| مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی |
| نویسنده |
پیام |
paieze
فعال قلم صنع


عضو شده در: 26 خرداد 1389
پست: 7481
تشکر: 48 تشکر شده 115 بار در 92 پست
محل سکونت: ardebil 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 15 بهمن 1390 - 13:01 عنوان: |
|
|
FL512, واقعا اینطوری هست , همش تقصیر باباومامانم , اگه انقد ازاد نمیزاشتن الان اینطوری نبود , بچه ام انقد از بزرگترش نترسه ,
من که دختر داشته باشم یه کاری میکنم بیشتر از باباش ازمن حساب ببره , هرچی گفتم باید اون باشه , نمیخوام و نمیرم و خوشم نمیاد نداریم
قرار بود امروز ساعت 10 بیان خاله اینا برای خواستگاری ولی پروازشون اینجا یخبندونه فکرکنم مونده واسه فردا
کاش بله بده من میرم شمع روسن کنم تازه گفتن یه ماه عروسی میگیرن , درست بشه , وای یه ذره ام. من توخونه قلدروی کنم
پاییزه _________________ بگذار تا با لهجه ي بــــاران بخوانمت
همراه بادهاي پـريشان بخوانمت
http://www.qalameson.org/ftopict-12461.html |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
lazania
دوست دار قلم صنع


عضو شده در: 13 خرداد 1389
پست: 2367
تشکر: 119 تشکر شده 131 بار در 119 پست
محل سکونت: ماسه های ساحل 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 15 بهمن 1390 - 17:14 عنوان: |
|
|
paieze, هووووی پاییز ی چیز بت بگماااااااااااااا بکن توی پرده گوشت ک سوراخ شه پول خوشبختییییی نمیاورد هر ک ب عشق پول ازد کرد بدبخت شد.فهمیدی اینو بدبختش نکن.
ضمنااااا پسسسس تو رو چه حسابی میای میگی خوش ب حال مجردا دردسرشون کمتره و ازد نکنین و ....
یعنی ما رو دوس نمداری گولمون میزنی
دختر چششش سفید  |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
paieze
فعال قلم صنع


عضو شده در: 26 خرداد 1389
پست: 7481
تشکر: 48 تشکر شده 115 بار در 92 پست
محل سکونت: ardebil 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 16 بهمن 1390 - 10:59 عنوان: |
|
|
lazania, میگم خوبی ؟؟؟
خوب من خودمو و شرایط خودمو گفتم , راستم گفتم خیلی وقتا خوش به حال مجرداست.
لازانیا چرا دوست نداشته باشم توهم بیایی بگی مثلا یه پسری با فلان موقعیت برام پاپیش گذاشته خوب , اگه خوب باشه به توهم میگم قبول کن ,
من این پسرم فقط با پولش نگفتم ایشون میگم خوبه چون از هر نظر بگین خوب هست
هم ایمان هم پول هم خانواده هم کارو شغل هم اخلاق , فامیل نزدیکم هست شناخت کامل داریم , اصلا اونا به خاطر مامان و بابام و خانواده خیلی وقت بود میخواستن بیان .خوب لازانیا نامزد من نیست که حتی اجازه نمیده برم خونه خواهرم ,
من از این نظر میگفتم حرص میخورم بله نده
و البته یه خبرم اینکه خواهرم بله رو دادن و شیرینی اینا باز کردن , و حرفای بزرگترا زده شده مونده عقدوجشن اینا اونم عید میگیریم , خونمون یه کم از کارش مونده , گفتیم اماده بشه تاعید بعد
ایشاالله خبرعروسی شمارو بشنویم
پاییزه _________________ بگذار تا با لهجه ي بــــاران بخوانمت
همراه بادهاي پـريشان بخوانمت
http://www.qalameson.org/ftopict-12461.html |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
lazania
دوست دار قلم صنع


عضو شده در: 13 خرداد 1389
پست: 2367
تشکر: 119 تشکر شده 131 بار در 119 پست
محل سکونت: ماسه های ساحل 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 16 بهمن 1390 - 12:16 عنوان: |
|
|
paieze, خدا رو شکر ب سلامتی خیال تو هم راحت شد.
معشوقه ب سامان شد
تا بادا چنین باد
بنده خداااااااااااااااا من ک تا حالا 1000 هزارتا تاپیک زدم راجع بانواع و اقسام خواستگارام صحبت کردم
من تا زمانیکه اونی ک میخوام نیاد بله نمیدم بخاطر حرف اینو اون.
امااااااا از تو دقیقا یادم هس ک میگفتی بابا چیه میخوای بله بدی خوشبحال مجردا و....
البته در کل مهم نی.همینطوری گفتم بهت ک تو ک اینجوری هسی چرا اینجوری میگی.
من فعلا تصمیم ب ادامه تحصیل دارم.خبر عروسی ما رو حالا حالاها نمیشنوی وقتی ب اون جایی ک باید برسم رسیدم هم از لحاظ اخلاقی و هم تحصیلی با اون کیسی ک باید ازد میکنم.
اوکیییییییییی؟؟؟؟؟؟
راستی من خوبم تو بهتری؟؟؟؟؟
ا |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|