می خواستم بدونم راههای پذیرفتن تنهایی چیه و ادم چه طور می تونه این واقعیت رو بپذیره و باهاش کنار بیاد مادرم میگه سرنوشت هر کسی یه چیزیه اگر چه بزرگترین مقصر هم خودشه من این جور فکر میکنم می خوام خونه م رو جدا کنم .و اینکه تنهایی ایا میشه زندگی کرد و اینکه در برابر حرف های مردم و فامیل چه باید بکنم تا الان فقط سکوت کردم.و اینکه وقتی از خانوادت به خاطر نقششون در زندگیت متنفر بشی چطور میشه اونها رو طوری بخشید که اروم هم بشی .کلا ادم چه طور میتونه سرنوشت تلخشو بپذیرد طوری که غرورش هم حفظ شود و به کار ها و زندگی روزانش لطمه وارد نشه البته کتاب های زیادی در این رابطه خوندم که ارومم نکرده
سلام عزیزم ......... بخاطر چی میخوای تنها زندگی کنی ؟؟؟ شکست خوردی؟؟؟؟
تحت هر شرایطی که باشی میتونی زندگی کنی ولی باید توی گوشت پنبه بذاری ! یعنی توجه نکنی بقیه چی میگن ........ بعدشم خودت باید پاشی رو پای خودت بایستی
و دنبال سرگرمی هایی باشی که بتونی هم خلوتتو پر کنی هم انرژی مثبت بگیری
بعد از اون میتونی به فکر یه شریک خوب باشی واسه زندگیت ولی قبلش فکرای بد و بیخود رو دور بریز و حتما ورزش کن _________________ @@@@@@@@@@@@@@@@@@
دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم
وااااااااااااااای
ینی مث خودمی
......................................
اولین چیزی که من در این مورد بهش اهمیت نمیدم
همین حرف مردمه
چون میخوام واسه خودم زندگی کنم
نه مردم
.
.
.
منم مثل دوس دارم یه خونه جدا داشته باشم
و خودم تنهای تنها توش زندگی کنم
اونطوری که دلم میخواد
آزادِ آزاد
.
.
.
الان من چی بگم؟
حرف دل من بود انگار این تاپیک
...........................................................
بخشـــــش خانواده بخاطر نقششون در زندگیت
سرنوشت تلــــــخ
...
.
.
.
منم این حس ها رو دارم
درک میکنم حستو
........................................
راستش الان هرچی بگم
شعار به نظر میاد
چون من هنوز نتونستم ببخشم ؛ بپذیرم
.
.
.
ولی میخوام سعی خودمو بکنم
میخوام تلاش کنم
برسم به اون جایی که ...
به اونجایی که واسه تعریف کردن خودم
نیازی به هیچکس دیگه ای نداشته باشم
.
.
.
بتونم بگم : من اینم !!! _________________ از زمانی که همه روابط خودم را با دیگران بریده ام می خواهم خودم را بهتر بشناسم..
صادق هدایت .. بوف کور
نارسیس
22 سال و هفت هشت ماه
............................................
چرا؟
واسه تنها زندگی کردن بچه ام ینی؟ _________________ از زمانی که همه روابط خودم را با دیگران بریده ام می خواهم خودم را بهتر بشناسم..
صادق هدایت .. بوف کور
نارسیس
سلام
به جدایی و تنهایی فکر نکن به تحقق امید های صحیح و داشتن زندگی موثر بیندیش!
خطاهای دیگران را با دقت در مدیریت تعامل کم اثر کنید!
در اجتماعات فعال بوده و در اداره اجتماع نقش تحسین بر انگیزی داشته باش!
سلام عزيزم
شما هنوز از نظر خانواده سن كمي داري براي جدا زندگي كردن منم به عنوان يه خانم ميگم 22 سال براي تنهايي زندگي كردن تو جامعه اي كه هنوز واقعا نمي دوني چه خطراطي شما رو تهديد ميكنه سن كميه .
اما احساس شما رو ميفهمم .شايد براي شما حرفايي كه خانواده زدن غير قابل قبول باشه اما وقتي ازدواج كردي وبچه دارشدي همون حرفا رو خودت به بچه ات ميزني باورش الان مشكله ولي بعدها متوجه عشق مادر به فرزند ونگرانيهاي مادرانه ميشي عزيزم .
منم توي سن شما خيلي دلم ميگرفت احساس ميكردم نياز دارم تنها زندگي كنم و...
بعدها دلت براي بودن دركنار خانوادت تنگ ميشه
ميدوني آدمها هميشه تنهان تنهايي تو ذات آدم هست شما يه فرد مستقلي كه هيچ كس مثل شما فكر نميكنه وهيچ كس نمي تونه افكاري كه در ذهن شماست رو داشته باشه همه ادما منحصر به فرد هستن فقط خودشون بايد اينو قبول كنن .
پس تلاش نكن كه از خانواده جدا بشي تلاش كن وقتي دركنار كسي هستي تجربه كسب كني .
ببخش تا بخشيده بشي
زندگي كوتاهتر از چيزيه كه بهش فكر ميكني .
موفق باشي
من تنهایی رو دوست ندارم اما مجبورم برای ادامه موثرتر زندگیم جدا بشم از نظر مالی مستقلم کلا ادم مستقلی هستم اما مساله اینکه بعضی از واقعیت های تلخ زندگیم رو نمی تونم بپذیرم با خودم خیلی کلنجار می رم و گاهی خودم رو مقصر می دونم شایدم کسی مقصر نبوده به قول مادرم قسمته به هر حال من می خوام این زندگی که دارم ونمی دونم در اینده چی میشه روبپذیرم تا زندگی موثر داشته باشم
کلا به ادما خیلی بدبین شدم ادمها مو جوداتی هستن که تا وقتی یکی رو تو کمال سرزندگی می بینن تمام انرژی شون میذارن تا به جای اینکه کمکت کنن ازت یه ادم ناموفق و شکست خورده بسازن و خیالشون که راحت شد بذارنت کنار و خیالشون راحت شه که دیگه نمی تونی پیشرفت کنی
به اقای کبریا هم عرض کنم
این جملتون در اجتماعات فعال بوده و در اداره اجتماع نقش تحسین بر انگیزی داشته باش
اصولا واسه مردها در جامعه ما تعبیر میشه
هیچکی توانایهارو نمیسنجه بعضی حرفا فقط تو کتابها قشنگه خصوصا حرف روانشناسا
یه جوون 5 سال از من کوچیکتر از من خواستگاری کرده خیلی تردید دارم که با کوچیکترم ازدواج کنم وضع مالیشم خیلی خوب نیست چون پدر نداشته ولی ادم زحمت کشیه سطح شون از ما خیلی پایین تره 2 ساله منتظرمه برادر خواهرام تو حرفاشون به من طنعه می زنن و منو به خاطر اون مسخره می کنن که تو بدبخت بیچاره ها اطرافتن البته خانوادم فکر می کنن از من 2 سال کوچیکتره ولی همینو هم می زنن تو سرم از نظر من همه ادم ها هرچند فقیر قابل احترام اند اگر چه من نمی خوام کسی رو بیارم تو زندگیم که هی بهش بی احترامی بشه برادر خواهرای من که یه عمر پدر زحمت کشم کار کرده و اونا مفت مفت استفاده میکنن و شیکشیک می گردن فکر می کنن خیلی با کلاس اند و هرکی بی پوله خیلی بدبخته تو خونه پدرم ارامش ندارم
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه 1, 2بعدی
صفحه 1 از 2
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم