با توجه با اینکه بعضی از دوستان فقط پست اول رو می خونن، خلاصه داستان رو تا صفحه 12 اینجا مینویسم:
مطالب اضافه رو هم پاک می کنم که دوباره کاری نباشه
-----------------------------------------------------------------------------
سلام
پسری 32 ساله هستم که به دختری با 23 سال سن علاقه مند شده ام
حدود 2 سال است که در یک محیط آموزشی او را می شناسم و برخورد ساده ای داریم
در این مدت تلاش کرده ام او را بشناسم و حالا کاملا معتقدم که فرد مزبور در همه موارد با من تفاهم دارد و نیاز به هیچ تغییری در وی یا خودم مشاهده نمی کنم . ضمنا با توجه به روحیاتم در هر سنی برای هر تغییر که دلیل و یا رضایت همسرم را درپی داشته باشد آمادگی دارم.
-به لطف خدا از امکانات مادی در حد شروع یک زندگی بدون فشار برخوردار هستم
با توجه به سابقه طولانی آشنایی و بررسی های مختلف از جانب اخلاقیات ایشان به اطمینان رسیده ام.
-----------------------------------------------------------------------------
در مورد ظاهر تفاوت زیادی نداریم. در مورد خودم هم می تونم بگم که با هیچ معیاری تو این مورد دارای مشکل محسوب نمیشم
در مورد تجربه و پختگی : دختر خوشبختانه بر عکس روند کلی جامعه به علت فراوونی خواستگار از تجربه خوبی برخورداره و ضمنا پختگی عقلی و رفتاری خیلی خوبی هم داره و کاملا می تونه بدون کمک کسی گلیمشو ار آب بیرون بکشه
راستشو بخایین من بعلت عدم رابطه دوستی با خانومها تو این زمینه تجربم کمتره
در مورد ارتباط برقرار کردن هم مشکلی نداریم و کاملا بنده ایشون رو درک می کنم و ایشون هم همچنین
سلام
اگر تصمیم هر دوی شما آگاهانه و عاقلانه است ، دلبستگی و پایبندی خود را در تامین سعادت دختر خانم به خانواده اش بیشتر اثبات کنید و به دختر خانم هم بگویید از طریق افراد با نفوذ وِیژگیهای مثبت شما را بیشتر نزد دایی مطرح کنند!
این روال را ادامه دهید تا موافقت دایی جلب شود!
شمارو به خدا کمکم کنید
هر چند در مورد خوشبخت کردن ایشون و صادقانه بودن عشق عاقلانه خودم تردیدی ندارم اما اگه واقعا به این باور برسم که با کس دیگه ای می تونه خوشبخت تر بشه علیرغم آسیب شدید روحی که به من وارد میشه ، حاضرم حتی کمکش کنم. تا الان هم کم و بیش تلاش کردم که حرفام احساسی نشه و بزارم با منطق تصمیم بگیره اما می ترسم از اینکه دست دست کردنم باعث شه از دستم بره و تو اون شرایط اگه خوشبخت نشه من خودمو نمی بخشم .
سلام
به نظر من نه سال سن اونقدر ها هم بد نیست
از چند لحاظ خیلی هم خوبه : زنان با توجه به مسائل بعد از ازدواج خیلی زود تر از مردان به سن پیری می رسند و ..... و از این لحاظ اینقدر اختلاف سنی خوبه
و اینکه شما به پختگی عقلی رسیده اید و انتخاب شما پایدار تر از جوان 24 .25 ساله است
به نظر من اگه شما واقعا با هم به تفاهم رسیده اید و از لحاظ منطقی با هم جور بودید و خانم مورد نظر شما هم از بحران جوانی و ناپختگی در اومده باشند و انتخاب ایشون از روی منطق بوده باشه ازدواج موفقی خواهد بود
به نظر من بهتره در این شرایط کنار نکشید و با خونواده ایشون صحبت کنید و ویژگی ها و نکات مثبت خود را به اونا نشون بدید و نظرشون رو جلب کنید
و اینکه آیا بعد از ازدواج کدورت احتمالی دایی ایشان بر طرف می شود یا نه ؟ الله اعلم
این دیگه بستگی به منطق ایشون داره
موفق باشید _________________ ویرانی دل به عشق آبادی هاست
9 سال اختلاف سنی کم نیست و دایی ایشون حرف غیر منطقی نزدن
اگر دایی واقعا خواهرزاده رو دوست داشته باشه این حرف رو میزنه
دایی من هم اینو می گه!
شاید ظاهر شما با دختر خانم خیلی تفاوت داره، شاید دختر خانم هنوز خیلی کم تجر به است و خانواده می خواد ازش حمایت کنه
بنده چنین اختلاف سنی رو تجربه کردم، وقتی من و نامزدم هم آشنا شدیم، دقیقا همسن شماها بودیم، من 23 سالم بود و آقا 32 سالش
ارتباط برقرار کردن خیلی سخت بود
تا مدتهای زیادی این وضع ادامه داشت
تا اینکه نامزدم فهمید که من نمی تونم باهاش راحت باشم
بنابراین سعی می کرد در موقعیت هایی که احساس می کرد من راحت نباشم، ازم سوال کنه و احساسم رو بپرسه و بیشتر بهم توجه کنه، که البته خوبه ولی من گاهی فکر می کنم که ایشون تحت فشارن و من دارم اذیتشون می کنم
اما ای کاش من با یک فرد جوونتر ازدواج کرده بودم که راحت می تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم
پس شما برای این ازدواج باید بیشتر دقت داشته باشید و از تستهای تفاهم و مشاور خانواده و روانکاو استفاده کنید تا مطمئن شوید با هم سازگارید، بعد ازدواج کنید
این را هم بگویم که شما هم با یک هم سن و سال خود راحتتر خواهید بود،
این دخترخانم هنوز جوان است و تجربه اش مانند شما نیست، شما خیلی هم در این ازدواج راحت نخواهید بود، به احتمال زیاد باید مدام به اوتوجه کنید و نازکشی کنید
اگر نکنید ممکن است او به دلیل بی تجربگی به دل بگیرد و کدورت پیش بیاید
البته ممکن است این مسائل پیش نیاید، اما زیاد احساسی در این مورد تصمیم نگیرید و قبل از اقدام به چنین ازدواجی بیشتر از تیپ شخصیت خود و دختر خانم مطلع شوید
9 سال اختلاف سنسی مناسب هستش اصلا نگران نباش تو یک مقاله خوندم ( توصیه پیامبر )که نصف سن پسر بعلاوه 7 بهترین اختلاف سنی هستش 32/2+7=23
من تجربه این اختلاف سن را داشتم همه چیز عالی پیش میرفت نگاه به حرف بعضی از خانم ها نکن که ذاتا با مردها مشکل دارند
البته شرایط روحی تو و همسرت تو این مورد خیلی شرط مهمی هستش
با سلام و تشکر از night_star
در مورد ظاهر تفاوت زیادی نداریم.
در مورد تجربه و پختگی : دختر خوشبختانه تجربه خوبی برخورداره و ضمنا پختگی عقلی و رفتاری خیلی خوبی هم داره و کاملا می تونه بدون کمک کسی گلیمشو ار آب بیرون بکشه
راستشو بخایین من بعلت عدم رابطه دوستی با خانومها تو این زمینه تجربم کمتره
با سلام و تشکر از s777
ممنونم امیدوارم که با چشمهای بازتر همدیگر رو انتخاب کنیم و همه چیز برای همیشه عالی پیش بره
موفق باشید _________________ بحث جامع درباره چرایی ازدواج موقت
یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک
باید ببینی آیا دایی دختر مورد علاقه شما آیا کسی را برای او در نظر داره یا نه؟
اگر این خانم واقعا به شما علاقه داشته باشه نباید تحت تاثیر کسی دیگر قرار بگیرد
------------------
در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد _________________ Migeryam Dar Ashk Hayam To Ra Mibinam Ashk Hayam Ra Pak Mikonam Ta Kasi To Ra Nabinad
Man Asheghe An Goli Ke Har Dam Digary Be Booyadash Neisham
Virani Del Be Abadani Eshgh Ast
Pure Love
باز هم یک توصیه از بنده به برخی کاربران پرادعا:
نظر که می دهید، مراتب ادب را رعایت کنید و به نظرات دیگران دخالتی نداشته باشید
ممکن است آن ذات خراب درخود شما باشد
آنهایی که خود را صاحب تجربه میدانند، چرا نتوانسته اند خود انتخاب مناسبی داشته باشند؟! کارشان به روابط مکررو طلاق کشیده، اینها اسباب بی اعتباری مرد است.
پس همیشه مشکل در خود انسان و نوع رفتار و فرهنگش است
بعضی ها بهتر است از ذات بد خود بگویند و مشکلات فراوانشان
مرد اگر حیا داشته باشد، به خانمها حرمت می کند و گستاخ نمی شود! هر چه بر سر انسان می آید از بی حیایی است
حال بماند....
برای شما
hasanr, عزیز که معلوم است پسر عاقل و بانجابتی هستی هم ارزوی عشق میکنم
و مطمئنم فرد خوبی مثل شما، همسررش را خوشبخت کرده و رضایت دایی جان را هم کسب میکند
فقط صبور باش و احتراام کن
انشا الله حل می شود، الان از ته دل آرزو کردم که ازدواج شما دو نفر سر بگیرد، حرفهایت بسیار بر دلم نشسته
احساس میکنم جوان مومن و عاشق پیشه ای هستی
خوشبخت باشی
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : 1, 2, 3 ... 63, 64, 65بعدی
صفحه 1 از 65
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم