سلام
خواهش مي كنم پستم رو انتقال ندين به راهنمايي بچه هاي اين بخش نياز دارم.
بچه ها جونم دلم خيلي گرفته است ميشه سرم رو بذارم رو شونه هاتون گريه كنم؟
راسش فك مي كردم همه چيز بين من و همسرم عاليه از روابط جنسي و عاطفي گرفته تا بقيه چيزها ديروز سر يه مسئله كوچيك يه بحثي شد و از من رنجيد بعد اومد سراقم و بعد منت كشي چيزايي گفت كه اصلا باورم نمي شد مي گفت خسته شدم حوصله هيچ كاري رو ندارم بعد ازدواج زياد مريض ميشم شبا همش كابوس مي بينم يه شب خواب راحت ندارم يه بخشش كاريه يه بخشش خوانواده خودم خونم كه هستم اينجوري اونوقت ميگي چرا ساكتي چرا حرف نمي زني چرا ساكتي. ما با هم تفهم نداريم حتي تو كوچكترين چيزا بايذ انقد بحث كنيم تا يكي قانع بشه!
موقعي هم كه حرف ميزنيم تو انقد نا مفهوم حرف ميزني و من هزار بار بايد بگم ها ها خوب خسته شدم و ....
من همه تلاشم خوشبختي اونه از همه چي حاضرم بزنم تا اون شاد باشه ولي از همون اول هيچ وقت نشد راضي باشه همش گير ميده ميگه شايد اگه با يكي ديگه ازدواج مي كردي اينا براش مهم نبود اما براي من مهمه
من همه نلاشم اينه كه ازم راضي باشه و به خدا دريغم نمي كنم اما موندم من سهل گير و فراموش كارم يا اون بي نهايت سخت گير و حساس
مسائل بزرگتر از ايناست مي خوام برم مشاوره خيلي وقت پيش بايد ميرفتم اما اين كنكور لعنتي سال اول زندگيم رو به گند كشيد شده يه بند به پام
فقط مي خواستم درد دل كرده باشم اخه هيچ كسي رو جز خدا ندارم فك مي كردم همسرم همراهمه ولي وقتي اون قبولم نداره و منو هم سر خودش نمي دونه چه كنم كاش خدا يه خاهر بهم داده بود
parifariborz, ما تا حالا دعوا نكرديم شايد در حد حرف زدن بوده و بحث كه دو دقيقه بعد هم باز تو بغل هم بوديم الان هم دعوا نكرديم با هم حرف زديم به قول خودش اون درد و دل كرد اما من باورم نمي شد كه اين همه مشكل داره و من نفهميدم
ما 11 ماهو 20 و اندي هست ازدواج كرديم
خوب اول راه هستيد .اقايون به مانند خانومها نيستند كه براي بعد از ازدواجشون رويا پردازي كنند براي همين واقع گراتر هستند خانمها چون درگير رويا پردازي ميباشند اينه كه پس از چنين اتفاقهايي ( كه تو رويا اصلا وجود نداره ) زود دلسرد ميشوند . همينكه در اين مدت باز هم اين حرفها رو برات زد خيليه من بعد از 20 سال همينقدر به همسرم نگفتم يعني دوست ندارم بگم .اين احساس رو درخودم نيافته ام واين خيلي هم بده خودم هم ميدونم خوب نيست ولي خصلتم اينطوريه . شما نگران نباش بعضي اوقات ادم عصبانيه كلافه است يه چيزهايي ميگه كه ممكنه واقعيت باشه ولي به اون شوري نباشه پس سعي كن بهش نزديك بشي ولي تورو خدا اينكارو واقعي انجام بدهيد نه تصنعي وتابلو .بعد سعي كنيد مرهم باشيد نه خنجر وملامتگر باعث ارمش باشيد نه استخوان لاي زخم
به نظر من این موضوع اصلا مسئله ی مهمی نیست ؛ از این جر و بحث ها در همه ی زندگی ها هست ؛ این فقط یک مورد بسیار بسیار کوچیک و پیش پا افتاده است ؛ اینکه یکنفر در زندگیش گاهی اوقات احساس خستگی کنه و در یک لحظه خودش رو از زیر فشار روانی تخلیه کنه اصلا نکته ی منفی ای در زندگی زن و شوهر نیست و اتفاقا اثرات مثبتی هم داره ؛ من نفهمیدم شما خانم هستید یا اقا ولی حدس میزنم خانم باشید ؛ شوهر شما مشغله اش زیاد بوده و درگیری فکری زیاد داشته و در یک لحظه خودش رو خالی کرده به نظرم این اتفاق بسیار مثبتی هست و شما باید ازش بخواهید که هر وقت دچار فشار روانی شد هرجور که دوست داره خودش رو تخلیه کنه ؛ زندگی های این دوره و زمونه متاسفانه یکطوری شده که استرس و فشار کار زیاد شده و این از کوره در رفتنها کاملا طبیعیه ؛ به نظر من این جر و بحث کوچیک رو ندیده بگیرید . . . این که اصلا دعوا نیست ؛ شما دعواهای زن و شوهری ندیدید ؛ تو همسایگی ما یه زن و شوهر هستند هفته ای یه بار سهمیه دعوا دارند ؛ مرده انچنان عربده میکشه ما که همسایه شون هستیم تنمون میلرزه وای به ال زنش ؛ تازه فرداش هم میبینیم زنش خوشحال و خندون تو صف نون و گوشت و شیره ؛
ای بابا شما هم یکم سعه ی صدر داشته باشیدو طاقتتون رو ببرید بالا . . . اتفاقی نیفتاده ؛ شوهرتون از فشارهای زندگی کلافه بوده دو تا داد زده ؛ چیزی نشده که . . . _________________ گاهی فراموشم میکنی ؛ رها میشوم میان روسپی ها
گاهی یادم میکنی ؛ شناور میشوم میان خاطره ها
parifariborz, اون هر وقت از چيزي نا راحته سريع ميگه البته اگه به خودمون ربط داشته باشه موضوع يه حستگي نبود اون هيچ وقت از زندگيش و من رضايت كامل نداره و بيشتر از اينكه شكر كنه گله مي كنه من بر عكس اونم و اون همه اينها رو عدم تفاهم ميبينه به من ميگه ما رابطمون اونقدرا كه بايد عميق نيست من احساس هم سر بودن با تو ندارم
darvish_hosein, خوبه همون داد رو هم نزده من از دعوا متنفرم و مي ترسم
من نسبت به همممممه چيز صبورم اما نسبت به كم مهري و ناراحتي كسي نه متاسفانه
راسش من به فكر راه حلم براي بهتر شدن نه اينكه از كنارش بگذرم
ميتوني ازش بپرسي رابطه عميق چگونه بوجود مياد .از اول اينجوري بود يا تازگيها اينجوري شده .اگر تازه اينجوري شده باز هم طبيعيه بيشتر مردا بعد از يك مدت حالشون برميگرده و دوباره خوب ميشن .سعي كن زياد خودتو بهش نچسبوني بگذار اون حس ازادي كه ميخواد بهش دست بده .هيچ مرد متاهلي نميتونه اين ازادي رو زياد تحمل كنهودوباره با كله برميگرده .اگر از اول اين راه هر روشي رو پيش بگيري مجبوري تا اخر زندگي مشترك انرا ادامه بدهي .
parifariborz, ممنون
جالب اينجاست كه شوهر من ازاده و من اصلا بهش گير نمي دم حتي ميگم چون من مدتي درگير درسم با دوستات برو سفر!!
در ضمن خودم مي دونم رابطه عميق چه رابطه اييه رابطه اي كه من توش با حرفاي اون كاملا موافق باشم من فعال و سر زنده باشم و نظر بدم و مديريت كنم و تو حرف زدنم كوچكترين نقصي نباشه و در يك كلام بي ايراد باشم مريض نشم قر نزنم هميشه مهربون باشم .................................
اين تو همه زندگيا هست فقط نوع برخورد ادما متفاوته وهر كي به تناسب شخصيت ومرامش با اون برخورد ميكنه .رابطه عميق اوني كه گفتي نيست رابطه عميق يعني شما وقتي به چشمان شوهرت نگاه كني بدوني كه چشه درد داره يا شاده وهمينطور اون .اينكه بدون گفتار همديگر را خوشحال كنيد در يك كلام جسم وروح هم را سيراب كنيد بدون هيچ واسطه اي .كه اون هم پيدا نميشه .واقعي نگرد ما گشتيم نبود .
بلو بري عزيز اگر با اين اتفاقات بخواهيد خودتان را اذيت كنيد واويلا شما اول راه هستيد بايد مقاوم تر باشيد نمي خواهم بترسونمت نه.
تو زندگي شادي هست عشق هست ولي خوب دعوا و ناراحتي غم هم هست پس سعي كن بزرگ شوي وبدوني همه ادمها غيرقابل پيشبيني هستند واز همه ميتوني اين انتظار و داشته باشي كه يك روز قلبت رو بشكنن حتي نزديكترين انها........
parifariborz, ممنون ولي فقط يه سوال ديگه شما به نظر چند ساله كه ازدواج كردين و از كم و كاستي هاي يه رابطه خوب ميدونين چيا هست پس چرا با وجود دونستن نتونستين اون شرايطي رو كه مي خواين بسازين؟
همسر من تيپ شخصيتيه كه به چيزي كه بخواد و نرسه اول تلاش ميكنه و بعد سرد ميشه و مدام ميگه خوب كه چي خوب پس تكليف زندگيها چيه اينكه همه بدونن چي كم دارن و بگن رسيدن بهش محاله و ته تهشم اينكه بگن اين همه تلاش خوب كه چي ياد مجردي ها به خير و ازدواج حماقته و از اين دست حرفا؟
اگه من خيلي رويايي فك مي كنم روشنم كنيد
عزيزم خيلي چيزا تو زندگي هست كه نميتوني تغييرشون بدي شما وقتي چند سال سعي ميكني كه چيزي به كسي بفهموني ولي موفق نميشي ديگر مايوس ميشي ورها ميكني .شايد دراين مورد خيلي حرف هست ونميشه گفت يعني وقتش نيست .ولي خوب همه مردا بعد از ازدواج يك مقدار اينجور ديوونگي دارند كه بايد تايمش تموم بشه تا خوب بشن .حتي من هم با 42 سال سن اين حرفها رو ميزنم كه ازدواج چيه گرفتار شدم و..... اين دك وپز ما مرداست .فقط يك نصيحت برادرانه هيچوقت مردهارو اونقدر جدي نگيريد كافي چند شب زودتر از موعد بخوابيد وبهش محل نزاري ...
blueberry, الهی قربونت برم نبینم ناراحت باشیا .هنوز اول راهی این بحثها طبیعیه همسر منم بهم میگه کاش ازدواج نمیکردم یا کلی ایراد میگیره تو اوج خستگی بعد خودش پشیمون میشه.عزیزم اینا طبیعیه یکم ما زنا ناز نازی هستیم مامانم میگه به مرور زمان صبرت بیشتر میشه انقدر مشکلات هست که ابنا پیشش هیچه عزیزم.همسرت عاشقته مطمئن باش توام که تلاشتو میکنی .سخت نگیر دزست میشه.انشاءلله این روزا زندگیا سخته واسه همین فشار روی مردا زیاده واسه همین ناراحتی پیش میاد.بخند حالا ناراحت نباش عزیزم parifariborz, ما خیلی سعی میکنیم که مردارو جدی نگیریم ولی نمیشه _________________ لذت دوستی با پا برهنگان این است که یقین داری که ریگی به کفششان نیست !!
[quote="parifariborz"]عزيزم خيلي چيزا تو زندگي هست كه نميتوني تغييرشون بدي شما وقتي چند سال سعي ميكني كه چيزي به كسي بفهموني ولي موفق نميشي ديگر مايوس ميشي ورها ميكني .شايد دراين مورد خيلي حرف هست ونميشه گفت يعني وقتش نيست .
خوب به نظر اين نقطه ركود زندگي هاست كه مي خواي درسش كني ولي نميشه و بعد يه روند تكراري رو بايد ادامه بدي و تحمل كني شايد همون قيد عقد و تعهده كه دو نفر رو كنار هم نگه ميداره به اضافه عادت
چه ميدونم ولش كن سعي مي كنم خودم و زندگيم رو بسازم بايد قوي بود قوي.
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه 1, 2, 3, 4, 5بعدی
صفحه 1 از 5
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم