متأسفانه بسیاری از افراد جامعه ، اعتیاد به مواد مخدر را معادل جرم دانسته و فرد معتاد را مجرم می دانند. این مسئله که در افراد معتاد به مواد مخدر میزان جرم و جنایت بیشتر از افراد عادی جامعه است شکی وجود ندارد؛ ولیکن هر فرد معتادی مجرم نیست و بسیاری از موارد جرم در افراد معتاد مستقیماً در ارتباط با مشکل تهیه مواد مخدر و نیاز بدنی و روانی ایشان است. در واقع فردی که مصرف مواد مخدر نیازش را برطرف می کند ؛ یک بیمار روانی محسوب می شود.
چه افرادی مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند؟
مطالعات مشخص نموده اکثر افرادی که به مصرف مواد مخدر وابستگی جسمی و روانی پیدا می کنند از نظر ژنتیکی مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند و غالباً در نزدیکانشان اعتیاد به مواد مخدر شایع است. البته این مطلب دلیل آن نیست که هر شخصی که در بین نزدیکانش اعتیاد به مواد مخدر وجود ندارد ، از نظر ژنتیکی مستعد ابتلا به بیماری اعتیاد نیست ؛ زیرا اولاً ممکن است نزدیکان شخص از نظر ژنتیک مستعد این مشکل باشند ولی تاکنون این استعداد به ظهور نرسیده و استفاده مواد مخدر را تجربه نکرده باشند ؛ ثانیاً اعتیاد به مواد مخدر فقط در زمینه ژنتیکی نیست و تیپ شخصیتی افراد نیز نقش تعیین کننده دارد.
افرادی که شخصیت های خودشیفته ، پرخاشگر و ضد اجتماعی دارند ، مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند ؛ زیرا مصرف مواد مخدر نیازهای روانی ایشان را کاملاً برطرف می کند. از سوی دیگر افرادی با شخصیت های افسرده و اصطلاحاً افراد با شخصیت های زود رنج و احساساتی نیز کاملاً مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند. زیرا در این افراد نیز مصرف مواد مخدر نیازهای درونی و روانی را برطرف می کند.
به طور خلاصه می توان گفت هر شخصی می تواند مستعد اعتیاد به مواد مخدر باشد . فرد با استفاده از مواد مخدر در مرتبه اول احساس سرخوشی می کند به گونه ای که احساس می کند نیازهای روانی یا ژنتیکی او را برطرف نموده است . بدین ترتیب از نظر روانی معتاد به مواد مخدر می شود و به مرور با استفاده های مکرر از مواد به آنها وابسته می شود . در این مرحله این شخص ، بیماری است که به مواد مخدر معتاد شده است.
اعتیاد به مواد مخدرچیست ؟
اعتیاد به مواد مخدر دارای دو جنبه جسمی و روانی می باشد.
منظور ازاعتیاد جسمی آن است که علایمی چون : درد عضلانی ، پرش عضلات ، آب ریزش بینی ، عطسه ، اسهال و استفراغ ، اختلال خواب و... بعد از قطع مصرف مواد مخدر در بیمار بروز می کند که این علائم با گذشت زمان( 7-21 روز ، بسته به نوع ماده مخدر مصرفی) برطرف می شود. در پایان این دوره است که بیمار سم زدایی شده و ترک بدنی انجام داده است .
اعتیاد روانی همان تمایل بیمار به استفاده از مواد مخدر می باشد که در دوره سم زدایی و تا مدت طولانی بعد از ترک ، شاید سال ها طول بکشد. بیمار وسوسه استفاده از مواد مخدر را دارد، زیرا متأسفانه تجربه رفع موقت مشکلاتی نظیر فشارهای روانی ، افسردگی ، اضطراب ، مشکلات جنسی و ... را با استفاده از مواد مخدر داشته است. بنابراین فردی که اعتیاد را ترک کرده است در برخورد با هر یک از این مشکلات ممکن است که مجدداً به مواد مخدر روی آورد.
آیا اعتیاد به مواد مخدر قابل درمان است؟
بیماری اعتیاد به مواد مخدر، تقریباً یک بیماری مهلک است که به درمان طولانی نیاز دارد و درمان آن با سم زدایی شروع شده و با ادامه درمان و ایجاد محیطی امن و عاری از فشارهای روانی ، قدم های بعدی درمان برداشته می شود. این اعتقاد که اعتیاد درمان ندارد کاملاً بی اساس و دور از ذهن است. ممکن است درمانِ اعتیاد طولانی مدت و سخت باشد؛ اما امید به درمان و بهبودی ، بسیار بالاست.
آیا برای درمان اعتیاد روش های گوناگونی وجود دارد؟
از زمانی که انسان با ماده مخدر آشنا شد و مصرف آن باعث بروز پدیده اعتیاد گردید، درمان های گوناگونی نیز برای برطرف کردن آن به کار گرفته شد که خوشبختانه هر روز نیز این روش های درمان پیشرفته تر و کامل تر می شود. از درمان و ترک کردن در اردوهای معتادان گمنام و درمان با داروی متادون گرفته تا جدیدترین شیوه درمانی که U.R.O.D ( سم زدایی فوق سریع ) است.
بیماران ، ترک جسمی را شروع می کنند و همانطور که قبلاً اشاره شد مرحله دوم درمان و یا به عبارتی مرحله تکمیلی آن آغاز می شود که درمانِ قسمت روانی آن است.
درمان های روانی چیست و اصول آن بر چه پایه ای استوار است ؟
بیماری اعتیاد علاوه بر این که از نظر جسمی ، فرد را ناتوان و وابسته می کند، یک نوع وابستگی روانی نیز در او ایجاد می کند که حتی در مواقعی که از نظر جسمی هیچ گونه مشکلی ندارد و نیاز جسمانی ندارد هوس و میل به مصرف مواد مخدر در او می تواند دلیلی بر شروع مجدد مصرف شود و اینجاست که نیاز بیمار به درمان های روانی کاملاً احساس می شود.
بنابراین باید نگرش و باورهای بیمار به مواد مخدر عوض شده و از نظر روانی ، تنفر و انزجار جایگزین عشق و علاقه به مواد مخدر گردد.
در حال حاضر درمان انتخابی و مطمئن روان درمانی فردی، گروه درمانی ، کلاس های آموزشی ، جانشین سازی ، فعالیت های مناسب و تکنیک های آرام سازی جسمی – روانی است .
آیا خانواده و محیط بیمار در درمان اعتیاد نقش دارند؟
ایجاد انگیزه در خانواده و همراهان بیمار و این که خانواده چه نقش مهمی در درمان بیمار معتاد دارد، یکی از اهداف مهم درمان اعتیاد است.
پس از سم زدایی جسمی ، بیماران احتیاج به حمایت های بسیار مناسب و همه جانبه خانواده دارند که این حمایت شامل حمایت روانی و برخورد صحیح و مناسب با بیمار است. اغلب خانواده ها و مردم ، بیمار معتاد را یک مجرم می دانند و متأسفانه در مسیر تلاش در جهت بهبود بیمار خیلی سریع مأیوس می شوند و به اصطلاح ، بیمار را غیر قابل اصلاح می دانند که این ناامید شدن یکی از بزرگترین علل شکست در سیر درمان است. درحقیقت اعتیاد فقط یک بیماری عصبی – روانی می باشد که احتیاج به درمانی طولانی مدت شامل حمایت های روانی بسیار دقیق از بیماران معتاد دارد که بعد از مرحله سم زدایی ، خانواده باید اغلب رفتار و برخوردهای لازم با بیمار را با توصیه های متخصصین روان پزشک و روان شناس انجام دهند. زیرا کوچکترین حرکت اشتباه در مسیر درمان می تواند باعث شکست و بازگشت مجدد بیماری شود.
