| مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی |
| نویسنده |
پیام |
blueberry
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 26 مرداد 1389
پست: 1103
تشکر: 45 تشکر شده 221 بار در 134 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 1 بهمن 1390 - 16:56 عنوان: |
|
|
mobina60, منم گه گدار به اين موضوع فك ميكنم و كمي شل ميشم اما اگه اين كارم نكنم داغون ميشم من مدام به همسرم مي گم مثلا داره از كنارم رد ميشه مي گم بغل مي خوام داره تلويزيون مي بينه ميرم خودم رو مي چسبونم بهش بوسش مي كنم
يادمه به توصيه يكي از دوستام كه مي گفت بعد عروسيت تازه مشكلاتت شرو ميشه و ... دست به عصا عمل مي كردم اما وقتي هيچ كدوم از اون مشكلا پيش نيمد ديدم چه قد الكي الكي زندگيم را با اين تصور كه همسرم با من بد برخورد خواهد كرد و پرو ميشه و ...خراب كردم اما الان حرف دلم رو گوش ميدم از زمان حال لذت مي برم و موقهايي هم كه نياز به محبت دارم و از كمبود محبت كسل شدم مستقيم بهش ميگم. هميشه جواب نمي ده يه موق هايي هم اون حال نداره اما به جاش اكثرا تخليه رواني ميشم. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
mobina60
پرسشگر


عضو شده در: 20 مرداد 1390
پست: 39
تشکر: 0 تشکر شده 7 بار در 6 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 1 بهمن 1390 - 18:39 عنوان: |
|
|
|
Reza-V نوشته است:
|
سلام mobina60,
بزن تو گوشش... نترس... بزن تو گوش شیطون... بگو پای شوهرم هستم
مهارت های شوهر داریت رو ببر بالا
براش انرژی بذار... وقت بذار... صبور باش
باید اونو شیفته ی خودت کنی...میتونی... نگران نباش... زیاد سخت نیست... ظاهرا آدم مهربون و با درک و شعوریه... قدرشو بدون... براش دعا کن و بهش بگو دعاش میکنی
توی مسائل جنسی زیاده روی نکن... نیازات رو بگو ولی اگه گفت زود ناراحت نشو... ببوسش و بگو باشه فردا
یکمم سیاست داشته باش... قبل از درخواست کردن بله رو بگیر... مثلا وقتی نشستین برو زنگ بزن به مادر پدرش... حالشونو بپرس... بگو زنگ زدم حال تونو بپرسم... از مادرش برای اینکه چنین پسری بزرگ کرده تشکر کن و بگو برای چنین تربیتی دعاتون میکنم بعدم بگو گوشی با خودش صحبت کنین
بعدش آغوشتو باز کن... خودش میپره تو بغلت
گاهی خودت برو سراغش... با قلقلک... با شوخی... با یه جک... با یه بهانه... با یه سوال... اصلا یه شونه بده دستش بگو موهات رو شونه کنه
راستی یه نکته... حمام اتاق خواب نیست ولی... ... ... از دستش نده
خیر سرمون اومدم در مورد کم کردن کارش کمک کنمآ... یادش بیار خمس مالش رو باید بده... این قدر تلاش نکنه فقط جمع کنه... بگو زندگی مون خوبه... با هم بودنمون مهمه... اینکه باشیم برای هم
از تلاشش تشکر کن... کمکش کن فشار های کاریش رو کم کنه... اگه میتونه ساعت کاریش رو کم کنه... سخت نیست.. میشه
توکلت به خدا باشه
موفق باشی
بدرود
|
خیلی خوب نوشتی. به ادم اعتماد به نفس میده حرفات که میتونه زندگیی که میخوادو داشته باشه. مرسی. باید به همسرمم فرصت هضم شدن کارای خودمو بدم. زیادی سکسی باشم میترسم خوشش نیاد خب، یووقت بگه از کاروبار میندازیمون تو. اون زن متعادل دوست داره همزمان باید بتونم خودمم تا حدی کنترل کنم و اگرنشدو نتونستم پیشقدم بشم. مرسی از راهنماییای دلسوزانه ات. تا ادما باهم هماهنگ شن تو روابط جنسی کلی زمان میبره باید بتونم صبور باشمو اونو اذیت نکنم که زده بشه از سکس. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
mobina60
پرسشگر


عضو شده در: 20 مرداد 1390
پست: 39
تشکر: 0 تشکر شده 7 بار در 6 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 1 بهمن 1390 - 18:50 عنوان: |
|
|
ممنونم blueberry, عزیزم. وقتی بهت میگه نه حال ندارم چطور خودتو اروم میکنی؟عصاب معصابت بهم نمیریزه وقتی دست رد به سینه ات میزنه؟ با اون همه فشار عصبی و نیازجنسی چه میکنی چطور خفه اش میکنی پس؟
راستش من الان خوب شدم قهرام کوچیکتر شده یادمه اوایل ازدواج شاید 2روز عصبیو بهم ریخته بودمو تو تنهاییام گریه میکردم که چرا من اینقده محکم نیستمو چرا تمایلم بد موقع سرکش میشه. جالبه حرفات برام. ممنونم بازم برام بگو |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
blueberry
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 26 مرداد 1389
پست: 1103
تشکر: 45 تشکر شده 221 بار در 134 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 1 بهمن 1390 - 19:02 عنوان: |
|
|
mobina60, من يه بار تا صبح بيدار بودم وگريه مي كردم كه چرا گفته خسته ام نمي خوام اما به تدريج ميل جنسي ام با اون هماهنگ شد من ديگه كمتر ميگم مي خوام چون عصبي ميشم بگه نه مگه اين كه بدونم همه چي مهياست در ضمن به خودم قبولوندم كه موقعي كه اون خسته است واقعا نمي تونه من رو راضي كنه و سريع مي خواد خلاص بشه
وقتي بهش فك كني نيازمند رابطه ميشي وقتي مطمئني اون خسته است سرت رو با خودش گرم كن وكمتر به رابطه عميق فك كن
هرچند كه مي دونم اگه زياد ادامه دار بشه سردي مياره. خودت بايد كنترل كني و شوهرت رو هم از يه چيزايي اگاه كني مثل اينكه ارضا كردن تو باعث دوام زندگي مثل جهاده تو راه خدا و ... |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
nazi_02
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 14 مرداد 1390
پست: 1131
تشکر: 238 تشکر شده 442 بار در 295 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 1 بهمن 1390 - 20:55 عنوان: |
|
|
mobina60, کار خیلی خوبی کردی
می دونی ، منم یجوری مثل تو شدم
قبلاها خیلی خودمو زجر میدادم ، همش منتظر میشدم همسرم بیاد طرفم و اگه نمیومد کلی اذیت میشدم و نیازم سرکوب میشد و کلی ناراحتی
اما حالا یکم صبر می کنم اگه نیومد خودم بهش می گم ، شاید گفتنش چندان خوشایند نباشه و اون لذتی که شوهر آدم خودش بیاد رو نداشته باشه
اما اقلا آدم آرامش پیدا میکنه و نیازش برطرف میشه و روابط بهتر میشه
درثانی ، درد اون بی جواب موندنه خیلی بیشتر ازینه
البته منظورم فقط سکس نیستها.. کلا تو همه چی ، تو توجه و محبت و حتی کارای دیگه که اصلا ربطی به زناشویی نداره
به زبون میام و خواستمو میگم تا اینقدر اذیت نشم |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
mobina60
پرسشگر


عضو شده در: 20 مرداد 1390
پست: 39
تشکر: 0 تشکر شده 7 بار در 6 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 3 بهمن 1390 - 18:00 عنوان: |
|
|
عزیزمblueberry, پس شما هم اینجور دردی رو چشیدین. خیلی سخته وقتی میگه نه. اگرشما تونستید صبور باشیدو کنترلگر حتما منم میتونم. میدونی چون بیشتر دوستام و خانومایی که باهاشون حرف میزنم از سکسی بودن همسرشون مینالندو میگن دوست داریم ازش فرار کنیم بسکه شوهرمون سکسیه و بهمون حمله میکنه. درصورتیکه خودم برعکس بودم همیشه ناراحت بودمو زندگیمو متفاوت میدونستم. پس خیلی از خانوما مثل من اعصاب خوردیای فردای بعداز نه گفتن همسرشونو کشیدن، منم بارها شده بود که درخواستمو قبول نمیکرد منم جای خوابمو عوض میکردمو تا 2روز قهرمیکردمو باهاش بدرفتاری میکردم چون واقعا حرصم میگرفت میگفتم یعنی ربع ساعت کنار من بودنو خودتم لذتشو بردن اینقدر برات سخته که اینجور باید التماست کنم.
انشاله که خدا بهم کمک کنه و تمایلمو اندازه تمایل شوهرم کنه نه زیاد و نه حتی کمترازاون همینطور فشارو استرس کاریشون. ممنونم از نوشته های امیدبخشت خیلی خوشحال شم برام نوشتیو بهم امید دادی. زندگیتون همیشه سرزنده و پرازشادی |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
mobina60
پرسشگر


عضو شده در: 20 مرداد 1390
پست: 39
تشکر: 0 تشکر شده 7 بار در 6 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: دوشنبه 3 بهمن 1390 - 18:06 عنوان: |
|
|
|
nazi_02 نوشته است:
|
mobina60, شاید گفتنش چندان خوشایند نباشه و اون لذتی که شوهر آدم خودش بیاد رو نداشته باشه
اما اقلا آدم آرامش پیدا میکنه و نیازش برطرف میشه و روابط بهتر میشه
درثانی ، درد اون بی جواب موندنه خیلی بیشتر ازینه
|
ممنونم از پیامت عزیزم. حق با شماست ولی همیشه درخواست از طرف یکنفر باشه خیلی بقول خودتون خوشایند نیست بنظرم حانوم باید تا جاییکه درتوان داره کنترل کنه خودشو اگر نشد و واقعا بهش فشارمیومدو اعصابش بهم ریخته بود اونوقت ناچارا به همسرش درخواست بده. انشاله که همسر همه اونقدر فهمودرک شرایط خانومشو داشته باشه و به درخواستش جواب مثبت بده .
بنظر من ما باید خودمونو تمرین بدیم که چطور با شرایط سخت نه گفتن در بدترین شرایط روحی خودمون کنار بیاییم. واقعا سخته
مرسی گلم از پیامت |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
blueberry
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 26 مرداد 1389
پست: 1103
تشکر: 45 تشکر شده 221 بار در 134 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: سهشنبه 4 بهمن 1390 - 16:51 عنوان: |
|
|
mobina60, عزيزم به عنوان اخرين پيام مطلبي رو مي خواستم بهت بگم و اون اينه كه ضمن اينكه ميل خودت رو با شرايط همسرت تطبيق ميذي فراموش نكن كه كارهايي رو هم در جهت براورده شدن نيازت انجام بذي چون سركوبي بيش از حد سردي مياره با شوهرت صحبت كن بعضي موقع ها ازش بخوا كمي زودتر بياد براي بعضي روزا دوتايي براي شبتون برنامه بذارين در ضمن خانمي هيچ وقت به عنوان قهر جاي خوابت رو با همسرت عوض نكن راستي يه سوال موقع هايي كه با هم هستين ارضات مي كنه؟
و از اينكه ميري تو بغلش و كنارشي و مي بوسيش چي استقبال مي كنه؟ |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
Reza-V
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 3 دی 1389
پست: 1791
تشکر: 231 تشکر شده 260 بار در 221 پست
محل سکونت: تهران 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 5 بهمن 1390 - 23:43 عنوان: |
|
|
سلام mobina60,
خواهش میکنم
تشکر لازم نیست
اصول تحریک کردن رو باید یاد بگیری... منظورم از راه دوره... در مورد لباس پوشیدن... حرف زدن... نگاه کردن... شوخی های فیزیکی... حرفای تحریک کننده... من نمیتونم چیزی بگم ولی خوب تو بخش زناشویی شاید بتونی کمک بگیری
از در میآد تو بغلش کن... و هیچی نخواه... نه اینکه آویزونش بشی... خوب خسته است و پست میزنه ولی به محض اینکه دستاشو شست و نشست برو تو بغلش و در حد چند ثانیه فقط بغلش کن... چیزی هم نخواه... کلا سعی کن این بغل کردن رو واسه خودت عادی کنی... بهت آرامش میده
چیز خاصی دیگه ندارم بگم... مگه موردی سوال کنی
اما یه چیزی رو بذار بگم... خودتو سرکوب نکن... به نیازت پرو بال نده وقتی شرایطش نیست ولی خیلی هم خود خوری نکن و نگو باید کمش کنم... باید مدیریتش کنی نه سرکوب
آهان یه چیز دیگه... با تشکر از blueberry... هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی جای خوابت رو ازش جدا نکن... هیچ وقت... حتی اگه دعوا کرده بودین... این با هم قرار بذارین... بشین جلوش و از گذشته معذرت خواهی کن... و بگو هر دو با هم قرار بذارین که رخت خوابتون از هم جدا نشه
یکمم در مورد غذاهایی که اشتها آورده تحقیق کن
موفق باشید
بدرود |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
mobina60
پرسشگر


عضو شده در: 20 مرداد 1390
پست: 39
تشکر: 0 تشکر شده 7 بار در 6 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 6 بهمن 1390 - 13:47 عنوان: |
|
|
| blueberry, عزیز اره خودم کم کم متوجه شدم که نباید جای خوابمو عوض کنم اوایل میومد دنبالمو میگفت بیا سرجات بخواب ولی یکم براش عادی شد دیگه نیومد سراغمو راحت تا صبح خوابید منم تو سایت خوندم که نباید اینکارو کرد دیگه تکرار نمیکنم، مرسی از توصیه ات گلم. اوایل نه ارضا نمیشدم اخه من 6ماهه ازدواج کردم ولی تو این 2ماهه اخیر اره دیگه هرکاری دلم میخواد بهش میگم برام انجام میده شکرخدا و تو عشق بازی ارضا میشم ولی هنوز موقع دخول نتونستم بالذتش هماهنگ شم. وقتی میرم بغلشو کنارشم اونم استقبال میکنه مشکلی نداریم از این نظر ولی اگه بهش حرف دخولو بزنی یکم فکرمیکنه و یا میگه وقت ندارم یا خسته ام و گاهیم با کلی قهروناز من قبول میکنه |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
mobina60
پرسشگر


عضو شده در: 20 مرداد 1390
پست: 39
تشکر: 0 تشکر شده 7 بار در 6 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 6 بهمن 1390 - 13:54 عنوان: |
|
|
| ممنونم Reza-V, عزیز. همه حرفاتو دارم کمابیش اجرا میکنم ازسرکارمیاد همون کارو میکنمو بغلش میکنم حتی 2ثانیه چون همش دنبال کارای خودشه. بهم ارامش میده ولی بنظرت روی همسرم این کارا اثرمیزاره؟ جالبه میگید سرکوب نکن اخه مدیریت؟ باید یادبگیرم حتما خب... اره خودمم به عینه دیدم تغییر جای خواب سردوعادتش میده به نبودت. دیگه عوض نمیکنم. مرسی از کمکاوراهنماییای مفیدتون. تشکر |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
Reza-V
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 3 دی 1389
پست: 1791
تشکر: 231 تشکر شده 260 بار در 221 پست
محل سکونت: تهران 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 7 بهمن 1390 - 22:26 عنوان: |
|
|
سلام mobina60,
تشکر لازم نیست... خواهش میکنم... اگه حرفام باعث گشایش و بهتر شدن زندگی تون شد از خدا تشکر کنید
راستی لوس بازی یادت نره... همون رفتار کودکانه ای که دکتر کبریا میگه... به جاش حسابی ناز کن
عشق بازی ها رو یکی من یکی تو کن... یه بار هر چی تو بگی یه بار هر چی اون بگه
موفق باشی
بدرود
راستی از حجم کارش کم کرد؟... بلند شدن روزا تاثیر داشته؟ |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|