سلام ؛ميخواستم خواهش كنم از دين بهائيت هرچيزي كه ميدونيد بهم بگيد؛مثلا اين كه نمازو روزه هاشون چه جوره?اعتقاداتشون?اگه منابعي رو ميشناسيد لطفا بهم معرفي كنيد.ممنونم
سلام دوست عزیز...منم دارم دنبال همین مطلب میگردم واسه کنفرانس... چیزی پیدا کردی خبر منم بده؟
حالا چرا این مسئله فکرتو مشغول کرده؟
تو اینترنت مطلب خیلی زیاد دیدم اما حوصله نکردم بشینم یک به یک بخونم....
حوصله داری.... بنویس مقاله هایی در رابطه با بهایی و بهاییت واست کلی مطلب میاره... _________________ الهی همه روز از آن ماست و تو هر روز نیز از آن مایی
با سلام
مطالب متفرقه در اينترنت زياد است.
اما مهم ترين مطلب اين است:
بهاييان از ديدگاه قاطبه علماي شيعه جزو كفار محسوب مي شوند و در نتيجه رطوبت بدن آنها و همچنين اگر دستشان خيس باشد نجس و همچنين ازدواج با آنها چه موقت و چه دائم باطل است.
بهاييت يك دين خودساخته است و به هيچ وجه جزو اديان توحيدي نيز نمي باشد.
جالب است كه خود "باب" نيز فكر چنين ديني را نداشت و از آن مهم تر اينكه مقدس ترين مكان آيين بهاييت يعني مدفن بهاء الله در فلسطين اشغالي است! _________________ غلام همت آنم كه زير چرخ كبود
ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
دوستاي خوبم؛ممنون از مطالبي كه گفتيد.
Rzd
از حرفتون خيلي جاخوردم؛چرا دوستي باهاشون جايز نيست؛يه مدته دائم توکتاباي مختلف و اينترنت درمورد دين بهائي مطلب ميخونم؛تانتونم درست بفهممش نميتونم ناقص بودن دينشو نسبت به اسلام نشونش بدم.
دوستاي خوبم؛ممنون از مطالبي كه گفتيد.
Rzd
از حرفتون خيلي جاخوردم؛چرا دوستي باهاشون جايز نيست؛يه مدته دائم توکتاباي مختلف و اينترنت درمورد دين بهائي مطلب ميخونم؛تانتونم درست بفهممش نميتونم ناقص بودن دينشو نسبت به اسلام نشونش بدم.
با سلام
sooreh, عزيز در مطلب دقت كنيد. مدفن "بهاء الله" در اسرائيل است نه علي محمد باب.
sholeh66, عزيز در چه چيز مي خواهيد دقت كنيد. آنها اعتقادشان به نبوت پيامبر خيالي است! آيا كفر بالاتر از اين هم داريد؟ آنها كافر هستند و نجس عيني.
قياس دين بهايي با دين اسلام قياس كفر است با ايمان.
اگر مي خواهيد ايشان را به اسلام هدايت كنيد بحث ديگري است اما در غير اين صورت ارتباط با آنها به هيچ وجه صحيح نيست چون دوستي با كفار در قرآن رد شده است.
اما اگر مي خواهيد ايشان را به اسلام هدايت كنيد اول سوال اين است: پيامبر شما كيست و چرا پيامبر است؟ آيا معجزه داشته و معجره اش چيست؟ و بعد هم در مورد صفات خدايي كه مي پرستند از او سوال كنيد. _________________ غلام همت آنم كه زير چرخ كبود
ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
sholeh66, عزیز...
من همینطور دارم سرچ میکنم چیز جالب دست گیرم نشد...
مثلا یه موضوع پیدا کردم با عنوان ((نقش بهاییت در کشف حجاب)) اما.....
اون چیزی که مد نظر داشته باشیم توش نیست..
اگه شما پیدا کردید حداکثر تا پایان هفته دیگه بهم خبر بدید...اگر منم پیدا کردم همینطور...
در ضمن دوستی با افرادی که از دین خارج هستند جایز نیست....پس هر چند که فکر کنی طرف دوست خوبیه اما......
اگه میتونی به اسلام تشویقش کنی و این تولنایی رو توی خودت میبینی با رفتار و کردارت تشویقش کن و اگر کردارت در اون تاثیری نداره بهتره ازش دوری کنی. _________________ الهی همه روز از آن ماست و تو هر روز نیز از آن مایی
خدا [ویرایش]بهائیان به خدایی معتقدند که یگانه، جاوید و خالق همه چیز است. این خدا به طور مستقیم در دسترس نیست ولی از طریق وحی با پیامبران ارتباط برقرار میکند که در این دین پیامبر تجلی خداوندی است. تجدید دین از اصول این آئین است[۶] و یکتایی خداوند از آموزههای بنیادین دین بهائی است. خداوند در دین بهائی، غیر قابل ادراک، غیر قابل دسترس، منبع تمام وحی، ابدی، عالِم کل، کل، همهجا حاضر و قدیر توصیف شدهاست. [۷] [۸]
بهائیان معتقدند که درک مستقیم ذات خداوند غیر ممکن است. اگر چه دسترسی مستقیم به خداوند امکان پذیر نیست، ولی بهائیان اعتقاد دارند که خداوند قصد و اراده خود را به اشکال مختلف معرفی میکند. او هر از گاهی چند با استفاده از فرستادگان خودش که در دین بهائی به آنها مظاهر ظهور الهی گفته میشود با بشر مکالمه میکند.این مظاهر ظهور قصد دارند ادیان را در جهان اشاعه داده و برپا کنند. درآموزههای بهایی گفته میشود که خداوند بسیار بزرگتر از آن است که توسط انسانها به طور کامل درک شود وحتی تصویری کامل از وی به دست آید.[۹]
جهان پس از مرگ [ویرایش]بهائیان به بقای روح اعتقاد داشته و هدف از زندگی را پرورش استعدادات روح میدانند. از نظر بهاییان، حیات اصلی حیات روح است و جسد تنها به عنوان واسطه و ابزاری برای ترقی روح است.[۱۰][۱۱] به اعتقاد بهائیان روح از جسم جداست و پس از مرگ، در عوالم روحانی به ترقی خود ادامه میدهد. [۱۰] بهائیان تعلق روح به جسم را همانند ارتباط نور با آئینه میدانند، نوری که در آینه مشهود است از خود آینه نیست بلکه انعکاس نوری است که از منبع دیگر ناشی میشود، به همین سبب وقتی آینه میشکند نور همچنان باقی و برقرار است.[۱۲]
وحدت اساس ادیان [ویرایش]بهائیان دین را اولین موهبت در عالم میدانند زیرا تعالیم الهی را بر جمیع تعالیم دیگر مقدم میدانند و آن را سبب ترقیات و عزت انسان میدانند. یکی از اعتقادات دین بهائی، وحدت اساس ادیان است بدین صورت که اساس ادیان الهی یکی است و همگی در اساس مشترک میباشند. چون اساس همه ادیان اعتقاد به خداوند یگانه و زندگی بعد از مرگ و توجه به اخلاق پسندیده و نیکو و کمالات عالیه انسانی میباشد پس اساس همه ادیان الهی یکی است و تفاوت بین ادیان فقط در احکام و فروعات است و دلیل آن نیز رشد و تکامل و بلوغ بشر در طول زمان است و در هر زمان بنا به رشد فکری و عقلی بشر که رشدی نامحدود است، تعالیم و احکام الهی نیز متفاوت خواهد شد.[۱۳]
اگرچه ادیان و فرهنگهای مختلف دیدگاهی متفاوت دارند بهائیان معتقدند که این اختلاف نظرها در عین حال مربوط به یک پدیده واحد است تفاوت میان این ادیان و فرهنگها به بافت و فرهنگی که پیام در آن منتشر شده نسبت داده شدهاست. بهائیان ادیان بزرگ (وحتی کوچک) جهان که توسط مظاهر ظهور الهی و در زمانها و مکانهای شکل گرفتهاند را از یک منبع میدانند. بر اساس تعالیم بهائی، هیچ دین یا آئین و مذهبی را نمیتوان برتر از دیگری دانست اما ادیان جدیدتر به شرایط زمانی و روحی انسانهای کنونی نزدیکتر هستند. بهائیان بقیه ادیان را ادیانی الهی میدانند. بهاءالله در بسیاری موارد اذعان داشته است که زیرسوال بردن اعتبار هر یک از پیامبران گذشته معادل تکذیب همه ادیان (و دین بهایی) و همچنین تکذیب خداوند است.[۱۴]
مراتب هستی [ویرایش]از نظر آئین بهائی، عالم وجود نامتناهی است، ولی مراتب وجود متناهی هستند. این مراتب عبارتاند از:
عالَم خلق یا مرتبهٔ عبودیت
مرتبهٔ عبودیت (جهان هستی) مخصوص بندگان خدا است. این مرتبه نیز نامتناهی است؛ یعنی هر موجودی در آن میتواند بر کمالات خود بیفزاید، اما هیچگاه به مرتبهٔ نبوت نمیرسد و از رتبهٔ عبودیت خود تجاوز نمیکند. مثلاً پترس هیچ گاه مسیح نمیشود.
عالَم امر یا مرتبهٔ نبوّت
مرتبه دیگر، نبوت است. این مقام مخصوص پیامبران است و واسطهای میان عالم خلق (عبودیت) و عالم حق (ربوبیت) است و فیوضات خداوند (عالم حق) را به عالم خلق منتقل میکند. مثل آینهای که شعاع آفتاب را منعکس مینماید.
عالَم حق یا مرتبهٔ ربوبیت
مرتبه حق نیز از عهدهٔ تصور بشر خارج است و همان خداوند متعال است. این عالم مقدس و منزه است و هیچ صعود و نزولی در آن نیست. تنها راه ارتباط آن با این جهان عالم امر یعنی عالم پیامبران است.[۱۵]
آموزههای بهائی [ویرایش]تعالیم بهائیان در ۱۲ سرفصل معرفی گردیدهاست. این تعالیم عبارتاند از:
وحدت عالم انسانی
به گفته شوقی افندی، تعالیم روحانی دین بهائی را میشود در یک تعلیم تلخیص کرد و آن «وحدت عالم انسانی» است و جز آن، همه تعالیم دیگر در حکم فروع و ملحقات و حواشی همین تعلیم اصلی اساسی است.[۱۶]
تحری حقیقت
یعنی هر فرد پس از رسیدن به سن بلوغ در دین بهائی که برای پسر و دختر یکسان و در سن ۱۵ سال تمام است باید شخصا و بدون تقلید از دیگران حتی پدر و مادر خود، به جستجوی حقیقت پرداخته و عقاید خود مانند دین را انتخاب نماید.[۱۷] تعلیم تحری حقیقت فقط منوط به انتخاب دین نیست و هر فرد بهائی باید در هر موردی به جستجوی حقیقت بپردازد.
وحدت لسان و خط برای عالمیان
یکی از تعالیم دین بهائی برای رسیدن به هدف این آئین که همانا وحدت عالم انسانی است، وحدت لسان و خط است. بدین صورت که باید جمیع ملل از اهل معارف و علوم با اتفاق نظر یک زبان را به عنوان زبان عمومی انتخاب کنند تا هر فرد فقط نیازمند یادگیری ۲ زبان باشد. یکی زبان وطنی که با که با قوم خود گفتگو کند و دیگری زبان عمومی که با اهل عالم محاوره کند. و دیگر محتاج یادگکیری زبان سومی نباشد.[۱۸]
ترک تعصبات جاهلیه
بهائیان وجود تعصبات جاهلیه مانند تعصبات سیاسی، جنسی، نژادی، قومی و دینی را از بین برندهٔ بنیاد عالم انسانی میدانند.[۱۹] بهائیان احساس برتری را دلیل اصلی ایجاد تعصب میدانند. [۲۰]
تساوی حقوق رجال و نساء
بهائیان معتقدند زن و مرد هر دو انسانند و امتیازی از نظر انسانی بر هم ندارند برای همین زن و مرد باید در جمیع حقوق اجتماعی برابر باشند. در مورد حقوق زن و مرد نیز نباید حقوق با وظایف اشتباه شوند. اعتقاد به تساوی حقوق، اعتقاد به تساوی وظایف نیست. [۲۱] بهائیان معتقدند که هیچ تفاوتی بین زنان و مردان نیست و فقط احتیاج به تربیت است و اگر هر دو یکسان تربیت شوند هیچ امتیاز برتریای بین ان دو نخواهد بود. [۲۲]
دین باید سبب الفت و محبت باشد
بهائیان معتقدند که پیغمبران اصولا برای برطرف کردن اختلافات بشر و به وجود آوردن الفت بین مردم ظاهر شدهاند، لذا اگر دین هم که خود باید علاج اختلافات باشد سبب اختلاف و جنگ و جدائی شود، به گفته عبدالبهاء بیدینی بهتر از آن است.[۲۳][۲۴][۲۵][۲۶][۲۷]
جهان بشری محتاج نفثات روح القدس است
به این معنیاست که نیاز روحانی فارغ از درجهٔ پیشرفت مادیاست. بهائیان معتقدند انسانها علاوه بر نیاز مادی نیازمند مواردی روحانی هستند که به وسیلهٔ پیامبران ممکن است و لذا نیاز به تجدید ادیان وجود دارد. [۲۸]
دین باید مطابق علم و عقل باشد
به این معنی که دین و علم و عقل با یکدیگر باید توافق کامل داشته باشد.[۲۹]
صلح عمومی
تعدیل معشیت همگانی و رفع مشکلات اقتصادی
تعلیم و تربیت عمومی و اجباری
تشکیل دادگاه کبرا بینالمللی
احکام [ویرایش]نوشتار اصلی: احکام بهائی
احکام آئین بهائی از «کتاب اقدس» از آثار بهاءالله استخراج شدهاند. اگر چه قوانین موجود در کتاب اقدس در جامعه امروزی قابل استفاده هستند، بهاء الله امکان استفاده از قوانین جدید با توجه به مقتضیات جامعه بهائی را فراهم آورده و این قوانین اندک اندک دراین آئین ظهور میکنند.[۳۰] رعایت قوانین شخصی مانند روزه و نماز در عین حالی که وظیفهای جهانی هستند از وظایف شخصی فرد محسوب میشوند. [۳۱] [۳۲] این قوانین از چارچوبی ثابت که براساس مجازات و مکافات شکل گرفتهباشد تشکیل نشدهاند. برعکس این قوانین به عنوان بخش جبران ناپذیر فرایند ترقی روحانی انسانها مطرح میشوند.[۳۰] در ادامه قسمتی از احکام «کتاب اقدس » که توسط شوقی افندی، تاکید شده آورده میشود:
پس از رسیدن به سن بلوغ در ۱۵ سالگی خواندن نماز بر هر بهائی واجب است. سه نماز اصلی وجود دارد که فرد حق انتخاب از میان آنها را دارد.
غیبت و افترا حرام است.
بهائیان بالغ که از سلامت برخوردارند هر سال در آخرین ماه از تقویم بهائی، روزه میگیرند.
بهائیان از نوشیدن مشروبات الکلی و استفاده از داروهای روانگردان منع شدهاند مگر آنکه دکتر استفاده از آنها را تجویز نماید.[۳۳][۳۴][۱۰]
رابطه جنسی فقط بین زن و شوهر مشروع است و همجنسگرایی حرام است.[۳۵][۳۶][۱۰]
قمار و استفاده از مواد مخدر مانند تریاک به شدت نهی شده و حرام است.[۳۷][۳۸][۳۹][۱۰]
عبادتگاه [ویرایش]نوشتار اصلی: مشرقالاذکار
مشرقالاذکار فرانکفورت آلمانبهاءالله بنیانگذار دین بهائی به پیروانش دستور میدهد که در هر شهری ساختمانی به بهترین صورت ممکن به نام خداوند ساخته شود و در آن به ذکر پروردگار پردازند[۴۰] به این بناها مشرقالاذکار گفته میشود. مشرقالاذکارها در دین بهائی مختص بهائیان نمیباشد و هر کس با هر دین و اعتقادی میتواند در آن به هر نوعی که علاقه و اعتقاد دارد، به دعا با خدای خود بپردازد. تقریباً هیچ طرح خاصی برای مشرقالاذکارها وجود ندارد.
نظام اداری [ویرایش]
مقر بیت العدل اعظم، حیفا، اسرائیلنوشتار اصلی: نظم اداری
نظم اداری در دین بهائی بر اساس کتاب اقدس (کتاب اصلی بهائیان) است. بدین صورت که بهاءالله در کتاب اقدس و کتاب عهدی پسر بزرگ خود، عباس افندی (عبدالبهاء) را مبین آثار و جانشین خود معرفی کرد. عبدالبهاء نیز پس از خود در الواح وصایا، شوقی افندی (نزد بهائیان مشهور به ولی امرالله ۱۹۵۷-۱۹۲۱) را به عنوان جانشین خود برگزید.
در عین حال بنا به مندرجات کتاب اقدس و الواح وصایا یک نظام انتخابی به نام بیت العدل اعظم نیز باید در تحت نظر ولی امرالله مسئول حل و فصل امور جامعه بهائی باشد. اولین انتخابات بیت العدل اعظم در سال ۱۹۶۳ برگزار گردید.
بهائیان و بابیان [ویرایش]پس از تیرباران باب، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق بیانات باب در کتاب بیان به دنبال مظهر ظهور بعدی که در این کتاب به «ظهور من یظهره الله» اشاره شدهاست، گشتند.آنها در ابتدا از میرزا یحیی نوری که باب به او لقب صبح ازل داده بود پیروی میکردند ولی پس از چندی در سال ۱۸۶۳ میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) که سمت معاونت برادرش را داشت از او برید و خود را من یظهرهالله معرفی کرد.دولت عثمانی هم از بیم جنگ میان دو فرقه میرزا یحیی و اتباعش را به قبرس و میرزا حسینعلی و یارانش را به عکا تبعید کرد. میرزا یحیی از آن پس فعالیت چندانی نشان نداد و فشار و تبلیغات بهائیان اندک اندک او و یارانش را به فراموشی افکند. اما حسینعلی که خود را بهاء الله می خواند به فعالیت شدیدی دست زد و بهائیت را پدید آورد [۴۱]
متون بهائی [ویرایش]نوشتار اصلی: متون بهائی
آثار بهاءالله
بهائیان معتقدند تمامی آثار بهاالله وحی منزل از سوی خدا بر وی بودهاست:
کتاب اقدس (ام الکتاب دین بهائی، کتاب شریعت و احکام)
کتاب ایقان (در حل معضلات و مشکلات کتب آسمانی و استدلال)به فارسی
کلمات مکنونه فارسی
آثار عبدالبهاء
خطابات
رساله مدنیه (به فارسی)
مفاوضات (مشتمل بر رسائل مهمه و فلسفه و روحانی و تفسیر و غیرها)
الواح وصایای مبارکه (وصیت نامه)
محرومیت بهائیان [ویرایش]بهاییان در قبل از انقلاب ۱۳۵۷ ایران آزادی عمل بیشتری داشتند اما بعد از انقلاب به علت اسلامی بودن حکومت ایران تحریمهای زیادی احساس کردند.[۴۲]
بر طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، بهائیان علاوه بر محرومیت از اشتغال در اماکن دولتی، از تحصیلات دانشگاهی نیز محروم میباشند. این مصوبه که به تاریخ ششم اسفند ۱۳۶۹ (۲۵ فوریه ۱۹۹۱) صادر شده و در بند سوم آن دقیقاً نوشته شده که باید از ثبت نام بهائیان در دانشگاهها جلوگیری به عمل آید و چنانچه هویت بهائی فردی هنگام تحصیل احراز گردد باید از تحصیل محروم شود و همچنین در ۱۱ آبان ماه سال ۱۳۸۵ نیز مجدداً به تصویب شورای انقلاب فرهنگی و وزارت اطلاعات رسیدهاست بدین مضمون که بهائیان نمیتوانند در دانشگاهها ثبت نام کنند و در صورت ثبت نام باید اخراج گردند. [۴۳] [۴۴]
واکنشها [ویرایش]برنارد لوئیس معتقد است که حکومتهای اسلامی و جوامع مسلمان همواره در پذیرش ادیانی که پس از اسلام ظهور پیدا کردهاند و به خدای یگانه اعتقاد دارند (مانند بهائیان) دچار مشکل فراوان بودهاند؛ چرا که از یک سو نمیتوان پیروان این آئینها را همانند پیروان ادیان چندخدایی آسیا یا انیمیست در آفریقا سرکوب کرد و از سوی دیگر هم برخورد با آنها همانند مسیحیان و یهودیان بها دادن به آنهاست. به علاوه پذیرش آنها مغایر پذیرش ختمیت وحی در زمان زندگی پیامبر اسلام است.[۴۵] آدام سیلورشتاین معتقد است که به علت ضعف ایران در قرن بیستم مردم ایران به دنبال علتی برای این موضوع بودند و به همین تئوریهای توطئهای از اینکه یهودیان، بهاییان، فراماسونها و... مقابل پیشرفت ایران میایستند به وجود آمد و بین مردم و حتی اقشار تحصیلکرده جامعه محبوبیت یافت.[
تقویم شمسى بهائى از نوروز آغاز گشته به نوزده ماه ، در هر ماه به نوزده روز تقسیم مى شود و چهار روز ،در سالهاى کبیسه پنج روز، باقیمانده ایام شکرگزارى و جشن تعیین شده است . بهائیان موظف به نماز روزانه و روزه به مدت نوزده روز در آخرین ماه سال و زیارت یکى از اماکن مقدسه ایشان ، شامل منزل سید على محمد باب در شیراز و منزل میرزا حسینعلى نورى در بغداد هستند.
بهائیان همچنین به حضور در ضیافات موظف اند که هر نوزده روز یک بار تشکیل مى گردد.
با سلام
با تشكر از sooreh, عزيز.
مطالب جالبي بود.
خصوصا در باب توحيد به نظر مي رسد اين دين شبيه به اسلام باشد. (البته عجيب نيست چون متوليان اين دين قبل از آن كه بهايي شوند مسلمان بوده اند)
اما مهم ترين مشكل اينجاست:
- چرا بهاء الله پيامبر است و چرا كتب او عين وحي است؟
- وحدت اشاره شده بين اديان صحيح است اما مهم ترين بحث اين است در حال حاضر بايد تابع كدام دين بود كه كامل ترين دين باشد و آن را معيار "حقوق و تكاليف" برگزيد؟
- توافقي كه بايد بين عقل و علم و دين باشد يعني چه؟ و منظورشان از عقل و علم چيست؟ اگر منظور علم بشري است كه اگر قرار بود هر انچه دين بگويد موافق علم ناقص بشري باشد پس اساسا چه نيازي به دين وجود دارد؟ همان تابع علم مي مانديم و زندگي مي كنيم؟
اين سوالات در شناسايي هر ديني چه بهايي و چه مسيحي و چه يهودي و چه حتي اهل تسنن و شيعه بسيار مهم است. _________________ غلام همت آنم كه زير چرخ كبود
ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : 1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9بعدی
صفحه 1 از 9
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم