1 سال ونیم پیش ازدواج کردم تو این مدت همه جوره به شوهرم کمک کردم قناعت کردم ملاحظشو کردم یه ماشین خریدیم شرایطی قسطاش سنگین هست با وجود اینکه از صبح تا شب سر کارم توقع ندارم که شوهرم بگه طلاهاتو میفروشیم واسه قسطا من که همه جور کمکش کردک ایا واقعا انصاف هست که این کارو بکنم حتی روز عروسی خیلی ملاحظشو کردم خیلی چیزهارو نخریدم وقتی میگه طلاتو بفروش عصبانی میشم ودعوامون میشه چیکار کنم؟
من 7 سال پیش ازدواج کردم ودقیقا یک ماه بعد از عروسیم بدلیل بدهی تمام طلاهام رو البته بغیر از حلقه و سرویس بقیه را فروختم الان 7 سال از اون موقع میگذره و زندگیم کاملا متحول شده وهمسرم بیشتر از اونچه که فروخته بودم رو برام خرید میدونی هیچ وقت به شوهرت نگو دوست ندارم یا اجازه نمی دم طلا های منو بفروشی بهتره بگی اگر واقعا نیاز داری ودیگه چاره ای نداری میتونی بفروشی میدونی مردا به اینکه بگی طلای من خیلی حساسن بهش بگو اگر اصرار داری ونمیخاهی بفروشیشون دلیلش اینه که شاید موقع خرید خونه بیشتر لازم بشن وبگو اونا رو برای اینده میخای نه برای خودت موفق باشی عزیزم
باید ببینید همسرتان، ظرفیت ازخودگذشتگی شما رو داره؟قدردان هست؟ اگر هست که لیاقت از خودگذشتگی شمارو داره و هیچ اشکالی نداره که زن و شوهر با هم و شونه یه شونه هم، زندگیشون رو بسازن و هرکدوم یک سر زندگی رو به دست بگیرن.
اما متاسفانه هستند مردهایی که همه چیزو وظیفه! می دونن و خواسته های خودشون رو مقدم بر همه چیز می دانند.
این چیزهارو خودتان باید متوجه بشین. من خودم به همسرم( سر یه جریانی ...) گفتم نمی خواهد ماشینتو بفروشی من طلاهامو می فروشم( کلی ذوق کرد که خواستم کمکش کنم و تنهاش نذاشتم).
باید آدمتان را بشناسید.
سلام taranom2,
خیلی وقتا خانوما برای حل کردن مشکل مالی همسرشون این کارو میکنن... شایدم میکردن... ولی ماشین چیزی نیست که بخوایین بخاطرش این سرمایه رو خرج کنین
وقتی میگی شرایطی پس صفر خریدین... خوب ماشین رو بفروشین یه دست دوم چند سال مدل پایین تر بگیرین و قسطا رو بدین
اگه بحث خرید خونه و این چیزا بود عیب نداشت... خونه دار شدن به فروختن طلا می ارزید... ولی یه ماشین نه
یه توصیه... زیاد پولتو تو خونه خرج نکن... نذار درآمدت قاطی خرج خونه بشه... نمیگم جای دیگه خرج کن ولی خیلی راحت هم در اختیار همسرت نذار که روش حساب کنه... بعدا پشیمون میشی... پولتو خرج کیفیت زندگی کن... مثلا خرید یه ماشین بهتر... یه لباس بهتر... یه وسیله ی بهتر... در اصل همسرت پول اون چیز رو بده و تو خودت روش بذاری که بهترشو بگیری... مثل مبلمان
صد البته هر دو دارین برای یه زندگی تلاش میکنین ولی خوب کسی که بگه طلاهات رو بفروش یعنی بعدا خیلی روی درآمدت حساب میکنه... نمیگم با دعوا و قهر ولی سعی کن کم کم خودتو از زیر بار مخارج بکشی کنار
خرج ها رو کمتر کنین ولی بذار اصل فشار رو دوش اون باشه... کمکش کن ولی گاهی باید یکم سخت بدستت بیاره تا یادش نره این کمکه نه وظیفه
سعی کن این چیزا تاثیر منفی زیادی روی گرمای خونه تون نذاره
موفق باشی
بدرود
بهش گفتم که طلا رو گذاشتم واسه خرید زمین یا خونه البته اون تلاشش در حد معمول هست نه بیشتر اون که این همه بدهکار هست توقع دارم تلاشش بیشتر از اینا باشه منم که اینارو می بینم خوب ناراحت میشم به نظرتون اگه به قیمت از هم پاشیدن زندگیم باشه باز هم سر حرف خودم بمونم ؟ یه چیزی یادم رفت بگم ما درامدمون از طریق همین ماشین بدست میاد وجایی که کار می کنه بهش گفتن مدل ماشینت باید بالا باشه پس نمی تونیم بفروشیمو مدل پایین تر بخریم . خودمم دوست دارم درامد خودمو خرج وسایل خونه مثل مبل واینجور چیزا کنم ولی اینقد بدهکاریم که دلم نمیاد
به نظرتون کارم اشتباهه؟
به قیمت از هم پاشیدن؟؟ نه عزیزم، زندگیتو حفظ کن، می دونم خیلی واسه آدم زور داره که آدم یه طرفه همه تلاششو بکنه و ازون طرف کم کاری ببینه...
اما زندگی خودته، راه دور که نمیره، وقتی تو زندگی قرض و بدهی وجود داره فکر نکنم خرید مبل و اثاثیه، کار عاقلانه ای باشه...
خصوصا که خودت هم میگی که راه درآمد زندگیتون ماشینتونه... من اگر جای شما بودم، باهاش منطقی صحبت می کردم و بهش می فهموندم که چون زندگیمو دوست دارم دارم این از خودگذشتگی رو می کنم و همون طور که تو مثل شیرزن داری بار زندگیو به دوش می گیری اونم باید مسئولیت پذیرتر باشه. نه اینکه هرمشکلی پیش اومد بیاید سراغ زنش و تکیه اش به سرمایه های همسرش باشه!
taranom2, منم همین شرایطو داشتم
آخرشم خودم برای حفظ زندگیم بردم فروختم و پولشو آوردم دادم
جواب خوبیمم بدون تشکر و 3 روز قهر و دعوا و همه چی شنیدن بود برام
الانم که الانه هنوزم چشم دنباله سرویسم مونده
ولی قراره قرضامون که تموم شد سرویسمو بگیریم _________________ وقتی بارون میاد حس میکنی خیلی به خدا نزدیکی آخه بارون یعنی نقطه چین تا خـــــدا ...
سلام taranom2,
خوب نه این قدر.. زندگی از همه چیز مهم تره... کانون خانواده باید حفظ بشه
ولی یه جوریه... راستش به نظر من فروختن طلای زن خیلی حرفه... خیلی باید موضوع مهم و حیاتی باشه... چک برگشتی و حکم بازداشت... خرید خونه و رهایی از مستاجری... یه همچین چیزی... وگرنه طلای زن که خوب مال خودشه... تیر آخره... واسه روز مباداست
اما ظاهرا برای شما اون روز امروزه... منطقی نیست ولی خوب ظاهرا چاره ای هم نیست
میگم کارش چیه؟... امکان اضافه کاری یا انجام کارای دیگه رو داره؟
هزینه های زندگی تون رو میتونین کمتر کنین؟
اگرم خلاصه فروختی فقطو فقط به اندازه بده هیش... نه بیشتر
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه 1, 2بعدی
صفحه 1 از 2
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم