سلام:جناب اقاي babakpilot از اتفاقي كه برايتان افتاده متاسفم همدردي بنده را بپذيريد
بنده تا حدودي كارم تو دادگاه خانواده است نديدم كسي را بخاطر مهريه زندان بيندازند انهم بخاطر حق حبس، بيشتر مواقع زندان براي عدم پرداخت نفقه از جانب زوج ميباشد،الان روال كار در دادگاهها اين است كه مهرينه را قسط بندي ميكنند انهم با توجه به شرايط مالي زوج وقوانين خاص خودش
سلام به همه
من 2 سال با شوهرم دوست بودمو به هر سختی که بود خانواده هارو راضی کردیم که نامزد کنیم.بعد از 2 سال نامزدی هم عقد کردیم الان 2 سال هم از عقدمون میگذره.کلا 6 ساله که با همیم .من واقعا دوستش دارم اما من کلا همیشه دردسر ساز بودم خانوادم تو این مدت ورشکسته شدن و من از خاله شوهرم میخواستم برامون پول نزول کنه و به شوهرم چیزی نگه.همین کار باعث شد که الان شوهرم بگه دیگه منو نمیخواد .اون میگه بدهی هاتونو من صاف میکنم به جای مهریه در عوض تو هم طلاقو قبول کن و برو.من واقعا میخوام باهاش زندگی کنم اما اون میگه نمیخواد باهام باشه.الان از یه طرف خاله هاش بهم فشار میارن برا پولشون و سود هاش و بابام هم نداره که بده و اوناهم همهجا ابروشو میبرن.از طرفی هم خودش میگه یا برو یا اگه موندی من باهات ازدواج نمیکنمو همیشه مگذارم عقد بمونیو همینجری بلا تکلیف باشی
موندم باید چه تصمیمی بگیرم.هم دوست ندارم همه جا ابرومون بره که طلاق گرفتمو باباو مامانم اذیت بشن و هم اینکه شرایط اینقدر برام سخته که میگم لااقل مهریه ام رو بگیرم بزنم به زخمامون.اما کلا شوهرمو خیلی دوست دارم .نمیدونم زندگیم قراره به کجا برسه.خواهش میکنم اگه کسی میتونه راهنماییم کنه
اخه من باید چیکار کنم؟یعنی واسه پول منو شوهرم جدا بشیم؟ضمنان من مهریه سنگینی دارم 1388 سکه بهار ازادی و اینکه کل بدهیمون به اونا هم 60 میلیونه
memoli_64, محترم صرفا اختلاف مالی نمیتواند باعث از بین رفتن عشق و محبت زوجین گردد . اگر همسر شما هم همچون شما علاقمند به زندگی بوده بایستی علتهای دیگر دلسردی ایشان را پیدا کرده و در جهت رفع آن تلاش کنین . در هر حال چنانچه با همه تلاش و سعی به نتیجه مطلوب دست پیدا نکنید , میتوانید همسر را قانونا ملزم به پرداخت نفقه و نیمی از مهریه نمایید و در صورت دوشیزه نبودن تمام مهریه را مطالبه کنین و حتی تحت شرایطی همسر را ملزم به تمکین کنید . که البته راهکارهای قانونی و الزامی , آخرین روش برخورد با مشکلات خانوادگیست .
دلم خون شد با خوندن این تاپیک
من در دوران عقد از همسرم جدا شدم
یعنی اون از من جدا شد هر کاری کردم باهام نموند به هر دری زدم نتونستم نگه دارمش _________________ چگونه آشناییمان را به ازدواج ختم کنیم؟
سلام من هم در دوران عقد جدا شدم 4 ماه عقد بوديم و با وجود داشتن وكيل يكسال طول كشيد تا تونستم ازشون جدا شم
زندگي ما با دروغ هاي همسرم و خانواده ايشون شكل گرفت و مشكلاتشون دروغ ، بيكاري ، ولگردي ، شرابخواري ، اعتياد ، كتك كاري ، بي ادبي ، احترام نزاشتن به خانواده من و سايرين ، بي ايماني ، بد بيني ، مرد سالاري و زورگويي و توقعات نابجا ، اختلا رواني و ... و ازدواج قبلي ايشون
با اين همه دليل وقتي خواستم جدا شم گفتن اينها كافي نيست يا بايد براي هر مورد شاهد بيارم و تنها راه جدايي من گذاشتن مهريه به اجرا بود و ضمن اينكه مجبور شدم مهريه م رو به ايشون ببخشم تا به جدايي رضايت بدهند
1-ضمناً اين چه وضعشه كسي كه توي دوران عقد جدا شه شناسنامه اش رو عوض ميكنن بدون اينكه المثني باشه يا نشانه اي از ازدواج قبليشون
2- اين چه طرز فكريه كه تا مردم متوجه ميشن براي ازدواج دارن ازشون تحقيق ميكنن هر چي ميتونن پنهانكاري ميكنن و از طرف خوب ميگن
3-زمان آزمايش هم كه هيچ چيزي معلوم نشد چون اين آقاي محترم ناشتا نبودن و يه ليوان شير خورده بودند
متاسفانه اينها عامل شكل گرفتن ازدواج هاي ناموفقي مثل ازدواج من هست
با سلام
leyliii, عزيز مردان بدون هيچ دليلي مي توانند زنشان را طلاق دهند اگر همه تعهدات مالي خود را به همسرشان پرداخت کنند. از جمله: مهريه، نصف دارايي اکتسابي بعد از ازدواج، نفقه حاليه و نفقه در زمان عده.
همچنين است در مورد زنان که مي توانند بدون هيچج دليلي از همسرشان طلاق بگيرند فقط کافي است مهريه خود را ببخشند! به همين سادگي!
اگر دقت کند مي بينيد اتفاقا زنان خيلي راحت تر مي توانند طلاق بگيرند. فقط کافي است از مهريه چشم پوشي کنند. _________________ غلام همت آنم كه زير چرخ كبود
ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
با سلام
طولاني شدن فرايند طلاق هم براي زن است و هم براي مرد چون دادگاه است که اين اجازه را مي دهد و دادگاه رايش هميشه بر بازگشت و رجعت زوجين است نه طلاق.
براي همين هم اين فرايند را اينقدر طول مي دهند تا تصميم از حالت احساسي و عصبانيت خارج شود که اين امر دستور اسلام نيز هست. اما اگر بعد از مدتي باز هم زوجين پافشاري به طلاق کنند معلوم است که ديگر احساسي تصميم نگرفته اند و دادگاه راي به طلاق مي دهد. _________________ غلام همت آنم كه زير چرخ كبود
ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
دوستان عزیز من خوردم در دوران عقدم!!!علت طلاق در دوران عقدبنظر من برای اینه که دو طرف شناخت خوبی از هم ندارن و با کوچکترین چیزی بهم میریزن ومخصوصا دخالت بیجای خانواده هاست.
من به همه عزیزان سفارش میکنم در دوران عقد بهیچوجه مسائل خود و همسرشان را به خانواده هایشان نگویند که مسئله ای کوچک تبدیل به مسئله ای بزرگ و جبران ناپذیر میشود و همچنین در دوران عقد زیاد با همدیگر صحبت کنند و نگذارند یک سوء تفاهم ریشه دار شود و....بازم میام _________________ برای خوشبختی مون دعا کنید...من هنوز اول راهم
سلام!نمیدونم چی بگم ازدنیا ادما خسته شدم..چه سخت بهداز 6سال هنوز عاشق باشی دخالت پدرو مادرم باعث جدایی ماشد؟اتیش بیاری فامیل ها..فقط یه روح ازم مونده...حتی خداتنهام گذاشت از ادما ازدواج متنفرم شادی برام رنگی نداره انقدر کار می کنم درس می خونم تا ازپا بیفتم.. صنما باغم عشق تو چه تدبیرکنم تابکی درغم تو ناله شبگیر کنم..
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : قبلی1, 2, 3, 4, 5, 6, 7بعدی
صفحه 6 از 7
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم