rozhan88, من قبلا یجا خونده بودم که بخاطر اینه ، اما حالا دقیقا رو خودم تجربش کردم!
شاید اونا ناراحتی هایی باشند که ما سالی یکبار هم یادشون نیفتیم ... اما در ناخودآگاه ما همیشه پررنگند و آزارمون میدن
وقتی عمیقا به احساس خودم فکر می کنم میبینم انگار اون دردای جسمی که همیشه طلب می کردم، اون دردای عمیق روحیمو تسکین می داد
مثل وقتی که جاییت بریده و عفونت کرده اما هیچ چیز مثل خراشیدن روش با ناخنت تسکینش نمیده!
گاهی درد ، درد رو تسکین میده .. دردایی که شاید متوجهشون نبودم و متوجه هم نبودم که دارم با اینکار اونارو تسکین میدم!
اما حالا که با شوهرم درد دل کردم و تسکین پیدا کردم دیگه از هیچکدوم اونکارا خوشم نمیاد
کارایی که بجای لذت برام نیاز بود!
مثل همه دوست دارم بهم محبت کنه.. یچیز عادی
البته خشونت کمو دوست دارم هنوز ، اما عادی دوست دارم ، مثل همه زنای دیگه که کمشو دوست دارند ، مثل یه چاشنی فقط
nazi_02, من بیشتر به خشونت فکر می کنم و احساس می کنم اگه شوهرم باهام خشن باشه لذت می برم اما پای عمل که برسه برعکس خیلی بدم میاد ، یه وقتایی که از روی علاقه بازومو فشار میده یا یه ضربه ای که یکم دردم بیاد ، ناراحت میشم و میگم نکن خب دردم میاد . یعنی افکارم با عمل خیلی فرق میکنه و در عمل عاشق نوازشم . _________________ در سيرك يا در خانه؟!!
خنده ات كه تلخ باشد،
دلت كه خون باشد،
تو هم دلقكي
...!!!!
rozhan88, منم اوایل همینطوری بودم ، مثل تو
اما این یه حسیه که اگه آدم جلوشو نگیره رشد می کنه و ریشه میدوونه
منم اوایل فقط تو فکرم بودن و حتی فکرامو نمیگفتم به شوهرم ، وقتی فهمید اولش باور نمی کرد !
می خندید اصلا میگفت آخه به تو دست بزنم که میشکنی! ظاهرم خیلی آروم و مهربون بود ، گفت اصلااااا بهت نمیاد همچین چیزایی دوست باشه باشی!
وقتی به همون فکرای کوچیک بها دادم و شوهرم با خشونتهای ریز ریز شروع کرد ، اونوقت این حس انگار که کود ریخته باشن پاش! چنان رشدی کرد که بعد چند سال دیدم که چه پیشرفتا که نکردیم! همشم بدتر میشد و دیگه با همون کارای قبلی راضی نمیشدم و بیشتر می خواستم
یبار انقدر محکم زد که خودش ترسید ، فکر کرد طوریم شد دیگه واقعا! ولی من انگار حالیم نمیشد
حالا خیلی خوشحالم که ازین حس غیرطبیعی راحت شدم
قبلشم محبتو دوست داشتم اما بدن خشونت اعصابم خورد میشد
حالا حس می کنم طبیعیم ، مثل همه
خانم چندین بار گفته بود موقع ***کمی خشن تر باشم و لی من منظورشو نفهمیدم یعنی باورم نشد که براش جالب باشه و نتونستن ادا در بیارم
واقعن این جوریه ؟
راستش بدم نمیاد و کمی دوست دارم ولی به صورتی که درد نداشته باشه .
همه خانم هایه بار دیگه نظر بدن به جمع بندی برسیم
1- خوبه و دوست دارن؟
2- چه مدلی بیشتر خوبه؟ بستن * محکم گرفتن و خوابوندن و با قدرت ... * دنبال کردن و اجازه فرار ندادن و ... کدوم ؟ _________________ انتخاب با توست
، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا
یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده !
قا یا خانم 912345678ا
بخون سریع نظر بده . اجباری هم خوندنش و هم جواب دادنش
مگه نه؟!!!!! _________________ انتخاب با توست
، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا
یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده !
من نمیدونم چی بگم سکوت فریاد معرفت است
اما فکر میکنم خانمها بدشون نیاد کمی تند باشیم _________________ ما را سریست با تو که که گر خلق روزگار ** دشمن شوند و سر برود ما بر آن سریم
MORTEZAALI, سلام
دوست عزیز در این بخش فقط به مشکلات مراجعان رسیدگی میشه و برای سلام و احوال پرسی و آشنا شدن با اعضای سایت باید به قسمت گپ دوستانه برید.
zalter,
به نظر من خوب هست تا حدی . _________________ امضای من کووووووووووووووو!من پاکش نکرده بودم !!!!!!!!!!!!!
محل سکونت: پشت هیچستانم ، به سراغ من اگر می آیید ،نرم وآهسته بیائید
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: دوشنبه 17 بهمن 1390 - 18:27 عنوان:
این گیر دادن شما به خود آزاری من را یاد این جوک انداخت
توی یه آسایشگاه روانی
یه بچه باز، یه سادیسمی، یه قاتل، یه عشقِ آتیش بازی، یه روانی و یه مازوخیسم کنار هم نشسته بودن.
بچه بازه میگه: نظرتون چیه یه گربه بگیریم و بهش تجاوز کنیم؟
سادیسمیه میگه: بهش تجاوز کنیم و بعد شکنجه اش بدیم!
قاتله میگه: بهش تجاوز کنیم و شکنجه اش بدیم و بعد بکشیمش!
عشقِ آتیش بازیه میگه: بهش تجاوز کنیم و شکنجه اش کنیم و بکشیمش و بعد آتیشش بزنیم!
روانیه میگه: بهش تجاوز کنیم و شکنجه اش بکنیم و بکشیمش و آتیشش بزنیم و دوباره شکنجه اش کنیم!
مازوخیسمه ساکت بوده!
بهش میگن: تو چرا چیزی نمیگی؟
میگه : مـــیـــــووووو …. مـــیـــوووو
به نظر منم خشونت خوبه ولی تا حدی منم دوست دارم همسرم هم گاهی خشن میشه مثلا منو قفل میکنه که نتونم تکون بخورم .من دوست دارم ولی همیشه نه. _________________ لذت دوستی با پا برهنگان این است که یقین داری که ریگی به کفششان نیست !!
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : قبلی1, 2, 3 ... 9, 10, 11, 12بعدی
صفحه 10 از 12
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم