تاریخ: شنبه 10 دی 1390 - 12:37 عنوان: مشکل اساسی لطفا کمک کنید آقای دکتر و دوستان
باسلام به همه دوستای گل من خیلی وقته بااین سایت آشناهستم ولی به تازگی عضو شدم به خاطراون سریع میرم سر اصل موضوع. من تقریبا یک ساله ازدواج کردم و خونه پدر و مادر همسرم زندگی می کنیم مشکل زیاده ولی مهمترینش اینه که مامجبوریم صبحانه و نهاروشاموخونه اوناباشیم ومن بابتش خیلی اذیت میشم وهرچقدم به شوهرم میگم قبول نمیکنه فکر کنیدتواین یه سال نشده مادوتایی باهم غذابخوریم شماجای من بودیدچیکارمیکردیدضمنانهارومن درست میکنم ومیبرم خونشون انگارخاله بازی میکنیم دیگه خسته شدم نمیدونم چیکارکنم لطفاحتمانظر بدید باتشکر
توروخدازودجواب بدیدمن بیست سالمه ولی انقداین موضوع اذیتم کرده که دلم شده عین یه آدم سی ساله اینم بگم که دلیل این کاروابستگی شدیدمادر شوهرم به شوهرم هستش که اینم از یه طرف اذیتم میکنه عین یه بچه دو ساله باهاش برخورد میکنه اینوبخور اینوبپوش لاغرشدی کار بکن نکن و... تادلت بخواد
سلام
تغییر عادت به آسانی میسر نمی باشد!
ابتدا با بهانه هایی که مورد قبول باشد زمان باهم بودن را کم کنید!
مرحله بعد بهانه هایی مانند بیرون بودن و...کاملا مقبول طوری که از نیتت سر در نیاورند در زمان مشترک سرو غذا خانه نباشید و و موقعی بیایید که آنها غذا را میل کرده باشند و شما اطاق خودتان غذا را میل کنید!
در هنگام میل غذا چنان مهربانی کنید که همسر تان در حسرت باهم بودن باشد!منظور خوشحالی نیست!
خب با شوهرت قاطع صحبت کن بگو من خییلی ناراحت می شم اگه گوش نداد انقد باش مهربون و خوب و ... شو که دیگه هوس نکنه با اونا شام بخوره اگه هم درس نشد روشتو برعکس کن یکم ازاش دور شو شاید قدرتو بدونه
sandbad, مشکل شما تو همون یک خط اول نوشتتونه و نیازی به خوندن بقیش نیست.
زندگی با پدر و مادر همسرتون! مشکل اصلی اینه
غذا خوردن و نخوردن یکی از هزاران مشکل ریز و درشتیه که بخاطر نداشتن زندگی مستقل براتون پیش اومده و خواهد اومد
اگه می خواید مشکلتون حل بشه و در آینده مشکلات جدی تر و مهمتری نداشته باشید خیلی جدی به فکر مستقل شدنتون باشید
باتشکراز دوستای گلم که نظردادید والا من از هر دری وارد شدم جواب نگرفتم دیگه واقعاموندم هرچقدمیگم میگه چه فرقی میکنی خونه خودمون بخوریم یا اونجا اونام تنهان و ازاین حرفا میخوام بدونم کسی شرایط منو داره چجوری برخورد میکنه احساس میکنم چون سنمم کمه کسی بهم ارزش نمیده جالبشم اینه که فکرنکنیدخیلی مهربونن مامانش همه تلاششومیکنه که بازبونش اذیتم کنه ولی متاسفانه شوهرم نمیفهمه زورنیست که فکرمیکنه چون خودش دوس داره اونجاباشه منم دوس دارم به نظرم عیدفرصت خوبیه برای ازعادت دراوردنشون نظرشماچیه؟
سلام عزیز ببین شما اول این برداشت غلط ذهنت و درست کن که مادرشوهرت بهت تیکه میندازه اگه شوهرتو دوست داری خانوادشم باید دوست داشته باشی فکر کن مامان خودت اینجوری دیگه از حرفاشون ناراحت نمیشی. زیادم پیش شوهرت از خودت حساسیت به خرج نده چون مردا ببینن رو یک چی حساسی شاید بدتر کنن.باهمه خوب برخورد کن کم کم شوهرتو به سمت خودت بکش اما نه با بدی گفتن از خانوادش اینو حتمن یادت باش.موفق باشی عزیزم
اتفاقا من آدم حساسی نیستم ولی خوب یه جورایی مستقیم میگه حتی پیش شوهرم بگه اون متوجه میشه وجوابشومیده ولی بعدایادش میره طرز حرف زدن مامانش ومتاسفانه اکثر وقتا وقتی شوهرم نیست تیکه بارم میکنه چون میدونه من بخاطر احترامش چیزی نمیگم.
sandbad, سلام.منم با نازی موافقم.هرطور شده سعی کن محل زندگیتونو عوض کنین وگرنه روز به روز بدتر میشه. از اولشم اشتباه کردین با همچین پسری ازدواج کردین و این شرایطو قبول کردین. _________________ صبر کن سهراب...
گفته بودی قایقی خواهم ساخت!
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم...
من این شرایطو قبول نکردم عزیزم فقط قبول کردم که تو خونشون بشینیم چون نزدیک خونه مامانم اینا بود اینارو بعدا اضافه کردن ودیگه نتونستم کاری بکنم مادرش یه آدم حسود و خودخواهیه که میخواد پسرش فقط مال خودش باشه فقط این وسط نمیدونم چرابراش زن گرفته هفته ای دو سه روزم باهامون قهره به دلایل مختل فلان جا رفتید فلان کارو کردیدو... البته تقصیر شوهرخودمه که بااین شرایط باز میگه بریم اونجا فقط داره دوتامونم کوچیک میکنه و اینو نمیفهمه آخرشم کلی منت سرمون میزارن که بهتون خونه دادیمو ال دادیمو از این حرفا و اون موقعست که به حرفای من پی میبره فقط نمیدونم که من تاکی میتونم صبور باشم.
sandbad, سلام عزیزم این مشکلات شما برای خیلی از خانوما هستش یکیشم من
شما الان اولین کار خوبی که میتونی بکنی اینه که از خونواده شوهرت جدا و مستقل زندگی کنید و از اونجا برید بیرون چون اینجوری خیلی از مشکلات حل میشه
یکی از تجزبه هامم بهت بگم که خیلی ضروریه اینه که:
هیچ وقت مستقیل از خونواده شوهرت پیشش انتقاد نکن چون همه چی بهم میریزه ،خوبه که سیاست داشته باشی _________________ وقتی بارون میاد حس میکنی خیلی به خدا نزدیکی آخه بارون یعنی نقطه چین تا خـــــدا ...
خانوم گل شماجدا زندگی میکنید؟ ماکه عمراتا خونه نگرفتیم نمیتونیم جای دیگه ای بریم بدبختانه معلومم نیست تا ده سال بتونیم خونه بگیریم یا نه. اتفاقا از خیلی چیزا چشم پوشی میکنم و نمیگم آخه شوهرمن خودش کارای مامانشومیبینه و چیزی نمیگه این منو حرص میده مثلا احترام میذاره
sandbad, آره ما جدا زندگی میکنیم ، برامون خیلی سخت بود و خودمم به شوهرم خیلی کمک میکنم تا سختش نباشه ، شما هم الان شرایط خونه گرفتن ندارید میتونید اجاره نشینی کنید از این شرایط که بهتره البته باید بهش کمک کنی تا خیلی بهش فشار وارد نشه
خوب من نمیگم چشم پوشی کن به روش نیار (مادرشوهرتو میگم)
مثله خودش باهاش برخورد کن
وقتی شوهرت نیست و بهت تیکه میندازه خیلی محترمانه جوابشو بده و نذار تو دلت بمونه و کلا نذار تو زندگیت دخالت کنه
با شوهرتم صحبت کن که باید رو پای خودتون وایسید و مستقل باشید اینجوری که ازدواج کردن و متاهل شدن معنی نداره یا خیلی حرفای دیگه _________________ وقتی بارون میاد حس میکنی خیلی به خدا نزدیکی آخه بارون یعنی نقطه چین تا خـــــدا ...
نه عزیزم اینی که میگم نمیتونیم از نظر مالی نیست شوهرم هیچوقت قبول نمیکنه من به همینشم راضیم که اونجا بشینیم ولی برا غذاخوردن اونجانریم به خدا خسته شدم گناه من چیه که باید بامادر شوهرسر یه سفره بشینم آخرشم هزارتابدگویی پشت سرم بشنوم که عروس فلان کس اینجوریه خویه که بفهمونه که توبدی. من دوس دارم عین همه زندگی کنم غذامو حاضر کنم و منتظر شوهرم باشم یه سفره دونفره بندازم نه اینکه غذامو بپزم بزارم رو کولم برم اونجا که چی؟تنها نباشن خوب باشن مگه همه چجوری زندگی میکنن حسرت به دل موندم یه روز مثل مهمون برم خونشون همیشه باید عین کلفت کارکنم چایی بیار بالش بیار سفره بنداز جمع کن که خانم راضی باشنو اخم نکنن. خانوم گل شما چجوری شوهرتو راضی کردی جدازندگی کنید؟شوهر من که به هیچ صراطی مستقیم نیست.
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه 1, 2بعدی
صفحه 1 از 2
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم