تاریخ: چهارشنبه 12 خرداد 1389 - 04:44 عنوان: داستان من یکمی فرق میکنه.....=>
سلام....من شخصیت مستقلی دارم ، شکستها و موفقیتهام رو فقط خودم میفهمم . نزدیکانم خصوصا خانواده از کارهای من اطلاع دقیقی ندارند. فقط میدونند که توی درس و کارم موفقم... همین.
خیلی بهم اعتماد دارن تا حدی که این اعتماد باعث شده که از خیلی از حمایت ها محروم بشم..
تنها میرم تنها میام .... دوست صمیمی ندارمو در عین حال دوست صمیمی خیلی ها هستم...
نه اینکه منزوی باشم! نه اصلا.... اتفاقا منزوی نبودنم واسم مشکل ایجاد کرده...
روابط عمومی نسبتا خوبی دارم و متاسفانه متاسفانه متاسفانه یه سری جذابیت خاص.... که از شانس بد من شدیدا باب میل تمام آقایون اطرافمه... از دوست و فامیل و غریبه و.....گرفته تا محیط درس و ....متاسفانه متاسفانه ... =>محیط کار....
میگن آدم از هرچیزی بدش بیاد به سرش میادااا..... من از احساسات فراریم!نه که نداشته باشم! دارم! خوبشم دارم! ولی.... از احساسات عشقولانگی پرهیز میکنم.... چون خیلی وقته که رو دلم یه خط قرمز کشیدم! که بیجا مانع پریدن هام نشه....
....
من مشکلات زیادی دارم، و به اندازه ی همشون.... لیاقت داشتن و تحمل کردن و تجربه کردن و...اونا و... درد کشیدن واسشون...
...
اما مشکلی دارم که فقط به من مربوط نمیشه.... و در واقع خودم باعثشم....
...
.
سمج ترین خواستگارهای من بعد از چند ماه جواب منفی شنیدن بالاخره یا دلسرد شدن یا ناچارا پا پس کشیدن... اما یکی از اونها _همکار مدت خیلی زیادی هست که برای بارها و بارها جواب منفی شنیده به هر شکل و شیوه ای.....حتی خیلی بد... من دیگه امار تعداد نه گفتن هام رو بهش ندارم.... اما بعد از هر بار نه شنیدن درست شبیه روز اول.... با احساساتی صد برابر....
هیچ مشکلی نداره .تحصیلات کار اخلاق خانواده ....و شاید اگر من شرایط ازدواج رو داشتم واسم شبیه همون شاهزاده ی قصه ها بود.... البته همین الانشم واسه خیلی ها هست...
واسه همه ی اسامی توی لیست خانوادش واسه خواستگاری رفتن.... ولی نمیدونم عشق و احساسی که اون ازش حرف میزنه چیه که بخاطرش اینطوری داره زندگیشو تباه میکنه....
...
احساس میکنم این کاراش باعث شده زیاد بهش فکر کنم، بهش بی احساس نباشم... و حتی دوستش داشته باشم...
ولی من نمیتونم ازدواج کنم، چون شرایطش رو ندارم... چون مشکل دارم....
در ضمن نمیتونم از خانوادم کمک بگیرم....
اون خیلی به من برتری داره.
و فکر میکنم که نمیتونه با من خوشبخت بشه....
...
.
در حال حاضر 2 3 هفته ای هست که بخاطر من با خانوادش مشکل پیدا کرده....چون تصمیم گرفتن که به اجبار ببرنش خواستگاری دخترای توی لیست! دخترایی که از توی شهر کاملا گزینش شده هستن و پوئن های خیلی زیادی دارن به نسبت من...100%...
و من بازهم میخوام که جواب رد بهش بدم! کاری که توی همین دو سه هفته سه چهار باری انجام دادم....
...
..
احساس میکنم لیاقت ازدواج کردن رو ندارم...
...
.
نظرتون چیه؟.... _________________ boz
این مطلب آخرین بار توسط m-z در چهارشنبه 20 مرداد 1389 - 22:27 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
دوست عزیز:
خودتو دست کم نگیر لابد از نظر اون آقا دختر با کمالاتی هستی که اینقدر سماجت میکنه .
بعلاوه اگه خونواده اون آقا هم شما رو پسندیدن و با این ازدواج موافقن دیگه مشکل چیه؟
به جای اینکه دنبال تضاد های بین خودت و اون میگردی دنبال تفاهمات باش و اگه تایید شده خونوادت هم هست معطل نکن و جواب مثبت بده .
اینکه اون اینقد مشتاق شماست یه برگ برنده است و اگه این عشق دو جانبه هم باشه در کنار بقیه لوازم (ایمان-صداقت و تفاهم)میتونه شما رو به خوشبختی برسونه.
برات آرزوی خوشبختی میکنم.
خیلی هم داستانت فرق نمی کنه
اکثر دخترانی که مثل تو هستند و برخی شرایط تو رو دارن مثل تو نمی تونن به ازدواج فکر کنن و به همه جواب رد می دن
مراقب باش تو انتخابت اشتباه نکنی
سعی کن خوب طرفت رو بشناسی
این همه اصرار به نظر من مشکوک می زنه
هیچ انسانی کامل نیست تو باید ببینی این آقا چه کاستی هایی داره و تو می تونی با اون ها کنار بیایی
توکل یادت نره
تاریخ: پنجشنبه 10 تیر 1389 - 01:43 عنوان: در پاسخ به نامهء خانم m-z
سلام دوست ِ عزيز
از نامه تان چنين احساس ميشود كه مشكل ِ خاصي داريد و به اين دليل قادر به ازدواج كردن نيستيد. البته اين برداشت ِ بنده بوده، چنانچه اينگونه است درصورت ِ امكان، مطرح نماييد.
درضمن با توجه به سني كه داريد تعجيل لازم نيست، ميتوانيد از وي بخواهيد تا فرصتي دهد كه بتوانيد بيشتر فكر كنيد و در اين ميان اجازه دهيد خانواده ها با هم بيشتر آشنا شوند. بهرحال بهتر از نه گفتن هاي ِ بي پايه و اصول است. زيرا حسرتي در آينده باقي نخواهيد گذاشت...
دوست ِ عزيز، خانم m-z ، نخستين گام در پيوندهاي زناشويي احساس و درك ِ متقابل و نيز پذيرفتن و باور داشتن ِ نقش هاي جديد است، براي بدست آوردن هرچيزي بايستي بهايي پرداخت و بهاي به دست آوردن ِ زندگي ِ مشترك در وحلهء اول محدود شدن نسبت به دوران ِ مجردي است...
اينكه با شخصي كه شرايطش را افراد ِ ديگر مي پسندند و باب ِ ميل ِ همه ميباشد طوريكه دختران ِ ديگر آرزويش را دارند ملاك ِ كافي و عاقلانه اي براي تضمين ِ خوشبختي تان نميباشد.
مهم اين است كه از ميانِ افرادي كه با بررسي ِ خانواده تان تأييد شده اند كسي را كه بيشتر از سايرين خوشايندتان ميباشد برگزينيد و به ياد داشته باشيد كه مردان اگر علاقمندي ِ خويش را به تمام و كمال بيان نمايند انتظار ِ شنيدن ِ پاسخ ِ متقابل را در اولين فرصت، خواهانند.
با اين نه گفتن ها به نتيجهء مثبتي نخواهيد رسيد، آگاه باش كه عشق ِ پُرشور ِ وي از احوالات ِ حساسش نشأت ميگيرد. درك ِ افراد ِ حساس، ريزبيني هاي ِ زنانهء بيشتري را مي طلبد.
اگر بتوانيد يك همسر ِ خوب باشيد، يك مادر ِ خوبتر و نيز مانند ِ گذشته، فرزند ِ شايسته اي براي دو خانواده باشيد؛ زندگي را به كامتان لذت بخش مينمايد...
"با قلب ِ كوچكمان، مهرباني را به قلبهاي مهربان، هديه دهيم..."
..
..
اگر مشکلی داری که خودت را مستحق ازدواج نمی دانی اشتباه میکنی
کافیه چشماتو ببندی و بخدا توکل کنی اونوقت دست های خدا را میبینی که جلوتر از تو دست بکار شده اند
به خودت یه فرصت بده اگر با بالغت وارد یک رابطه بشی هیچ موقع پشیمون نمیشی
منم واست دعا میکنم که هرچی خیره واست پیش بیاد منو دوست خودت بدون امیدوارم موفق بشی
dar javabe dooste azizam asal- 8492
merci az lotfet mehraboon:
bale
hamintore ...
ye ehsase khase ke sheghavate zendegi tarvijesh mide
ye zakhme ke faramoosh kardanesh be manzaleye darman kardanesh nist.
in hes motealegh be hale, va asli tarin amele takhrib ayande.
chizaaii ke vase behboodeshun kheili talash kardam ama zaheran gharare hamishe hamraham bashan..
az in babat liaghate khodam ro dar hade dashtan o tahamole in moshkelat mibinam(be tanhaii...)
chera ke doost nadaram kase dgii bekhatere man motehamele moshkelate man beshe
migan ab ke az sar gozasht che yek vajab che 100 vajab...
dg az khodam gozashtam
delamo be nakhoshiha khosh mikonam
va haghe gereftane zendegiye shirin ro az dugarun be khodam nemidam.
khosusan ishun.... _________________ boz
اگر مشکلی داری که خودت را مستحق ازدواج نمی دانی اشتباه میکنی
کافیه چشماتو ببندی و بخدا توکل کنی اونوقت دست های خدا را میبینی که جلوتر از تو دست بکار شده اند
به خودت یه فرصت بده اگر با بالغت وارد یک رابطه بشی هیچ موقع پشیمون نمیشی
منم واست دعا میکنم که هرچی خیره واست پیش بیاد منو دوست خودت بدون امیدوارم موفق بشی-kaveh53
doste khoobam: :arrow:
kaveh53
aval az hame merci...
ama omidvaram liyaghate inke shoma va digar doostane nazanin ro dooste khoobe khodam bedunam dashte basham!
daghighan ZADIN be hadaf...
fekr mikonam yeki az favayede in mohit dashtane doostani ba zaviye didhaye motafavet hast, va in behtarin rahnama mitune bashe.
men jomle doostane mazkoor shoma hastin
....
kaveh 53 ye aziz.. moteasefane man ba balegham, kheili fasele daram
1 - 2 hafteii hastesh ke az babate negarani o mashghuliyat fekri dochare bimariye asabi shodam...
dast haye khoda nazdike.. shak nadaram.. ama dast haye man unghadr enerji nadaran ke be samte un deraz beshan...
harchand in az zafe nafse man hast.. ama in zaf az moze'e man nist...
az moze'e ejtemaame...
inghadr be paridan o boridan az in donya fekr mikonam ke tooye ertebat bargharar kardane bahash dochare moshkel misham....
ezafe shodane khastegaraye semeje badi dg tabe fekr kardan ro azam gerefte...
vaghti mikhunam baziha ghasde ezdevaj darano .. khastegar na
.. hese nashokrim gol mikone...
azadi.. aramesh
arezooye har dosh ro vase hame daram. che mojarad va che moteahel...
merci dooste khoobam... be 2a bishtar az harchizi niyaz daram...
sabz bashi hamishe... va sarshar az zendegi :)
;
;
;
;
;
kamakan az nazarate doostdashtanitoon estefade mikonam merci az hame. _________________ boz
سلام
به نظر من کلا بهش جواب نه بده
چون معلوم نیست این احساساتش تا کجا ادامه پیدا کنه شاید همین که باهات ازدواج کنه اون روش دیده بشه!
باز هم می گم گول ما مرد ها رو نخورید!
:)
merci erfan18 aziz...
felan ke az nazarate hame ye ashe shole ghalamkari dorost shode.... ejra kardam hamar oza badtar shod :(
rahe erfan e aziz ro ham kamakan pey migiriiim...
marDE dg... :wink:
:)
merci bazam....
ooof..... in gereh be koja khahad resiiid?!... man nemidunam...
.
.
. _________________ boz
سلام
دوست عزیز همه شرایط خود و ایشون رو بسنج ، اگر همه معیار های شما رو داره و شرایطی همسو دارید ؛ به ازدواج با ایشون فکر کن
بهش یه فرصت بده
این دفعه که به شما پیشنهاد داد بگو یه فرصت می خواهی تا بهش فکر کنی
اگر موقعیت های خوب رو همینجوری از دست بدی یه زمانی می رسه که خدای نکرده پشیمون می شی ؛ دعا می کنم که هیچ وقت اینجور نشه
اما به این موقعیت ها فکر کن
نگفتی مشکل شما برای رد خواستگاران چیه ؟
خودت رو هم دست کم گیر ! مطمئن باش ویژگی های خاصی داری که ایشون شما رو پسندیده و ..... .
پس بیشتر فکر کن
راستی یه چیز دیگه :
من چون از خوندن فینگلیش خیلی بدم میاد ، پست های بعدی شما رو کامل نخوندم ، اگه ممکنه فارسی بنویس
موفق باشی _________________ ویرانی دل به عشق آبادی هاست
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم