تاریخ: یکشنبه 22 اسفند 1389 - 04:52 عنوان: 19 سال سن دارم عاشق شدم دلیل دارم و
سلام
عضو جدیدم و این سایتو از صفحه ی فیلترینگ انتخاب کردم ،در واقع همون موقع بود که وی پی اِنم قطع شد و این اتفاق جالب واسم افتاد یعنی عضو این سایت شدم واسم جالب بود ... :wink:
ویژگیهای جسمیم:
19 سال سن دارم قدم 184 و وزنم جدیدا شده 90 کیلو که اصلا راضی نیستم
دوستان فراوانی دارم که متولیدین 68و67 هستن همشون فک می کنن ازشون بزرگترم منم نامردی نکردمو بشون گفتم 66 هستم نگفتم 71 هستم :D
این عامل باعث شده که ازدواج خیلی از دوستانم رو ببینم و بقولی تو عروسیشونم رقصیدیم ولی وقتی خودمو عزب می بینم و همینطور شرایط فیزیکیم و جنسیم که نسبت به هم سن و سالام و دوستانِ بزرگتر از خودم خیلی جلو تره وادار شدم که کار کنم پول دربیارم در همون هین درس بخونم ،ارتباطاتم رو گسترش بدم تا بتونم با خیال راحت ازدواج کنم یعنی بشم یه مرد ایده ال واسه خانومم
جونم براتون بگه که با اجازه همسایه اونوری و اصغر اقا قصاب عاشق شدم ،اگه بخوام واضح تر بگم عاشق یک روح پاک ،متفاوت و از همه مهمتر یک ارامش رو تو زندگیم پیدا کردم و الان با مادرم در میون گذاشتم البته مامیم هم قبلا یه اشاراتی کرده بود ولی این حیای ایرانیمون گل کرده بود و اره...
ولی الان خیلی جدی تر شده
البته بگم که عشقو تو ارامش ،اسایش و فرهنگ طرف مقابلمم نمی بینم،موارد جنسی هم برام مهمه ... یه عمر زندگیه دیگه شوخی که نیست تاززشم همونم بالغیم واسه همین از نوشتنش خجالت نکشیدم :oops:
ازتون یه مشاوره می خوام تصمیمم قطعیه کسی سعی نکنه رای منو برنه
فقط خواهش دارم بگین چطور اقدام کنم
در ضمن من از عشق اون خبر ندارم فعلا یه طرفه عاشقشم
واسه اینکه بتونم راهی باز کنم منو راهنمایی کنید و خواهشا ننویسید برو خواستگاری چون خودم می دونم فقط میخوام از علاقه و سلیقه ی اون با خبر بشم و قدم بعدیم حتما خواستگاری خواهد بود البته اگه بابام این بینا بین کاری رو خراب نکنه...
لطفا کمک کنید
این حرف ها تو سن تو عادی ولی شما هنوز واسه ازدواج خیلی کوچیکی اصلا هم گول هیکلت را نخور از الان میخواییی بری زیر فشار زندگی مطمئنم دیدگاه درستی از ازدواج و مشکلاش نداری و فکر میکنی ازدواج همش خوشی باهمسره چون دوستاتو فقط تو خوشی ها دیدی .....یا شاید بیشتر به روابط جنسی اش فکر میکنی که باید بهت بگم مشکلات همه اینها را از یادت میبره ..................باهاش دوست باش اول حالا اگه خوب بود پیشنهاده ازدواج بده.......
سلام ali90.امیدوارم حالت خوب باشه.ببین عزیز من همه کسایی که تو سن وسال تو هستند و برای اولین بار دل میبازند خیلی براشون تازگی داره و رویایی هست.ولی زندگی فقط خوشی نیست مشکلاتش هم در نظر بگیر.هر وقت آدم از 4 جنبه به بلوغ رسید باید ازدواج کنه:1.بلوغ جنسی2.بلوغ اجتماعی3.بلوغ شخصیتی4.بلوغ مالی.
من یکی صرفا قصد منصرف کردنتو دارم بنابراین پیشنهاد میدم بهت ، اول یک ماهی اداره خونه رو به عهده بگیر ، از خرج خورد و خوراک تا اجاره خونه و پول قبض آب و برق و ... ، ببین از عهدش بر میای ؟ تازه هزینه های عروسی و نامزدی و کادو و اینا هم روش.
تازه اینا جنبه مادیشه ، زن بگیری ، بچه دار میشی ، زن مریض میشه ، بچه مریض میشه ، زنتو باید این ور و اون ور ببری و خلاصه زندگی زناشویی با دوست بازی فرق داره .
پسر خاله من زود ازدواج کرد ، دختر مورد علاقه اشو هم گرفت ، مادرش بهش خونه هم داد که مستاجر نباشه ، ولی الان اونقدر فشار و مشکلات ریخته سرش که دل ادم براش میسوزه .
ازدواج بد نیست ، ولی باید سنجیده و به موقع باشه . به نظر من عجله نکن ، بیشتر فکر کن ، تحقیق کن ، بعد به موقع با چشم باز برو خواستگاری ، ایشالا خوشبخت شی
سلامali90,
من نیومدم که منصرفت کنم... علاقه و احساس و نیازت رو درک میکنم
میخوای ازدواج کنی باشه... حرفی نیست... کار که داری... احتمالا دیپلم رو هم گرفتی... نگفتی داری درس میخونی بازم یا نه... ولی امیدوارم دانشجو باشی... از طرف هم چیزی نگفتی که چند سالشه و چی کار میکنه... دانش آموزه یا دانشجو؟...
من با دوستی 100% مخالفم... اشتباه نکنی یه وقتا... اگه میخوای خوشبخت بشی و طرفت رو هم خوشبخت کنی فکر دوستی هم نکن...
خیلی کار خوبی کردی به مادرت گفتی... دیگه مشکل خاصی نیست... برو جلو و رسما خواستگاری کن... توی فرآیند خواستگاری میتونی طرفت رو بشناسی... نگران این موردش نباش...
میدونم خیلی چیزا رو یا نمیبینی یا داری اشتباه میبنی... ولی میخوام بیدار بشی... میگم برو چون میخوام با واقعیت زندگی آشنا بشی و هیچ دلیلی هم نمیبینم نتونی موفق باشی... لازم نیست آدم دو ماه بعد از خواستگاری زندگی مشترک و مستقلش رو شروع کنه... تو برو جلو و توکلت به خدا باشه... البته اینو در نظر داشته باش که باید بتونی پدرش رو هم راضی کنی...
برات آرزوی موفقیت میکنم... رفتی خواستگاری خبرشو بهم بده
شاد باشی
بدرود _________________ www.1-doost-dokhtar.blogfa.com
با عرض سلام.
دوست گرامی من هم قبلا مثل شما بوده ام و این شرایط رو داشتم.فعلا به ازدواج و از این جور غلطها فکر نکن. چون دوست من شما ذر سن ازدواج نیستی .
پیشنهادی براتون دارم چرا سعی نمی کنی با طرف دوست بشی؟؟؟ امتحان کن!!! سنگ مفت و .....
اگر بتونی باهاش ارتباط برقرار کنی شرایطت عوض میشه!!ازش شناخت پیدا میکنی و....
شاید هم خیلی زود ازش خسته بشی که خوب هیچ عیبی هم نداره.اما یه مورد رو خوب توجه کن حواست باشه طرف نندازتت تو تله ها(ان شالله فهمیدی که چی میگم.یعنی کاری کنی که مجبور بشی......)
نگو که نمیدونی چطور باهاش دوست بشی که دلخور میشم.بهر حال به عرضه خودت هم بستگی داره دیگه.اما مراقب هم باش که اون طوری که گفتم نشه ها
reza200, کاش خواهر داشتی... خیلی دوست دارم بدونم اگه بدونی کسی همین رفتار رو با خواهر داشته باشه چه حالی میشی... ظاهرا پر تجربه ای... انشالله کسی هم که قسمتت میشه در سطح خودته و توی زندگی از تجربه هاش میتونی استفاده کنی... _________________ www.1-doost-dokhtar.blogfa.com
ali90,
بابا این بلندی قد چقد شمارو جلو انداخته
توفیق اجباری دیگه اره؟
خوب میتونین اشنایی رو با خواستگاری شروع کنین
اصلا ایرادی نداره شما که دوستش داری
خوب بری خاستگاری باهم حرف میزنین از علایق و سلایق اونم مطلع میشین
موفق باشی. _________________ زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که نخواهد آمد ،
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم