| مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی |
| نویسنده |
پیام |
kamal2
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 1 شهریور 1389
پست: 1573
تشکر: 341 تشکر شده 258 بار در 207 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 5 بهمن 1390 - 21:32 عنوان: پند های مادرانه!!@@!! |
|
|
پند شب عروسی !! ( دختر و پسرا حتما بخونن )
زنی از زنان خردمند در شبی كه دخترش را به خانه شوهر می فرستاد, او را كنار كشید و آهسته در گوشش گفت:
« دخترم! اگر من راهنمایی و خیرخواهی را از كسی مضایقه و دریغ كرده بودم, از تو نیز دریغ می كردم, ولی گفتن حقایق و راهنماییهای عاقلانه، بی خبران را هشیار و خردمندان را كمك می كند.
فرزندم!تو امشب از آشیانه ای كه در آن پرورش یافته ای و از خانه ای كه به آن انس داشته ای ، قدم به خانه ای نا آشنا می گذاری و با همسری كه قبلا با او انس نداشته ای شریك زندگی می شوی. ....................««»»كنیز او باش تا غلام تو شود. ««»»
خب دوستان به نظرتون حرف آخر مادر و پدرتون در مورد ازدواج و همسر داری به شما چی بود ؟
چقدر به دردتون خورد
برای نوجوونا و جوونا چه نصیحتی دارید ؟؟؟؟ _________________ ما را سریست با تو که که گر خلق روزگار ** دشمن شوند و سر برود ما بر آن سریم
www.sosan4.blogfa.com |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
|
| |
| تشکرها از این تاپیک |
| kamal2 از این تاپیک تشکر میکنم |
user100000
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 21 دی 1390
پست: 1541
تشکر: 572 تشکر شده 314 بار در 219 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 5 بهمن 1390 - 21:46 عنوان: |
|
|
kamal2, خیلی جالب بود این متن
من که هنوز مجردم ولی فک کنم شب عروسیم بهم هاااااااااااااااااااای از دستت راحت شدیم  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kamal2
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 1 شهریور 1389
پست: 1573
تشکر: 341 تشکر شده 258 بار در 207 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 5 بهمن 1390 - 21:52 عنوان: |
|
|
fatikhanoom,
سلام و ممنونیم
خب اینم یه نظر کارشناسی بود اما این فکر ماهاست اونا وقتی داری میری خونه بخت از خوشحالی میگریند و از ناراحتی میخندند
این تضاد در کارشون رو میتونی از گریه خواهرتون و مادرتون ببینید
بابا گریه نمیکنه
فقط نیگات میکنه و منتظر خندیدن شما می مونه
اما بقیه همراه مادرت ابراز احساسات می کنن
اگه نتونستی گریه کنی حتما اینجا بنویس تا باور کنم حرف امشبت درسته  _________________ ما را سریست با تو که که گر خلق روزگار ** دشمن شوند و سر برود ما بر آن سریم
www.sosan4.blogfa.com |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
user100000
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 21 دی 1390
پست: 1541
تشکر: 572 تشکر شده 314 بار در 219 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 5 بهمن 1390 - 21:54 عنوان: |
|
|
kamal2, وااااااااااااای منکه از حالا تا یاد شب عروسی می افتم که تا میخوان عروس رو ببرند از اون شعرهای غمگین میخونند گریم میگیره  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kamal2
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 1 شهریور 1389
پست: 1573
تشکر: 341 تشکر شده 258 بار در 207 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 5 بهمن 1390 - 22:20 عنوان: |
|
|
fatikhanoom, میشه خواهش کنم بگید اهل کجائید و چی میخونن؟
مثلا در شهر ما یکی از رسوم اینه
دخترا و مادرا ((خدا مادرا رو حفظ کنه اونایی هم که احیانا مادر ندارن الهی خدا مادرشون رو رحمت کنه)) روبوسی میکنن و نون پنیر و سبزی رو با یه شال میبندند به کمر دختر و راهیش میکنن
اینجا فقط هر دو گریه میکنن
اما من نمیدونم علت بخاطر جداییه ؟ یا فکر میکنن دخترشون پر پر شده یا فکر نمیدونم اما میدونم بیشتر عروسیهایی که رفتم از فامیل بوده گریه رو دیدم
میخوام بدونم شهر شماها چطوریه؟؟؟؟  _________________ ما را سریست با تو که که گر خلق روزگار ** دشمن شوند و سر برود ما بر آن سریم
www.sosan4.blogfa.com |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
user100000
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 21 دی 1390
پست: 1541
تشکر: 572 تشکر شده 314 بار در 219 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 5 بهمن 1390 - 22:25 عنوان: |
|
|
kamal2, من اهل اصفهانم
نمیدونم یه چیزایی از خودشون در میارن و میگن پدر خونه دخترت رو بردیم و خاننم خونت رو بردیم و از این حرفا
یا میگن هی میگن آب اومده تا وسط رودخونه عروس خانوم یه ربع دیگه مهمونه  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kamal2
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 1 شهریور 1389
پست: 1573
تشکر: 341 تشکر شده 258 بار در 207 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 5 بهمن 1390 - 22:30 عنوان: |
|
|
fatikhanoom, خوبه
ممنونیم
رسم و رسوم رو گفتید
خیلی ممنون حالا فکر میکنید آخرین حرف مادرتون به شما چی باشه؟
آیا چیزی بغیر از حرف شنوی ؟میتونه باشه؟از همسرتون  _________________ ما را سریست با تو که که گر خلق روزگار ** دشمن شوند و سر برود ما بر آن سریم
www.sosan4.blogfa.com |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
user100000
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 21 دی 1390
پست: 1541
تشکر: 572 تشکر شده 314 بار در 219 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 5 بهمن 1390 - 22:33 عنوان: |
|
|
kamal2, نه فکر نمیکنم
حرف خونت رو پیش هیچکس نبر و حتی اگه وقتی توی خونتی دهنت پر از خون بود جلوی دیگران لبخند بزن و با شوهرت سازگار باش.و همیشه اقتدار و مردونگی شوهرت رو حفظ کن |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
aarezu
فعال قلم صنع


عضو شده در: 7 تیر 1390
پست: 6546
تشکر: 3493 تشکر شده 1236 بار در 909 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 5 بهمن 1390 - 23:21 عنوان: |
|
|
kamal2, مامان من انقدر خجالتیه اینجور وقتا اصلاً حرف نمی زنه آخه تو رسم قدیم ما اصلاً مادر و دختر تو شب عروسی زیاد پیش هم نمی رن می گن دختر از مادرش خجالت می کشه البته قدیمیا اینجورینا مثل مامان خودم
بابامم که دست عروس و دومادو می ذاشت تو دست هم و یه دعایی می خوند و گریه می کرد
خوشم میاد مجردا همش میان تاپیک شما آق معلم
 _________________ ممد چه خوب که نیستی ببینی شهر " آزاد" گشته ... !!
و خون یارانت ... |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
negar67
كاربر


عضو شده در: 21 فروردین 1390
پست: 198
تشکر: 15 تشکر شده 19 بار در 19 پست
محل سکونت: پایتخت 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 6 بهمن 1390 - 08:32 عنوان: |
|
|
اره من ازلان به عروسیم فکر میکنم (عیده)که بعد سالن میاییم خونه برای خداحافظی گریم میگیره من ته تقاری خونه هستم دیگه بدتر وابستگی شدید به مامانم دارم  _________________ افلاطون را گفتند چرا هرگز غمگین نمیشوی گفت: به انچه که نمی ماند دل نمیبندم.... |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kamal2
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 1 شهریور 1389
پست: 1573
تشکر: 341 تشکر شده 258 بار در 207 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 6 بهمن 1390 - 14:32 عنوان: |
|
|
negar67, aarezu, سلام خوش اومدید
خب نوشته ارزو خانم :
...............................................
چیکار کنم این موضوع عمومیه هر کی میخواد بیاد بیاد!!!
شما چرا نظر خوب نمیزاری با تجربه؟  _________________ ما را سریست با تو که که گر خلق روزگار ** دشمن شوند و سر برود ما بر آن سریم
www.sosan4.blogfa.com |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
AIDA66
نيمه فعال


عضو شده در: 4 آبان 1389
پست: 499
تشکر: 67 تشکر شده 182 بار در 113 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 6 بهمن 1390 - 22:13 عنوان: |
|
|
لحظه سختیه!!!مامان من فقط بهم گفت خوشبخت باشی دخترم!ولی بابام کلی گریه کرد و به شوهرم گفت دخترمو بهت امانت دادم و مواظبش باش و... _________________ خورشید باش که اگر خواستی بر دیگران نتابی،نتوانی!
زرتشت |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
sefid_barfy1362
فعال


عضو شده در: 28 آبان 1390
پست: 971
تشکر: 101 تشکر شده 241 بار در 175 پست
محل سکونت: تهران_برج میلاد 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 7 بهمن 1390 - 00:20 عنوان: |
|
|
من شب قبل عروسیم کلی گریه کردم انقدکه فردابردنم آرایشگاه خانومه گفت چراقیافت اینجوری شده ولی شب عروسی اصن نگرییدم گفتم دکورم بهم نخوره مامان وخواهرم کلی گریه کردن وبابام دست بدستمون کردتوی خونه وقتی تنهاشده بودن بابام کلی گریه کرده بود رسم خاصی توی تهران حاکم نیست ولی بابام همیشه بهم میگه هیچوقت بدشوهرتوجایی نگوحتی اگه بدترین آدم باشه _________________ دورباش امانزدیک من از نزدیک بودن های دورمیترسم |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kamal2
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 1 شهریور 1389
پست: 1573
تشکر: 341 تشکر شده 258 بار در 207 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 7 بهمن 1390 - 00:33 عنوان: |
|
|
sefid_barfy1362,
سلام ممنونم خاطرات هم میتونید بگید کوتاه باشه و برا دوران اول ازدواج باشه
از شوهر از مادر شوهر و ......
منتظریم بای بای  _________________ ما را سریست با تو که که گر خلق روزگار ** دشمن شوند و سر برود ما بر آن سریم
www.sosan4.blogfa.com |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
aarezu
فعال قلم صنع


عضو شده در: 7 تیر 1390
پست: 6546
تشکر: 3493 تشکر شده 1236 بار در 909 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 7 بهمن 1390 - 02:25 عنوان: |
|
|
kamal2, این انجمنی که می گید کجاست ؟ من در جریان نیستم  _________________ ممد چه خوب که نیستی ببینی شهر " آزاد" گشته ... !!
و خون یارانت ... |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|