سلام yAs-s,
شرمنده کردین... انشالله بتونم کمکتون کنم و در حدی باشه که ارزش دعوتی که ازم شده رو داشته باشم
اون تاپیکت رو الان خوندم... متاسف شدم... اوضاع خیلی خرابه
چند بار گفتم انصافا طلاق جداش اینجاست ولی بعد یاد حرف استاد دهنوی افتادم که گفتن طلاق هیچ وقت نباید اولین راه حل باشه... توکل بر خدا
یه محلتی براش مشخص کن... مثلا دو ماه... سه ماه... هر چی... بگو تا اون موقع باید به یه تصمیم برسیم... یا تو میخوای و میتونی تغییر کنی یا من با شرایط تو کنار میآم یا جدا میشیم... از این سه حال که خارج نیست... چون بحث یه عمر زندگی و بچه هاست
احتمالا این کار رو کردی ولی اگه نه امتحان کن... اگرم آره عکس العملش رو بهمون بگو... اینکه با هم تو آشپزخونه بریم و تو جلوی چشم اون با نکته هایی که اون میگه غذا درست کنی... شستنی ها رو همون جور که میگه بشوری... و کلا همه چیز طبق نظر اون
در مورد اینکه نمیخواد برات پول خرج کنه دلیلش اینه که پیشرفت تو براش سنگینه... سخته این پشرفتا رو ببینه... و دیگه اینکه فکر میکنی تو اگه پول داشته باشی به زودی میخوای برای خودت مستقل بشی و کم کم دیگه به اون گوش نمیکنی...
خیلی از این مشکلات فرهنگی در اصل اختلاف فرهنگیه تا مشکل... نباید از اول قبول میکردی... چون کلا آذری ها دوست ندارن خانومشون خارج از خونه هم کار کنه و خیلی توی چشم باشه
ولی کلا برام جالبه که فقط با غذا مشکل داره و سر بحث نجسی و پاکی و این چیزا حساس نیست... شاید به قول تو تاثیر رفتار و تربیت مادرش باشه
راستی یه مدت دعوا ها رو بذارین کنار... اگه شروع کرد چیزی نگو... فقط با اخم نگاش کن... همین
خوبی هاش رو روی کاغذ بنویس... خوبی ها یه طرف و بدی ها طرف... ازش بخواه در مورد تو هم همین کارو کنه... این برگه ها رو بزنین به در یخچال
ببخش اگه راه کار های کاربردی زیادی به ذهنم نرسید... مورد واقعا پیچیده است و تصمیم گیری سخته
شاد باشی
بدرود
سلام yAs-s,
تشکر لازم نیست... وظیفه بود
در مورد وسواس تنهایی و با چهار تا مشورت نمیشه به نتیجه رسید... باید بره پیش متخصص
اینکه کادو نمیگیره خوب نیست ولی میشه تا یه جاهایی درستش کرد... سخته ولی خوب
خوب وقتی یکم بیشتر از خوبی هاش گفتی و بیشتر به مشکلات بعد از طلاق فکر میکنم به این نتیجه میرسم که واقعا شاید طلاق گزینه ی خوبی نباشه
یه کاری کنین... لیست مخارج ماهانه رو بنویسین... تمام خرج ها... از کرایه تاکسی گرفته تا خرید های بزرگ... بعد خرج های اختصاصی مثل لباس رو جدا کنید... بعد اونایی که اون قبول میکنه رو مشخص کنه... برای اونایی هم که قبول نمیکنه دلیل بیاره...
بعد باقیمانده ی درآمد رو هم توی یه حساب مشترک پس انداز کنین
(میدونم اینا رو قبول نمیکنه ولی هم میخوام برخوردشو بدونم هم تلنگری بهش زده باشی)
بگو دیگه نمیخوای کار کنی... میخوای وقتت رو یه جور دیگه (مثلا خونه داری) بگذرونی... ببین واکنشش چیه
راستی یه درخواست
چند تا از خوبی هاش رو برامون بنویس... هر چندتا که به نظرا میرسه
شاد باشی
بدرود
سلام yAs-s,
تشکر لازم نیست.... وظیفه است
نمیدونم چند بار این بحث رو باهاش داشتی... اگه نداشتی انجام بده اگرم بوده بگو آخرش سر جوابش چیه... خیلی جدی ولی آروم و بدون عصبانیت ازش بپرس تو وسواس داری؟... مصلما میگه نه... بگو باور نمیکنم... حاضری چی کار کنی تا من باور کنم؟... بعد هر چی گفت بگو نه... تو داری به نفع خودت حرف میزنی یه نفر دیگه باید بگه تا من قبول کنم... و اونیه نفر هم باید هم آدمای وسواسی رو بشناسه هم تو رو تا من باور کنم الکی حرف نمیزنه... و بعد آدرس اون دکتری که گفتی بده بهش و بگو این آقا باید تایید کنه... اگه به نظرت تهدید به چیزی مثل مهریه جواب میده این کارو هم بکن
درآمدش چقدره؟... ماهی چقدر پس انداز میکنه؟... شغلش ثابته؟
گفته بودم تمام خصوصیات مثبت و منفی هم دیگه رو بنویسین و بزنین روی در یخچال... این کارو کردین؟
براش کادو بگیر... حتی اگه ناراحت بشه... بعدم بگو چون دوست دارم برات کادو میگیرم... حتی اگه تو منو این مدلی دوست نداشته باشی...
ماهگرد ها رو هر ماه جشن بگیرین... منظورم همون روزی از روزهای هر ماه هست که اون روز عقد کردین... جشن هم یعنی یه روز خوب و دوست داشتنی... میخواد با دو تا شاخه گل باشه... دو تا بستنی... یه شعر قشنگ... خرید یه هدیه... گردش... بازی... بوسه+مخلفاتش... هر چی
موفق باشی
بدرود
سلام yAs-s,
پس هیچ دکتری رو قبول نداره... همه رو از دم رد میکنه... عجب... ذهنم به هیچ جا نمیرسه فعلا
یه مدت با بحث اسراف اذیتش کن... بگو خدا راضی نیست این قدر آب مصرفی میکنی
مهریه رو فعلا بی خیال.... طرف اوضاعش خراب تر از این چیزاست
باید بیشتر فکر کنم... ببخش که چیز زیادی ندارم بهت بگم... کار تخصصی لازم داره
موفق باشی
بدرود
سلام یاس جونم. خوبی؟ تاپیکتو خوندم.راستش به نظرمن شوهرت خصوصیات خوبش خیلی بیشترازخصوصیات بدشه.یعنی یه خوبیایی داره که ارزش اینوداره که بدیهاشونبینی. درسته که بدیهاش ازنوع کمیاب ومقاوم به درمانه ولی وقتی خوبیاشومیخوندم فکرکردم طلاق اصلا مناسب حال تونیست باوجوداینکه میدونم زندگی هم خیلی واست سخته!
ببینم شوهرت پولاشوچیکارمیکنه؟
سلام yAs-s,
ببینم موز رو هم میشوره؟
اوضاع آروم نیست و این هم تنها مشکلتون نیست وگرنه یکم اذیتش میکردم... میگفتم یه مدت نشسته میوه بخوری... مخصوصا چیزایی که پوست کندنی هست.. ولی به جنگ و دعواش نمی ارزه
یه زنگ به مادرش بزن... شاید سخت باشه ولی این کارو بکن... جلوش خودش ولی نه اینکه از قبل بهش بگی... زنگ بزن و بعد از یه احوال پرسی بگو با فلانی داشتیم صبحت میکردیم در مورد شب قدر... گفتیم دعای کی بهتر از مادر... التماس دعا... گوشی میدم با خودش صحبت کنین... بعد با لبخند نگاهش کن
راستی غذا درست کردن رو تقسیم کنین... یا پلو و خورشت رو تو درست کن شستن سبزی و درست کردن سالاد با اون... یا بر عکس
راستی ببینم... با شست ظرفا مشکلی نداره؟... با لیوانی که تو بشوری آب میخوره؟
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه 1, 2, 3بعدی
صفحه 1 از 3
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم