من 17 ساله ازدواج کردم تو سن 16 سالگی .از اول که دیدمش ازش متنفر شدم ولی به دلایلی مجبور شدم باهاش ازدواج کنم رو ز به روز ازش بیشتر بدم میاد حتی به صداش آلر ژی پیدا کردم اونم خیلی به من حساس شده و بدبین ولی اون خیلی دوسم داره .هم ازش بدم میاد و هم دلم براش میسوزه اینو بگم که اون تا سوم راهنمایی درس خونده و من دارم خودمو واسه فوق لیسانس آماده میکنم .تازگیا افسردگی شدید گرفتم دیگه نمیتونم درس بخونم همش به خودکشی فکر میکنم .میدونم شوهرم دوسم داره ولی همیشه تو این سالها زده تو سرم .تحقیرم کرده جلو بقیه سرم داد کشیده . نه این که من تو سری خور باشم ولی جلو مردم آبرو داری میکنم البته تو خونه دعوا زیاد داریم. الن دیگه رسیدم ته خط از خدام بدم اومده این همه سال نماز خوندم که چی؟ با این زیبایی حتی نفهمیدم عشق چیه؟دیگه از خودمم بدم میاد . مشاوره رفتیم ولی شوهرم نمیاد میگه همشون (دور از جون) احمقن . به من هم پول نمیده که پیگیر شم .رفتارش مثل مردای 100 سال پیش هست. دلم میخواد زلزله بیاد منو بچه هام با هم بمیریم از این زندگی لعنتی رها شیم .این نهایت آرزومه.
سلام
خراب نمودن و فریاد یاس هنر نیست!برای خراب نمودن بهترین زیبایی ها نه تخصص لازم است و نه توانایی خاص!
هنر در ساختن است! انرژی منفی ای که شما صادر می کنید امکان همسویی را در زندگی ازبین می برید!
مطمئن باش که دل منفور بهیج وجه سیگنال خوشایند ندارد و پاسخ دلبخواه نمی گیرد!
مشکل شما بمراتب بیشتر از همستان می باشد!
دوماه بر خودت مسلط شو و نفرت را از خودت بیرون کن! و به داشتن صفات خوشرویی و مهربونی خود را آراسته کن!
بدون اینکه باج بدهی او را به خود دلبسته ساز!
کلامی دلنشین ، نگاه مهربان و لبانی متبسم حتی در زمان دعوا فراموش نشود!
با غرورت بجنگ! برای موفقیت خود و همسر و فرزندانت طرح بده و برنامه بریز! وبه اجرای صحیح آن دقت کن!
همیشه اعضای خانواده را بر خود ترجیح بده!
khatereatepaeiz, گلم احساس میکنم تو هم از بعضی شرایط خسته شدی و هم اینکه یکم مغروری.
تو وقتی ازدواج کردی هم فوق لیسانس بودی؟
مگه اون بهت بها نداد؟
یادت نره خیلی از مردا از پیشرفت خانومشون احساس خطر میکنن.پس قدرشو بدون.اینکه دوست داره.اینکه مانع رسیدن به علایقت نمیشه.
تو رو شاید به زور عروس کردن.تقصیر اون طفلی چیه!تو باید ریشه ی این تنفر رو پیدا کنی و درمونش کنی.نه اینکه اینقدر به هم بریزی عزیز دلم _________________ چوب خدا صدا نداره،وقتی بخوره دوا نداره..
هموطن عزیز درس دادن به یک دانش آموز باهوش ساده است ولی اگر بتونی یک دانش آموز ضعیف رو به سطح بالا برسونی کار درستی انجام دادی
اول نفرت خودتو از بین ببر بعد ادامه بده...
ممنون از توجه ولطف شما آقای دکتر .اگر خدا بخواد منم چند سال دیگه میشم همکار شما روانشناسی میخونم. ولی اونقدر حالم خرابه که شک دارم به آرزوم برسم .نمیدونم چم شده که همش دلم میخواد از خونه فرار کنم . یه بار هم این کارو کردم 14 فروردین امسال.سوار اتوبوس شدم به مقصد مشهد .اونجا رو انتخاب کردم چون میدونستم یه سر پناهی هست(حرم) که حداقل شب رو جای امن باشم. ولی شوهرم فهمید غیبم زده اس ام داد پدرتو در میارم هر جای دنیا باشی پیدات میکنم و از این حرفا مجبور شدم از نیمه راه برگشتم و باقی ماجرا.... از خودم تعجب میکنم من دختر و زن نمونه که همه از من تعریف میکردن چم شده این چه بحرانیه ؟دیگه خودمو نمیشناسم رفتم دکتر اعصاب و روان یه سری دارو داد که هیچ تاثیری نداشت دوباره رفتم باز یه مشت دارو داد که حالمو بد میکردن اونقدر که حتی موقع راه رفتن تلو تلو میخوردم و تعادل نداشتم . گاهی اونقدر اضطراب دارم که نمی تونم تو خونه بمونم و میزنم بیرون از خودم میترسم آقای دکتر یعنی چم شده؟من که تو دانشگاه جز دانشجو های ممتاز بودم حتی نمیتونم رو 2 خط نوشته تمرکز داشته باشم . یعنی سهم من از زندگی این بود؟ من عاشق بچه هامم (2تا پسر دو قلو 13 ساله دارم) آینده اونا چی میشه؟من همیشه زن صبوری بودم .نمیدونم چرا کم اوردم شدیدا دلم میخواد به جسمم ضربه بزنم دستمو ببرم و از این کارا.این روزا همش کفر میگم .با خدا دعوا دارم.یه حالتی دارم انگار دارم تو یه اقیانوس غرق میشم و قلپ قلپ اب میخورمو کسی نیست نجاتم بده . ازتون ممنونم که جواب منو دادین و راهنمایی کردین خیلی دلگرم شدم آخه من هیچ وقت با کسی درد دل نمیکنم در واقع روم نمیشه و همیشه با نقاب یه آدم خوشبخت پیش دیگران ظاهر میشم دوستان عزیز از نظرات شما هم ممنونم.
سلام عزيزم
شما الان بايد 33 ساله باشي؟ يه خانم اگه درس خوندنش براي خودش كار ساز نباشه پس براي چي درس خونده اونم روانشناسي؟ همه آدما چه مرد چه زن اگه حتي يه كتاب ميخونن بايد يه نتيجه بگيرن وبه چشم يه تجربه نگاه كنن به مطالب واستفاده كنن از چيزي كه ميخونن ضرب المثل معرف ميگه عالم بي عمل به چه ماند به زنبور بي عسل؟؟؟
تا حالا به اين توجه كردي شما توي خونه همسرت درس خوندي و ليسانس گرفتي؟به اين موضوع كه همسرت با اينكه سيكل داره اما مانع درس خوندن شما نشده ميدوني كه خيلي از مردا حتي اجازه كتاب خوندن به خانماشون ندادن چه برسه به همسرشون اجازه بدن براي فوق ليسانس آماده بشن؟
مسائلي كه آزارت ميده رو بنويس ومسائلي كه دوستشون داري هم بنويس چيزهايي كه آرومت ميكنه .بعد ببين چيزاي كه آزارت ميده رو چطور ميتوني كمرنگ كني يعني اصلا ارزش ناراحت كردن خودت رو داره ؟بايد از درسي كه خوندي براي كمك به خودت استفاده كني من خيلي از نزديكان رو ميشناسم كه همسرشون ديپلمه ولي خودشون فوق ليسانس دارن ولي اصلا احساسي كه تو داري اونا ندارن شايد دچار خودبزرگ بيني شدي؟
به هر حال ميتوني تغيير كني وحتي زندگيت رو تغيير بدي فقط بايد شروع كني به ديدن شاديهاي زندگيت همين چيزهايي كه تو از نعمتشون برخورداري ولي ديگران نه بايد زيبايها رو ديد نه اينكه هميشه از زندگي ناليد.
موفق باشي بازم برامون بنويس منتظرت هستيم
rahaj_ ممنونم ازپاسخ شما . من دلم میخواد با یه مرررررددد زندگی کنم . اون خیلی ضعیف از نظر شخصیتی .هیچ ایده و عقیده ای واسه خودش نداره . خدا خودش شاهده و از دلم خبر داره که اصلا مشکل من اختلاف سطح تحصیلات مون نیست .دوست دارم یه شخصیت منسجم داشته باشته که بتونم روش حساب کنم .هر کسی حتی یه بچه میتونه نظرشو تغییر بده متنفرم از این اخلاقش.احساس میکنم هیچ تکیه گاه مطمعنی ندارم ولی تا دلتون بخواد بدبین و به من مظنون .تورو خدا نگین حتما خودت یه رفتاری داری که اون اینطوریه . من حتا نمیتونم تو رستوران صندلیمو واسه نشستن انتخاب کنم هر جا بشینم میگه چرا اینجا نشستی بعد میگه برو اونجا بشین و حتما باید دلیلشو بگم که چرا اونجا رو انتخاب کردم منم دیگه تا اون نیاد نمیشینم . این یه نمونه برو تا ته اش.وقتی این رفتارهارو داره خیلی واسم کوچیک میشه و دلم براش میسوزه و ازش بیشتر بدم میاد. حتی تو خصوصی ترین روابط مون بی اعتماد به نفس رفتار میکنه . خوب بابا منم دل دارم .من شوهر میخوام مرد باشه.من قیافم هیکلم همه چیم خوبه(اگه خودستایی نباشه)تا کی باید عمری با حسرت زندگی کنم .با مردی که تو 4تا حرف روزمره اش 3تاش حرف رکیکه .شاید بگین خوب تو درستش کن ولی من نمیخوام شوهرمو خودم درست کنم .اینطوری برام کوچیک میشه. نه این که تلاش نکرده باشم کردم نشد.دلم میخواد شوهرم یه تکیه گاه قوی باشه برام .یه چیزی ازش یاد بگیرم بتونیم چند کلمه باهم درست صحبت کنیم .نه این که صحبت کردن با یه فروشنده رو هم من یادش بدم.من دلم یه مرررد واقعی میخواد...
ببین عزیزکم اینکه می گی بهم مظنونه و گیر میده به خاطر اینه که شما را بی نهایت دوست داره و از طرف شما بی محبتی می بینه پس حق داره شک کنه ادم عاشق حسوده نمی خواد قبول کنه یه وقت توجه شما به کس دیگه باشه اینکه می گین در خصوصی ترین رابطه مون اعتماد به نفس نداره چون شما با بی توجهی وبی میلی اعتماد به نفسش را گرفتین و تحقیرش کردین پس تو رابطه همش ملاحظه شما را می کنه و می خواد یه وقت شما اذیت نشین و یا بیشتر زده نشین به خودتون تلقین کنید دوستش دارین بالاخره پدر بچه هاتونه سخته ولی تلقین کنید اگر یه خورده تحویلش بگیرین زمین تا اسمون عوض می شه امتحان کنید موفق باشید
خانومی برو خدا رو شکر کن که شوهرت انقدر پیگیرت هست
من اگه یه جایی برم شوهرم هفته بعد میفهمه که من نیستم
همون قدیمی که اینقدر دوست داره و بهت وفاداره قدرشو بدون
آقامو بیارم با آقاتون صحبت کنه شاید نظرش راجع به خیلی چیزها عوض شد _________________ هوا بوی نم گرفته
دوباه دلم گرفته
صدای گریه ی بارون
تو خیابون دم گرفته
mahsagoole, عزیز این طور که شما میگی نیست .خودش هر زن و دختری رو که می بینه اونقد تحویلشون میگیره و ازشون جلو خودشون تعریف میکنه که نگوووو در در حد ضایع شدن !!!!!!!!!!! این جور مواقع از خجالت آب ب ب میشم.دیشب هم از اون شب ها بود. دلم میخواد سرش بره زیر چرخ یه کامیون گنده له بشه و شترق.......صدای له شدنش رو بشنوم . میدونی الان یه حس عجیبی دارم دلم میخواد بهش خیانت کنم و اینجوری ازش انتقام بگیرم دلم خیلی شکسته....
khatereatepaeiz, گل نازم انتقام از اون باعث میشه خودت بری تو لجن زار.به نظرم بخدا حرفاتو بگو.اینجا هم بگو.اول بسپر به خدا.من به این ایمان دارم که اگه از ته دل از خدا خواسته ی درست داشته باشی میده.مثلا نگو شوهرم بمیره.بگو خدایا شوهرم شکاکیش از بین بره.یا مثلا فحش از کلامش بره.اینا رو نذر بردار.کم کم پیش برو.با خودتو خوردن که به جایی نرسیدی.اینم با اعتقاد کامل عمل کن.مطمئنم بهش میرسی _________________ چوب خدا صدا نداره،وقتی بخوره دوا نداره..
خدااااااااااااااااااي من مشكلاتت دقيقا عين مشكلات خواهر منه.اونم وقتي 17ساله بود شوهر كرد منتها شوهرش اجازه نداد بره دانشگاه و با تشويق من فقط ديپلمش رو گرفت.نميدونم بايد اسم اينطور مردا رو چي گذاشت بخدا من هرشب واسه خواهرم آرزوي آرامش ميكنم اون تمام مشكلاتي رو كه شما داري رو داره سخت گيري شوهرش فكر خودكشي خيانت... واسه هر دوتون آرزوي آرامش صبر و عشق رو دارم
راستشو بخواین من از همه مردا متنفر شدم . دلم میخواد همشونو بزارم سر کار! چون دوستاش و یه سری از مردای فامیل رو که میبینم که با وجود داشتن زن و زندگی بازم چششون دنبال یه زن دیگه س حالم از هر چی مرده به هم میخوره! حتی دوستای خودش چند بار به من پیشنهاد دادن! مردای تو کوچه خیابونو که دیگه نگو !! انگار دارم دیوونه میشم! می خوام یه اعترافی کنم......من عاشق معلم سرخونه پسرم شده بودم .دیونه اش شده بودم .چون خیلی مودب بود! خیلی خوب حرف میزد و البته مجرد بود.ولی 7 ماه پیش عذرشو خواستم و گفتم دیگه نیاد از خودم میترسیدم.وقتی میو مد به پسرم میگفتم بهش بگو مامانم نیست و از اتاق بیرون نمی اومدم.فکر میکنم اونم بهم احساس داشت. یعنی مطمعن ام!! ولی با خودم جنگیدم و پیروز شدم .و باهاش خیلی رسمی و خشک صحبت میکردم . ولی نمیدونم چرا مردا وقتی هر زنی رو میبینن چشمشونو رو همه چیز میبندن حتی خونه وادشون .امروز شوهر اون خانومی که شوهرم داشت چند شب پیش خودشو واسش میکشت و تند تند از ش تعریف میکرد و باهاش گرم گرفته بود حتی جواب سلام شوهرمو به زور داد!!! و اصلا محلش نمیداد تا جایی که شوهرم به من گفت فلانی چشه!!!؟؟؟؟ داشتم از فشار روحی خفه میشدم و مجبور شدم بگم نمیدونم.بد بختی اینه که اگه بهش بگم تقصیر رفتار خودت بود . میره میزاره کف دست خودشون و میگه چرا راجع به من این طوری فکر کردین و حتی بدتر با اون خانوم گرم میگیره. !!!! و کل این ماجراها رو میره واسه همه تعریف میکنه.دارم دیوونه میشم . گاهی به خدا میگم بنده نخاله تر و احمق تر نداشتی بندازی به من؟؟؟همه به من میگن(حتی دوستاش) آخه تو کجا و این کجا؟؟؟؟ چرا قدر خودتو ندونستی؟ .من از همه نظر ازش سر دارم قیافه خونواده حتی قدش از من کوتاه تره! جز این که یواش یواش دارم مشاعرم رو از دست میدم......
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه 1, 2بعدی
صفحه 1 از 2
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم