تاریخ: شنبه 2 مرداد 1389 - 22:06 عنوان: واقعا به ته خط رسیدم کمک میخوام د
سلام من دختری 19 سالم عاشق شدم عاشق پسری که 2 سال از من بزرگتر فامیل دوریم اما پدرم اینا بعد یک بار خواستگاری جواب رد دادن و حالا بعد یک سال دوباره میخواد بیاد من باش دوست شدم با اس ام اس و گاهی چت کردن ...اما مشکل اینجاست که ستون فقراتش مشکل داره و خیلی باید احتیاط کنه اگر نه امکان فلج داره کارشم قراره تو یک اداره جور شه من یه حسی بهش دارم بهش دل گرمی میدم اما از آیندم میترسم که چه جوری باید با مردی که همش باید مواظب باشی که به کمرش فشار نیاد زندگی کرد ای کاش بهش نمی گفتم که واسه خواستگاری کمکش میکنم خیلی راحته که الان جواب رد بش بدم اما دلم نمیاد که احساس حقرارت واسه کمرش بش دست بده کمکم کنید بهترین راه چیه؟نمیخوام دلش بشکنه
سلام
شما این تصمیم سخت را بعهده پدر و مادرت بگذار!
ترحم شما مانع تصمیم درست می شود!
ممکن است شما نتوانید در زمان مشکل رضایت ایشان را تامین کنید!
هر تصمیمی را که پدر و مادر بگیرند بنفع هردو خواهد بود!
اگر موافقت کنند یاری تان می کنند و اگر مخالفت کنند در توانایی شما در شرایط سخت و مشکل مانند خودت تردید دارند!
دكتر درست ميگن.
:wink: باهاش قطع رابطه كن.
چون اينجوري معنيش اينه كه با پا پس ميزني و با دست پيش ميكشي.
اما اگه قطع رابطه كني و بهش بگي از حالا به بعد تصميم با بزرگترمه،حتي اگه ازدواج نكني هم دلش نميشكنه..
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم