سلام
امروز دیگه واقعا میریم شهرستان نگرانم برامون دعا کنید
نمدونم یهموضوعی چرا همش تو ذهنم میاد برام مهم نیست ولی میخوام فراموشش کنم ولی همش میاد تو ذهتننم
از یه پیامی که از اولا دوره نامزدی از همسرم به من اشتباهی اومد
الان داره یادم میاد
تو پیام اینو نوشته بود
سلامرفتی وگذاشتی خواستگار بیاد خداحافظی کردی اینا اشکال نداره سر خرید تونستید به توافق برسید اونجا چی مگه تو اونجا مامان بابا نداشتی....
بعدا من پبیام دادم که این چی بود
بعد خیلی با صدای کوفته زنگ زد کخ حتما برا خودت بریدی دوختی حالا برات باید توضبح بدم یا نه گفتم هر جور دوست داری گفت دوستم گوشی رو گرفته پیام داده
ولی خوب الان فکر میکنم احساس میکنم اشتباه گفته
برام مهم نیست اگه هم بوده خوب مال قبلنا بوده ولی احساس میکنم واقعیت بدونم بهتر هر چند که از زهر مارم واقعیت تلخ تر هستشا
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : قبلی1, 2, 3, 4, 5, 6, 7
صفحه 7 از 7
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم