تاریخ: چهارشنبه 2 شهریور 1390 - 18:55 عنوان: سردی در زندگی
من وهمسرم اززمان عقد هم باهم اشتراکی نداشتیم ولی ازدواج کردیم والان خیلی نسبت به هم سردهستیم به نظر هردومان خیلی باهم اختلاف داریم ولی همدیگر رادوست داریم ومیخواهیم زندگی شیرینی داشته باشیم بعد از4 سال هنوز بچه نمیخواهیم ونداریم چون هنوز به یقین نرسیده ایم که میتوانیم باهم زندگی کنیم زنم از اول افسردگی شدید داشت ومن هم افسردگی گرفته ام اصلا نمیدانم چه باید یگویمخواهشم این است اگرلازم است از بنده سوال بپرسید تامیتوانم جواب میدهم مراراهنمایی کنید حتی اگر شده حضوری خدمت برسم ممنون میشوم
مامتاسفانه بدون شناخت از همدیگه ازدواج کردیم
من قبل ازازدواج بارها به خانواده ام گفتم ما به درد هم نمیخوریم اما از اونجایی که باهم فامیلی دوری داشتیم گفتن نه بعد ازازدواج زندگیتون شیرین میشه بعد ازازدواج 2بار قهر کردوروی هم رفته60روز از هم جدا بودیم هرروز سردتر میشیم
اون باخونواده من شدیدا مشکل داره وهمین موضوع همه رواذار میده نمیدونم داستان خیلی مفصله ازکجا بگم فقط بگم اصلاتفاهمی باهم نداریم این هردوتامون میدونیم
سلام
شماها سرد نیستید بلکه برونگرا نیستید!
برای برون رفت از این شرایط روزهای فرد شما و روزهای زوج همسرتان حد اقل دو مورد جوک برای هم بگویید در هنگام شنید تظاهر به خوشحالی کرده و همدیگر را تشویق کنید!
و اگر زمینه داشتید برای یکدیگر آواز بخوانید!
برنامه های مشترک را بیشتر نموده و از آن به خوبی استقبال کنید!
انتقاد و مخالفت را ممنوع سازید!
mor70سلام واقعا ناراحت شدم وامید وارم مشکلتون حل بشه اولا برو پیش روانشناس برای درمان افسردگی همسرت وبعد از ان هر کاری بکن تا اون بفهمه دوستش داری بیشتر بهش محبت کن مثلا یه روز یه شاخه گل بخر وبه خانه برو وبه او ابراز علاقه کن وکم کم از توقعاتی که ازش داری براش صحبت کن ببین درسته که میگی اصلا تفاهم نداری ولی تلاش کن تا نقاط مشترکی را در زندگیت پیدا کنی هر چقدر بگی دوسش نداری من باور نمی کنم به روزای اول اشنایی تون فکر کنی میبینی که دوسش داشتی وداری بیا بجای نقاط ضعف خوبیاش رو ببین در خلوت خودتون حق را به زنت بده ونه به خانوادت زنها بعضی مواقع از اینکه حس کنند باهاشون همدردی میشه خیلی خوشحال میشن موفق باشی
نمیدونم شاید به هم عادت کردیم ولی واقعا دلم براش تنگ میشه واین میدونم که خانمم من خیلی دوست داره وارزوش اینه که من اونجوری بشم که دلش میخواد
اما جواب جناب کبرایی:بنده فردبرونگرایی هستم ولی همسرم نه بااین وجود وقتی کنار هم هستیم دایم درذهنمان صحبت میکنیم وخیلی کم حرف هستیم تاحدی کهدرطول روز ده جمله هم حرف نمیزنیم ولی علاقه داریم که گرم شویم برای همین باهم سعی میکنیم فیلم نگاه کنیم وبنده 24 ساعت سرکارم و48ساعت درمنزل هستم واوقات فراغت زیادی دارم چون کاری نمیکنم شبها باماشینی که داریم پارک میرویم و...ولی همچنان اختلافات اجازه لذت بردن از زندگی رونمیدن :
واما اخری:دایم سعی میکن خوبیهای زنم بزرگ کنم وگاه گاهی هم هدیه میگیرم ولی واقعا حق رونمیتونم به زنم بدم چون درخواستش غیر منطقیه من بدون خانوادم میخواد ومن نمیتونم
mor70 سلام تنها علتی که باعث میشه زنها از همسرشون بخوان که با خانوادش قطع رابطه کنه اینه که فکر می کنند که همسرشون مادر و پدرش را بیشتر از زنش دوست داره ببینید شما فقط کافیست او را متوجه این مطلب کنید که تو برای من در الویت هستی و در اخر به ایشان بگویید ایا تو حاضری با خانواده خودت در ارتباط نباشی که این را از من می خواهی و سعی کنید با محبت با ایشان صحبت کنید ودر مورد یک مساله مورد علاقه او با او صحبت کنید تا کم کم ایشون ارتباط صمیمی تری با شما پیدا کنند فقط کافیه که از صمیم قلب دوستش داشته باشی تا همه چی درست شه باور کن وزندگی خوبت رو خراب نکن
سلام منم مشكل تورو دارم زنم ميه خونوادت يامن منم ميگم خونوادم چون حرف غير منطقي و زور ميزنه چرا زنا نمي فهمن نبايد به مردا زور بگن .اونا ابزار هاي قوي تر از زور در اختيار دارن چرا مي خان زور بگن نمي فهمم
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم