بهاش صحبت كردم پرسيدم نماز ميخونه يا نه، يا براش مهم هست حلال حرومى؟ گفت نه، يه مدتى است كه اونجور مثل قبل اعتقاد نداره و اين مضوع ربطى به خارج رفتنش نداشته و ....
اون موقع چيزى بهش نگفتم، بهش EMAIL زدم و تو EMAIL گفتم كه ديگه مثل قبل بهش علاقه ندارم چون فكر نميكردم يه سرى چهار چوب زندگيش عوض بشه و اينا... بهش گفتم بهتره از هم خداحافظى كنيم تا بيشتر از اين عادت نكنيم.......
جواب داد كه انقدر اين EMAIL واسش غير منتظره بوده كه نميتونسته جواب بده، متهمم كرد به اينكه اين دوست داشتن نبوده بينمون كه يه شبه چون فهميدم كه نماز نميخونه همه چى تموم شه و خداحافظى كردم.. گفت تحميل نميكنه خودش رو به من و بعدش هم خداحافظى كرده با ناراحتيو اينا.....
اين هم آخر اين داستان.............
asemaani, چه بد
اما به هرحال کار درستی کردی _________________ صبر کن سهراب...
گفته بودی قایقی خواهم ساخت!
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم...
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه قبلی1, 2
صفحه 2 از 2
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم