ممنون که راه حل دینی دادی خیلی ها یه جور دیگه راهنمایی می کنن بهتره بگم اونا میگن: این کارا نشان دهنده عقب موندگیه. من ترجیح می دم عقب مونده باشم از نظر اونا ولی راه های پیشنهادی اونارو نرم.
خب معلومه كه شما خيلي هم باورتون قوي هست و اين حرفا رو ميزنيد چون در عرض مدت خيلي خيلي كوتاهي به حاجتتون رسيدي
حالا تكليف كسايي كه سالها دعا ميكنند ولي حاجت نميگيرن چيه
مگه چقدر ظرفيت دارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مگه كي هستن؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يه بنده بي ظرفيت
سلام خانم با معرفت من یه مشکل داشتم می شه راهنمایی ام کنید به نظرم شما خدا را خیلی خوب شناختید من نه
من دختری 26 ساله ام ، منم خیلی مومن بودم خیلی زیاد به طوری که توی خواب یه نور می دیدم بعد هر آرزویی می کردم برآورده می شد .
خیلی به همه چیز اعتقاد داشتم و اصلا گناه نمی کردم . حاظرم قسم بخورم تا سن 25 سالگی کوچکترین گناهی نکردم اما امسال
به اندازه موهای سرم و 100 نفردیگه گناه کردم .
با یه مرد زندار دوست شدم اون هم هر کار خواست باهام کرد . بعد هم رهایم کرد و رفت پیش زن وبچه اش حالا من موندم یه دنیا گناه
مشکل من اینه که هر زمان یاد اون روزا می افتم لذت می برم ، اصلا از کارام پشیمون نیستم . فقط دیگه حاظر نیستم با مرد دیگری این روابط رو داشته باشم اما اگر همون عشق اول بیاد و ازم بخواد باهاش باشم بازم می رم و خودم در اختیارش می زارم
شما می گید چکار کنم من موندم واقعا از خودم خسته شدم اما دلم هنوز با اون مرد و با یاد اون روزا زندگی می کنم می شه کمکم کنید خواهش می کنم
[quote="ali_129"]سلام خانم با معرفت من یه مشکل داشتم می شه راهنمایی ام کنید به نظرم شما خدا را خیلی خوب شناختید من نه
من دختری 26 ساله ام ، منم خیلی مومن بودم خیلی زیاد به طوری که توی خواب یه نور می دیدم بعد هر آرزویی می کردم برآورده می شد .
خیلی به همه چیز اعتقاد داشتم و اصلا گناه نمی کردم . حاظرم قسم بخورم تا سن 25 سالگی کوچکترین گناهی نکردم اما امسال
به اندازه موهای سرم و 100 نفردیگه گناه کردم .
با یه مرد زندار دوست شدم اون هم هر کار خواست باهام کرد . بعد هم رهایم کرد و رفت پیش زن وبچه اش حالا من موندم یه دنیا گناه
مشکل من اینه که هر زمان یاد اون روزا می افتم لذت می برم ، اصلا از کارام پشیمون نیستم . فقط دیگه حاظر نیستم با مرد دیگری این روابط رو داشته باشم اما اگر همون عشق اول بیاد و ازم بخواد باهاش باشم بازم می رم و خودم در اختیارش می زارم
شما می گید چکار کنم من موندم واقعا از خودم خسته شدم اما دلم هنوز با اون مرد و با یاد اون روزا زندگی می کنم می شه کمکم کنید خواهش می کنم[/quote]
می خواستم بهتون بگم اگه قرار بود زندگی همه آدهای این کره زمین مث هم باشه الان اینجوری نبود همه یه جورو یه شکل بودن
شما هم توی شکل و موقعیت خودت بنده خدایی و مسلما براش عزیزی...عزیزم تو که سنی نداری الان سن ازدواج خیلی بالا رفته!
اول از همه اعتماد به نفستو تقویت کن و بدون بنده خداری رحیمی هستی که همه جوره دوست داره...توهم دلشو به دست بیار با یه توبه خیلی زود بر میگردین به همون جای اولتون
حقیقت اینه که ما آدمها یادمون میره که توی این دنیا مسافریم و خیلی زود میریم چه شوهر داشته باشیم و چه نه بهتره خونه دائمیمون آباد باشه تا بخت این دنیامون
عزیز دلم! کتاب چهار اثر فلورانس اسکاول شین رو خوندی؟می دونم خوندنش خیلی کمکت می کنه
من جای تو باشم اون مرد رو عشق خودم نمی بینم خیلی واضحه که ایشون عاشق نبودن و هرچی بوده هوس بوده کسی که به زن اولش خیانت میکنه طبیعیه که شما رو هم دوست نداشته... متاسفانه اکثر مردهای این دوره این مدلین
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه قبلی1, 2, 3, 4
صفحه 4 از 4
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم