنامه های خوبی توذهنم هست.هم توخرجاکمکش میکردم هم پس انداز...
ولی حالا که حقوقم دست خودم نیست.
اصلا چندبارم به خودش گفتم که وقتی پول توکیفم کمه اعتمادبه نفسم میادپایین.وقتی توخیابون راه میرم یه جورایی احساس ترس میکنم!!!!!!!!!!
آخه چه جوری بهش بفهمونم که حقوقم حقققققمه وبایدبدون دلخوری نحوه خرج کردنشوواگذارکنه به خودم؟؟؟!!!
اون خیلی پروو شده توام یه بار دلتو بزن به دریا بگو کارتمو میخوام و هرچی ام گفت محکم جوابشو بده نترس به خودت بگو همین یه باره مگه کارتتو نمیخوای مگه حقتو نمیخوای محکم باش ولی سعی کن به هیچ وجه توهین نکنی تا روتون به هم باز بشه
با درآمد خودش مگه نمیشه زندگی رو بچرخونه؟(البته به نظر خودت)
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه 1, 2بعدی
صفحه 1 از 2
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم