rahaj,
راستی عزیزم بگو این کارم اشتباهه؟ یا باید چی کار کنم؟ من وقتی توی جمع بی حجابای فامیلشون قرار می گیریم بعدش خیلی به همسرم غر می زنم که مثلا واقعا متاسفم واسه دختر دائیت که از قصد سر سفره جلوی من و تو نشست و با اون یقه ی بازش هی خم و راست شد که تا نافش دیده میشد. و کلی ازین حرفا که اینا عقده دارن یا ... در واقع از شدت عصبانیت این حرفارو میگم و خودمو خالی میکنم و همسرم هم هیچ حرفی نمی زنه. آخه من حق ندارم؟ شما وقتی ببینی یکی جلوی شما و همسرت این کارارو میکنه بعدش چی کار میکنی؟ از اینکه همسرت چشمش به یقه ی باز مثلا دختر دائیش بیفته و تا کجاهاش دیده بشه چه عکس العملی نشون می دی ؟ ناراحت نمی شی؟ عصبانی نمیشی؟
بعدش غرشو سر همسرت نمی زنی؟
نگو که مردا هم بدشون میاد که من مطمئنم مومن ترین هاشونم با دیدن این چیزا یه جرقه ای توی ذهنشون زده میشه؟ غیره اینه عزیزم؟ مسلمه که شما هم مثل من تعصب داری و ناراحت میشی و اون مهمونی با این چیزا یی که میبینی زهرت میشه اما چی کار میکنی؟ من اصلا نمی تونم بی خیال باشم با خودم میگم به درک هر طور میخوان بگردن لااقل جلوی من و شوهرم اینطوری نباشن. وای نمی دونی دوستم که چقدر حساس میشم وقتی اینارو اینطوری میبینم و بدتر اینکه شوهرم هم میبینه. نمیدونم چی کار کنم هر موقع مهمونی دعوت میشم خونه ی فامیلشون کلی غصه و استرس دارم و گاهی فکر میکنم تو چهرم معلوم میشه یا اونا میخوان مخصوصا حرص منو در بیارن و واسه همین اینقدر بد و زننده لباس می پوشن. آخه من چه گناهی کردم.
ببخشید تورو خدا که وقتتو میگیرم. آخه شما خیلی خوب راهنمائیم میکنی.
منتظر کمکت هستم عزیزم.
بازم ممنونم ازت _________________ برایت دعا میکنم خدا از تو بگیرد آنچه خدا را از تو می گیرد..
سلام عزيزم
بهش بگو از دورويي بدت مياد وازش بخواه كه كمكت كنه اگه ميخواي حرفت نتيجه داشته باشه نبايد لجبازي كني ،توي كلامت تحكم وجود نداشته باشه، بايد جوري كه فكر كنه تصميم با اونه باهاش حرف بزني تا به نتيجه اي كه خودت ميخواي برسي .
مثلا بگو منو كمك كن موندم چادرمو بزارم كنار يا همه جا چادر بپوشم ازش راهنمايي بخواه بگو دوست داري چطوري باشم البته بهش بگو اگه مانتو هم انتخاب بشه من حجابم رو حفظ ميكنم . ولي دوست دارم بهم كمك كني تو مرد مني ونظرت برام احترام داره .
اگه گفت چادر بهش بگو اخه دچار ترديدم كردي وقتي بهم ميگي چادرت رو در بيار نگران ميشم ،همين جمله ها ميتونه كمكت كنه .زياد سخت نگير حدود الهي رو با مانتو هم ميشه انجام داد فقط حد ومرزت گفته خداوند باشه همين عزيزم كافيه .
عشق به همسرت ومحبتي كه شما به ايشون داري باعث محبت وعشق خداوند به شما ميشه اينو از مني كه زندگي مشتركم شبيه شماست داشته باش .
موفق باشي
سلام
ببخشيد تاپك دومت رو نديدم.
چرا ممكنه فاميلهاي همسرت كاملا فهميده باشن كه شما حساس هستي اينطور كه ميگي حتما توي چهره شما يا كلام شما رفتارشون تاثير گذار بوده .
فقط چند كلمه .اول اينكه وقتي يه چيزي مثل دختر دائي همسرت آزارت داد اول بايد خودت رو آروم كني كه هيجانت فروكش كنه بعد با دختر دائي همسرت دوست شو مثلا ازش در مورد درسش يا مدل لباشس بپرس مثلا بگو لباست خيلي قشنگه از كجا خريدي خواهشا از رو ي حرص نپرس اينگار واقعا از لباسش خوشت اومده بپرس اگه گفت مثلا فلان جا بگو ميشه پشتت رو كني كامل ببينم يا يقه لباست قشنگه ولي حيف من نمي تونم بپوشم چون خيلي بازه اگه خم شم سينه هام پيدا ميشه .فقط همين يه جمله بعدهم بهش بگو مباركت باشه برازنده خودته عزيزم .شما اگه اينكار رو بكني هم حرصت خوابيده هم حرفت رو زدي هم ديگه به همسرت گير نمي دي خودشم متوجه ميشه كه مثلا عيب لباسش يقه لباسشه تازه سعي ميكنه ديگه نپوشتش باور كن همه آدما پوشش رو دوست دارن ولي تحت مدو اين چيزا كه قرار ميگيرن خوب رنگ عوض ميكنن .
نگران نباش دختر خوب مطمئنم كه بلدي چيكار كني .
موفق باشي عزيزم
rahaj,
سلام عزیزم.
خیلی ممنونم ازت . کمک و راهنمائی بزرگی بهم کردی و واقعا با حرفات آروم شدم و تازه فهمیدم چطوری عمل کنم. اول از همه خودمو آروم می کنم بعد عکس العمل نشون میدم اشکال من اینه که واقعا حرص میخورم و خودمو می خوام سریع خالی کنم و هیچکس بهتر از همسرم نیست که همه ی غر و لند هامو بهش بکنم.
به هر حال قضیه واسم روشن تر شد و فهمیدم چطور باشم بهتره توی اولین فرصت و مهمونی از این روشی که گفتی استفاده می کنم امیدوارم جواب بده. در مورد چادر هم باید بیشتر با همسرم صحبت کنم و بعد با گفته های شما وارد عمل بشم.
همین که یه راه حل منطقی واسه مشکلاتم پیدا کردم خیلی کمک بزرگی بود و واقعا ازت ممنونم . خدارو شکر شما تاپیک منو خوندی و جوابمو دادی شاید اگر یه آدم دیگه ای راهنمائی غلطی میکرد اوضاع بدتر میشد. . خیلی ازت ممنونم rahaj جون. خیلی ماهی.
تورو خدا اگر دوباره مشکلی داشتم کمکم کن آخه خوشحالم یکی با شرایط شما رو پیدا کردم که می تونه خوب راهنمائیم کنه. _________________ برایت دعا میکنم خدا از تو بگیرد آنچه خدا را از تو می گیرد..
سلام
تكيه و توكلت به خدا باشه هميشه و هميشه رضايت خدا رو در نظر داشته باش و هيچ وقت فراموشش نكن .
مهم رضايت خداي متعاله و اينكه اونم هميشه به فكر بندهاي خوب و حرف گوش كنش هست و خودش حمايتشون مي كنه.
ضمناً سعي كن باهاشون خوب و صميمي باشي همين باعث جذبشون ميشه
از محبت خارها گل ميشود
hamedsms,
سلام دوست عزیزم
ممنونم از راهنمائی و توجهتون به تاپیک بنده. راستش نمی تونم بهشون نزدیک شم. دست خودم نیست و اگر هم من بخوام اونا اصلا راه نمی دن . نمی دونم چه پدر کشتگی ای با من تازه وارد دارن یا چه هیزم تری بهشون فروختم که .....
به هر حال بازم تلاش خودمو می کنم چون به نفع منه که بهشون نزدیک شم و..
بازم ممنونم ازتون. _________________ برایت دعا میکنم خدا از تو بگیرد آنچه خدا را از تو می گیرد..
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه قبلی1, 2
صفحه 2 از 2
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم