ببین عزیزم اون اگه قصدش واقعا جدی باشه میاد جلو تو اصلا فکرتو مشغول نکن _________________ صبر کن سهراب...
گفته بودی قایقی خواهم ساخت!
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم...
متشکرم ساراجون راهنماییهای شما خیلی ارومم میکنه یعنی منظورتون اینه که با خانوادش اقدام کنه؟خودش که نتونست اگه خانوادشم همراهیش نکنند انوقت چاره چیه؟راه دیگه ای هم هست یا باید بی خیال شد بدبختی مامانش مذهبیه خواهرم نداره
فدات شم عزیزم.اره بهتره با خونوادش بیاد جلو چون در غیر این صورت خیلی مشکل میشه ازدواجتون.اینکه بتونه مادرشو راضی کنه نشون میده که باعرضس.درضمن اگه واقعا بخوادت از ترس اینکه نکنه از دستت بده زودتر اقدام میکنه به جای دست دست کردن. اگرم خودش واقعا همه جوره تلاششو کرد اما باز مامانش راضی نشد از یه واسطه که مامانش خیلی حرفشو قبول داره کمک بگیرین. _________________ صبر کن سهراب...
گفته بودی قایقی خواهم ساخت!
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم...
مرسی ساراجون تازه مشکل من به همین جا هم ختم نمیشه پدر من خیلی تحصیلات براش مهمه ولی اون دیپلمست من ترم اول ارشدم منتها برای خودم مهم نیست فقط از حرف فامیل و مردم کمی میترسم چون خانوادم خیلی به تحصیل اهمیت می دهند مزیت های خوبم داره ازهمه مهمتر اینکه پسر سالم وپاکیه همش سرش تو کاره خونه هم داره موندم حالا اگه مامانش راضی بشه من با پدر خودم چی کار کنم؟اصلا نمیتونم فراموشش کنم چند ساله که شب و روزم با فکر اون سپری میشه
ببین عزیزم ازدواجی که توش پدر و مادرا راضی نباشن عاقبتش خیر نمیشه.اگه همه کار کردین برا راضی کردنشون اما راضی نشدن به نظرم دست از این ازدواج بکشین بهتره.اختلاف تحصیلاتی اگه یه سطح باشه مثلا شما فوق لیسانس باشی ایشون لیسانس یا حداقل فوق دیپلم اشکال نداره اما فوق لیسانس با دیپلم مشکل سازه.الان میگی مهم نیس اما بعدا برات مشکل ساز میشه.مطمین باش اگه ازدواجتون مخالفای زیادی داره حتما یه اشکال بزرگ داره.عاقلانه تصمیم بگیر نه فقط احساسی. _________________ صبر کن سهراب...
گفته بودی قایقی خواهم ساخت!
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم...
درسته ساراجون قبول دارم نظر شمارو اما با این وضعیتی که الان تو جامعه میبینیم واقعا پسری که از نظر اخلاقی سالم باشه کم پیدا میشه به عقیده من ادم با یک فردی که دیپلمه باشه اما از شعور بالایی برخوردار باشه راحتتر میتونه کنار بیاد تا با یک ادم تحصیلکرده ای که هزار جور مشکل اخلاقی داشته باشه تازه امکانات ازدواجش هم مهیا نباشه تو این دوره زمونه هم که پسر تمام عیار پیدا نمیشه پس ناچارا باید از بعضی معیارها فاکتور گرفت که من ترجیح میدم اون تحصیلات باشه اما خانواده من برعکس فکر میکنند شاید دلیل مادر اون هم برای مخالفت همین سطح سواد باشه یا همین ترسی که خودش داره هم از این موضوع ناشی میشه ولی خداییش خیلی محجوب و سربزیره علت علاقه من بهش هم همینه واقعا بدم میاد از پسرایی که توی دانشگاه جلوی چشم دیگران ابراز علاقه میکنند
ممنون از راهنماییتون اتفاقا الان خیلی بیشتر از یکی دو سال پیش داره تلاش میکنه و فهمید که من درسم تموم شده توی اون هفته هر کاری میتونست کرد از بدشانسی من تنها نبودم ولی هنوز نفهمیده که ارشد قبول شدم من تا به حال توی مغازش نرفتم به نظر شما با توجه به اینکه من باعث شدم که یه موقعیت براش فراهم نشه ایا درسته توی این شرایط برم مغازش برای اولین بار؟یا اینکه نه اینطوری یه جور تسلیم شدن از جانب من محسوب میشه و به ضررم تموم بشه؟ ممنون میشم نظرتونو بدید
به نظر من نرو.بذا خودش بیاد جلو.درضمن حالا که میگی پسر خوبیه اما خونوادت به تحصیلات اهمیت میدن اگه اومد بگو بخاطر من و اگه دوسم داری شرطم اینه که درس بخونی حداقل یه فوق دیپلم بگیری.الانم که دانشگاه رفتن شده مثل اب خوردن با این رشته های بدون کنکور دانشگاه ازاد. _________________ صبر کن سهراب...
گفته بودی قایقی خواهم ساخت!
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم...
andia عزیز
این آقا اگه قصدش ازدواجه خب باید از طریق خانواده اقدام کنه. اگرم به هر دلیلی خانوادش رو نمیتونه راضی کنه پس بهتره که اصلا حرفی بین شما ردو بدل نشه. چون اگه شما موقعیتی جورکنی که اون حرفشو بزنه یا باید بهش بگی با خانوادت بیا که باز میشه همون آش و همون کاسه یا اینکه باید رابطه ای رو شروع کنی که با این وضعیت مخالفت خانواده هاتون آخر و عاقبت خوبی نداره. بهتره اصلا موقعیتی براش جور نکنی... اون باید خودش بتونه کاری بکنه. _________________ خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی برام دعا کنین...
بله دقیقا شما درست میفرمایید خود من هم همین عقیده را دارم والان چند ساله که هیچگونه عقب نشینی از مواضعم نکردم اما الان چند روزه خیلی فکرمو مشغول کرده امار کلاسای منم داره حتی من یک کلاسی جمعه صبح دارم با اینکه روزه تعطیلشه اون ساعت باید خواب باشه ولی حوالی خونه هست هفته پیش یک نفر رو سر خیابون گذاشته بود که ببینه من با کی میرم چون منتظر دوستم بودم دیگه از دست این کاراگاه بازیاش خسته شدم یا بوق زدنای داداشش وقتی منو میبینه حتی دم پنجره اتاقم(یکم از نظر شرم وحیا پیشرفت کرده)واقعا نمیفهمم منظورش از این کارا چیه؟
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه قبلی1, 2
صفحه 2 از 2
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم