با سلام
لطفا كساني كه طلاق گرفته اند جواب دهند
چگونه بر مشكلات پس از طلاق پيروز شديد
آيا مشكلات مطلقه بودن شما را از طلاق گرفتن پشيمان نكرده
به نظر شما دليل رجوع زوجين پس از طلاق همين مشكلات نبوده
چقدر از زنگي پس از طلاق خشنوديد؟
سلام.من طلاق گرفتم.البته طرف مشکل شدید جنسی داشت و مردونگی نداشت.و من بع از ازدواج تغییر جسمی نکردوم .اما بالاخره مشکلایی که معمولا بعد از جدایی هست رو تجربه کردم.بیشر این مشکلات بیشر واسه خانوماس.احساس سربار بودم برای خانواده؛حرفای در و همسایه.نگاه دلسوزانه بعضیاو.... اما من در کل از طلاقم ناراضی نیستم.چون چاره دیگه ای هم نداشتم.تازه همه فامیل، خانوادم و مشاورا و...همه گفتن را دیر اقدام کردی.واین دیر اقدام کردنمم دلیلش همین ترس از مشکلات بعد از طلاق بود.اما الان پشیمون نیستم.در کل اگه زندگیی هیچ کاری نشه براش کرد طلاق یه سمه اما اگه مجبور شیم باید اونو خورد و نباید الکی دست به اینکار زد.اما اوناییکه موضوعشون جدیه حتی باید عجله کنن.تا بچه دار نشن،تا مشکلاشون بیشتر نشده، تا مشکلای روحی شدید پیدا نکردن و تا عمرشون بیشتر از این هدر نشده
سلام من خودم کارمند بخش خانواده و روانشاسم اکثر خانواده های که میان پیش ما و جدا میشن با کلی تلاش ما که سعید در حفظ زندگیاشون دارم بعد طلاق از جدا شدن پشیمونن چون مشکلاتی براشون پی اومده مثل بزهکار شدن بچه هاشون تنهای خودشون که باعث افسردگی شده یافقر واقایونم که زن دوم نتونسته بهشون کمک کونه در کل هیچ چیزی همسر وعشق اول نمیشه با تمام بدیها.موفق باشین
سلام من خودم کارمند بخش خانواده و روانشاسم اکثر خانواده های که میان پیش ما و جدا میشن با کلی تلاش ما که سعید در حفظ زندگیاشون دارم بعد طلاق از جدا شدن پشیمونن چون مشکلاتی براشون پی اومده مثل بزهکار شدن بچه هاشون تنهای خودشون که باعث افسردگی شده یافقر واقایونم که زن دوم نتونسته بهشون کمک کونه در کل هیچ چیزی همسر وعشق اول نمیشه با تمام بدیها.موفق باشین
سلام من تازه طلاق گرفتم اصلا به طلاق گرفتنم راضی نبودم ولی خانواده شوهرم کاری کردند که من و شوهرم به این کار ننگین دست بزنیم من قبل طلاق این کارو زشت وننگ میدونستم حالا هم که طلاق گرفتم خیلی دلتنگ شوهرم هستم الان حدود 2 ماه که ازش هیچ خبری ندارم خیلی غصشو میخورم خیلی ناراحتم که چرا این اتفاق باید برای ما بیفته آخه ما همدیگرو خیلی دوست داشتیم توی تمام زندگیم تنها شوهرم بود که تمام زندگیم بود خیلی دوستش دارم حالا هم افسردگی گرفتم ونمی تونم مثل قبل احساس شادی و نشاط کنم چون هر لحظه ماجراهایی که باهم داشتیم توی ذهنم مرور میشه نمیتون به چیزای خوب زندگیم فکر کنم چون اینو پایان زندگیم حس میکنم اینم راسته که میگن عاشقا هیچ وقت نمیتونن کنار عشقشون بمونن اینم بگم ما قبل از روز خواستگاری نه همدیگرو دیده بودیم نه میشناختیم ما بعد از عقدمون عاشق هم شدیم وبغد از عروسیمون خانواده شوهرم نذاشتند که با هم زندگی کنیم نمیدونم برای چی؟کاشکی کسی بود که جواب منو میداد
سلام من 6 ماهه که طلاق گرفتم شوهرم اولین عشقم بود و خیلی دوستش داشتم ولی به من خیانت کرد و دیگه منا دوست نداشت منم چاره ای جز جدایی نداشتم با اینکه میدونم با کسه دیگه ای خوشه ولی باز دل تنگش میشم توی جامعه مابعد طلاق بیشتر مشکلات واسه زنهاست انگار که گناهکارند از نگاه ترحم دیگران بیزارم ولی از طلاق گرفتنم راضیم اگه بیشتر میموندم و بچه دار هم میشدم یکی دیگه هم بدبخت میشد توصیه میکنم اگه دیدید تو زندگیتون به مشکل خیلی خیلی جدی برخورد کردید زودتر تصمیم بگیرید مشکلات همیشه تو زندگی زن ها هست چه من به عنوان ی زن مطلقه چه حتی خانمها و دخترها
با سلام.من حدود یک سال است که جدا شدم.من باعشق ازدواج کردم ولی متاسفانه قول خوردم.دخالتهای خانواده اش وپایبند نبودنش به عهدمان وخیانتش ضرب وشتم هایش باعث جداییم شد.خدا را شکر میکنم که ازدست یک حیوان انسان نما راحت شدم.من خودم کارمندم ولی درمحل کارم طوری رفتار کردم فقط عده کمی از خانمها میدانند.دغدغه فکریم بچه ام میباشد که نزد اوست وبه من نداد.در کل دارم به یک ارامش میرسم چونکه منو روانی کرده بود.
با سلام.من حدود یک سال است که جدا شدم.من باعشق ازدواج کردم ولی متاسفانه قول خوردم.دخالتهای خانواده اش وپایبند نبودنش به عهدمان وخیانتش ضرب وشتم هایش باعث جداییم شد.خدا را شکر میکنم که ازدست یک حیوان انسان نما راحت شدم.من خودم کارمندم ولی درمحل کارم طوری رفتار کردم فقط عده کمی از خانمها میدانند.دغدغه فکریم بچه ام میباشد که نزد اوست وبه من نداد.در کل دارم به یک ارامش میرسم چونکه منو روانی کرده بود.
با سلام. _________________ ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با خفت و خواری پی شبنم نمیگردم
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
این مطلب آخرین بار توسط romance در سهشنبه 17 خرداد 1390 - 23:39 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
سلام من 5ماهه كه عقد كردم والان در آستانه جدايي هستم به دليل دخالتهاي بي مورد خانواده شوهرم و شوهرم كاملا تحت تاثير حرفهاي مادرش ميباشد وهمچنين شوهرم كمي تند خو ومغرور ميباشد ولي در صورتي كه من از همه لحاظ از او و خانواده اش بالاترم و خواستگاران زيادي نيز داشتم ولي اشتباه كردم و حالا هم از بعد طلاق ميترسم و همينكه بعدش چي ميشه
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : 1, 2, 3 ... 19, 20, 21بعدی
صفحه 1 از 21
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم