| مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی |
| نویسنده |
پیام |
setareh110
تازه وارد


عضو شده در: 12 دی 1390
پست: 74
تشکر: 0 تشکر شده 13 بار در 13 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 1 بهمن 1390 - 11:31 عنوان: |
|
|
| همه چي بستگي به ميزان دوست داشتن تو داره بايد صبور باشي تا با حرف زدن و گذشت زمان اونها رو متقاعد کني |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
deldadeh
حرفه اي قلم صنع


عضو شده در: 1 شهریور 1389
پست: 9545
تشکر: 51 تشکر شده 164 بار در 149 پست
محل سکونت: خدمتگذار امام رضا (بچه مشد) 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 1 بهمن 1390 - 11:42 عنوان: |
|
|
omid-teh, اگه واقعا ميخايش ولكن نباش
نكه يه ريز بري رو مخ خونوادت تا ميتوني سعي كه با لطف خوش اين كارو كني
صبور باش و مقاوم
به قول يه بنده خدا نه ليلي و مجنون به اسوني رسيدن نه فرهاد شيرين
تمام تلاشتو بكن
از نظر شغلو سرمايه كه مشكل نداري هان؟ |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
mehrnoosh-h
پرسشگر


عضو شده در: 5 بهمن 1390
پست: 6
تشکر: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 6 بهمن 1390 - 00:15 عنوان: |
|
|
| salam.doroste khanevadeha ra nemishe nadide gereft ama be nazare man mohem do taraf hastan.chon man ham hameen moshkel ra dashtam.taraf edea mikard man ra mikhad ama be mahze enke baradaresh mokhalefat kard on ham raft va tarafe khanevadash ra gereft.agar veghean hamdegar ra mekhayd bayad be jang[sup]e zaman raft va khavevadat ra razi koni. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
omid-teh
نيمه فعال


عضو شده در: 26 آبان 1390
پست: 485
تشکر: 40 تشکر شده 44 بار در 37 پست
محل سکونت: تهران 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 6 بهمن 1390 - 03:00 عنوان: |
|
|
[quote="hadese"][b]omid-teh[/b],
منم مشکل تو رو داشتم
این بستگی به اراده و عشق دو طرف داره
اون کسی که من دوستش داشتم اونطور که میگفت دوستم نداشت و آخرش به حرف پدر و مادر عمل کرد
و منو رها کرد
یهنی منم دیگه راقب به بودن با اون نبودم چون خیلی خیلیییییییییییییی بچه ننه بود
منم عشقمو ازش گرفتم و حالا آزاده آزادم
و دیگه به این راحتی ها دلمو گرو کسی نمیدم :? :arrow: 8)[/quote]
****************************************************
hadese جان یادته اینو تو نوشتی
میگه خونوادت چرا قبلا مخالف بودن و از این حرفا , و الان لج کرده و میگه دیگه نمیخوامت
مامانم و خالم رفتن خونشون و مامانم از خودش و خونوادش خوشش امده بود ولی به خاطره
حرفای مردم که بعدا میگن پسر فلانی از فلان جا زن گرفته و ووووووو.......
بازم راضی نشدن ولی من باز باهاشون صحبت کردم و دوباره بعده 2 هفته مخ زنی راضیشون
کردم و الان دختره داره ناز میکنه........
بعده ازدواجم جدا زندگی میکنم |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
omid-teh
نيمه فعال


عضو شده در: 26 آبان 1390
پست: 485
تشکر: 40 تشکر شده 44 بار در 37 پست
محل سکونت: تهران 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 6 بهمن 1390 - 03:11 عنوان: |
|
|
baroon90, جان سلام
اصلا به حرفام گوش نمیده و منم بهش حق میدم , چون مادرم و خالم رفتن خونشون و
خوششون اومده بود ولی دوباره پشیمون شده بودن و من دوباره بعده 2هفته راضیشون
کردم و خونوادم هی شل کن سفت کن راه انداختن , یه روز راضین و روزه دیگه
برعکس........
خواهرام مخالفت سرسختی دارن و به اونا بگم قضیه دوباره بدتر از این میشه
مرسی |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
omid-teh
نيمه فعال


عضو شده در: 26 آبان 1390
پست: 485
تشکر: 40 تشکر شده 44 بار در 37 پست
محل سکونت: تهران 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 6 بهمن 1390 - 03:17 عنوان: |
|
|
setareh110, جان
الان نزدیک 3 ساله که این قیضیه هست و من واقعا فرد صبوری هستم و از همون اول
همه چیرو دست زمان سپردم تا که حل بشه ولی متاسفانه هر روز یه داستان داریم
یه روز راضین و روز دوم ............. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
omid-teh
نيمه فعال


عضو شده در: 26 آبان 1390
پست: 485
تشکر: 40 تشکر شده 44 بار در 37 پست
محل سکونت: تهران 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 6 بهمن 1390 - 03:23 عنوان: |
|
|
deldadeh, جان
دیگه موندم چجوری مخشونو بزنم
یه روز اخم میکنم , یه روز باهاشون خوش برخودی میکنم , یه روز میبرمشون بیرون ,
هرچی لازم داشته باشن واسشون ردیف میکنم وووووووو
خداروشکر از نظر مادی خوبم و هیچ مشکلی ندارم و موقعیت شغلیمم خوبه |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
omid-teh
نيمه فعال


عضو شده در: 26 آبان 1390
پست: 485
تشکر: 40 تشکر شده 44 بار در 37 پست
محل سکونت: تهران 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 6 بهمن 1390 - 03:29 عنوان: |
|
|
mehrnoosh-h, جان
متاسفم از بابت عشقت , ولی من واقعا دوسش دارم و همچنین طرف مقابلم همینطور
به والله دیگه نمیدونم چجوری راضیشون کنم , چون یه روز راضین و روز دیگه بر عکس
و الان نزدیک 3 سال هست که با خانوادم و هم با زمان در جنگم |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
hadese
فعال قلم صنع


عضو شده در: 2 خرداد 1390
پست: 5511
تشکر: 497 تشکر شده 427 بار در 331 پست
محل سکونت: اصفهان 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 6 بهمن 1390 - 10:55 عنوان: |
|
|
omid-teh,
صبور باش امید
مسیر عشق خط خطیه...یهنی فراز و نشیب زیاد داره
اگه واقعا دوستش داری و میدونی که اونم همین حس رو بهت داره ، برو دنبالش
با خانوادت دوباره صحبت کن که دوباره برن و باهاش صحبت کنن
انشاا.. راضی میشه
سعی کن آرامشت رو همه حال حفظ کنی و اینکه رضایت خانواده برای شروع زندگی خیلی مهمه
..........
در مورد حرف مردم
به خودت بستگی داره، چون در دروازه رو میشه بست ولی دهن مردم رو هیچوقت نمیتونی ببندی
حتی اگه بهترین باشی و از زندگیت هم راضی باشی باز هم کسی پیدا میشه که بخواد اونو بهم بزنه
...........
استوار باش مرد  _________________ سعی کن آنقدر کامل باشی، که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران، گرفتن خودت از آنها باشد! |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
raha71
تازه وارد


عضو شده در: 19 آذر 1390
پست: 88
تشکر: 8 تشکر شده 25 بار در 21 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 8 بهمن 1390 - 11:11 عنوان: |
|
|
| سلام.منو باش منتظر شیرینی بودم ها.آقا امید شما برو با دختر خانم حرف بزن.بهش بگو که درسته خانوادم مخالفن ولی من دوست دارمو تا الان همه تلاشمو برا راضی کردنشون کردم.بگو اگه دوسم داری باهام باش و کمک کن خانوادمو راضی کنم مهم شما دو نفرین.بگو اگه واقعا دوسم داری دلیلی واسه ناز کردن وجود نداره اون الان باید کنارت باشه از یه طرف خانواده از یه طرف هم دختر خانم؟واقعا که بگو چیکار کنم کدومتونو راضی کنم؟ |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
omid-teh
نيمه فعال


عضو شده در: 26 آبان 1390
پست: 485
تشکر: 40 تشکر شده 44 بار در 37 پست
محل سکونت: تهران 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 10 بهمن 1390 - 00:42 عنوان: |
|
|
hadese, عزیز
نمیدونم والله چی بگم
هر کاری که از دستم بر میاد دارم میکنم , قبلا باید خونوادمو راضی میکردم , ولی الان
باید دو طرفو راضی کنم
من واقعا دوسش دارم و به هر قیمتی باشه نمیخوام از دستش بدم , چون اولین دختری
هست که از امتحانات من قبول شده , یعنی خیلی امتحانش کردم
اگه راضی نشه به مولا داغون میشم
از دعای خیرتان بی نسیبم نکنید
ممنون |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
omid-teh
نيمه فعال


عضو شده در: 26 آبان 1390
پست: 485
تشکر: 40 تشکر شده 44 بار در 37 پست
محل سکونت: تهران 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 10 بهمن 1390 - 00:59 عنوان: |
|
|
raha71, جان سلام
همینو بگو , بخدا موندم کدوم طرفو راضی کنم
رها جان هر چی بهش میگم بیا ببینمت نمیاد , حتی بعضی موقع ها جواب تلفنمم نمیده
چه برسه که باهم مشکلمونو حل کنیم
قبلا مشکل یکی بود و حالا شده دوتا
دعام کن رها جان
ممنون |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|