| مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی |
| نویسنده |
پیام |
sungift
دوست دار قلم صنع


عضو شده در: 14 اردیبهشت 1390
پست: 3354
تشکر: 54 تشکر شده 111 بار در 90 پست
محل سکونت: karaj 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 31 شهریور 1390 - 18:31 عنوان: کسی سراغی نمیگیره از من؟ |
|
|
سلام.
من خسته شدم از تنهایی. بابا من نیاز دارم مامانمو توی خونه ببینم بابامو توی خونه ببینم . کارمون شده صبحا همه بریم بیرون پی کارامون شبا همه برگردیم . من دوست ندارم اینجوری. دوست دارم موقع شام مثل قبلنا همه باهم سر ساعت 8 سر سفره باشیم مامانم خودشون غذا درست کنه به خدا دلم لک زده برای دست پخت مامانم. من نمیگم وظیفه ام نیست که خونه رو تمیز کنم یا غذا درست کنم ولی خوب بابا منم درس دارم منم ساله دیگه کنکور دارم مگه زندگی من و داداشم فقط پوله.
چه کار کنم . همش خونه تنها. داداشم که یا میره باشگاه یا بیرونه با دوستاش. مامانمم سر کاره حتی دوشب بود که نمیومد خونه. بابامم میره سر کار ولی چون مامانم نیست وقتی میاد میره بیرون شب با مامانم برمیگرد. اه خسته شدم . چی کار کنم؟
سلام.
قرار بود این جمعه جشن بگیریمکه مامانم بلاخره یه جمعه خونه هست ولی...
ولی امروز دایی بابام فوت کرد و من و مهدی داداشم تا جمعه خونه تنهایی
بازم سلام. ممنو از دوستانی که بهم کمک کردن و نظر گذاشتن.
من مشکلم حل شد.
مامانم زود میاد. هرچند کارامون نصف نصفه ولی خوب خوبه.
********************
خوب
دوباره سلام.
نمیدونم چی بگم _________________ مبارز میکوشد همواره سه صفت را به همراه داشته باشد : ایمان، امید و عشق
این مطلب آخرین بار توسط sungift در سهشنبه 11 بهمن 1390 - 19:38 ، و در مجموع 9 بار ویرایش شده است. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
| تشکرها از این تاپیک |
| sungift از این تاپیک تشکر میکنم |
sungift
دوست دار قلم صنع


عضو شده در: 14 اردیبهشت 1390
پست: 3354
تشکر: 54 تشکر شده 111 بار در 90 پست
محل سکونت: karaj 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 31 شهریور 1390 - 21:44 عنوان: |
|
|
خیلی جالبه 15 نفر اومدن تاپیکو دیدن ولی زحمت ندادن یه نظر کوچیک بزارن. چرا؟ نمیدونم. حتما باید یه خانم خونه دار یا اقای متاهل بیاد تاپیک بزاره که داره خانواده اش از بین میره و شما براش نظر بزارین؟ من و امثال من چی؟ ما بچه ها حق نداریم؟  _________________ مبارز میکوشد همواره سه صفت را به همراه داشته باشد : ایمان، امید و عشق |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
sunset210
دوست دار قلم صنع


عضو شده در: 7 شهریور 1390
پست: 3171
تشکر: 255 تشکر شده 291 بار در 214 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 31 شهریور 1390 - 23:07 عنوان: |
|
|
sungift, اخه ادم نميدونه چي بگه
سعي كن موقعي كهاز هستن تمام استفاد رو بكني زندگي همينه ديگه _________________ در مقابل تقدیر خداوند مثل کودکی یک ساله باش
وقتی او را به هوا می اندازی، می خندد
چون ایمان دارد که تو او را خواهی گرفت . . . |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
malmali
پرسشگر


عضو شده در: 6 شهریور 1390
پست: 13
تشکر: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 1 مهر 1390 - 00:47 عنوان: |
|
|
| عزیرم اخه حق کاملا با تو است چی بنویسیم؟تو را نصیحت به چی کنیم؟ ای کاش می شد خطاب به اونها نوشت.من برات آرزوی خوشبختی می کنم امیدوارم مادر خوبی برای فرزندانت شی |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
hani2011
كاربر


عضو شده در: 28 شهریور 1390
پست: 223
تشکر: 8 تشکر شده 8 بار در 7 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 1 مهر 1390 - 01:01 عنوان: |
|
|
سلام منم دقیقا مثل تو بودم و چاره ای جز سوختن و ساختن نداشتم تا اینکه 18 سالگی ازدواج کردم و جونم راحت شد!!!!!!!!!
این مسئله رو اونا باید بفهمن ولی متاسفانه درک نمیکنن که همه چیز به پول نیست . خودت رو ناراحت نکن سعی کن عادت کنی چون درست بشو نیستند!! |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kln
حرفه اي قلم صنع


عضو شده در: 9 اسفند 1389
پست: 9605
تشکر: 215 تشکر شده 469 بار در 348 پست
محل سکونت: زیر همون اسمونی که تو هستی 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 1 مهر 1390 - 08:19 عنوان: |
|
|
sungift, خوب اجی تو هم کنکور بدی تکلیفت مشخص میشه ،دیگه زندگیا اینطوری شده منم قبلان مثل تو بودم تنها بودم خسته می شدم اما الان منم دیگه خونه پیدام نمیشه درگیر کارو زندگی شدم منم.خودتو سرگرم کن به درس باشگام برو بزار انرزی مثبت بگیری  _________________ اگر تنها ترین تنهایان شوم باز هم خدا هست او جانشین تمام نداشتنهای من است.
معرفی نامه کامل دوستان قلم صنعی
http://www.qalameson.org/ftopict-15167.html |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kebria
مشاور سايت


عضو شده در: 31 شهریور 1386
پست: 6731
تشکر: 856 تشکر شده 1269 بار در 810 پست
محل سکونت: قلم صنع 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 1 مهر 1390 - 09:54 عنوان: |
|
|
سلام
مشکل را در خانواده برای دستیابی به راهکار مطرح کنید!
روابط جذاب در خانواده را از حسرت زندگی خود طرح کنید!
جذبه های باهم بودن را بیشتر کنید! |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
sungift
دوست دار قلم صنع


عضو شده در: 14 اردیبهشت 1390
پست: 3354
تشکر: 54 تشکر شده 111 بار در 90 پست
محل سکونت: karaj 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 1 مهر 1390 - 12:18 عنوان: |
|
|
sunset210, خاله به نظر کی خونن؟ ساعت 12 شب میان خونه شام میخورن و میخوابن همین
malmali, ممنون بلاخره یکی پیدا شد حق رو بده به من . امیدوارم مادر خوبی باشم
hani2011, خاله منم نامزد دارم. نامزدمم میگه باید درستو بخونی . ولی به خدا نمیتونم. شدم مرده متحرک. اون بنده خدا هم خیلی بهم کمک میکنه ولی هیچ اتفاقی رخ نمیده
kln, باشگاه؟ عمرا اگه خودم دوست داشته باشم بابام و از همه مهم تر محمد نمیزاره برم. 1. از خونه دوره 2. محیطش خوب نیست. بعدم خاله من خودم انقدر اهنگ توی خونه میزارم و میرقصم که نیازی به باشگاه رفتن نیست
kebria, ممنون استاد کبریا ولی میشه بگین من کی اونا رو میبینم که باهاشون حرف بزنم؟ بعدم من اصلا نمیتونم باهاشون در مورد مشکلام حرف بزنم. بعد روابط جذاب در خانواده را از حسرت زندگی خود طرح کنید یعنی چی؟
میدونید من دخترم سن بحرانم و هر جوری بود پشت سر گذاشتم حالا با اتفاقای بدی که برام افتاد کسی متوجه نشدو هنوز که هنوزه نمیدونن ولی داداشم چی اون امسال 3 راهنماییه توی سن بلوغه . الان نقش مادرو برای مهدی داداشم من دارم بازی میکنم . حالا که اونا کاری نمیکنن من چی کار کنم اون کارش به جاهای یباریک کشیده نشه؟ _________________ مبارز میکوشد همواره سه صفت را به همراه داشته باشد : ایمان، امید و عشق |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
sungift
دوست دار قلم صنع


عضو شده در: 14 اردیبهشت 1390
پست: 3354
تشکر: 54 تشکر شده 111 بار در 90 پست
محل سکونت: karaj 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 2 مهر 1390 - 21:36 عنوان: |
|
|
واقعا چرا کسی نظر نمیده 104 ادم میان میبینن ولی هیچ کدوم زحمت نمیدن به خودشون چیزی بگن  _________________ مبارز میکوشد همواره سه صفت را به همراه داشته باشد : ایمان، امید و عشق |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
FL512
دوست دار قلم صنع


عضو شده در: 15 شهریور 1389
پست: 2050
تشکر: 257 تشکر شده 291 بار در 194 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 2 مهر 1390 - 22:29 عنوان: |
|
|
من نظری ندارم امّا این رو نوشتم که لااقل بدونی برام اهمیت داشته که خوندم. _________________ دوری از دل، عزم دارم، راستین
توبه از عشقی که باشد بر زمین
روشن امّا، توبه ام خواهد شکست
مرگ باشد توبه ی گرگی چنین |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
GhAAsEdAk
فعال قلم صنع


عضو شده در: 21 مرداد 1390
پست: 4375
تشکر: 134 تشکر شده 427 بار در 346 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 2 مهر 1390 - 22:54 عنوان: |
|
|
sungift, باهاشون حرف بزن گلم.خیلی اروم و منطقی.بگو نیاز به توجه بیشترشون داری.بگو تازه دختر خوبی بودی که مثل دیگرون توجه رو از تو خیابون جمع نکردی.بگو داره بهت ظلم میشه.اما با احترام و اروم _________________ چوب خدا صدا نداره،وقتی بخوره دوا نداره..
حتی شده بعد چندین سال!
خدا نگهدارتون  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
sungift
دوست دار قلم صنع


عضو شده در: 14 اردیبهشت 1390
پست: 3354
تشکر: 54 تشکر شده 111 بار در 90 پست
محل سکونت: karaj 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 3 مهر 1390 - 00:02 عنوان: |
|
|
FL512, ممنون مگه اینکه بچه های گپ هوامو داشته باشن
GhAAsEdAk, میبینمشون که بگم  _________________ مبارز میکوشد همواره سه صفت را به همراه داشته باشد : ایمان، امید و عشق |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
darband_raha
پرسشگر


عضو شده در: 28 مرداد 1390
پست: 6
تشکر: 6 تشکر شده 1 بار در 1 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 3 مهر 1390 - 00:08 عنوان: |
|
|
خیلی سخته تنهایی ونبود کانون خانواده,احساسات ونیازهاتو بهشون بگو وسعی کن شرایط یه خانواده گرم فراهم کنی.موفق باشی _________________ پروردرگارا!من در خانه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری که من چون تویی دارم. تو چون خودی نداری |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
armita66
تازه وارد


عضو شده در: 11 مرداد 1390
پست: 85
تشکر: 0 تشکر شده 4 بار در 4 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 3 مهر 1390 - 00:10 عنوان: |
|
|
sungift, آجی عزیز میدونم سخته دست تنها بودن و اینکه مامانت نیست که محبت کافی ازش ببینی ولی اونا هم تقصیر ندارن همه پدر مادرایی که شاغلن بچه هاشون همین حس رو دارن ولی خودت بهشون بگو که از این وضع خسته شدی باهاشون صحبت کن شاید فکر میکنن از این شرایط اعتراضی نداری که بی تفاوت هستن ولی بعضی وقتا تنها بودن خوبه ها من دوس دارم ولی دیگه زیادیش خسته کننده میشه  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
sungift
دوست دار قلم صنع


عضو شده در: 14 اردیبهشت 1390
پست: 3354
تشکر: 54 تشکر شده 111 بار در 90 پست
محل سکونت: karaj 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 3 مهر 1390 - 00:14 عنوان: |
|
|
darband_raha, من نمیبینموشون که بخوام باهاشون حرف بزنم . بابام عصبی شده با صدای بلند حرف میزنه داد میزنه همش عصبی خوب من چی کار کردم مگه. میدونم سخته ماهی فقط 200000هزار تومن پوله شهریه کلاسای من و ماهی 100 هزار تومن پول باشگاه داداشم ولی نه اینکه تا 12 شب. مامانم قبلا هم کار میکرد ولی 6 یا 7 غروب خونه بود.
بعدم من نمیتونم باهاشون حرف بزنم نمیتونم
armita66, چجوری بگم؟ اعتراض من دردی رو دوا نمیکنه اجی. اره خوبه ولی زیادیش منو بی حوصله کرده و نمیتونم درسمو اون طوری که میخوام بخونم یا کارامو اونطوری که میخوام و باید انجام بدم انجام بدم
به خدا چون حوصله ندارم کارای خونه رو نصفه انجام میدم بعد شب میان شروع میکنن داد و بیداد که چرا خونه اینجوری و .... _________________ مبارز میکوشد همواره سه صفت را به همراه داشته باشد : ایمان، امید و عشق |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|