| مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی |
| نویسنده |
پیام |
havva_98
فعال


عضو شده در: 23 خرداد 1390
پست: 577
تشکر: 9 تشکر شده 53 بار در 36 پست
محل سکونت: شیراز 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 9 شهریور 1390 - 00:08 عنوان: مثبت اندیشی.. |
|
|
سلام..
دوستای عزیزم.. یه عده ای از شما منو میشناسید و بعضی ها هم منو با نام کاربری سابقم میشناسن. خیلی ها به من با کاربری سابقم کمک کردن.. که از همشون سپاسگزارم..
یه مدته بین خوبی و بدی موندم.. زندگی هر کس با اتفاقاتی عجین شده پر از خوبی و بدی.. اما گاهی ما آدما کم میاریم و تاثیر بدیها رو پر رنگ تر می بینیم...
امشب شب عید فطر هست.. بعد یه ماه روزه داری .. امشب شب عیدی دادن و عیدی گرفتنه.. شاید عیدیه من همین تاپیکی باشه که الان می خوام بزنم..
من سابقا خیلی مثبت اندیش بود یعنی عادتم بر این بود که نیمه پر لیوان رو ببینم تا نیمه خالی .. اما تو زندگیم در جریان مسائلی قرار گرفتم که خیلی نگاهم تغییر کرد به همه چیز.. خود توی این تغییر خودم هم مقصر بودم..
امااا
امشب من تصمیم گرفتم مثبت اندیشی رو تمرین کنم.
میشه کمکم کنید؟؟
سابقا هم این تصمیم رو گرفتم اما زود فراموش کردم و بدی ها به من غلبه کرد..
من نمیدونم از کجا شروع کنم .. اما مطمئنم با کمک شما می تونم به نتیجه دلخواهی برسم.. من از الان تا یه ماه اینده سعی دارم مثبت اندیشی رو تمرین کنم..
روی کمک تک تکتون حساب می کنم.... میشه بگید از کجا شروع کنم؟؟؟
این مطلب آخرین بار توسط havva_98 در چهارشنبه 9 شهریور 1390 - 00:41 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
| تشکرها از این تاپیک |
| havva_98 از این تاپیک تشکر میکنم |
taze-nafas
مدير بازنشسته


عضو شده در: 4 تیر 1390
پست: 9693
تشکر: 777 تشکر شده 702 بار در 459 پست
محل سکونت: دور دست ها 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 9 شهریور 1390 - 00:26 عنوان: |
|
|
havva_98, سلام علی کم
مریم خانوم من هم گذشته ی مشابه شما رو داشتم و هم این تصمیمی که گرفتین رو قبلا گرفتم
ولی پیش آمدهای بسیاری برایم پیش آمد
تا به این نتیجه رسیدم
گاهی فقط باید صبور بود فقط باید تن به رضایت خدا داد و نتیجه را فقط و فقط به خدا سپرد و امید و توکل به او داشت
چون ما نباید همیشه در زندگی انتظار خوبی و خوشبختی رو داشته باشیم همیشه نباید بگیم چون من موفق نشدم پس دیگه همه چی تمومه باید منتظر خواست خدا بود تا اونچه که صلاح و مصلحتمونه برامون پیش بیاره
این تجربه ی من در طی شش ماه اخیر بود
پاینده باشید  _________________ درد من حصار برکه نیست
بلکه زندگی با ماهیانیست که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
mahtabj0on
مدير گپ


عضو شده در: 8 اردیبهشت 1390
پست: 4331
تشکر: 58 تشکر شده 435 بار در 321 پست
محل سکونت: پایتخت فرهنگ و تــمدن و ادب و هنــــــــــر ایران *کــــلان شــــهر شیـــــراز* 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 9 شهریور 1390 - 00:31 عنوان: |
|
|
سلام گلم
به نظرم مثبت اندیشی رو از همینجا شروع کن
از سایت قلم صنع
درسته که خیلی از تاپیک ها و مشکلات بچه ها ناراتت میکنه
ولی تو این جنبه ی مثبتش رو نگاه کن که خیلی چیزا از اون مشکلات رو میتونی به عنوان تجربه توی زندگیت قرار بدی.
این جنبه ی مثبت رو نگاه کن با ادمای مختلف با فرهنگ های مختلف، خیلی واقعی ، داری توی دنیای مجازی باهاشون ارتباط برقرار میکنی.
و مهمتر از همه اینکه
میتونی این جنبه رو نگاه کنی که قراره تغییر رفتارت که باب میلت هست ، اینجا کلید بخوره(کلید خورده درواقع یه جورایی)
فعلا همینا به ذهنم میرسه عزیزم
انشالا که موفق میشی میدونم
همونطور که 2 سال پیش با اراده ارشدت رو توی کوتاهترین زمان برا درس خوندن قبول شدی سراسری
شبت خوش  _________________ |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
neda0148
فعال قلم صنع


عضو شده در: 30 مرداد 1390
پست: 6415
تشکر: 144 تشکر شده 487 بار در 302 پست
محل سکونت: میخوای بیای خونمون..؟ 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 9 شهریور 1390 - 00:35 عنوان: |
|
|
havva_98,
منم بگم؟  _________________ از زمانی که همه روابط خودم را با دیگران بریده ام می خواهم خودم را بهتر بشناسم..
صادق هدایت .. بوف کور
نارسیس |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
havva_98
فعال


عضو شده در: 23 خرداد 1390
پست: 577
تشکر: 9 تشکر شده 53 بار در 36 پست
محل سکونت: شیراز 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 9 شهریور 1390 - 00:49 عنوان: |
|
|
taze-nafas,
آقا محمد عزیز.. مرسی که امدی و نظر دادی.. خوب پس میشه گفت قانع بودن یه جور رضایت و رضایت مثبت اندیشی میاره؟؟
من خیلی جاها میگم توکل به خدا اما معمولا به زبونه تا به دلم.. خیلی دوس دارم از ته دلم بگم اینو و انق ایمانم قوی بشه که یه لحظه هم به خواست خدا تردید نکنم..
کار سختیه اما من تمرین می کنم..
mahtabj0on,
مهتاب عزیز.. درسته تاپیکهای اینجا خیلی ناراحتم میکنه مخصوصا اون دسته از تاپیکایی که باهاشون احساس نزدیکی می کنم.. اما خوب درسته همه اینا رو یه تجربه واسه آینده می بینم.. خیلی جاها سر میزنم و نظرات دوستان رو می خونم و ازشون استفاده می کنم..
neda0148,
ندا جون.. اتفاقا تو باید نظر بدی.. هر پشنهاد و نظری باعث بوجود امدن باور در آدما میشه.. این باور به خودتم کمک می کنه.. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
taze-nafas
مدير بازنشسته


عضو شده در: 4 تیر 1390
پست: 9693
تشکر: 777 تشکر شده 702 بار در 459 پست
محل سکونت: دور دست ها 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 9 شهریور 1390 - 00:57 عنوان: |
|
|
havva_98, رضی الله عنه
بله درسته دقیقا
وقتی توکل و امیدتون به خدا باشه دیگه چی میخوایین خدا مگه برامون کافی نیست .
پس خودتون بندازین تو آغوش خدا مثل بچه ای که مطمئنه وقتی پدرش اونا بالا میندازه حتما میگیرتش شما هم با خدا همینطور باشین  _________________ درد من حصار برکه نیست
بلکه زندگی با ماهیانیست که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
neda0148
فعال قلم صنع


عضو شده در: 30 مرداد 1390
پست: 6415
تشکر: 144 تشکر شده 487 بار در 302 پست
محل سکونت: میخوای بیای خونمون..؟ 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 9 شهریور 1390 - 01:05 عنوان: |
|
|
havva_98,
الان درست شد  _________________ از زمانی که همه روابط خودم را با دیگران بریده ام می خواهم خودم را بهتر بشناسم..
صادق هدایت .. بوف کور
نارسیس |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
havva_98
فعال


عضو شده در: 23 خرداد 1390
پست: 577
تشکر: 9 تشکر شده 53 بار در 36 پست
محل سکونت: شیراز 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 9 شهریور 1390 - 01:18 عنوان: |
|
|
taze-nafas,
خوب میدونید آقا محمد.. من توی زندگیم کم خدا رو صدا نکردم.. کم هم جواب نگرفتم.. اما احساس می کنم بازم خدا رو فراموش کردم.. یعنی چه جوری بگم.. بازم کم گذاشتم خیلی جاها..
می خوام جبران کنم.. از کجا؟؟
خوب من با خدا صحبت می کنم.. می تونم بگم تقریبا همیشه..
دلم می خواد برای خدا عاشقی کنم.. اما یه جاهایی نفسم نمیذاره..
یه دوست دارم انقده ارومه.. همیشه بهش غبطه می خورم.. همیشه منو تشویق می کنه به مثبت فکر کردن.. همیشه از خدا میگه.. دلم می خواد مثه اون خدارو بشناسم.. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
taze-nafas
مدير بازنشسته


عضو شده در: 4 تیر 1390
پست: 9693
تشکر: 777 تشکر شده 702 بار در 459 پست
محل سکونت: دور دست ها 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 9 شهریور 1390 - 01:26 عنوان: |
|
|
havva_98, خب اینا که عالین
در این مواقع باید کاری رو بکنی که اون بالا گفتم خدا هم کمکت میکنه .  _________________ درد من حصار برکه نیست
بلکه زندگی با ماهیانیست که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kebria
مشاور سايت


عضو شده در: 31 شهریور 1386
پست: 6731
تشکر: 856 تشکر شده 1269 بار در 810 پست
محل سکونت: قلم صنع 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 9 شهریور 1390 - 10:05 عنوان: |
|
|
سلام
زیبایی های بهشت را تصور کن و به همه دیدنی هایش در مواجهه با لحظه ها سوژه بگیر و سفر کن!
هیج وقت هوس نکن که تماشا گر جهنم باشی! اگر غفلتا تماشا چی شدی سوزندگی آن را حس کن و سریع فراری شو! |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
anahita_s
نيمه فعال


عضو شده در: 18 تیر 1390
پست: 403
تشکر: 74 تشکر شده 173 بار در 158 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 9 شهریور 1390 - 14:14 عنوان: |
|
|
havva_98, سلام عزیزم....
تو اولین پستی که تو همین تاپیک گذاشتن متوجه شدم اسمت مریمه.
اسم قشنگی داری یاد گل مریم میافتم....با اون عطرش....واااااااای آدمو مست میکنه مریم جون...آدم یاد خونه ی مامان بزرگا میندازه.نه؟!
عطر گل یاس رو هم مثل گل مریم دوس دارم!
مامان بزرگ من تو حیاط خونش گل یاس داره .همیشه بهش میگم کاش من گل یاس حیاط خونت بودم....کاااااااااش
راستی مریم جون چه تاپیک خوبی زدی همه میتونن ازش استفاده کنن آخه مثبت اندیشی چیزیه که همه احتیاج دارن.
خب همین که این تاپیکو زدی خودش اولین قدم واسه مثبت اندیشیه دیگه عزیزم....! |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
havva_98
فعال


عضو شده در: 23 خرداد 1390
پست: 577
تشکر: 9 تشکر شده 53 بار در 36 پست
محل سکونت: شیراز 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 9 شهریور 1390 - 14:43 عنوان: |
|
|
kebria,
وااای اقای دکتر خیلی قشنگ بود.. سعی می کنم اینطور باشم.. مرسی..
anahita_s,
آناهیتای عزیز... مرسی از لطفت .. منم خیلی دوست دارم گل یاس.. یکی از دوستام بچگی ها جلو خونشون یه بوته گل یاس داشتن.. من عاشقشون بودم.. هر روز صبح که می امدیم منتطر سرویس مدرسه بودیم اون واسم یه دسته گل یاس می آورد.. آخ یاد دوستم افتادم.. یاد بچگی ها.. چقده با صفا بود..
امیدوارم تو این تاپیک همه با امید بیان و کلی انرژی بگیرن..
توو خوبی انا؟ به تاپیکت که سر میزنم گاهی احساسم اینه که خیلی بهتر شدی.. واقعا خوشحالم که پدر و مادر به این خوبی داری.. یه وقتایی هم حسودیم میشه ها واسه پدرت اشاله سایشون همیشه بالا سرت باشه..
من امروز سعی کردم یه کم صبر تمرین کنم.. سعی کردم بخندم. تا الان خیلی دختر خوبی بودم.. پر از انرژی.. فقط باید یه کم سعی کنم صبور باشم.. باید رابطمو با خدا نزدیک تر کنم.. باید بیشتر با خدا حرف بزنم... نمیدونی این لحظه احساس می کنم همه آدمارو دوس دارم دلم می خواد تک تکشونو بغل کنم ببوسم.. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
anahita_s
نيمه فعال


عضو شده در: 18 تیر 1390
پست: 403
تشکر: 74 تشکر شده 173 بار در 158 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 9 شهریور 1390 - 14:53 عنوان: |
|
|
havva_98,
عزیز دلم.....لطف داری به من قشنگم.....
آره راس میگی....یاد بچه گیامون بخیر....ولی نمیدونم چرا افسوس نمیخورم واسه بچه گیام!
الان میتونیم بعضی موقع ها بچه بشیما....اینو میدونستی؟!
من که اومدم تو این تاپیک کلی انرزی گرفتم....!
خدا کنه این روزای سخت و دلتنگی زندگی منم زود تموم بشه....این روزا که تموم شد یه روز میام با هم دیگه بچه گی کنیم....باشه؟دوس داری؟!
ایشالا خدا پدرو مادر تو رو هم واست حفظ کنه مریم جونم....خدا بهشون سلامتی بده....
وااااااااااااای مریم جون میشه اول از همه منو بغل کنی ببوسی؟!
منم میبوسمت.....بوس بوس |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
havva_98
فعال


عضو شده در: 23 خرداد 1390
پست: 577
تشکر: 9 تشکر شده 53 بار در 36 پست
محل سکونت: شیراز 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 9 شهریور 1390 - 15:05 عنوان: |
|
|
anahita_s,
فدات بشم .. مطمئن باش بدیها یه روز تموم میشه.. پایان خوش ماجرا رو باور کن.. منم دوره های سخت مشابه تو رو پشت سر گذاشتم.. همین جا بچه ها کمک کردن فراموش کنم. نمی گم فراموش کردم هنوزم گاهی یه غم کمرنگ میاد به دلم اما سعی می کنم فکرم رو منحرف کنم.. به مرور بهتر هم میشی آنای عزیز..
من پدرم بچه که بودم از دست دادم.. اما مامانم خیلی خوبه.. دوستش دارم.. ممنون..
آره آنایی.. بدوو بیا بغلم.. بوووووووووووووس..
من عاشق پاییزم.. حس عاشقانه پاییز.. غم آبی کمرنگی که داره خیلی ملایمه.. توی پاییز می تونم تنهایی رو هم دوست داشته باشم.. الان هوای اینجا یه کم پاییزیه.. ابر گرفته همه جا..  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
setiblack
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 25 اردیبهشت 1390
پست: 1477
تشکر: 222 تشکر شده 162 بار در 133 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 9 شهریور 1390 - 16:22 عنوان: |
|
|
havva_98, من خیلی سعی می کنم مثبت اندیش
باشم
گاهی هستم گاهی هم اونقدر نا امید میشم چون از نظر روانی بهم فشار میاد
مریم من میدونم راه حل مشکلم چیه فقط دست خداست!! |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|