تاریخ: جمعه 23 دی 1390 - 21:41 عنوان: زود بیایید کمک توروخدا تا وسط هفته وقت دارم تورو امام حسین ک
[size=8] [/size]سلام.من خیلی داغونم کمکم کنید.من شهریور امسال با دوست پسرم بهم زدم سر دوستش.ودوستش بمن از اول نظر داشت .خود میلادم میدونس اون عوضیه ولی من که میگفتم فکر میکرد دوست ندارم با دوستاش بره وبیاد .تا اینکه من تابستون سر شکاکی و گیر دادنای میلاد قهر کردم و 3 هفته طول کشید و امید عوضی زنگ زد و بدترش کرد.گفت که میلاد با چند تا بیوه میگرده و ....اینکه الان تریاک میکشه و.........من اول باور نکردم و اون قسم همه اهل بیت و اورد که اینجوریه.همینطورم از من به اون بد میگفته.تا اینکه من بهم زدم.تا فهمید شروع کرد به من اس های ناجور دادن و....و اس ها رو انتقال داده بود به اینباکس اس ام اس هاش و به میلاد نشون داده بود که من فرستادم و اینجوری شد که هم خودشو هم منو خراب کرد هرچی هم قسم خوردم افاقه نکرد.من و میلاد 4 ساله که دوستیم و خانواده هامونم میدونستن قرار بود امسال بهمن نامزد شیم بعد سربازی میلاد ولی جدا شدیم
شنیدم که نفرینم میکنه که منو ماشین بزنه جنازمو با کاردک جمع کنن و با چند تا دختره الان.
من هیچوقت نفرینش نکردمو الانم تو مطب روانپزشکا اواره شدم و شبا مشت مشت قرص اعصاب میخورم.دیشبم زنگ زدم خونشون اخه خطشو عوض کرده ولی 2 تا بوق زد قطع کردم اخه چیکار میتونستم بکنم؟خانوادشم دیگه با اون اس ها منو به چشم ....نگاه میکنن.خیلی دوسش دارم از نبودش کم اوردم نمیتونم فراموشش کنم هرکی بهم میخواد نزدیک شه حس خیانت بهم دست میده فکر میکنم هنوز میلاد هست ولی این فقط توهمه
من همه چیمو پاش گذاشتم پای همه چیش موندم ولی ........دیگه نمازمم نمیخونم دیگه با هیچی کار ندارم چرا اینجوری شدم؟چیکار کنم میلادو برگردونم؟شنیدم سر این قضیه با امیدم رابطه دیگه نداره فقط سلام علیک اگه همو جایی ببینن ایکاش زودتر میرفت اون اشغال
این مطلب آخرین بار توسط mimo71 در شنبه 26 فروردین 1391 - 17:57 ، و در مجموع 2 بار ویرایش شده است.
سلام خواهر گلم اول اینکه شما با بنده خدا دعوات شده چرا با خدا قهر کردی ببینم خدا که به نماز خوندن من وتو احتیاجی نداره مگه نمیدونی او بی نیاز ترینه تو اگه نماز میخونی برا دل خودت میخونی که سبکتر شی حالا اگه مبینی به نفعت هست نخون ولی الا بذکر الله تطمئن القلوب دختر همین کار را کردی که پسره رو از دست دادی ولی اگه دوستش داری براش بجنگ کوتاه هم نیا یه روز برو خونه اشون جلوی تمام خانواتده اش حقیقتو بگو و همه چی را بسپار به همون خدایی که ولش کردی ولی اون که ولت نکرده دوست من تلاش کن تا به حقت برسی اگه تو این چهارسال همدیگه رو شناخته باشید هیچوقت نباید حتی طوفان هم اشیونه اتون رو ویرون کنه ولی یادت باشه احقاق حق با کوچیک کردن فرق میکنه خودتو کوچیک نکن برو خونه اشون بگو حقیقت مطلب این بوده اگه تو این چهارسال از من خطایی دیدی بگو تا من برای همیشه برم وقاطع باش گلم _________________ هروقت که وجودخدا باورت شد . خداهم یه نقطه میذاره زیر باورت و یاورت میشه .
سلام بهترین راه اینه که بری با دوستت حضوری صحبت کنی تا سوء تفاهما برطرف بشه شاید اولش جواب نده ولی اگر خاطرتو بخواد برمیگرد . این کارو به خاطر 4 سال دوستیت انجام بده که بعد ها نگی کاشکی کاری انجام میدادم ولی نکردم تو سعیتو بکن امیدوارم که برگرد.
سلام.
چند تا نکته میگم ایشالا کمک کنه.
1- شما خیلی اشتباه کردید که دوست شدید و این دوستی رو ادامه دادید.
2-شما فعلا در اولین مرحله نباید تمایلی به ادامه دادن نشون بدید....نکته بسیار مهم اینه که اول باید رفع اتهام کنید....یعنی برید و براش بگید که قضیه از چه قراره.....حالا چه جوری اون رو خودتون با توجه به موقعیت باید بفهمید. ولی خیلی مهمه که احساساتو دخیل نکنید و طوری باهاش حرف بزنید که انگار همه چی تموم شده.
3-اگه مرحله قبل انجام شد شما باز هم نباید پا پیش بذارید بلکه اون آقا اگه با توجه به اینکه فهمید شما بی گناهید بازم نخواستتون همون بهتر که ازدواج نکنید....همیشه چیزی که دلمون میخواد برامون خوب نیست.
****
اگه سوالی هست در خدمتم. شدیدا محتاج دعام. _________________ www.meidea.blogfa.com
آخرین پست:گاو!
mimo71, گلم میفهمم حالت بده.اما تا بحال فکرکری که چرا تو بعد جداییتون هنوز بهش س تعهد داری و اما میلاد با دیگرونه؟
به نظرت لیاقتت رو داره؟میتونست خوشبختت کنه؟؟؟؟ _________________ چوب خدا صدا نداره،وقتی بخوره دوا نداره..
gharar shod 1 bahman ro dar ru kone ba omid doam konid goft age hagh ba man bashe harchi man begam ghabol mikone.alanam enghad daghunam 7 ta ghrs nemidoonam chi bood khordam
سلام عزیزم درک میکنم چه قدر سخته ولی فکر میکنم اون نباید اینقدر راحت حرف دوستش رو قبول میکرد.تقریبا مثل این موضوع برای منم پیش اومد ولی خب دوستم اصلا به حرف اون آقا توجهی نکرد و این اعتمادی که بهم داشت خیلی برام با ارزش بود.فکر میکنم این آقا باید بعد از 4 سال بیشتر این بهت اعتماد داشته باشه و به نظرم تنها کاری که میتونی انجام بدی اینه که دوستت رو ببینی و قانعش کنی. این حقته که بعد از 4 سال 1 ساعت حرفات رو بشنوه و اگه نخواست بدون که یه فرد منطقی نیست.
سلام
خطاهای گذشته را برگردان و به پاکی پافشاری نما!
از خدا کمک بگیر نا او شرایط را تغییر دهد!
در صورت توبه واقعی قطع بدان شرایط درست خواهد شد!
دلت را با نماز کن نه نمازت را برای دلت!
چون خدا به نماز من و تو نیازی ندارد!
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : 1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9بعدی
صفحه 1 از 9
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم