فدات شم آره دعام کن چون یه مشکل دارم که داره ناراحتم میکنه.البته مشکل هم نمیشه گفت .فردا ای دی اس ال 3ماهش تموم میشه. اگه شارز کردم اددت میکنم.ای دی من roz_sorkh_1367
mimo71, به نظرم پسری که انقدر راحت دوستش تو خصوصی ترین مسائل زندگیش دخالت می کنه و می تونه یه رابطه چند ساله رو به هم بزنه قابل اعتماد نیست
چقدر شما خوش شانسید هیچکس نفهمید که به هم آی دی دادید و کاربریتونن هنوز مسدود نشده _________________ ممد چه خوب که نیستی ببینی شهر " آزاد" گشته ... !!
و خون یارانت ...
mimo71
عزیزم خیلی ناراحت شدم وقتی مطلبت و خوندم نمیدونم چرا بعضی آدما نمیتونن شاد بودن و خوشحالی کسی رو ببینن چقدر مطمئنی دوست داره؟ چرا سعی نکرد این قضیه رو حل کنه یا نذاشت تو بهش ثابت کنی رو در و میکرد ؟ میبینی چقدر راه داشت نمیدونم شاید بهترین راه رو انتخاب کرده از تو جدا بشه بره با این و اون کارش اصلا منطقی نیست خانمی بدست آوردن کسی که دوستش داری رنج بردن می خواد تا قدر همو بدونین بیشتر اتفاقات زندگی ما سو تفاهماس دوستمون راست میگه با خدا چرا قهری شروع کن نماز بخون نه برای اینکه بخاطر خواستت نه برای اینکهبه آرامش برسی اونوقت راه درست و پیدا میکنی دیگه بهش زنگ نزن تماساتو باهاش قطع کن برای مردا سخته که با خودشون کنار بیان مخصوصا اگه قضیه ناموسی باشه رهاش کن به فکرش باش ولی رهاش کن دیگه زنگ نزن اگه سهم تو باشه بر میگرده اگه سالها طول بکشه اگه نه اگه باهاشم زندگیتو شروع میکردی می رفت آروم باش نماز استغاثه به خدا بخون ساعت 2 نصف شب باید بخونی 2 رکعته تو مفاتیح هست خیلی جواب میده برای اینکه ازش خبری برسه برات 7 روز یعنی تا یک هفته هر روز 7 مرتبه سوره ضحی رو بخون خودش زنگ میزنه صبرو امید داشته باش موفق باشی
:wink:سلام به نظرمن این اتفاق خوبی میتونه باشه اگه شما نامزد میکردین بعد این اتفاق میفتاد چیکار میکردی.بهترین دوست کسی هست که وقتی اشکت را دید اولی را پاک میکنه دومی راتبدیل به خنده میکنه.پس خودتوکوچیک نکن نه داغون مطمئن باش نماز نخونی وضعت بدتر میشه
سلام سال نو همه مبارک .سال خوبی ایشالا واسه عاشقا باشه.من و میلاد باهم خیلی خوبیم. من تو این مدت همه جوره دوباره تونستم بشم عزیز دوردونه خانوادش و بنظرم رابطم از اول هم خوب شده خیلی. ولی ........میلاد حس میکنم که فعلا زیاد بهم اعتماد نداره و البته وقتی با دوستاش بیرون میره بهم میریزه وقتیم میگم نرو بیرون خودم بدم میاد اخه من دوست ندارم ازادیشو ازش بگیرم و بدتر فکر کنه من بدبینو بد دل ام .خداییشم زیاد بیرون برو نیست چون سر کار میره وقت نداره.نمیدونم الان چیکار کنم که معاشرت با دوستاش تاثیر نذاره رو رابطه ما .این هم بگم میلاد وقتی باهاش بیرون میرم وقت های بیشتری باهم میگذرونیم اینجوری نیست و وقتی فاصلمون یکم زیاد میشه اینجوری میشه.و اینکه الان چون خانوادم نمیدونن یکم دلسرده که پشتشو خالی کنم .ولی با اتفاق هایی که قبلا پیش اومد دیگه نمیدونم چه طور به خانوادم بگم!زمینشو چیدم که اگه بر گرده مامانم چیکار میکنه ولی مامانم گفت اگه شرایطش خوب باشه ما حرفی نداریم چون تو واقعا اونو دوست داری.میلادم تازه سربازیش تموم شده و الان پیش بابا و داییش تو کار ام دی افه و درامدش خوبه ولی خونه نداره ماشینم میخواد لیزینگ برداره .الان موندم چیکارکنم؟
سال نوی تو هم مبارک
تمام مطالبت رو خوندم و باور کن خیلی خوشحال شدم وقتی فهمیدم ک دوباره محببتون ب هم برگشته ... عزیزم قدر الان رو بدون ... بهت توصیه میکنم برگرد ب اولین صفحه همین تاپیکت و ببین چ حال و روزی داشتی و از خدا چی میخاستی
پس الان ک خدا انقدر دوست داشته ک اون رو بهت برگردونده دوباره خرابش نکن عزیزم
ببین گلم مردا از این ک توسط همسرشون محدود بشن احساس خفگی و اسارت بهشون دست میده پس بهش امر و نهی نکن و انشالله بعد از عقدتون انقدر بهش محبت کن ک بودن با تو ر وب معاشرت بت دوستاش ترجیح بده ... البته هرکسی دوس داره با هم جنسای خودشم در ارتباط باشه نباید محدودش کنی گلم
انشالله ک همه چی حل بشه
اجازه بده زودتر بیاد خواستگاریت تا مشکل جدیدی پیش نیاد
ب امید خبرای خوش _________________ خدایا به من کمک کن تا قبل از آن که در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنم کمی با کفش های او راه بروم
واقعا از خدا ممنونم که انقدر بمن لطف کرده و اون روزهای سخت تموم شده.امیدوارم که تو تاپیک زندگی هیچکس هیچوقت صفحه ی اول و اون چند ماه عذاب به وجود نیاد.راستش رفتن به صفحه اول واقعا درداوره برام چون یاد اور سختیا و غصه هاست امیدوارم تکرار نشه عذاب هام.
mimo71, سلام. از خودش بپرس. بگو جیکار کنم تا بهم کامل اعتماد کنی؟
درضمن نگران نباش بالاخره زمان میبره اعتماد کردن. _________________ صبر کن سهراب...
گفته بودی قایقی خواهم ساخت!
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم...
سلام بابا خودش حرفی نمیزنه در این مورد که به من اعتماد نداره من حس میکنم ولی با دوستانش بیرون میره قیامت میشه .بارها هم جلو خانوادش گفته من به مونا وحشتناک ایمان دارم ولی خوب تاپیر دوستاش شک به جونش میندازه میخوام وقتی اونا حرفی زدن من جوری براش باشم که دوباره بحثو جدل پیش نیاد ینی من از اونا بیشتر تاثیر گذار باشم
حق داری حالت خوب نباشه 4سال زمان کمی نیس خیلی سخته که بتونی فراموش کنی به نظر من تو همه ی تلاشتو بکن باهاش حرف بزن همه چی رو بگو وکوتاهی نکن اگه راضی نشد قبول کن که قسمت هم نیستین اینطوری خیالت راحته که تو همه ی تلاشتو کردی
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : قبلی1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9بعدی
صفحه 3 از 9
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم