دوستان این تاپیک خانومی هست که مشکل واژنیسم دارند . و کمک خواستند . اگر کسی هست که بتونه در این رابطه کمکی کنه لطفا به این تاپیک سر بزنه . ممنون _________________ آبنبات http://www.abnabat.com
سایتی برای سرگرمی .با امکان ایجاد تاپیک عمومی و خصوصی: خانوادگی.دوستانه ...
سومین مسابقه آبنبات همراه با جایزه شروع شد
سلام به همه
من بهش گفتم که همچنین سایتی هست و مشاوره بهش دادم ولی خودش مایل نیست.
فکر کنم با کمک اون خانم سیدی که کمال2معرفی کرده بشه یه کارایی کرد
فردا شب راه میفته بیاد تهران.خبری باشه حتما میگم
سلام از روزی که اومده سعی کردم باهاش اخلاق حسنه ای داشته باشم و هر چی رو که میخواد به نحوی براش فراهم کنم
تا این پنج شنبه ای که مریض بود وبعد هم که پاک شده قول داده این جمعه تا خدا چی بخواد.
ebi7531, نه به نظر من اصلا ربطی به خدا نداره
اون فکر و عقل و هوش و قدرت و نیرو بهت داده و از روح خدائیش در بدنت دمیده و تو رو احسن الخالقین نامیده تا خودت بری مشکلت رو حل کنی تا همه بگن بله درسته خلیفه خدا در زمین کار خودش رو کرد بعد تو باز داری کم کاری میکنی میگی خودش بیاد
کم کاری میکنی ؟
سستی و سهل انگاری میکنی ؟
برای مردم کلاس میزاری؟
حقوق میگیری؟
من شوخی میکنم اما شما توضیح نمیدید چی شده؟؟؟
منتظریم استاد _________________ ما را سریست با تو که که گر خلق روزگار ** دشمن شوند و سر برود ما بر آن سریم
من الان حدود 1 سالی میشه که من ازدواج کردم ومنم به نوعی مشکل شما رو داشتم تا همین چند وقت پیشا
یعنی2ماه که عقد بودیم ایشون میگفتن بذاریم واسه بعد عقد منم میگفتم چشم ودیگه رسید واسه بعد ازدواج که
یه روز بعد از ازدواجم بدشانسی اوردم وتصادف کردم و لگنم شکست
8ماه حتی نمیتونستم راحت راه برم
اصلا امکانش نبود که با همسرم رابطه داشته باشم
ولی با این همه زنمم خیلی راحت نبود باهام وخیلی میترسید که برا بار اول دردش زیاد باشه
بعداز این که حالم خوب شد ومن میخواستم رابطه داشته باشم
ایشون از زیر کار به هر شکلی فرار میکرد ومیترسید خیلی بیشتر از همسر شما
چون همسر من خیلی خیلی خجالتی بود
خیلی سعی کردم که ارومش کنم وبهش بفهمونم که دفعه ی اول خیلی هواشو دارم و خودمو کنترل میکنم
راستش خودمم خیلی میترسید از این که نکنه اتفاقی واسش بیوفته و ازم دلخور بشه واذیت بشه
میخوام براتون توضیح بدم که چیکار کردم تا تونستم سکس داشته باشم ولی یه کم خصوصیه
امیدوارم که بقیه تونسته باشن بهتون کمک کنن ونیازی به کمک من نباشه
اعتماد به نفستو ببر بالا اصلا نترس
این که مثل یه مرد واسش تکیه گاه باشی خیلی مهمه ایشون باید بهتون اعتماد کنن ودیدشونو نسبت به سکس عوض کنن وشما رو تنها وسیله برای به ارامش رسید خودشون بدونن به وسیله ای برای استرس وترس
به نظر میرسه که ایشون از بعضی رفتار شما خیلی متنفرن
درحالی که اگه درست باهاش معاشقه کنی این همسرتونن که به اغوش شما نیاز پیدا میکنن
موقع دخول سعی کنید نگاهتون به بالا تنه ی همسرتون باشه وزیاد بوسش کنید انقد که فرصت واسه حرکت کردن وغور زدن حرف زدن وتکون دادن پاش واسه زدن شما نداشته باشه
البته مواظب باشین که غور زدن با احساس ناراحتی کردن به خاطر درد وفشار زیاد فرق داره
کوتاه نیاید کار خودتونو بکنید وهردفعه بهش ارامش بدید حالا از هر طریقی
مطمئن باشید هیچ اتفاق برا خانومتون نمیوفته
فقط خانومتون باید بدونه که کامل هواشو دارید ومواظبشید
وسعی کنید تا فرداش هر ناز ونیازی کرد حرفشو گوش بدید و هرچی غر زد به دل نگیرید وناراحت نشید
کارای خونه رو انجام بدید وکنارش باشید وباهاش حرف بزنید
خلاصه نباید این فکررو بکنه که شما فقط به فکر خودتونید وباید به ایشون ازرش بدید
البته خود بنده خیلی کتک خوردم تا تونستم بزنم ولی انقده باهاش حرف زدم وشوخی کردم وبوسش کردم که دیگه خسته شد از زدن
خانوم من یه شاسخین داره موقع سکس هنوز بعد 1ماه خجالت میکشه واونو میذاره رو صورتش که منو نبینه
حالا خیلی راحتیم خداروشکر وخانومم خیلی خوشحال ودیگه مثل سابق استرس نداره
شاسخینو بعد سکس واسش خریدم شما هم بخر یه قایمش کن فردا بده باهاش بازی کنه
انقده خوشحال میشه
کادوش نکن ببر بهش نشون بده باهاش شوخی کن وچندساعتی بشینید باهم بازی کنید فرداشوو میگما
پ ن پ میخواستی پاشه کار خونه هم بکنه (شوخی کردم ناراحت نشیدا)
وااااااااااااااااااای خجالتو خوب اومدی من که خجالت فقط توصیف یک دقیقمه.... نمیدونم چیکار کنم حالا خانومتون راحتتر شده ؟؟ ای کاش میشد یه جوری از روند بهبود رابطتون و تجربه زنگی با زن خجالتی بیشتر مطلع میشدیم...
حالا فکر کردم فقط اتاق تاریکه تاریک....
باز خانم شما که خوبه و چشماشو میبنده من اینم روم نمیشه فک کنم
من از الان (خواستگاری ) خجالت میکشم و انگار آب جوش ریختن روم... چه برسه به بعد ازدواج
اگه شما ودوستان راهنمایی کنید ممنون میشم یه وقتایی میگم اصلا من با این وضع ازدواج نکنم بهتره... آخه بچه مردم چه گناهی کرده
نگید برو پیش مشاور اونم خجالت میکشم فعلا هم درسام زیاده، نمیشه
کمک
آقاي بيست من واقعا براي خ.انومت متأسفم
با اينكه من يه مردم ولي كاملا ميتونم حس خانومتو درك كنم.
شما تو رابطه از همون اول فقط تو فكر اين هستي كه آخرش به كردن ختم بشه.
حتي اگه تو رفتارت اينو نشون ندي اين فكر بهش منتقل ميشه.و در تمام مدت به اين مسأله فكر ميكنه. من پيشنهاد ميكنم به زنت بگو براي مدتي قصد انجام اينكار رو نداري و خودت هم اين اين فكر رو از ذهنت پاك كن. و سعي كن واقعا بهش فقط محبت كني و تماسهاي رمانتيك باهاش داشته باشي. مطمئن باش به سه روز نميكشه خودش با رفتارش تمايلشو اعلام ميكنه .
tiksat, سلام
من در عوض برای شما متاسفم
نه اینکه از دستت عصبی بشم
فقط میگم شرمنده ام که با این نگرش هنوز داری در جهان مادی امروزی زندگی میکنی
باید برای نگهداری دام و طیور و روانشناسی رنگها مقاله بنویسید تا بتونی نگرشت رو جهانی کنی
مرد مومن چرا شما برای زندگی خودتون و دیگران برنامه ندارید ؟
وقتی شب زفاف میشه یعنی باید زن و مرد هر دو
با رضایت از غریزه جنسی خودشون کار بکشن!!! هر دو با هم لخت بشن
هر دو با هم سکس کنن
هر دو با هم کار رو تموم کنن و برن حموم غسل کنن و بیان بیرون
اما شما برای کدومش وقت میزاری؟
لخت شدن؟ یکماه قبوله؟
سکس :6 ماه حله؟
پوشیدن لباس: 2 ماه
حمام رفتن: 8 ماه متوالی با هم و بدون نیاز جنسی بیرون اومدن!!!
ببینم شما برای خودت هم برنامه داری ؟ آیا برای زن آیندت برنامه 20 ساله داری؟ چرا فکر میکنی زنش که میترسه و خودش که دلرحمه باید صبر کنه
زنشه اختیارش رو داره باید هر وقت اراده میکنه باهاش سکس کنه
اما زنش هنوز در لایه هایی از حجاب دروغین خودش مونده
ما مذهبیها بهش میگیم حجاب ، حیا و ...
اما بد بختی میدونی کجاست؟
اسلام میگه حجاب رو نزد شوهر بر دار حیا رو بریز دور و راحت باش
و بعد از اتمام کار
و غسل در لایه های حیا فرو برو چنان که هیچ کس (نا محرم) نتونه شما رو ببینه
و حتی و حتی شما هم نا محرم رو رصد نکن!!!
اونوقت بهش توصیه میکنید فعلا سکس نکنه
30 سالشه 5 سال دیگه هم صبر کنه 35 سالشه اونوقت بچه اول که بره مدرسه باباش میشه؟؟؟؟
من میگم فکر کنید کمی خیلی ریاضی سخت نیست
35+7=؟ _________________ ما را سریست با تو که که گر خلق روزگار ** دشمن شوند و سر برود ما بر آن سریم
خوش به حال زنت واقعا
منکه شب اول عقد که هنوز بار سوم بود شوهرمو میدیدم مثل دیوانه ها پرید به من و دختریموگرفت وتا آخر عقد مجبور شدم خفه بشم و همه جوره چه جنسی و چه غیرجنسی مطیعش باشم که شب زفاف آبرومو نبره و بگه من دختر بودم.
منم خیلی دوست داشتم یک شوهر مرد داشتم. ولی تو دیگه خیلی شورش کردی برعکس شوهرمی کاملا. و غیر طبیعی هستین هردوتون.
منکه شوهرمودوست ندارم. مطمئنم زن تو هم تورو دوست نداره.هم بی عرضه ای و هم مثل شوهرم بد اخلاق
mona125, سلام
حالا نگفتم طرف رو اعدام کن که
ببینم
فکر میکنید کدام یک بیشتر سختی کشیدید ؟
شما که یه شب درد کشیدی ؟
یا اون که 8 ماهه از غم و عصه و ترس از سکس و ترس از درد و ...
داره میسوزه و میمیره و زندی میشه؟
شما راحت شدی
اما اون اول بد بختیشه _________________ ما را سریست با تو که که گر خلق روزگار ** دشمن شوند و سر برود ما بر آن سریم
سلام
امیدوارم بزودی با خبر های خوش برگرده اخه زمان درس خوندن تموم شده
منتظریم
جناب .... _________________ ما را سریست با تو که که گر خلق روزگار ** دشمن شوند و سر برود ما بر آن سریم
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : قبلی1, 2, 3 ... 11, 12, 13, 14, 15, 16بعدی
صفحه 12 از 16
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم