ب این فکر کن ک شاید کس دیگه ای رو دوست داشته ک بعید هم نیست؛ وگرنه چ دلیلی داشت شوهری ک تا این حد دوسش داره را رها کنه و بره! ب نظر من فقط با گذشت زمان و منفی فکر کردن درموردش میتونی فراموشش کنی
minoonariman, افرین منفی فکر کردن در موردش راه کاره خوبیه
خوب یه روز منو زیاد دوست داشت الانم شاید یه نفر دیگرو و فردا یه کی دیگه؟؟؟!!!
اخه اینطور که نمیشه
اخ که چقدر این دخترا دوست داشتنشون راحت منتقل میشه به یه نفر دیگه
اونوقت اسم مردا بد در رفته
گذشت زمان مهمه و بعد سعی کن فقط در زمان حال زندگی کنی یعنی در روز 15 دقیقه صبح و 15 دقیقه شب فقط به برنامه فردات یا آینده ات فکر کن .باقی اوقات نگذار فکرت به گذشته یا آینده بره حتی یک ساعت پیش.
مثلا تا متوجه شدی در حال فکر کردنی شروع کن توی ذهنت شماره های سخت رو ازآخر به اول بشمار یا مشاعره کن با خودت یا چیزایی که اطرافت هست رو ببین و بشمار هر کاری که تورو در همون لحظه نگه داره اینطوری مغزت به مرور عادت میکنه که افکار مزاحم رو دور کنه.
مشاوره هم فراموش نشه.
golemehraban, نه بابا همسر من استثنا نبود
دقت کردم با دخترهای دیگه هم که اشنا بودم اخلاقشون همینجوری بود
یا از دور وقتی دخترها رو میبینم میفهمم که همشون بی مسولییت هستن
زن من کاری با من کرد که یه دوست دختر ساده با دوست پسرش میکنه
بی مسولییتی و خیانت و بد کارگی و شیطان صفتی کار همه دخترهاست
مشکلی که اخیرا به اون مبتلا شدم اینه که هر چی سعی میکنم همسر سابقمو فراموش کنم و دیگه بهش فکر نکنم و تا حدودی هم موفق میشم ولی شب بازم تو خواب اونو میبینم و میبینم که دارم التماسش میکنم و زار زار گریه میکنم و وقتی از خواب بلند میشم میبینم که حالم خیلی بد شده و استرس گرفتم و کلا مریض شدم و همه تلاشام برای فراموش کردن اون از بین میره و کلا میریزم به هم
بعضی وقتا با خودم میگم اگه میشد ادم بتونه خواب نبینه خیلی خوب میشد
reza25, شما الان از دست نامزدت ناراحتی و ب خاطر همین دنیا رو سیاه می بینی و ب قول دوستمون همه دخترا رو با ی چوب میرونی
این حرفتون منطقی نیس شاید دخترایی ک طرف شما بودن همیچین آدمایی بودن ک اصولا دخترایی ک اهل رابطه ای بی بند و بار و بی هدف هستن این ویژگی رو دارن و شاید اقتضای این روابط هم همین باشه
اما درمورد خواب هم اصولا آدم ب چیزای ک توی روز در موردش فکر میکنه تو شب خوابشو میبینه یا کارایی ک دوست داره تو دنیای واقعی انجام بده و نمی تونه توی خواب بهش دست میزنه و ی جورایی تخلیه هیجانی میشه
این فراموشی آسون نیس نیاز ب گذشت زمان داره و شاید ی دوره افسردگی هم غیر قابل اجتناب باشه
سعی کنین خودتون رو ب چیزایی ک مورد علاقتون هست و ازش لذت می برین مشغول کنید
وای چقدر سخت ..
بیشترین چیزی که تو دنیا منو ناراحت می کنه همین جداییه اصلا قلبم وایمیسه وقتی تصورشو می کنم
از مردنم بدتره! آدم وقتی میمیره دیگه راحت میشه اما اینطوری زجرکش میشه
آقا رضا همه دخترا اینطوری نیستن ، من 6 سال تموم به پای شوهرم نشستم بی اونکه هیچ نسبتی باهم داشته باشیم خیلی سختی کشیدیم و بخاطر همونا کلی باهم جنگ و دعوا داشتیم اما با تمام اونها نتونستم ازش جدا بشم
بارها تصمیم جدایی گرفتم اما انگار به جای جدا شدنم از اون ، بند بند وجودم می خواست از هم جدا بشه و موندم و بالاخره به هم رسیدیم.
می خوام بگم فکر نکن دخترا همه اینطورن ایشالله شما هم یه دختر خوب و باوفا پیدا می کنی که همیشه کنارت بمونه. اما واقعا برام سواله شما که اینقدر دوسش داشتی چرا گذاشت و رفت؟ میشه یکم از دلیلاشو بگی؟ الان چندوقت از رفتنش میگذره؟
nazi_02, خب نکته همین جاست اگه یه کم وابستگیت به اون کم بود با نهایت بی احساسی و بیرحمی بدون اینکه احساسات اونو در نظر بگیری رهاش میکردی
همونطور که میگی بارها تصمیم به جدایی گرفتی.نکته همینجاست همینجا
من در راه عشقم به جدایی فکر نکرده بودم نمیکردم و نمیخواستم بکنم حتی اگه عشقم خنجر تیزی را تا دسته به قلبم فرو میکرد
باشه دلایل اینکه منو رها کرد
میگفت به من نمیرسه همین
متولد 66 هستم دارای لیسانس مترجمی انگلیسی
مدرس و مترجم ازاد زبان هستم(هنوز کار ثابت ندارم)
معافیت سربازیمم گرفتم
خونه نداشتم ولی ماشین داشتم
پولم زیاد نداشتم ولی در حال تلاش بودم
اهل دود و الکل و غیره هم که نبودم
تیپ و قیافه خوبی هم داشتم دیگه باید برید از خودش بپرسید که دلایلش برا جدایی چی بود
nazi_02, عزیزم چرا اینقدر از جدایی وحشت داری؟!مگه به رابطتت شک داری؟
منم مواردی که موضوع جدایی پیش میومد همین حس جدا شدن بند بند وجودو داشتم.حس واقعا وحشتناکیه......دنیا رو سر آدم خراب میشه.از بس گریه میکردم، فشارم می افتاد دستام یخ میشد.......تا مرز جنون میرفتم....1وقتایی موضوع حل میشد و دوباره بر میگشتیم.اما 1 جایی دیگه راهی واسه ادامه نمی مونه و این دوران وحشتناکو میگذرونی و زمان کم کم آرومت میکنه.(مثل ترک اعتیاد که اولش دردآوره و فکر میکنی که دیگه زنده نمی مونی، اما می مونی و میبینی که زندگی ادامه داره.....
mahhhh, آخه من تمام زندگیم همین رابطست اگه تموم شه منم تموم میشم
نه شک ندارم اما بعضی وقتا فکر و خیال می کنم دیگه.... که مثلا اگه برای شوهرم خدایی نکرده اتفاقی بیفته چی میشه! بعد اینقدر هی این فکرو ادامه میدم که دیوونه میشم! یا کافیه مثلا چند ساعت جواب گوشیشو نده ، همه جور فکری و خیالی میاد سراغم اصلا فشارم میفته حالم بد میشه بعد ازنورم دوباره این فکرا میاد سراغم! دیگه میشینم گریه می کنم همش با خودم فکر می کنم اگه طوریش بشه خودمو می کشم یا وقتی میام اینجا میبینم کسی حرفی از طلاق یا جدایی زده دوباره یاد اینها میفتم حالم بد میشه اصلا
ازتون میخوام که یه راه کار خیلی بکر و بهتر از اینا بهم بدید
فکر همسر سابقم مثل درختیه که 90 متر در عمق وجودم ریشه داره
راه کار باید خیلی اساسی تر از این حرفا باشه
ولی به هر حال ازتون ممنونم کسایی که بهم راه کار دادم ممنونم ازشون
با سلام
منم شرایطی تقریبا مشابه شما را دارم در حال جدایی از همسرم هستم چندین سال از بهترین روزهای زندگیمو به پای مردی گذاشتم که راحت میگه دیگه دوست ندارم با اینکه خیلی دوسش داشتم و همه کار براش کردم وهیچی براش کم نگذاشتم دنبال دخترای دیگه بود
ولی حالا کمی حالم بهتر شده چند راهکار که مشاور بهم گفت را براتون میگم
1-به افکارمنفی بگو ولش کن و اصلا به هر چیزی که مربوط به همسرت میشه فکر نکن
2-درباره مسائل خنثی با دیگران صحبت کن و تنها نباش
3- ورزش را فراموش نکن که خیلی خیلی تاثیر دارد درمن که زیاد تاثیر داشته
4-درست را ادامه بده من خودم شروع کردم تا سطح زبان انگلیسم را بالاتر ببرم
5-وقتی حس میکنی حالت بده دوش بگیر
6-از ته قلبت سوره حمد را برای سلامتی امام زمان بخوان
7-ذکر وتسبیح خدا را بگو و دعا را فراموش نکن
با اینکه من مدت زیادی با همسرم زندگی کردم و کمی هم به او وابسته بودم ولی با بکارگیری این روشها خیلی بهترم امیدوارم شما هم حالت بهتر بشه و بتونی روزهای تلخ را با گذشت زمان فراموش کنی
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه قبلی1, 2, 3, 4بعدی
صفحه 2 از 4
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم