| مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی |
| نویسنده |
پیام |
paieze
فعال قلم صنع


عضو شده در: 26 خرداد 1389
پست: 7481
تشکر: 48 تشکر شده 115 بار در 92 پست
محل سکونت: ardebil 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 18 دی 1390 - 13:21 عنوان: , دیگه تصمیم و گرفتم میخوام برای همیشه تمومش کنم ........کاش |
|
|
نمیدونم یه مدتی هست یه مسائلی برام پیش اومده که خودمم موندم توش ,
میخوام همه چیو تمومش کنم فقط فقط به خاطر خانوادش .........
خودش هنوز خبرنداره ولی به خواهرش همه حرفام و زدم که بهش بگن , دیگه نمیخوام
ببینمش , تصمیمم جدی گرفتم ,
تا حالا هرچی گفته نه نیوردم , ولی من صبروتحمل اینو ندارم خواهراش بخوان یه کلمه تو زندگیم دخالت کنن ,
بین اونا و من باید یکی رو انتخاب کنه , البته من از طرف اون انتخاب کردم , میخوام تمومش کنم ,
ازم انتظارات زیادی داره , ازم ناراحت بود سریه مسائلی یعنی خونشون تنها بودیم بعد ازم یه چیزایی خواست که من بهش گفتم حق نداری به من دست بزنی و کیفم و برداشتم که برم ولی نزاشت بعد نمیدنم یه دفعه عصبانی شدم و گفتم همش به خاطر هوست باهام ازدواج کردی , بعد خیلی ناراحت شد .............. گفت زنمی اختیارتم دست خودم , منم گفتم وقتی من نزارم حق نداری به من دست بزنی , خواست مثلا زورشو نشون بده که من از ناراحتیم بهش یه سیلی زدم به خدا نمیخواستم اینطوری بشه بعد با گریه اومدم خونمون ,
سراین قضیه ازم دلخور بود ..ازش عذرخواهی کردم ,
ازم انتظارات زیادی داره ولی من وقتی دختر خاله هامو می بینم هرگز قبل عروسی بهش اجازه نمیدم بهم نزدیک بشه , اونم یه مدتی هست باهام قهر .
این بماند ولی دخالت یه نفر تو زندگیم باعث شده که یه تصمیمایی و بگیرم , همه حرفامو زدم
دیگه من و اون تمومیم , هنوز خودش خبرنداره ولی تواین هفته این دومین تصمیم میگیرم جدا تمومش کنم , دفعه قبل بخشیدمش گفت تکرار نمیشه دیگه ولی دیگه به پامم بیوفته نه , وقتی این همه ادم تو زندگیم دخالت میکنن بره با حرف اونا
بخدا خیلی دوسش دارم ولی می بینم نمیتونم تحمل کنم کسی بخواد یه کلمه تو زندگیم دخالت کنه , اگرم زندگی من و جواد ازهم بپاشه , مقصرنه جواد نه من , فقط حرف ادمایی هست که این وسط از بهم خوردن این زندگی خوشخالم میشن
امیدوارم دلشون خنک بشه
پاییزه _________________ بگذار تا با لهجه ي بــــاران بخوانمت
همراه بادهاي پـريشان بخوانمت
http://www.qalameson.org/ftopict-12461.html
این مطلب آخرین بار توسط paieze در یکشنبه 18 دی 1390 - 13:38 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
|
| |
| تشکرها از این تاپیک |
| paieze از این تاپیک تشکر میکنم |
paieze
فعال قلم صنع


عضو شده در: 26 خرداد 1389
پست: 7481
تشکر: 48 تشکر شده 115 بار در 92 پست
محل سکونت: ardebil 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 18 دی 1390 - 13:28 عنوان: |
|
|
ولی ته دلم اصلا نمیخوام زندگیم بهم بخوره , خیلی دوسش دارم ولی وقتی به اینده فکرمیکنم , خواهراش همشون پرو , حوصله ندارم بااونا همش رودرو بشم ,
البته یه خواهرش هست که واقعا خوب هست , تواین مدتم که تصمیم گرفتم بهم بزنم خیلی حرف زده باهام که بچگی نکن و...... جوادم تا یه کاری میکنه که مقصرخودش , اونو به جای خودش واسطه میکنه که حرف بزنه ولی دیگه خسته شدم ,اگرم تاحالا تحمل کردم فقط فقط به خاطر خود خودش هست , نمیخوام ازش جدا بشم , دوسش دارم , ولی قلبم دیگه یخ زده خسته شدم, من با خودش هیچ مشکلی ندارم , از اولشم از خانوادش بدم میومد, هرحرفیم بینمون میشه فقط سراوناست , جوادم میگه مگه قرار بااونا زندگی کنی همش حرص میخوری , کاریشون نداشته باش , اخه کاریشونم نداشته باشم پرو میشن , اینه گاهی نمیشه
نمیدونم ولی 90 درصد تصمیمو گرفتم , توخونمون چیزی نگفتم ولی انقد تابلوام که مامانم پرسید چی شده ] منم با عصبانیت گفتم هیچی مگه ارزوت نبود بااون ازدواج نکنم میخوام تمومش کنم , همتونو راحت کنم ,
ولی نمیخوام ازش جدا بشم , دیشب تا 5 صبح بیدار بودم , انقد گریه کردم تصورشم که ازش جدا بشم اذیتم میکنه ولی همه حرفامو زدم به خواهرش
پاییزه _________________ بگذار تا با لهجه ي بــــاران بخوانمت
همراه بادهاي پـريشان بخوانمت
http://www.qalameson.org/ftopict-12461.html |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
darvish_hosein
فعال


عضو شده در: 18 شهریور 1390
پست: 600
تشکر: 13 تشکر شده 135 بار در 100 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 18 دی 1390 - 13:56 عنوان: |
|
|
الکی الکی داری زندگیت رو از هم میپاشونی
هیچ میدونی اگه الان سر هیچ و پوچ جدا بشی شاید اینده ی خیلی تاریکی در انتظارت باشه ؟ _________________ گاهی فراموشم میکنی ؛ رها میشوم میان روسپی ها
گاهی یادم میکنی ؛ شناور میشوم میان خاطره ها
(شعر از arteshbod ) |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
sara7061
دوست دار قلم صنع


عضو شده در: 25 شهریور 1390
پست: 2158
تشکر: 240 تشکر شده 314 بار در 261 پست
محل سکونت: شهر سردار و سالار ملی *تبریز* 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 18 دی 1390 - 14:07 عنوان: |
|
|
paieze, به دیگرون چیکار داری؟ زندگیتو بکن.یه بار بشینین تصمیم بگیرین که دیگه از حرف هیچکسی تاثیر نپذیرین و نزارینم کسی تو زندگیتون دخالت کنه و این تصمیمو قاطعانه به همه هم بگین. اخه چرا اجازه میدین دیگران به خودشون اجازه دخالت تو مسایلتونو بدن؟ البته این دخالتا تو دوران نامزدی تا حدی طبیعیه.
درمورد اون چیزیم که گفتی بخاطر هوسش باهات ازدواج کرده خب این حق همسرته که از تو حق طبیعیشو بخواد.یعنی چی که نمیزارم بهم دس بزنی؟ مگه قراره دخترخاله هات هرکار کردن توام بکنی؟ مگه شوهرتو مث شوهر دخترخاله هاته؟ مردتو با کس دیگه مقایسه نکن. هرکی زندگیش جداست عزیزم. _________________ صبر کن سهراب...
گفته بودی قایقی خواهم ساخت!
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم... |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
sansezim
تازه وارد


عضو شده در: 29 آذر 1390
پست: 82
تشکر: 4 تشکر شده 11 بار در 11 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 18 دی 1390 - 14:42 عنوان: |
|
|
عزیزم شما عقد کرده هستین ؟
دوم اینکه راست میگن بچه ها بچیگی نکن چرا سر دیگرون زندگیتو از هم میپاشونی یه عمر پشیمون میشیا خودتم میگی دوستش داری با خودت و آینده ات بازی نکن اون مشکل خیلیاست حالا بعضی از مردا با حرف مادرو خواهرشون بلند میشنو میشینن من خواهرم اینقدر تو زندگیش دخالت میکردن الان با سیاست هم شوهرشو درست کرده هم جواب اونارو میده که نتونن تو زندگیش دخالت کنن من مثله یه خواهر بهت میگم نکن این کارو اگه جدا بشی ازدواج کنی با یکی دیگه ممکنه دیگه این عشقو دوست داشتنو تو زندگیت نتونی پیدا کنی اونوقته که خیلی عذاب میکشی در مورد انتظارات دوران ازدواجم همه مردا اینجورن خوب مردن دلشون میخواد اینه اینکه بابات برات دوچرخه بخره نزاره سوارش بشی اینو شما باید سیاست داشته باشی یه جورایی مهار کنی اگه عقد نکردین که حق نداره اصلا بهتون دست بزنه البته این فرهنگه ماست شمارو نمیدونم  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
minoonariman
نيمه فعال


عضو شده در: 29 شهریور 1390
پست: 379
تشکر: 46 تشکر شده 86 بار در 68 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 18 دی 1390 - 14:48 عنوان: |
|
|
| اولش بهت سلام میکنم و ازدواجتو تبریک میگم من از کاربرای قدیمی سایتم و با نام جدید اومدم بعدشم از اینکه دیدم داری حرف از جدایی میزنی اصلا شک کردم که پاییزه باشی؛دختر تو چت شده تو ک قوی بودی بیشتر فکر کن و مشاوره بگیر؛ امیدوارم راه درستو پیدا کنی.حالا توصیم: نمیشه گفت کاری ب کس دیگه ای نداشته باشی؛ما ایرانیا خوشبختانه یا بدبختانه پیوندای خانوادگی محکمی داریم و متاسفانه همش تو زندگی همدیگه سر میکشیم ؛ دخالت آدم شوهرم ک ی قانون و اصل شده ک از همه چیز و همه کار عروسشون سر در بیارن؛ اما چیزی ک مهمه زندگیته؛ اینو بدون این دخالتا توی زندگی همه هس اگه شوهر پسر پاکیه و دوست داره بخاطر این قضیه از دستش نده؛ی دوستی دارم ک بخاطر دخالت مادرو خواهرای شوهرش طلاق گرفت اونم بعد از اینکه فقط 3 ماه از تاریخ عقدشون میگذشت البته اون شوهرش مشکلات اخلاقی هم داشت؛الان خواستگارایی ک برا دوستم پیدا میشه وقتی قضیه طلاقشو میفهمن میزارن میرن؛ ب شرایط ناگوار بعد از جدایی هم فکر کن |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
21467
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 7 آذر 1390
پست: 1295
تشکر: 160 تشکر شده 185 بار در 139 پست
محل سکونت: Shiraz 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 18 دی 1390 - 14:48 عنوان: |
|
|
paieze,  _________________ منمشتعلعشقحسینمچکنم. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
sansezim
تازه وارد


عضو شده در: 29 آذر 1390
پست: 82
تشکر: 4 تشکر شده 11 بار در 11 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 18 دی 1390 - 14:52 عنوان: |
|
|
:cry: به شرایط ناگوار بعد از جدایی هم فکرکن
paieze نکن این کارو نمیشناسمت ولی باور کن این حرفات منو ناراحت میکنه چطور میتونی اینقدرراحت از کسی که اینقدر دوستش داری بگذری بخدا دلت میسوزه :cry: :cry: به خاطر عشقت بخاطر زندگیت بجنگ راحت میدونو خالی نکن |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
hasti1986i
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 23 آذر 1390
پست: 1409
تشکر: 860 تشکر شده 310 بار در 212 پست
محل سکونت: شهر ادب پرور شهر عاشقان شهر من شیراز 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 18 دی 1390 - 15:09 عنوان: |
|
|
سلام خواهرم تو فعلا رو دند ه لج افتادی و داری به خودت ظلم میکنی یه چند روزی به یه مسافرت کوتاه برو و درست و حسابی در مورد زندگیت تصمیم بگیر اخه دختر خوب تو اینقدر عصبانی هستی که نمیتونی درست تصمیم بگیری یک کم منطقی فکر کنی تو زنشی وخواسته اش نا معقول نیست تو میتونی با سیاست که هم اونو نرنجونی به دلش راه بیای وهیچوقت به خاطر دیگرون خودت خراب نکن مگه نمیدونی ما تو ایرون زندگی میکنیم اگه عقدت رو بهم زدی مردم فکر نمیکنند که تو به شوهرت اجازه نمدادی که بهت دست بزنه دختر دیونه بهترین لحظات زندگی متاهلی همین دوران طلایی نامزدی وعقد است او بهت راست میگه که مگه میخوای با خواهرانم زندگی کنی چون وقتی تو ازدواج کردی شاید حتی یکسال یکسال هم خواهران شوهرت را نبینی
پس دختر خوب زندگیتو خراب نکن وپیش عشقت بمون گلم  _________________ هروقت که وجودخدا باورت شد . خداهم یه نقطه میذاره زیر باورت و یاورت میشه . |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
aarezu
فعال قلم صنع


عضو شده در: 7 تیر 1390
پست: 6546
تشکر: 3493 تشکر شده 1236 بار در 909 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 18 دی 1390 - 16:05 عنوان: |
|
|
paieze, جان ببخشیدا ولي من هميشه از تاپيكايي كه مي زني حرص مي خورم به نظرم خيلي عجولي و يه كمم رفتارا و تصميماتت بچه گانه ست تو وقتي مشكلي كه با نامزدت داري رو مي ري به خواهرش مي گي يعني خودت به اونا اجازه دخالت دادي و نامزدت رو از خودت دور كردي دختر يه كم سياست داشته باش
بعدشم شما كه غريبه نبوديد همو مي شناختيد اون موقع كه به خاطرش جلو خانوادت وايسادي بايد فكر اينجاشم مي كردي فك مي كني الان جدا شي چي مي شه خواهراش دو روز بعدش مي رن يكي ديگه رو واسش مي گيرن اونوقت تو هي بايد خودخوري كني كه چرا عشقت سهم يكي ديگه شده درحاليكه خودت مقصر بودي
21467, يادمه يه بار تو تاپيكت گفتي دخترا سنشون مي ره بالا پر توقع مي شن كه البته خيليم درست نيست تو مسائل معنوی شايد ولي تو مسائل مالي درباره همه صدق نمي كنه ولي به هرحال صبر و سياستشون تو مشكلات بيشتره و انقدر زود از كوره در نمي رن به قول معروف نه زود عاشق مي شن نه زود فارغ  _________________ ممد چه خوب که نیستی ببینی شهر " آزاد" گشته ... !!
و خون یارانت ... |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
RAANA20
كاربر


عضو شده در: 21 آذر 1390
پست: 218
تشکر: 11 تشکر شده 36 بار در 32 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 18 دی 1390 - 16:11 عنوان: |
|
|
| سلام عزيزك عصباني. در مورد خواستش مي توني آروم تر باهاش صحبت كني تا قانع بشه. در مورد طلاق هم بايد ياداوري كنم طلاق عرش خدا رو به لرزه در مياره. اين صبرت پايينه كه مي خواي با اين دلايلي كه حل شدنيه عرش خدا رو به لرزه در بياري؟؟؟؟؟ |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
GhAAsEdAk
فعال قلم صنع


عضو شده در: 21 مرداد 1390
پست: 4375
تشکر: 134 تشکر شده 427 بار در 346 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 18 دی 1390 - 18:20 عنوان: |
|
|
پاییزه الان مشکلت خانوادشن فقط؟  _________________ چوب خدا صدا نداره،وقتی بخوره دوا نداره..
حتی شده بعد چندین سال!
خدا نگهدارتون  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kebria
مشاور سايت


عضو شده در: 31 شهریور 1386
پست: 6731
تشکر: 856 تشکر شده 1270 بار در 811 پست
محل سکونت: قلم صنع 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 19 دی 1390 - 07:31 عنوان: |
|
|
سلام
بین آنچه که به ذهن می رسد در برخی موارد چون به استقبال شعله با بدنی آغشته به بنزین است!
رفتارت را در حوزه همسر داری تغییر بده و تمام فکرت بر این باشد که رضایت خود را در رضایت همسر ببینی و بخواهی! |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
RahaA1990
كاربر


عضو شده در: 13 دی 1390
پست: 197
تشکر: 63 تشکر شده 43 بار در 29 پست
محل سکونت: تهران 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 19 دی 1390 - 07:35 عنوان: |
|
|
| پاييزه جون يادمه ميگفتي شرهرت هوس بازه و واسه همينه كه ميخواي جدا بشي!!!!!!!!!!!! واقعاً مشكل اصليت چيه؟ دخالت يا خيانت؟؟؟؟ |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
sunset210
دوست دار قلم صنع


عضو شده در: 7 شهریور 1390
پست: 3171
تشکر: 255 تشکر شده 291 بار در 214 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 19 دی 1390 - 10:41 عنوان: |
|
|
paieze, سر بچه بازي داري زندگيتو به هم ميريزي تقاضتي نا مشروعي ازت نكرده تا جايي كه من ميدونم عقد كرده اين تو بايد با ظرافتاي زنونت اونو جذب خودت كني و رفتاراي خانوادشو كنترل كني باور كن ميتوني به خاطر خواهراش ميخواي از كسي كه دوسش داري بگزري؟ _________________ در مقابل تقدیر خداوند مثل کودکی یک ساله باش
وقتی او را به هوا می اندازی، می خندد
چون ایمان دارد که تو او را خواهی گرفت . . . |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|