تاریخ: دوشنبه 31 مرداد 1390 - 20:01 عنوان: تا حالا بعد از ازدواج عاشق شدید؟(کمک فوری)
سلام من وقتی ازدواج کردم17سال داشتم.در اوایل زندگیم با همسرم خیلی مشکل داشتم مخصوصا با مادر شوهرم.مادرشوهرم تا اونجایی که تونست هر بلایی که خواست سر من اورد فقط من نبودم داماد خانواده هم از دست مادر شوهرم ناراحت بود.تا اینکه حدود3سال پیش داماد خانواده از من خواستگاری کرد.من و اون میخواستیم از همسرانمان جدا بشیم ولی خانوادم مخالفت کردن چون من یه دختر داشتم.من و اون هنوز با هم رابطه داریم و من دوستش دارم و این موضوع باعث شد که تو زندگیم از لحاظ اخلاقی خیلی تغییرکنم.وخیلی رفتارم اروم تر شد قبلاخیلی عصبی بودم وخیلی گوشه گیرولی الان رفتارم خیلی بهتر شده وخانواده ی شوهرم به من میگن عروسی بهتراز من وجود نداره وشوهرم به شدت به من علاقهمندشدتاجایی که بدون من اب نمیخوره.چون نست به رفتارهای زشتشون بی تفاوت شدم.ولی نمتونم دلم جای دیگه ای هست.اونم همینطور باوجودمن اخلاقش تغییر کرد دیگه عصبانی نمیشه چون منو دوست داره.دارم با زجر زندگی میکنم زندگی برام خیلی سخته وقتی که به ظاهر داری با یه نفر زندگی میکنی ولی قلبت جای دیگه ای هست.کاش شوهر و مادر شوهرم منو درک میکردن و اینقدر منو اذیت نمیکردن.حالا شوهرم عاشق منه و من عاشقش نیستم
این مطلب آخرین بار توسط ldkh در دوشنبه 31 مرداد 1390 - 21:21 ، و در مجموع 3 بار ویرایش شده است.
تاریخ: دوشنبه 31 مرداد 1390 - 20:04 عنوان: Re: تا حالا بعد از ازدواج عاشق شدید؟
ldkh نوشته است:
سلام در اوایل زندگیم با همسرم خیلی مشکل داشتم مخصوصا با مادر شوهرم.مادرشوهرم تا اونجایی که تونست هر بلایی که خواست سر من اورد فقط من نبودم داماد خانواده هم از دست مادر شوهرم ناراحت بود.تا اینکه حدود3سال پیش داماد خانواده از من خواستگاری کرد.من و اون میخواستیم از همسرانمان جدا بشیم ولی خانوادم مخالفت کردن چون من یه دختر داشتم.من و اون هنوز با هم رابطه داریم و من دوستش دارم و این موضوع باعث شد که تو زندگیم از لحاظ اخلاقی خیلی تغییرکنم.وخیلی رفتارم اروم تر شد قبلاخیلی عصبی بودم وخیلی گوشه گیرولی الان رفتارم خیلی بهتر شده وخانواده ی شوهرم به من میگن عروسی بهتراز من وجود نداره وشوهرم به شدت به من علاقهمندشدتاجایی که بدون من اب نمیخوره.چون نست به رفتارهای زشتشون بی تفاوت شدم.ولی نمتونم دلم جای دیگه ای هست.اونم همینطور باوجودمن اخلاقش تغییر کرد دیگه عصبانی نمیشه چون منو دوست داره.دارم با زجر زندگی میکنم زندگی برام خیلی سخته وقتی که به ظاهر داری با یه نفر زندگی میکنی ولی قلبت جای دیگه ای هست.کاش شوهر و مادر شوهرم منو درک میکردن و اینقدر منو اذیت نمیکردن.حالا شوهرم عشق منه و من عاشقش نیستم
ldkh, چقدر عجیب!
من ازدواج نکردم و شاید خیلی درکت نکنم.اما به نظر خیلی سخته که بخاطر کوبیدن احساسات و ارزشت همسرت دوست داشته باشه.بعد تو اونو دوست نداشته باشی..
عزبزم بیا ویکم دیگه تلاش کن.ببین میتونی شوهرت رو دوست داشته باشی.نسبت به کاراش صبور باش.حالا که عاشقته فکر کنم راحت تر بتونی به خواستت برسی.بخدا حیفه زندگیت رو بهم بریزی.تو که اینقدر خوبی.حالا تلاشت رو بکن تا همسرت رو بجای مرد دیگرون دوست داشته باشی.اقای حورایی یکی از بهترین روانشناساس.میگفت به همسراتون بگین دوست دارم.حتی اگه دوسشون ندارین.کم کم محبت ایجاد میشه و دوسشون خواهید داشت
هیسکی با نصیحت عاشق نمیشه
ببین دلت چی میگه _________________ از زمانی که همه روابط خودم را با دیگران بریده ام می خواهم خودم را بهتر بشناسم..
صادق هدایت .. بوف کور
نارسیس
به فکر اینده بچه ت باش
نذار بشه بچه طلاق از خودت بگذر چون از تو دیگه گذشته اگه یه روز فامیلا همسایه ها دوستا و همکلاسی های بچه ت بفهمن مادرش دوس پسر داشته چی میشه
آینده ش خراب می شه
هرکی بخواد باش ازدواج کنه میگه دختر مثل مادرشه اونم فردا مثل مادرش عاشق می شه
خیلی خود خواهی که بجای کنار اومدن با مشکلات یا حل اونا رفتی دنبال عشق و کیف خودت
سلام ldkh,
عجب حکایتی
ببینم از امروز شوهرت راضی هستی؟... اگه روز اول با همین شخصیت رو برو میشدی مشکلی نبود؟... کارای زشتی که میگی چیاست؟... بگو شاید بشه یه کاریش کرد
اما در مورد اون آقا که گفتی... به نظر من اون رابطه از اول اشتباه بود و بجاش باید راه های اصلاح رو پیش میگرفتی... الان دیگه ارزش نداره با داشتن یه دختر بخوای جدا شی... تازه به نظرت فردا که دخترت بزرگ شد با این موضوع چه جوری برخورد میکنه؟... تو رو خیانت کار نمیدونه؟
و یه نکته ی خیلی مهم... به نظرت خدا این وسط کجاست؟... خدا از رابطه ای که تو با اون آقا داری راضیه؟
به حرفام فکر کن و جواب سوالام رو بده... ما سعی میکنم کمکت کنیم که زندگی بهتری داشته باشی
موفق باشی
بدرود
برام خیلی سخته که ازش جدا بشم چون هر دو همدیگروخیلی دوست داریم .ومدام توی فامیل همدیگرو میبینیم خیلی سخته جدا شدن در این شرایط وهمچنین بخشیدن شوهری که فقط به خاطر منافع مادیش با من ازدواج کرد ولی شما بگید جطور میتونم دیگه به یادش نباشم؟؟؟/
برام خیلی سخته که ازش جدا بشم چون هر دو همدیگروخیلی دوست داریم .ومدام توی فامیل همدیگرو میبینیم خیلی سخته جدا شدن در این شرایط وهمچنین بخشیدن شوهری که فقط به خاطر منافع مادیش با من ازدواج کرد ولی شما بگید جطور میتونم دیگه به یادش نباشم؟؟؟/
بله.همسرم با من فامیله و اون موقع پدرم مریض بود ومیدونست که ارث زیادی به من میرسه.پایه ی ازدواج من پول بود این موضوع را بعد از ازدواج فهمیدم.اون موقع بود که درخواست های مادیشون از من شروع شد وچون من در شهردیگه ای زندگی میکردم و دور از خانواده ام بودم و تنها بودم و هیچکسو نداشتم بهشون پول میدادم باورتون میشه تا چندسال من خرج شوهرمو میدادم
بله.همسرم با من فامیله و اون موقع پدرم مریض بود ومیدونست که ارث زیادی به من میرسه.پایه ی ازدواج من پول بود این موضوع را بعد از ازدواج فهمیدم.اون موقع بود که درخواست های مادیشون از من شروع شد وچون من در شهردیگه ای زندگی میکردم و دور از خانواده ام بودم و تنها بودم و هیچکسو نداشتم بهشون پول میدادم باورتون میشه تا چندسال من خرج شوهرمو میدادم
چه عيبي داره؟
مهم اينه كه طرفين بتونن از زندگي لذت ببرن و به خواسته شون برسن.
مگه كم هستن خانومايي كه ملاك اصلي شون براي ازدواج توان مالي بالاي طرف مقابله؟ آيا شوهراشون ازشون شاكي ميشن؟
زندگي مشترك چيزي بيش از يه قرارداد نانوشته نيست، من نياز تو رو بآورده ميكنم به شرط اونكه تامين نياز تو در گرو تامين نياز من باشه.
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه 1, 2بعدی
صفحه 1 از 2
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم