سلام عزیزم اول شما بگو اون مساله رو گفت؟یا گفتی؟چیجوری مطرح شد؟
عزیزم این چیزا طبیعیه همیشه خانواده های دو طرف سر خرید ومهریه وطلا باهم کل کل میکنن 1ذره شما کوتاه بیاین 1دره اونا حله حیفه اینهمه باهم صحبت کردین وبه تفاهم رسیدین(ظاهرا) حالا سر مسایل مالی لنگ بزنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟پسره کار داره؟اگه داره خب بعدا بهترشو برات میخره غصه نخور
سلام بهمه
lovelygirl69, نه اصلا فرصت نشد که بگم
مفصلشو تویه تایپیک تو قسمت خانواده نوشتم...خوبه اینجام بنویسم ...اینجام بخش خواستگاریه دیگه.....ممنون میشم کمکم کنید
Reza-V, پسره دل تودلش نیست ....هی میگه تکلیف منو معلوم کنید خسته شدم
وگرنه منکه خیلی دلم میخواد اصلا یه مدت هیچی نگیم ببینیم چی میشه
اینم کلش:
*******من یه خواستگار دارم که مدتیه اومدند...تقریبا داشت قطعی میشد که پدر پسر به پدرمن گفت
پسرمن هیچی نداره جزچندتیکه جنس....منم میتونم کلا10میلیون کمکش کنم واخلاقشم یکم تنده
ودرمورد اینم که مابریم یه جلسه خونشون گفته بود منمو یه پیرزن....بهتره برند بیرون حرف بزنند.که البته بعد منکرش شدند وگفتند منظور ما یه چیز دیگه بوده
بعد این صحبت پدرم براشون پیغام داد که دور دخترمنو خط بکشید.....این دور وزمونه 10میلیون چیه
مگه من دخترمو از سرراه اوردم....یعنی اینا میخوان مهریه روهم همینقدر بگیرن؟
اینم بگم وضع مالی ما ازاونا خیلی بهتره....ازطرفیم بابام ازاول میدونست ولی دیگه نه تا این حد
چون همش بهم میگفت بابا پسر خوبیه....اگه قسمت شد باید هواشو داشته باشی وخواسته های زیادی ازش نداشته باشی.....تا بتونه رو پاش وایسه....ولی وقتی باباش اینطوری حرف زد
چون بابام اصلا انتظار نداشت کلا مخالف شده
ازطرفیم پسره خیلی بهم علاقمند شده...خیلی اصرار میکنه وواسطه میفرسته.....اخلاقشم خوبه....ازلحاظ ایمان هم بنظرم خوبه.....از حرف زدنش هم معلومه خیلی اهل زن وزندگیه....نظرمن براش خیلی مهمه.....میگه زن ادم توزندگیش خیلی مهمه چون پشت هرمرد موفقی یه زن خوب....یا میگه زنم که راحت باشه خوشش باشه منم خوشمه
تحقیق هم درموردش کردیم گفتند خوبه وسربراهه.....البته اینا یی که من فهمیدم درحد حرفای خودشه
پسره تلفن منو داره وهی پیام میده حالم خیلی بده....چرا اینطور شد/بخدا من خوبم....اخلاقم خوبه....چرابابات میگه نه؟؟؟چون وضع مالیم خوب نیست و....من تلاشمو میکنم حالا اول جونیمه(30سالشه.....البته 10ساله توبازار کارمیکنه...نمیدونم یعنی عرضه نداشته؟؟؟)گفتم بابات گفته هیچی نداری
گفت این حرف بابای من نیست باور نکن.....خلاصه نمیدونم
سوال من اینه.....من نمیخوام ازرو احساس تصمیم بگیرم....میخوام ازرو واقعیت تصمیم بگیرم
همه میگند پول خوشبختی نمیاره ولی نبودش بدبختی میاره.....یا میگن فقر ادم مومنم کافر میکنه......تورو خدا کسایی که تجربه دارند یا میشناسند کسایی که اینطوری زندگیشونو شروع کردند به من بگند عاقبت این زندگی چی میشه؟؟؟
همین به خوبیش اکتفا کنم بسه؟؟؟......چون با بابام که حرف زدم گفت بابا من قوز رو قوزم نمیذارم
اگه بخوای بری وفردا باگریه بیای نمیشه......خوب فکراتو بکن.....همه میگن خوبه ولی تواین گرونی میخواد زندگی رو چطوری بچرخونه نمیدونم...نه خونه نه ماشین...اینم ازخرید وهزینه که میخواد برا مراسم درنظر بگیره
بعدم بابام گفت شاید فردا خواستگار خواهرت برای اون بیشترخرج کنه وتوغصه بخوری ...همه اینا رو درنظر بگیر ببین میتونی......
یه دوبارم که میخواستیم بریم بیرون بایه پیکان مدل پایین اومد دنبالم که من خیلی یه جوریم شد
من نمیدونم چی بگم؟؟؟/میتونم یانمیتونم؟؟؟؟خواهشا نظرتونو بگید وراهنماییم کنید
جناب دکتر کبریا خواهشا کمک کنید*******************
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه قبلی1, 2
صفحه 2 از 2
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم