| مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی |
| نویسنده |
پیام |
abrisham1390
فعال


عضو شده در: 4 اردیبهشت 1390
پست: 564
تشکر: 0 تشکر شده 98 بار در 86 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 5 بهمن 1390 - 23:10 عنوان: |
|
|
شاید باورت نشهههههههههههههههه
ولی واقعیت داره |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
3nobar
پرسشگر


عضو شده در: 29 دی 1390
پست: 16
تشکر: 12 تشکر شده 7 بار در 6 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 7 بهمن 1390 - 15:23 عنوان: |
|
|
malang, جان عزیزم منظورم بحث درمورد ازدواج نبود.بحثای مختلف درمورد مثلا انسانیت یا....واونم با حضوره مشاورین
تو دانشگاهم این نظرو مطرح کردم ومسئولین هم اتفاقا خیلی استقبال کردن.درسته اونطوری باید رو داشته باشیو اطلاع کافی راجع به موضوع اما حسنشم اینه که بیشتر مطالعه میکنیم هم قدرت بیانمونو تو مجالس مختلط بیشتر و با افکار دیگرانم اشنا میشیم و هرکسی هم نمیتونه سرشو بندازه و بیاد .
 _________________ وقتی چتر بالای سرت خداست بگذار ابر سرنوشت هرچه میخواهد ببارد.... |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
malang
كاربر


عضو شده در: 12 اردیبهشت 1389
پست: 213
تشکر: 17 تشکر شده 25 بار در 21 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 7 بهمن 1390 - 17:18 عنوان: |
|
|
3nobar, اتفاقآ من خودمم یه همچین بحثایی رو دوست دارم ولی چون ادم خجالتی هستم همیشه از بحث با ادمای قوی می ترسم چون بعضی وقتا یه چیزی بلدم ولی اون موقع به خاطر خجالت و اضطرابو ...فراموش می کنم
اینجا هم یه فضاییه برای بحث دیگه  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
aarezu
فعال قلم صنع


عضو شده در: 7 تیر 1390
پست: 6546
تشکر: 3493 تشکر شده 1236 بار در 909 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 7 بهمن 1390 - 20:39 عنوان: |
|
|
malang, چقدر ما شبیه همیم
بیا بغلم با هم گریه کنیم  _________________ ممد چه خوب که نیستی ببینی شهر " آزاد" گشته ... !!
و خون یارانت ... |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
malang
كاربر


عضو شده در: 12 اردیبهشت 1389
پست: 213
تشکر: 17 تشکر شده 25 بار در 21 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 7 بهمن 1390 - 20:59 عنوان: |
|
|
aarezu,
 |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
malang
كاربر


عضو شده در: 12 اردیبهشت 1389
پست: 213
تشکر: 17 تشکر شده 25 بار در 21 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 7 بهمن 1390 - 21:00 عنوان: |
|
|
جان کاش میشد یه جا همدیگه رو می دیدیم aarezu, |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
aarezu
فعال قلم صنع


عضو شده در: 7 تیر 1390
پست: 6546
تشکر: 3493 تشکر شده 1236 بار در 909 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 7 بهمن 1390 - 21:12 عنوان: |
|
|
malang, کجا ؟ تو بچه تهروننی خواهر جون ؟ _________________ ممد چه خوب که نیستی ببینی شهر " آزاد" گشته ... !!
و خون یارانت ... |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
malang
كاربر


عضو شده در: 12 اردیبهشت 1389
پست: 213
تشکر: 17 تشکر شده 25 بار در 21 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 7 بهمن 1390 - 22:04 عنوان: |
|
|
نه عزیزم من ساکن بام ایرانم قبلآ که مامانم مغازه داشت برای خرید تهرون میومدیم ولی الان متاسفانه دیگه نمیام گزارم افتاد خبرت می کنم تو هم اومدی اصفهانی-شهرکردی خبرم کن  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
Khalvat_Gozide
پرسشگر


عضو شده در: 23 دی 1390
پست: 47
تشکر: 5 تشکر شده 9 بار در 8 پست
محل سکونت: برنابئو 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 7 بهمن 1390 - 22:17 عنوان: |
|
|
قراره از 15ام برم سرکار!
یک عدد پارتی برام کار پیدا کرده ماهی 700 تومن هم حقوقشه! کمه ولی کاچی بعض هیچی! :دی
به نظرتون به یک پسر لیسانسه، با حقوق 700 تومن و جیب کاملا خالی زن میدن؟! (من اگر دختر بودم قبول نمیکردم! ولی سنگ مفت گنجشک مفت!) من دیگه تحمل تنهایی ندارم! هرچند هم خودم هم دختره بدبخت میشیم! از یک طرف دلم میخواد ازدواج کنم از یک طرف عقل حکم میکنه که با این درآمد و هزینه ها خریته! |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
malang
كاربر


عضو شده در: 12 اردیبهشت 1389
پست: 213
تشکر: 17 تشکر شده 25 بار در 21 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 7 بهمن 1390 - 22:31 عنوان: |
|
|
Khalvat_Gozide, حال بزار حقوق اولتو بگیری بع فکر بقیش باش
چرا بدبخت بشید اگه انتخابتون درست باشه اتفاقآ خیلی هم خوشبخت میشید تازه خانمتون پولاتو واست پس انداز می کنه زیاد ولخرجی نکنی با دوستاتم زیاد اینور اونور نری
البته اگه توی تهرانی با ماهی هفتصد فکر کنم سخت بشه گزروند ولی توی یه شهر کوچیکتر حله -ناشکرم نباشید به قول خودتون کاچی بعض هیچی!
در ضمن منم فردا به سفارش یه پارتی دارم یه جایی میرم واسه کار البته اگه قبولم کنن واسم دعا کنین  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
Khalvat_Gozide
پرسشگر


عضو شده در: 23 دی 1390
پست: 47
تشکر: 5 تشکر شده 9 بار در 8 پست
محل سکونت: برنابئو 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 7 بهمن 1390 - 22:42 عنوان: |
|
|
ساکن اصفهانیم.
البته اینجایی که رفتم زیاد جای پیشرفت نداره تا آخر عمر کارمندی است خوشم نمیاد. شاید اصلا دووم نیارم. بدم میاد از کارمندی.
واقعا چه قدر من حولم! اه اه از خودم بدم اومد!
من که این هفته رو شانس بودم چند تا اتفاق خیلی خوب افتاد که مدت ها درگیرش بودم. امیدوارم شما هم استخدام بشید. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
lovelygirl69
پرسشگر


عضو شده در: 25 دی 1390
پست: 47
تشکر: 10 تشکر شده 12 بار در 9 پست
محل سکونت: یه جایی همین جاها 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 7 بهمن 1390 - 22:55 عنوان: |
|
|
سلام فک کنم همتون سرکارید.اون آقاshora یه چیز انداختو رفت حالا شما هم هی پی شو بگیرید توجه کردید آقاهه 1سوال پرسید شما7صفحه باهم کل انداختین...........  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
BigPesar
دوست دار قلم صنع


عضو شده در: 9 اردیبهشت 1389
پست: 2372
تشکر: 5 تشکر شده 91 بار در 78 پست
محل سکونت: Inferno 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 8 بهمن 1390 - 00:50 عنوان: |
|
|
خدایا به این دخترا ی عقل بده راحتشون . مغزشون خیلی درگیره. _________________ ای خدای بزرگ به من كمك كن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن كسی قضاوت كنم, كمی با كفش های او راه بروم . |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
aarezu
فعال قلم صنع


عضو شده در: 7 تیر 1390
پست: 6546
تشکر: 3493 تشکر شده 1236 بار در 909 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 8 بهمن 1390 - 01:19 عنوان: |
|
|
malang, بالاخره اصفهان یا شهر کرد ؟
Khalvat_Gozide,
اینا حرفای قاصدکه تو صفحه 5 تاپیکش
{ تازگی دختر جاری دختر دایی مامانم! بهم گیر دادن که واسه شریک شوهرش بیان
میشه فامیل درجه چند؟
میگن پسره هیچی نداره.با عرضست و خییییییییلی با ایمانه.میگن اخلاق و ایمانش توپه.باباشم وضعش از ما پایینتره.بعد پسره شنیده من اخلاقیاتم و ایمانم چجوریه با چه ذوقی رفته به باباش اینا گفته.باباش اومده به بابام اصرار که ما فهمیدیم شما چه گوهری دارین تو خونتون و.. اجازه بدین بیایم.پسر ما خودش اخلاقیات دخترتونو از خانوم شریکش که شنیده،بیتاب شده
اینقد ذوق کردم
یکی بالاخره اخلاقمو پسندید و بعد میخواد بیاد
اینکه با ایمانه واسم اندازه دنیا با ارزشه.خییییلی خوشحالم بالاخره یک با ایمان میاد خواستگاریم }
اینم حرفای آرش کیا تو صفحه 4 همون تاپیکه
{ این حرفو یکی از روحانیون در پاسخ به سوال پدر بنده که گفته بودند پسرم(بنده) تن به ازدواج نمیده ایشان فقط 1 کلام گفتند همین جمله : توکلش به خدا کم شده و از خدا دور شده
وقتی پدرم این حرفو به من زد به جرات میتونم بگم تحولی در درونم ایجاد شد و منکه هیچوقت یاد خدا از ذهنم نمیره بیرون (البته ریا و خود ستیایی نشه بنده سر و پا گناهم) چرا اینچنین شدم؟ و کلی چراهای دیگه که همش در درونم بیداد میکنه و حال دارم از پیله ضعف و ناتوانی گذشته ام بیرون میام و خودسازی انجام میدم و اقدامات لازم رو در حال انجام دادن هستم برا ازدواج تا هر چه سریع تر از این حالات در بیام
از شما و کلیه دوستان خانم و اقا خواهش میکنم که توکلتون رو بیشتر کنید و از درون خودسازی کنید و شما قاصدک بدونید خواستن توانست هست
خدا گفته در سه چیز کمک فروانی میکنه بشرط اراده
1-ازدواج
2- مکه
3- مسکن
البته همه میدونن من جهت یاد آوری گفتم } _________________ ممد چه خوب که نیستی ببینی شهر " آزاد" گشته ... !!
و خون یارانت ... |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
BigPesar
دوست دار قلم صنع


عضو شده در: 9 اردیبهشت 1389
پست: 2372
تشکر: 5 تشکر شده 91 بار در 78 پست
محل سکونت: Inferno 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 8 بهمن 1390 - 17:37 عنوان: |
|
|
aarezu, الان این حرفات کنایه یا تیکه نبود نه.
اصلا حرفات رو قبول ندارم . یعنی ما به خدا ایمان نداریم نه. یعنی به خدا توکل نمی کنیم. نه دیگه حرفت رو زدی.
میگن خدا به ادم عقل داده.
عقل داده که وقتی می بینی ازدواج می کنی بدبخت میشی ازدواج نکن . _________________ ای خدای بزرگ به من كمك كن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن كسی قضاوت كنم, كمی با كفش های او راه بروم . |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|