| مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی |
| نویسنده |
پیام |
mohammad369
مدير بازنشسته


عضو شده در: 3 شهریور 1389
پست: 8645
تشکر: 152 تشکر شده 199 بار در 147 پست
محل سکونت: مشهد مقدس 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 19 دی 1390 - 12:09 عنوان: |
|
|
چقدر راحت حرف از جدایی میزنین!
خاله بازی که نیست!
ازدواجه!
بجای اینکه همون اول طلاق به ذهنتون برسه
به حل مشکلتون فکر کنین
به این فکر کنین که راه برگشتی نیست و باید با حل مشکلات همین راهو ادامه بدین! _________________ وقتي لبخند مي زني... دنيا يک نفر جمعيت دارد.... |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
hasanr
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 2 مرداد 1389
پست: 1386
تشکر: 585 تشکر شده 87 بار در 70 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 19 دی 1390 - 12:29 عنوان: |
|
|
سلام
خیلیییییییییییییییییییییی عجولیییییییییییییییییییییییییییییی
حالا فهمیدم چرا جماعت نسوان از چیزی مثل قاضی بودن برحذر شدن
زندگی شوخی یا بازیچه نیست
حتی اگه الان بدونی پسری هست که دو برابر این پسر باهاش خوشبخت میشی به خاطر تعهدی که نسبت بهش داری باید باید تا ثانیه آخر از تمام وجودت برای حفظ این زندگی استفاده کنی
یادت باشه طلاق حلاله اما عرش خدا رو میلرزونه _________________ بحث جامع درباره چرایی ازدواج موقت
یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک
این مطلب آخرین بار توسط hasanr در دوشنبه 19 دی 1390 - 12:53 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
paieze
فعال قلم صنع


عضو شده در: 26 خرداد 1389
پست: 7481
تشکر: 48 تشکر شده 115 بار در 92 پست
محل سکونت: ardebil 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 19 دی 1390 - 12:40 عنوان: |
|
|
ممنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون از تک تکتون
دیروز که فهمیده بود چیا نوشتم به خواهرش , وای بهم زنگ زد فکرکنم اگه پیشش بودم یه کشیده خوشمزه ازش میخوردم , خیلی ازم ناراحت بود ,
ببینید الان که خواهرش مقصر , بعد میگم چرا به خواهرت هیچی نمیگی میگه از دست خانواده ام بکشم از دست توهم , تورخدا به من بدبختم یه کم فکرکن , برم باهاشون جنگ کنم , یا چیکارکنم ,
بهم میگه هرکی هرچی بهت بگه سرمن میایی خالی میکنی , ازم خیلی ناراحت بود ولی این حرفش جدی حالم و گرفت چون من همیشه اینطوریم , هرکی یه کلمه بهم بگه , میرم با جواد دعوام میشه , بهم میگه تورخدا تو روزای خوشیتم یه بار بگو جواد دیگه ,
کارم شده حرف زدن با خانم و اروم کردنش سرحرفای یامت دیگران ,
همه حرفاش راست , همیشه اینطوری هست , جدا خودم خجالت کشیدم ازش ,
تازه یه چیزیم امروز بهم گفت , جدا شرمندش شدم , من همش فکرمیکردم همش به فکرخانوادش هست براش مهم نیستم , همش اونان , ولی یه کاری کرده که فقط موندم چی بگم , مثل همیشه اون برد ,
دیروز یه جوری حرف میزد به خدا خودمم گریم گرفت , به خدا من زندگیمو دوس دارم , فقط دعا میکردم بعد این همه حرفی که به خواهرش گفتم , تصمیم منو نگیره , ولی اون حرفای من که از جدایی میگم براش خنده دار, میگه رنج می کشم توانقد راحت از جدایی حرف میزنی , باهاش اشتی کردم یعنی مثل همیشه دوساعت باهام حرف زد , ولی حرفاش یه جوری بود , دلم بدجوری گرفت , امروز صبح ساعت 9 یه جا گفته بود برم ولی فکرکردم شوخی میکنه من خواب بودم زنگ زد که چرا نیومدم , بعد پاشدم رفتم یه کاری بود که من خیلی دعا میکردم کارش درست بشه , خیلی خوشحال شدم , فکرنمیکردم انقد به فکرم باشه ,
من مشکلم اینه هم صبر ندارم هم اینکه همیشه زود درموردش قضاوت میکنم
ولی جدی جدی خیلی دوسش دارم _________________ بگذار تا با لهجه ي بــــاران بخوانمت
همراه بادهاي پـريشان بخوانمت
http://www.qalameson.org/ftopict-12461.html |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
paieze
فعال قلم صنع


عضو شده در: 26 خرداد 1389
پست: 7481
تشکر: 48 تشکر شده 115 بار در 92 پست
محل سکونت: ardebil 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 19 دی 1390 - 12:55 عنوان: |
|
|
GhAAsEdAk, یه چیزی ته دلم میخوام بگم , من الان فهمیدم قاصدک همون میشاست جدی جدی اصلا نمیدونستم فکرمیکردم رفتی ازسایت
خوشحال شدم هنوز هستی
چرا همیشه من اخرین نفری هستم که یه چیزیو می فهمم
جوادم بهم میگه خیلی دیر میگیری ادم بخواد غیرمستقیم یه چیزیو بهت بگه
ولی خیلی خوشحالم که اون همیشه عاقلتر از من هست , من از یه چیزی عصبانی بشم حوصلم نمی کشه صبرکنم , همه چیو میزنم بهم
اون بیشتراز من قدر زندگیو میدونه , و بیشتر از من دوست داشتنش واقعی هست
پاییزه _________________ بگذار تا با لهجه ي بــــاران بخوانمت
همراه بادهاي پـريشان بخوانمت
http://www.qalameson.org/ftopict-12461.html |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
paieze
فعال قلم صنع


عضو شده در: 26 خرداد 1389
پست: 7481
تشکر: 48 تشکر شده 115 بار در 92 پست
محل سکونت: ardebil 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 19 دی 1390 - 13:03 عنوان: |
|
|
mohammad369, hasanr,
خوب حالا حق طلاق و به ما ندادن فکرکنم من روزای دوبار طلاقش میدادم
من جدا صبر ندارم , دست خودمم نیست , یعنی میگم هیچ کس به من نباید بگه بالای چشت ابرو ,خوب چیکار کنم از بچگی اینطوریم خیلی زود ناراحت میشم ....
الان خیلی زیاد عوض شدم یعنی باورتون نمیشه که من چطوری بودم تو مدرسه که تا دوره راهنمایی معملمام جرات نداشتن یه کلمه بهم حرفی بزنن , یعنی مثل ابرگریه میکردم , یعنی یه بار 19 میشدم انگار که چی شده باشه ,
شخصیتم یه جوری قدرت طلب هست اینه نمیتونم ببینم یکی جرات کنه بهم حرفی بزنه _________________ بگذار تا با لهجه ي بــــاران بخوانمت
همراه بادهاي پـريشان بخوانمت
http://www.qalameson.org/ftopict-12461.html |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
paieze
فعال قلم صنع


عضو شده در: 26 خرداد 1389
پست: 7481
تشکر: 48 تشکر شده 115 بار در 92 پست
محل سکونت: ardebil 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 19 دی 1390 - 13:09 عنوان: |
|
|
بازم مرسی از همه
خیلی ممنون , تازه تازه دارم می فهمم زندگی یعنی چی ,
تازه تازه می فهمم محمد چرا میگفت برام زود,
تو زندگی مشترک منم منم کردنا می بینم ارزشی نداره , تازه خیلی حرفارو متوجه میشم که چقد خودخواه بودم .
تشکر ازهمه شما ,
دیگه برم , خونه که اینترنتم و قطع کرده , باهم بودیم گفت یه راست میری خونه ,
خوبه حالا گفتم چشم , نمونه سوال میگرفتم از کافی نت اومدم سایتم .
دیگه برم که بدونه هنوز نرفتم خونه دیگه نمیزاره برم بیرون
مرسی
پاییزه
باسپاســــــــــــــــــــــــ _________________ بگذار تا با لهجه ي بــــاران بخوانمت
همراه بادهاي پـريشان بخوانمت
http://www.qalameson.org/ftopict-12461.html |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
user100000
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 21 دی 1390
پست: 1541
تشکر: 572 تشکر شده 314 بار در 219 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 21 دی 1390 - 19:11 عنوان: |
|
|
paieze,اگه بخوای با کسی ازدواج کنی که اطرافیانش توی زندگیت دخالت کنند حتی اگه رابطتت را با این به هم بزنی شخص بعدی هم همینطوره چون اصولا اطرافیان کارشون دخالت کردنه.
پذیرشت رو در مقابل اطرافیانت بالا ببر و جنگ توی سرت نباشه مطمئن باش که بعد از یه مدت یا اونا دست از این کارشون برمیدارند و یا اینکه خودت در برابرشون ریلکس میشی.
نباید با شوهرت اینجوری برخورد میکردی!
بنده خدا نیازشه و تو هم حلالشی اگه این نیاز رو از تو نخواد پس از کی بخواد؟
کاری به مردای اقوام نداشته باش همه مردها که خواسته و نیاز هاشون مثل هم نیست همونطور که همه خانوما مثل هم نیستند |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
setayesh72
پرسشگر


عضو شده در: 20 دی 1390
پست: 3
تشکر: 2 تشکر شده 0 بار در 0 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 22 دی 1390 - 00:48 عنوان: |
|
|
خیلی دیوونه ای. من تازه به این سایت اومدم و اتفاقی چشمم به نوشتت افتاد... یعنی واقعا بچه ای. اگه بدونی من از اینکه یکیو دوس دارمو ارزوی اذدواج بااونو دارم چی میکشم این حرفارو نمیزنی... مگه نمیگی عاشقشی مگه نمیگی دوسش داری پس این حرفای بچگونه چیه که داری میزنی... توروخدا قدر این روزا و این دوست داشتنهارو بدون. کی خبر داره که قدم بعدی که بخواد برداره زنده ست یا نه..  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
havai
كاربر


عضو شده در: 18 تیر 1390
پست: 167
تشکر: 3 تشکر شده 11 بار در 11 پست
محل سکونت: دل لیلی 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 7 بهمن 1390 - 11:56 عنوان: |
|
|
ســـــــــــــلام؛
نمیدونم به پستت سر میزنی یا نه ولی باید بگم اولش که شروع کردم به خوندن خیـــــــــــــــــــلی ناراحت شدم؛ناراحت شدم از این که چقدر گفتم خانواده طرف خیلی مهمه ولی...
در نهایت از این که به خاطر هیچ و پوچ زندگیت را خراب نکردی و عاقلانه تصمیم گرفتی خیـــــــــــــــــــــــــــــلی خوشحالم .
با آرزوی روزهایی سراسر شادی و خنده برای خواهر گلم.
التـــــــــــــــــماس دعا. _________________ هوا شدی نفس شدم،تیشه شدی ریشه شدم،آب شدی عطش شدم،سنگ شدی شیشه شدم. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
paieze
فعال قلم صنع


عضو شده در: 26 خرداد 1389
پست: 7481
تشکر: 48 تشکر شده 115 بار در 92 پست
محل سکونت: ardebil 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 8 بهمن 1390 - 13:59 عنوان: |
|
|
havai, سلام خیلی ممنون ازشما
نمیدونم خیلی فکرکردم , شاید بهترین انتخاب و نکرده باشم ولی هیچ کس کامل نیست , خوب هرموردی برای خودش یه خوبیا و بدیایی داره ,
بااینکه خیلی وقتا حرفایی پیش میاد که تحملش برای ادم سخته , ولی خوب من باخواهری که تو یه خونه بزرگ شدم زمین تا اسمون اختلاف عقیده دارم , خوب وقتی منطقی فکرمیکنم می بینم یه مدتی اینکه باهم حتی حرفمونم بشه مهم نیست ولی
برام مهم هست که همدیگرو وقتی به افکارهم بلد شدیم , به نظرات هم احترام بزاریم
setayesh72, شاید حق باشما باشه
fatikhanoom, بعضی حرفاتون جدا حق باشماست ولی بعضیاش نمیشه دیگه
پاییزه _________________ بگذار تا با لهجه ي بــــاران بخوانمت
همراه بادهاي پـريشان بخوانمت
http://www.qalameson.org/ftopict-12461.html |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
shahabi65
كاربر


عضو شده در: 8 مهر 1390
پست: 173
تشکر: 1 تشکر شده 17 بار در 12 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 23 بهمن 1390 - 21:57 عنوان: |
|
|
paieze, سلام خوبین شما
من کاملن درک میکنم چون واسهخ ودم پیش اومده این جریانات ومن بد از چند ماه خوابش رو میبینم منم پسرم اشتباه زیاد دارم هر کاری بگی کردم براش ولی او اشتباه کرد انتخابش رو عوض کرد الانم شدیدن پشیمونه از کارش شوهره بد گیرش اومده الانم شب روز نشسته خونه داره گریه میکنه در صورتی که با من هیچ مشکلی نداشت ولی من یه خورده سر صحبت باز کردم که نباید میکردم ولی اون من وبه خاطره این ترک کرد و الان داره چوبش رو میخوره به فرض میگیریم اره من اشتباه که اون حرفا رو زدم بهش ولی من ارزشش رو نداشتم که بگیر من واصلاح کنه عوض اینکه ازم جدا شه چیزی درست میشد نه الان زندگیش سیاه شده مشکل پولی خوردن به خاطره اشتباهه خودش چشات وباز کن اشتباهی نکن که یه عمر پشیمون شی به خدا به پیغمبر قسم هیچ عیب نداره بهت دست بزنه چیزی بگه ولی تا حدی به خدا اینطور سخت نگیر یه داستان واقعی برات میگم امیدوارم کوتاه بیای زمان پیغمبر دختر پسری رد میشدن پیغمبر دیدشون گفت زن وشوهرین اونا گفتن نه گفت پس میرین یه محریمیتم بخونید که اگه دست زدین به هم چیزی گفتین عیب نداشته باشه به خدا عینه واقعیته تو رو خدا سخت نگیر حیفه این همه عشق تو رو خدا مشکل مالی دارین شماره حساب دبه میریزم واست هر زمان داشتی بهم بده هر مشکلی دارین بگین ولی جدا شین شاید من بتونم کاری کنم واستون خواهشن اشتباه نکن شک نکن تا زمان مرگت پشیمونی و تو سر خودت میزی چه بسا تو جزایر قناری باشی و بهترین خوشتیپترین خوشاخلاق ترین مرد دنیا ازدواج کنی بدن بازم پشیمون میشی پس نکن خواهش کردم التماستم کردم این کار رو نکن اشتباه بزرگیه نکن نکن نکن نکن نکن نکن نکن نکن نکن نکن نکن نکن نک ن خواهش کردم از تون خواهش کردم خواهش کردم اشتباه نکن جفتتون گناه دارین بدن بد پشیمون میشین منتظر خبرای خوب عالی هستم که با هم هستین و خوشحالین وسالین حتمن جواب بدین خداحافظ. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
delshodegan
تازه وارد


عضو شده در: 29 آبان 1390
پست: 94
تشکر: 1 تشکر شده 17 بار در 15 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 24 بهمن 1390 - 12:41 عنوان: |
|
|
| سر چه چيزايي شما مي خواهيد زندگيتونو بهم بزنيد ......حيف نيست.......؟؟؟/// |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
faghat
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 11 تیر 1390
پست: 1067
تشکر: 57 تشکر شده 129 بار در 84 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 24 بهمن 1390 - 18:16 عنوان: |
|
|
paieze, جان نمیخوام دخالت کنم اما کاری نکن که بعدا پشیمون بشی.
هیچ وقتم خودتو با بقیه و شرایطشون مقایسه نکن در ضمن تو از کجا میدونی دختر خاله هات چطور با شوهرشون رفتار کردن که این جوری عکس العمل نشون دادی.
بنده خدا خوب زنشی غریبه که نیستی! _________________ لبخند بزن
بدون انتظار پاسخی از دنیا
بدان که همین دنیا روزی آن قدر شرمنده می شودکه به جای پاسخ به لبخندهایت با تمام سازهایت می رقصد |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
his
كاربر


عضو شده در: 7 خرداد 1390
پست: 262
تشکر: 15 تشکر شده 34 بار در 20 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 24 بهمن 1390 - 19:23 عنوان: |
|
|
paieze, سلام من از كاربراي قديمي سايت بودم بعد از يه مدت كه نيومدم پسورد اسم قبليم يادم رفت اين اسمو گذاشتم برا خودم هميشه هم تعجب ميكردم كه چرا سايت اينقدر سنگين شده تازه فهميدم ازدواج كردي
ازت يه انتظاراي ديگه داشتم فك نميكردم خيلي لج باز و يه دنده باشي خيلي ناراحتم كردي
عزيزمن خواهر من مگه تو برنامه گلبرگ زندگي شبكه سه رو نگاه نميكني؟
خود كارشناس برنامه گفتن كه اگر يه دخترو پسر چندماه عقد بودن و نسبت به هم ميلي پيدا نكردن بايد به روان پزشك مراجعه كنن حالا تو بخاطر يه چيز خيلي عادي كه خيلي هم از نظر كارشناسا ضروريه ميخوايي بهم بزني اين آقا پسر كه نميتونه تحمل كنه وقتي ميبينه يه كسي رو داره ولي اجازه ي دست زدن بهشو نداره واقعا دور از عقل و منطقه من نميگم خودتو تمامو كمال در اختيارش قرار بده ولي به قول خودش تو زنشي بايد نياز هاشويه جوري ارضا كني يا نه؟ عزيزم منطقي باش حتما با مشاور صحبت كن اين كه نشد زندگي تو داري عذاب روحي به اون پسر ميدي مث اينه كه يه آدم بره لب چشمه بش بگن اگر تشنه شدي حق نداري از اين آب بخوري چه حسي بش دست ميده؟واقعا تحملش سخته بازم آفرين به اين پسر كه بخاطر تو داره تحمل ميكنه البته ياذت باشه اگر زياد بش فشار بياد مجبوره بره يه جور ديگه تشنگيشو رفع كنه و اگر اينجوري شد بدون باعث و بانيش خودت بودي خودتو بزار جاي اون نكن خواهر من با زندگي خودتو اون بازي نكن
و اينكه ميگي خواهراش فلانن و بهمانن فك كردي جاي ديگه از اين خبرا نيست نه عزيز من آسمون همه جا يه رنگه حتي خواهر شوهرايي كه خيلي خيلي خوب باشن بازم يه جايي يه جوري نيش ميزنن ما خودمون عروس داريم من خيلي احترام بش ميزارم خيلي باش خوبم ولي يه جاهايي هم خواهر شوهر بازي براش در ميارم همه جا همينطوره خواهر من نكن لجبازي نكن دودش تو چشم خودت ميره اصلا حرفات منطقي نيستن به هر كسي بگي تو رو مقصر ميدونه زندگي كه اينطوري نميشه.
اين شماره مركز مشاوره است مشاوراش واقعا خوبن زنگ بزن و مشكلتو بگو حتما كمكت ميكنن09650
اينو هميشه يادت باشه خودت را جاي ديگران بگذار و بگذر |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
paieze
فعال قلم صنع


عضو شده در: 26 خرداد 1389
پست: 7481
تشکر: 48 تشکر شده 115 بار در 92 پست
محل سکونت: ardebil 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 6 اسفند 1390 - 12:28 عنوان: |
|
|
his, سلام به همگیییییییییییییی
وای خیلی وقت بود نبودم دلم برای همه تنگ شده
مراسم عقد خواهرم بود. وای مامان بابام دیگه تنها شدن همه خواهرم عروسی کردن
به یک عدد عروس نیازمندیم
این تاپیک و مال قبل الان مشکلی ندارم باهاش , بازم مرسی از همه
الان به ایت تاپیکم خندم میگیره , واسه هرچیز بی ارزش اینطوری ادم حرص میخورد
الان رفتارم باهاش عوض شده , حرفمون میشه ولی دیگه مثل قبل نیست رفتارامون سعی میکنیم منطقی حلش کنیم
بازم تشکر از همه
shahabi65, واقعا از حرفاتون استفاده کردم دستتون درد نکنه
منم تو دوراهی بدی بودم یعنی توخونه قضیه یه خواستگارم مطرح بود نزدیکای عقدم با ایشون ولی نتونستم ازش بگذرم , به اینده امیدوارم که خیلی بهتر بشه رابطمون
باسپاس
پاییزه _________________ بگذار تا با لهجه ي بــــاران بخوانمت
همراه بادهاي پـريشان بخوانمت
http://www.qalameson.org/ftopict-12461.html |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
|