| مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی |
| نویسنده |
پیام |
mahtabjj
نيمه فعال


عضو شده در: 26 مهر 1389
پست: 472
تشکر: 0 تشکر شده 6 بار در 5 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 - 19:03 عنوان: |
|
|
من یه سوال برام پیش اومده
شما گفتید که:
""واقعا بی نظیره از نظر دینی به واجبات دینیش عمل میکنه که از این نظر مثل همیم البته میشه گفت ازمن هم شاید بهتر انجام بده از نظر خانوادگی متدین تحصیل کرده و با فرهنگ و کاملا اجتماعی از نظر مالی باهم چندان تفاوتی نداریم اونا از ما کمو بیش بهتر هستن خلاصه میشه گفت کف هم هستیم ""
میخواستم بدونم این چه دینی هست که توی اون ارتباط جنسی با نامحرم حلاله؟!
واقعا دینتون اسلامه؟ |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
tifani
فعال


عضو شده در: 10 مهر 1389
پست: 934
تشکر: 1 تشکر شده 201 بار در 138 پست
محل سکونت: تهران 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 - 21:56 عنوان: |
|
|
kamran_812, سلام دوست من....ببين ما دخترا خيلي براي خودمون ارزش قائليم...خيلي زياد..تو مسائل جنسي خيلي بيشتر...
دختري كه حاضر شده با تو ارتباط داشته باشه.ميتونه قابل اعتماد باشه....من يه دخترم جنس خودمو ميشناسم...دختري كه به رابطه جنسي نه نميگه...به دوستي با خيلياي ديگه نه نيگه...شما مثل يه دوست يه برادر برام ارزشمندين...
حتي اگه فقط با تو رابطه داشته باشه كه نداشته..تو زندگيه هميشه يه شك و بدبيني تو دلت هست و اين جبران ناپذيره......عسل
nazi1365, سلام....به نظر تو ازش بپرسه راستشو ميگه؟
بيدون شك ميگه نه...كسي كه يكبار تن به اين رابطه بده براش قبحش ميريزه...ديگ ان حيا از بين ميره..اين ثابت شدست.... _________________ دلت به دوريه من چه جوري عادت كرد.؟؟
چه زود دل سنگت به دوري عادت كرد!! |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
nazi1365
فعال قلم صنع


عضو شده در: 20 اسفند 1389
پست: 4382
تشکر: 2 تشکر شده 52 بار در 50 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 - 22:28 عنوان: |
|
|
| tifani, میدونم اما شاید دفه اولو اخرش بوده |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
loveflower
كاربر


عضو شده در: 16 اسفند 1389
پست: 141
تشکر: 43 تشکر شده 31 بار در 25 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 - 23:30 عنوان: |
|
|
|
kamran_812 نوشته است:
|
|
alone_516, ممنون که نظر دادی من چند روزی هست منتظر نظر دوستانم ولی کسی نظر نمیده فکر نمیکنم مشکلم کوچیک وکم اهمیت باشه که ارزش نظر دادن نداشته باشه من اول که امدم اینجا نمی خواستم مشلمو عنوان کنم ولی وقتی چند تا تاپیک خوندم دیدم چه جوری بچه ها به هم کمک می کنن ولی در مورد خودم این موضوع رو ندیدم البته از اون دوستانی که نظر دادن و کمک کردن ممنونم ولی خیلی از دوستان که سر زدنو رفتن بی تفاوت دلگیرم کاش مشکلم. عنوان نمی کردم .
|
سلام آقا کامران
خوب هستید؟ نمیدونم من جزو اون دوستانی هستم که از دستشون دلگیر شدید یا نه! ولی باید بگم همیشه تاپیک می خونم و منتظرم ببینم نتیجه چی میشه ؛ نظری نمیدم چون واقعا موضوع حساسی و تجربه ی خاصی هم ندارم که بتونم راحت نظر بدم و می ترسم با یه جمله اشتباه من تصمیم اشتباه گرفته بشه.
برادر من اولین کار شما باید توبه از گناهی باشه که کردی اونوقت خدا خودش همه چیز درست می کنه. میدونم تصمیم سختی ولی باید بدونی با ترحم و دلسوزی نمیشه باید واقعا دوستش داشته باشی تا باهاش ازدواج کنی. برای شکی هم که داری من توصیه می کنم که امتجانش نکن چون اگه بفهمه خیلی بهش بر می خوره و ازت ناراحت میشه ، بهتر با خودش صحبت کنی میدونم کار راحتی نیست ولی بهترین کار چون اگه دختر منطقی باشه اولش ناراحت میشه ولی بعدش به شما حق میده و شکهاتون را برطرف میکنه ولی باید لحن صحبتهای شما هم درست و روی اصول باشه که بهش بر نخور بهتر باهاش یه قرار ملاقات بذاری با هم برید یه جای قشنگ ، بهش بگو چقدر دوستش داری و میخوای باهاش زندگی کنی و بهش بگو یه سری سوال داری که اذیتت میکنه و میخوای برای اولین و آخرین بار ازش بپرسی و بهش قول بده که دیگه توی زندگی مشترک این سوالها را نپرسی ؛بگو همونطور که میشناسیش ازش انتظار داری در مقابل سوالهات منطقی برخورد کن و مثل دختر بچه ها قهرنکن بعد که ذهنش را آماده کردی سوالهات را بپرس یا اصلا سوالات را بنویس و بهش بده و بگو منتظر جوابی و دوست داری همراه جواب سوالهات ؛ جواب مثبت هم ازش بگیری. این هم بدون تنها کسی که باید تصمیم اصلی بگیر خود شما هستید پس با احساسات و یا با شک تصمیم نگیر و اگه یه تصمیمی گرفتی حتما پاش وایسا و اجاز نده حرف دیگران روی تصمیمت تاثیر بذار برات آرزوی خوشبختی می کنم
از دوستان دیگه هم خواهش میکنم اینهمه با اطمینان از موضوعی که اطلاع ندارن قضاوت نکنن چون جمله و جرف شما ممکن دو تا زندگی به هم بزن.
موفق باشی _________________ جايي در پشت ذهنت به خاطر بسپار اثر انگشت خداوند بر همه چيز است. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kamran_812
تازه وارد


عضو شده در: 24 فروردین 1390
پست: 75
تشکر: 7 تشکر شده 19 بار در 18 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 2 اردیبهشت 1390 - 04:30 عنوان: |
|
|
mahtabj0on, سلام عزیز . من مسلمونم چون پدرم مسلمون چون پدر بزرگم مسلمون و ... هممون به واسطه اجدادمون مسلمونیم و هممونم خوب می دونیم که اون مسلمون واقعی نیستم ولی با این حال اسممونو گذاشتیم مسلمون . ما ها هیچ کدوم اعمه و پیامبر و ندیدیم ولی همون زمان زمان اعمه و همون موقع که به ایران حمله شد در هر فتحی که از طرف اعراب مسلمان در ایران صورت میگرفت به زنان ایرانی تجاوز میشود و به بردگی گرفته می شدند اون موقع پیامبر رو همه مسمونا دیده بودن احکام اسلامو خوب یاد داشتن ولی بازم گناه کردن و اسم خودشونم گذاشتن مسلمون . امیدوارم منظورمو فهمیده باشی . خدا توبه رو واسه گناه کار گذاشته کاری نداره مسلمونه یا کافر . همه گناه میکنیم یکی کمتر یکی بیشنر آیا همون کسی هم که کمترین گناهو می کنه میگه مسلمون نیست ؟
nazi1365, ممنونم از نظرت وهمین طور از پیگیریت
tifani, سلام . به شما هم حق میدم من خودت بعصی اوقات همین طور فکر می کنم و
loveflower, سلام . نه من شما رو جز کسانی که ازشون دلگیر هشتم نمی دونم بر عکس شما خیلی به من محبت کردین والان هم با نظر بسیار عالی تون منو خیلی خوب راهنمایی کردین ممنونم از لطفتون . _________________ دستی ز کرم به شانه ی ما نزدی/ بالی به هوای دانه ی ما نزدی
دیری ست دلم چشم به راهت دارد / ای دوست سری به خانه ی ما نزدی |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
tifani
فعال


عضو شده در: 10 مهر 1389
پست: 934
تشکر: 1 تشکر شده 201 بار در 138 پست
محل سکونت: تهران 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 2 اردیبهشت 1390 - 15:25 عنوان: |
|
|
kamran_812, سلام...ميدونم كه اينطور فكرها گاهي به سراغت مياد...
nazi1365, سلام...شايد...فقط شايد....
loveflower, سلام دوست عزيز...اگه كسي اينجا نظر ميذاره فقط به خاطر اينكه انتخابشون اگاهنه باشه...من خودم ادماي دورو اطرافمو ميشناسم.خواستم نظرمو بگم تا متوجه اشتباه بعدي نشن...
كسي قرار نيست نظرشو تحميل كنه....
عسل _________________ دلت به دوريه من چه جوري عادت كرد.؟؟
چه زود دل سنگت به دوري عادت كرد!! |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
loveflower
كاربر


عضو شده در: 16 اسفند 1389
پست: 141
تشکر: 43 تشکر شده 31 بار در 25 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 2 اردیبهشت 1390 - 16:24 عنوان: |
|
|
سلام آقا کامران خواهش میکنم شما لطف دارید امیدوارم نظراتم موثر باشه و مشکلتون واقعا حل بشه. اگه گفتم امتحانش نکن دلیل دارم. یه انسان هر چقدر هم گناهکار باشه دوست ندار توسط یه انسان دیگه امتحان بشه و امتحان کردن بنده فقط مخصوص خداست شما تنها حقی که داری اینکه سوال بپرسی و جواب بگیرید و در حد خودت قضاوت کنی(اینکه ازدواج کنی یا نه) و نه بیشتر و نه کمتر. یه سوال دوست دارید این خانوم به خودش حق بده و شما را امتحان کن؟ پس هر چی در مورد خودت میپسندی در مورد ایشون هم بپسند.
tifani سلام خانوم، من یادم نمیآد اسمی از شما برده باشم ، نظر شما هم محترم و من هیچ حرفی نزدم که به نظر شما ربط داشته باشه، اصلا اصل موضوع همین که آقا کامران شک دار و میخواد رفعش کن فقط به کل دوستان پیشنهاد دادم هیچ نظری با اطمینان ندن چون روی ذهن تاثیر میذار و شما تنها کسی نیستید که توی این تاپیک نظر دادید
موفق باشید _________________ جايي در پشت ذهنت به خاطر بسپار اثر انگشت خداوند بر همه چيز است. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kamran_812
تازه وارد


عضو شده در: 24 فروردین 1390
پست: 75
تشکر: 7 تشکر شده 19 بار در 18 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 3 اردیبهشت 1390 - 00:15 عنوان: |
|
|
loveflower, سلام . چشم باید انجام بده و ازش بپرسم . مطمئنم دوباره میام راهنماییم کنید چون تازه بعد اینکه شکم بر طرف شه هنوز مشکلات دیگه هم هستن که باید حل بشن . ممنونم از تمامی دوستان _________________ دستی ز کرم به شانه ی ما نزدی/ بالی به هوای دانه ی ما نزدی
دیری ست دلم چشم به راهت دارد / ای دوست سری به خانه ی ما نزدی |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
asheghe-delshekaste
پرسشگر


عضو شده در: 31 فروردین 1390
پست: 18
تشکر: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سکونت: شیراز 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 - 00:50 عنوان: |
|
|
عذر میخوام اشتباه شد
این مطلب آخرین بار توسط asheghe-delshekaste در یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 - 17:57 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kamran_812
تازه وارد


عضو شده در: 24 فروردین 1390
پست: 75
تشکر: 7 تشکر شده 19 بار در 18 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 - 00:55 عنوان: |
|
|
asheghe-delshekaste, اگه می دونستم هم چین قضاوت در مردم میشه هیچ وقت مشکلمو اینجا نمی گفتم . واقعا ممنونم ازت . دستت درد نکنه . _________________ دستی ز کرم به شانه ی ما نزدی/ بالی به هوای دانه ی ما نزدی
دیری ست دلم چشم به راهت دارد / ای دوست سری به خانه ی ما نزدی |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kiab
هوادار قلم صنع


عضو شده در: 20 مهر 1389
پست: 1760
تشکر: 42 تشکر شده 215 بار در 143 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 - 10:29 عنوان: |
|
|
kamran812 من بهتون حق میدم از دست بعضی از بچه ها ناراحت بشید بعضی ها درک نمیکنن فقط جنبه منفی میبینن ولی من گفتم رفتارو پایبندی شما برای من جالب و قابل تحسین هر کس دیگه بود اصلا به این چیزها فکر نمیکرد و هزارتا انگ به دختر میزد خوار و ذلیلش میکرد و بعدشم اونو به خیر و شمارو به سلامت!!!!!!!
هنوز ظاهرا تصمیم درستی نگرفتین
خوب یه کاری کنید دیگه |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kamran_812
تازه وارد


عضو شده در: 24 فروردین 1390
پست: 75
تشکر: 7 تشکر شده 19 بار در 18 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 - 12:38 عنوان: |
|
|
kiab, سلام . ممنونم از لطفت . دیگه بعضی ها خودشونو مبرا از هر اشتبا هی می دونند . تصمیماتی مطابق نظر
loveflower, عزیز گرفتم در پی فرصت مناسب هستم که عملیش کنم. _________________ دستی ز کرم به شانه ی ما نزدی/ بالی به هوای دانه ی ما نزدی
دیری ست دلم چشم به راهت دارد / ای دوست سری به خانه ی ما نزدی |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
samijun
تازه وارد


عضو شده در: 31 خرداد 1389
پست: 78
تشکر: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سکونت: شیراز 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 - 16:04 عنوان: |
|
|
سلام دوست عزیز
بهتون پیشنهاد میکنم یکبار دیگه ازش بخواین که همدیگه رو حضوری ببینید. بطور کاملا جدی از اول ارتباطتون تا الان با همدیگه بررسی کنید، و بهش بگید که چقدر پایبند به این ارتباط هستید و بخاطر روابطی که قبلا با هم داشتین نمی تونین ازش دل بکنین، ببینید به چه نتیجه ای می رسید.
شاید این کار درست نباشه اما پیشنهاد میدم ازش بخواین که دستاشو یکبار دیگه بگیرین به نظر من با اینکار می تونین بفهمین که هنوز بهتون علاقه داره یا نه البته اگه پسر تیزی باشید.
احتمالا بعد از یکم فکر کردن اونم منطقی نه احساسی می تونین به نتیجه برسین.البته سعی کنید که اگر قرار بر تمام کردن رابطه باشه خیلی دوستانه این کار بکنین که خاطره بدی توی ذهن هردوتون نمونه.
براتون آرزوی موفقیت می کنم _________________ زندگی گرمی دلهای بهم پیوسته است تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kamran_812
تازه وارد


عضو شده در: 24 فروردین 1390
پست: 75
تشکر: 7 تشکر شده 19 بار در 18 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 - 16:21 عنوان: |
|
|
samijun, سلام .ممنون از پیشنهادت . متاسفانه فاصلمون از هم زیاد اون توی یه شهر دیگست من توی یه شهر دیگه نزدیک 1400 کیلو متر از هم فاصله داریم مجبورم فعلا تلفنی صحبت کنم . _________________ دستی ز کرم به شانه ی ما نزدی/ بالی به هوای دانه ی ما نزدی
دیری ست دلم چشم به راهت دارد / ای دوست سری به خانه ی ما نزدی |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kafshdoozak90
كاربر


عضو شده در: 6 شهریور 1389
پست: 168
تشکر: 0 تشکر شده 14 بار در 11 پست
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 - 17:54 عنوان: |
|
|
| من احساس اون دخترو درک میکنم اما نه همشو منم تجربه جنسی داشتم اما الان حالم از اون آدم بهم میخوره البته براش طلب بخشش میکنم هم واسه خودم هم اون که نمیدونم کجاس بهر حال اگه میتونی از خیر این ازدواج بگذر به صلاحته ازم دلیل نخواه فقط اگه منو قبول داری یکم به حرفام فکر کن اگه دختره هم مایله از هم جدا شید سختیش مال 2ماهه بعدش کم کم واست عادی میشه ی چند روز برو مشهد اونجا با امام رضا عهد ببند نتیجشو میبینی خداحافظ |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|