آیا به راستی اعتیاد قابل درمان است ؟
هم اکنون اعتیاد به مواد مخدر یا سایر مواد روان گردان صرفاً به عنوان یک بیماری مزمن عصبی روانی شناخته می شود که با یک درمان سم زدایی ، مرحله درمان شروع می شود و با روان درمانی برای مدت حداقل شش ماه ؛ شامل شرکت در کلاس های گروه درمانی و مشاوره فردی ، و حمایت بسیار دقیق و کامل خانواده و اطرافیان ، ادامه می یابد . باید توجه داشت زمانی بیمار ترک کامل روانی را انجام می دهد که بعد از سیر درمان ، به طور کامل از مواد مخدر ، به معنای واقعی متنفر شده باشد، اگر بدین صورت مراحل درمان ادامه یابد به طوری که کلیه فعالیت های درمانی بیمار تحت نظارت گروه پزشکی و متخصص و در مراکز ترک اعتیاد معتبر و مجّرب صورت پذیرد، بدون شک اعتیاد درمان می شود و خطر ابتلا و برگشت مجدد بیمار به اعتیاد به حداقل می رسد.
بهترین راه درمان اعتیاد به مواد مخدر کدام است؟
جهت درمان بیمار مهمترین مرحله ، تحقیق خانواده و بیمار در جهت یافتن بهترین و موفق ترین مراکز درمانی می باشد که مسلماً برای این منظور باید به مراکز مختلف مراجعه شود و با سیستم درمانی ، آشنایی حاصل ، و اطمینان کامل ایجاد شود به طوری که با تماس مستقیم با بیماران درمان شده ، نظارت بر فعالیت های درمانی مرکز ترک اعتیاد و میزان حمایت از بیماران می توان تا حدود زیادی نسبت به میزان موفقیت ، اعتماد حاصل نمود.
در پایان و به طور خلاصه لازم به توضیح است که در درمان اعتیاد باید توجه داشت که آن را فقط یک بیماری مزمن دانست و بیمار باید با حمایت های کامل خانواده ، مرکز ترک اعتیاد و اطرافیان و با امید به روزی که این بیماری در جهان ریشه کن شود و با کمترین فشارهای روانی درمان شود. _________________ مدیر مشاوره حقوقی خانواده
دو صد گفته چون نيم كردار نيست.
بهترين روش يا متدي كه تاكنون بشر را به دروازههاي تمدن يا پيشرفت رساندهاست، الگو برداري از طبيعت بوده است. براي مثال هواپيما كه از روي پرندگان ، و زيردريايي كه از روي ماهيها الگوبرداري شدهاست . اگر به كتاب آسماني نگاه كنيم متوجه ميشويم كه مرتباً از الگوها سخن به ميان ميآيد؛ قوم عاد، قوم ثمود، قوم لوط، فرعون، موسي و ... همه براي ما الگو ميباشند.
در زندگي امروزي صنعتگران ،،هنرمندان، برجسازان، شهرسازان و.... همه سعي ميكنند كالاي خود ، يا طرح خود را بهصورت الگو به نمايش بگذارند، زيرا ماكت يا الگوي به نمايش گذاشته شده، كاملاً نشان دهندة تبحر، سليقه و ذوق صاحب آن است. ولي هيچ نوشتار، گفتار، نقشه و ماكتي نميتواند به اندازة الگوي واقعي بيانگر و نشان دهندة اصل موضوع باشد. به اين دليل همه در كنگرة 60 الگوي يكديگر هستند؛ براي مثال معتاد تزريقي كارتن خواب كه اكنون چند سال از رهايي او ميگذرد و شخصي موفق است، الگوي تازه وارد ميباشد و معتاد تزريقي تازه وارد هم الگوي فرد رها شده است كه اگر به مصرف مواد برگردد ، مانند او خواهد شد، جوانان الگوي جوانان و پيران الگوي پيران.
چگونگي اصلاح ساختارهاي تخريب شده جسم ، روان و جهانبيني.
جسم:
در قسمت جسم مهمترين تخريب ، از كار افتادن دو سيستم مهم، يعني ضد درد و توليد كنندههاي مواد شبه افيوني ميباشد. راهاندازي اين دو سيستم دقيقاً 11 ماه زمان ميخواهد و اين عدد با تحقيقات و پژوهشهايي كه در مدت شش سال برروي صدها نفر در درازمدت صورت گرفته است ، بهدست آمده است.
تا زمانيكه اين سيستم به طور كامل راهاندازي نشده است و مرفين طبيعي در بدن به اندازه كافي توليد و ترشح نميشود، ما شاهد اختلالات بيشماري در جسم و روان بيمار خواهيم بود و تمامي اختلالات ناشي از قطع مصرف مواد مخدر چه جسمي و چه رواني، هيچ دليلي جز عدم توليد مواد شبه افيوني ندارند. بيمار اعتياد براي درمان كامل خود بايد بپذيرد كه 11 ماه زمان نياز است و از هر روشي كه براي درمان استفاده كند بايد بداند كه تا پايان11 ماه درمان نشده است.
چگونه سپري كردن اين مدت ، بسيار بسيار مهم است. اگرمعتاد به صورت ناگهاني مصرف مواد مخدر خود را قطع كند، دچار انواع و اقسام اختلالات جسمي و رواني خواهد شد كه حداقل تا 11 ماه ادامه خواهند داشت. و بعضي از تخريبها شايد تا آخر عمر هم پابرجا باقي بماند. اين سندرم محروميت از مواد مخدر فقط منحصر به روزهاي اول قطع مواد نيست ، بلكه تا ماهها ادامه خواهد داشت كه معمولاً به دليل شدت و سختي اين عوارض و طولاني بودن مدت آنها اكثر بيماران قادر به تحمل آن نيستند و در ابتدا يا نيمه راه به مصرف مجدد مواد مخدر روي ميآورند.
اگر بيمار بخواهد از داروهاي موجود كه براي درمان اعتياد تجويز ميشوند و يا به صورت آزاد به فروش ميرسند استفاده كند ، علاوه بر عوارض محروميت كه حتي با مصرف دارو هم از بين نميروند ، دچار عوارض جديدي ميشود كه ناشي از مصرف اين داروها و تداخل ناشي از مصرف آنها ميشود كه خود اين مطلب صحبت جداگانهاي دارد كه در بخشهاي بعدي باز خواهد شد. يكي از شايعترين مواد حوزه Opium كه در كشور ما مصرف ميشود ترياك است. ترياك 25 نوع تركيب يا الكالوئيد دارد. نظير: Cotamine - Narcotine - Narceine - Codeine - Morphine- Papaverine . اگر در نظر بگيريم كه هر يك از اين تركيبات بر روي بخشي از ساختار بيوشيمي جسم تاثير بگذارد ، كه ميگذارد ، ميتوانيم تصور كنيم كه كل سيستم بيوشيمي جسم از تعادل خارج ميشود و ما قادر نيستيم با هيچ دارويي و يا مجموعهاي از داروها ، اين عوارض را پوشش دهيم.
ما معتقديم تنها مادهاي كه ميتواند عوارض سندرم محروميت را تمام و كمال پوشش دهد ، خود ماده مخدر يا ترياك است. از اينجا به بعد ما به چشم دارو به ترياك نگاه ميكنيم و مصرف كنندهاي كه قصد درمان و رهايي دارد نيز به همين ديد به ترياك نگاه ميكند. تا به حال به قصد نشئه شدن مصرف ميكرده اما با آموزشي كه ميبيند و آگاهي كه كسب ميكند به چشم دارو به ترياك مصرفي خود نگاه ميكند. هر چند ترياك از هزاران سال قبل دارو بوده و هنوز هم هست و استفادههاي پزشكي آن بسيار است فقط نام آن در استفادههاي خاص پزشكي تغيير ميكند.
به عبارت ساده دوره درمان 11 ماهه را شخص بيمار يا بايستي با تحمل عوارض ناشي از قطع ناگهاني مصرف طي كند ، كه اكثراً نميتوانند ، يا بايد داروهاي شيميايي مصرف كند كه وضعيت بدتر ميشود و بهتر نميشود و يا اينكه خود ماده مخدر را به عنوان دارو و در حد نياز جسم ، فقط به منظور پوشش عوارض ناشي از كمبود مرفين، مصرف كند و به صورت تيپر يا تدريجي كاهش دهد.
در كنگره 60 راهنمايان وظيفه دارند برنامه مصرفي رهجو يا بيمار را تنظيم كنند. بيمار در اين مدت خودسرانه هيچگونه حركتي درخصوص تعيين مقدار و زمان مصرف مواد خود نميكند و اين مهم كاملاً به عهده راهنماست. اين برنامه با توجه به فرايند زمان و محاسبات دقيق ، تنظيم ميشود. در پروسه درماني كنگره 60 ، اولين حركت ، تثبيت مقدار مصرف مواد مخدر توسط بيمار است . زيرا اكثراً بدون برنامه منظم ، مواد خود را مصرف ميكنند. در ابتدا به بيمار گفته ميشود كه مواد مصرفي خود را در حدي كه متعادل باشد تعيين و ثابت كند و بعد از چند روز كه مصرف منظم را آموخت به صورت پلهاي مقدار مصرف او كاهش مييابد و تيپر ميشود. اين كاهش هر 21 روز يكبار و هر بار 20% مقدار مواد مصرفي از مرحلة قبل است. در اين مدت كه به صورت پلهاي يا تيپر Taper مصرف شخص كاهش مييابد، به موازات آن سيستم توليد كننده مواد شبه افيوني و ضد درد نيز راهاندازي ميشود و توليد اين مواد در بدن افزايش مييابد تا جايي كه مصرف مواد به كمترين حد خود يعني يك گرم در 30 روز ميرسد و سپس قطع ميشود و در اين موقع سيستم توليدكننده مواد شبه افيوني كاملاً راهاندازي شده است و بيمار بدون هيچگونه عوارضي به راحتي از اين مرحله عبور ميكند. در اين مدت او به دليل استفاده از داروي مناسب(ترياك) با كمترين هزينه توانسته است هم دوره درمان را بگذراند و هم اينكه به راحتي به مسائل زندگي خود رسيدگي كند.
روان:
امروزه اكثر متخصصين درمان اعتياد معتقدند كه اعتياد يك بيماري روحي و رواني است. گفته ميشود كه مشكلات جسمي بيماري اعتياد و تخريبي كه در جسم بهوجود ميآيد ، در مقايسه با تخريبهاي روحي و رواني ناچيز است و به راحتي ميتوان آن را بازسازي كرد. اما در قسمت روان ، كار دشوار است و اكثر مشكلات معتاد در درمان بيماري اعتياد به اين قسمت مربوط ميشود. به عبارت ساده بيماري اعتياد يك بيماري رواني است. كنگره 60 در اين خصوص بر اين عقيده است كه بيمار اعتياد يا معتاد ، الزاماً و ذاتاً بيمار رواني نيست، از آنجا كه جسم و ساختارهاي آن بر اثر مصرف دراز مدت مواد مخدر دچار تخريب و عدم تعادل شده است ، مشخص است كه روان نيز به تبع آن دچار عدم تعادل ميشود اما اين عدم تعادل ريشه در عدم تعادل جسم دارد و اعتياد نميتواند يك بيماري رواني باشد. ما معتقديم تمامي مشكلاتي كه يك معتاد بعد از قطع مواد مخدر با آن رو به رو ميشود و به زعم ديگران مشكلات رواني هستند، كاملاً ريشه در جسم بيمار دارند و دليل آن كمبود ترشح مواد شبه افيوني جسم است. زيرا كمبود اين مواد باعث بروز اختلالاتي همچون افسردگي ، نا اميدي ، گوشهگيري ، تنبلي ، كند ذهني ، بي ميلي به زندگي ، بي خوابي ، ناتواني جنسي ، افزايش ميل جنسي و غيره ميشود كه ديگران آنها را مشكلات رواني ميدانند اما ما آنها را عوارض پنهان ناشي از كمبود ترشح مواد شبه افيوني و عدم راهاندازي سيستم توليد كننده آنها ميدانيم.
شايان ذكر است اين عوارض ، بخش دوم عوارض ناشي از قطع مصرف ميباشند و معمولاً بعد از گذشت 20 روز از قطع مصرف مواد مخدر به خوبي حس ميشوند . بخش اول عوارض كه شامل انواع دردهاي جسمي شامل استخوان درد ، درد دستها و پاها ، اسهال ، عرق كردن ، ريزش اشك و آب بيني، خميازه ، عطسه ، بيقراري و غيره ميباشد ، عوارض آشكار يا سندرم محروميت ناشي از قطع مصرف ميباشند كه نهايتاً تا 20 روز بعد از قطع مصرف از بين ميروند.
كنگره 60 معتقد است زمانيكه بيمار با استفاده از روش درمان تدريجي ، خود را درمان ميكند ، در طول دوره 11 ماهه درماني ، با كاهش پلهاي مصرف مواد مخدريا تيپر و بازسازي ساختارهاي جسم ، به موازات آن ساختارهاي روان نيز به تبع جسم اصلاح ميشوند و اين اصلاح به صورت خودكار صورت ميگيرد.
زمانيكه شخص مصرف مواد خود را قطع نموده و از نظر جسمي به تعادل كامل رسيده است ، از نظر رواني نيز داراي تعادل كامل خواهد بود و كوچكترين عوارضي در اين خصوص به سراغ او نميآيد. در اين حالت راكب و مركب هر دو ميزان هستند. اما در غير اين صورت، يعني زماني كه شخص بيمار از نظر جسمي مشكل دارد با هيچ تكنيكي نميتوانيم مشكلات رواني او را برطرف كنيم ، درست مانند اسبي كه لنگ است اما با داشتن سوار كار ماهر ، انتظار سواري خوب را داشته باشيم كه غير ممكن است.
جهان بيني:
سومين آيتم مهم در درمان اعتياد جهانبيني است. همانگونه كه گفته شد جهان بيني يعني چگونه ديدن جهان ، هستي و زندگي است و كسي كه دچار بيماري اعتياد است ، به دليل حكومت افيون بر شهر وجودي او ، دچار جهان بيني از نوع خاص ميشود كه ما به آن جهان بيني يا تفكر و نگرش افيوني ميگوييم و شخص فقط از زوايه نشئگي و مصرف مواد مخدر به زندگي نگاه ميكند.
تغيير جهان بيني و نگرش بيمار از اين حالت و به تعادل رساندن آن يكي از بخشهاي بسيار بسيار مهم، در سيستم درماني كنگره 60 است. چرا كه اگر تفكرات و نگرش فرد اصلاح نشود حتي اگر سالها مواد مخدر مصرف نكند درمان نشده است. به همين دليل ، يعني عدم حركت اصلاحي در جهت تعادل اين بخش ، در روشهاي ديگر ، اكثر معتادان بعد از قطع مصرف ، حتي با وجود گذشت مدت طولاني دوباره به مصرف مواد مخدر روي ميآورند و اين ذهنيت پديد آمده است كه معتاد بايستي تا آخر تحت مراقبت و كنترل باشد، در صورتي كه هرگز چنين نيست و اگر معتادي به درستي درمان شده باشد يعني جسم ، روان و جهانبيني او به تعادل رسيده باشد هرگز نيازي به مراقبت و كنترل دائمي نيست و در هرگونه شرايط نامطلوب و يا محيطهاي آلوده و دوستان آلوده قرار گيرد هرگز مصرف نخواهد كرد و برگشتي نخواهد داشت.
در پروسه درماني كنگره 60 كه همراه با برپايي كارگاههاي آموزشي و گروه درماني است ، بيمار همزمان با كاهش پلهاي مصرف مواد مخدر و به تعادل رساندن ساختارهاي جسم و روان در جلسات گروه درماني نيز شركت ميكند.
تنها عاملي كه ميتواند تفكرات و نگرش شخص معتاد را تغيير دهد و آن را از حالت افيوني بودن خارج و به سمت سلامتي و نگرش صحيح سوق دهد ، آموزش و كسب آگاهي و رسيدن به دانايي است؛ كه اين مهم با شركت بيمار در جلسات گروه درماني و كارگاههاي آموزشي كنگره 60 و تحت آموزش قرار گرفتن ، به شكل كامل ميسر ميشود. در سيستم آموزشي كنگره 60 ، پيرامون موضوعات متعدد درخصوص شناخت انسان و مواد مخدر و جايگاه انسان در زندگي و نقش او ، و همچنين طرق كسب لذتهاي سالم و بديع، آموزش كاملي صورت ميگيرد و بيمار با آموزشي كه ميبيند و آگاهيئي كه كسب ميكند و همچنين تجربياتي كه از ساير دوستان به او منتقل ميشود ، آرام آرام دچار يك تحول و دگرگوني اساسي در بخش تفكرات و نگرش ميشود و ميآموزد كه چگونه بايد زندگي كند و زمانيكه مصرف مواد مخدر او بعد از گذشت دوره درماني قطع ميشود در حالي كه از نظر جسمي و رواني از تعادل كامل برخوردار است ، در بخش جهانبيني نيز آموزش هاي لازم را ديده و به تعادل رسيده است و در اين جاست كه ميتوانيم ادعا كنيم بيمار درمان شده است نه اينكه ترك اعتياد كرده است. _________________ مدیر مشاوره حقوقی خانواده
افرادی که از اعتیاد رنج می برند اغلب یک یا بیشتر از یک مورد مشکل پزشکی دارند، بیماریهای ریوی، قلبی عروقی، سکته مغزی، سرطان، و اختلالات روانی را دربرمی گیرد. تصویر برداری کامپیوتری، پرتو افکنی اشعه ایکس از قفسه سینه، و آزمایش های خون، اثرات آسیب آفرین سوءمصرف مواد را در بدن نشان می دهد. برای مثال، آزمون ها نشان می دهند که کشیدن تنباکو باعث سرطان دهان ، گلو ، نای ، خون ، ریه ها ، معده ، لوزالمعده ، کلیه ، مثانه و دهانه ی رحم می شود. به علاوه، برخی از مواد سوءمصرف شده مانند استنشاقی ها( مواد فرّار)، برای یاخته های عصبی سمی هستند و می توانند به آنها خواه درمغز یا نظام عصبی پیرامونی آسیب برسانند و یا آنها را تخریب کنند. حال این سئوال پیش می آید که،آیا سوءمصرف مواد سبب اختلال روانی می شود و یا برعکس، این اختلالات هستند که باعث اعتیاد دارویی می شوند؟
در پاسخ باید گفت، سوءمصرف مواد و اختلالات روانی اغلب همراه هم وجود دارند. در برخی موارد، اختلالات روانی می توانند مقدم بر اعتیاد باشند. درمواردی دیگر، سوءمصرف مواد می تواند اختلالات روانی را به ویژه در اشخاص با آسیب پذیری های خاص، راه بیاندازد یا تشدید کند.
اثر اعتیاد می تواند دور رس باشد:
1- بیماریهای قلبی – عروقی
2- سکته مغزی
3- سرطان
4- HIV / ایدز
5- هپاتیت B و C
6- بیماریهای ریه
7- چاقی
8- اختلالات مغزی
فراتر از پیامدهای مضر اعتیاد برای شخص معتاد، سوءمصرف مواد می تواند سبب مشکلات بهداشتی جدی برای دیگران شود. سه مورد از زیانبارترین و آزاردهنده ترین پیامدهای اعتیاد عبارت هستند از:
1) اثرات منفی در معرض مواد قرار گرفتن پیش از تولد بر روی نوزادان و کودکان.
احتمال دارد که برخی از کودکانی که در معرض مواد بوده اند در کلاس درس نیازمند به حمایت آموزشی جهت غلبه بر آن چه که می تواند نقصان های نافذ در حیطه های تحولی از قبیل رفتار، توجه، و شناخت است، باشند. وظیفه مستمر عبارت از بررسی آن است که، آیا اثرات در معرض قرار گرفتن پیش از تولد بر روی مغز و رفتار به دوره ی نوجوانی گسترش می یابد که سبب مشکلات تحولی در خلال آن دوره زمانی شود.
2) اثرات منفی تدخین توسط اشخاص دیگر که در محیط مشترکی با ما هستند.
مصرف مواد توسط افراد دیگری از اعضای خانواده ، منبع معناداری است که می تواند ما را در معرض شمار زیادی از مواد شناخته شده که خطرناک برای سلامتی انسان خصوصاً برای کودکان است، قرار دهد. مطابق گزارش 2006 جراحی عمومی ایالات متحده، تحت عنوان، پیامدهای بهداشتی در معرض غیر ارادیِ تدخین تنباکو بودن، تدخین غیر ارادی خطر بیماریهای قلبی و سرطان ریه را به ترتیب تا 25 – 30 درصد و 20 – 30 درصد در کسانی که هرگز تدخین کننده نبوده اند، افزایش می دهد.
3) گسترش فزاینده ی بیماریهای عفونی
تزریق موادی مانند هروئین ، کوکائین و مت آمفتامین دلیلی بر بیش از یک سوم از موارد جدید ایدز است. همچنین مصرف تزریقی مواد یک عامل عمده در گسترش هپاتیت C است. مصرف تزریقی مواد تنها راهی است که سوءمصرف مواد در شیوع بیماریهای عفونی مشارکت می کند. تمام مواد سوءمصرفی باعث بعضی از مسمومیت ها می شوند، که با قضاوت مداخله می کند و احتمال رفتارهای جنسی خطرناک را افزایش می دهد . این امر به نوبه ی خود، در گسترش HIV / ایدز، هپاتیت B و C، و سایر بیماریهای انتقالی از طریق جنسی شرکت می کند. طبق گزارشات منتشر شده در ایالات متحده ی آمریکا، چهار مورد از مرگ ناشی از ایدز، مرتبط به سوءمصرف مواد بوده است. _________________ هوا گرفته بود و باران ميباريد........ کودکي آهسته گفت: خدايا گريه نکن آدما درست ميشن
آیا تمام برنامه های پیشگیری از اعتیاد، در کاهش سوءمصرف مواد مؤثر هستند؟
آیا تمام برنامه های پیشگیری از اعتیاد، در کاهش سوءمصرف مواد مؤثر هستند
اگر بخواهیم پاسخ کوتاه و در عین حال جامعی به این پرسش دهیم، باید بگوییم، چنان که برنامه های پیشگیری از سوءمصرف مواد مستند بر علم به طور صحیح از طریق مدارس و گروه های خاص موجود در جامعه اجرا شوند، سوءمصرف الکل ، تنباکو و داروهای غیرقانونی کاهش می یابد. چنین برنامه هایی به معلمان، والدین و متخصصان مراقبت بهداشتی کمک می کند تا درک نوجوانان درباره ی خطرات سوءمصرف مواد را شکل دهند. در حالی که بسیاری حوادث و عوامل فرهنگی بر روند گرایش به سوءمصرف مواد تأثیر دارند، هنگامی که جوانان سوءمصرف مواد را مضر در می یابند، آنها سطح سوءمصرف خودشان را کاهش می دهند.
بنابراین، باید گفت،برنامه های مستند به علم می توانند اعتیاد به مواد را در جوانان پیشگیری کنند.
اصطلاح «مستند به علم» به این معنا است که این برنامه ها به طور منطقی بر اساس دانش جاری طراحی شده اند، به دقت زیاد امتحان شده اند، و ایجاد نتایج مثبتی را نشان داده اند. دانشمندان دامنه ی وسیعی از برنامه هایی را که به طور مثبت تعادل بین عوامل خطرآفرین و عوامل حمایتی برای سوءمصرف مواد در خانواده ها ، مدارس و جوامع را تغییرمی دهند، توسعه داده اند. تحقیقات نشان داده است که برنامه های مستند به علم، به طور معناداری می توانند مصرف اولیه تنباکو، الکل و داروهای غیرقانونی را کاهش دهد.
حال پاسخ به این سئوال نیز ضروری به نظر می آید، برنامه های پیشگیری مستند بر علم چگونه عمل می کنند؟
این برنامه های پیشگیری برای تقویت عوامل حمایتی و حذف یا کاهش عوامل خطرناک برای مصرف مواد عمل می کنند. این برنامه ها برای سنین مختلف طراحی شده اند و می توانند برای زمینه های شخصی یا گروهی، همانند مدرسه و خانه طراحی شده باشند. سه نوع از برنامه ها وجود دارند:
1 - برنامه های همگانی: عوامل خطرآفرین و عوامل حمایتی مشترک برای تمام کودکان در زمینه هایی همانند مدرسه یا جامعه را نشان می دهد.
2 - برنامه های انتخابی: گروههای کودکان و نوجوانانی که دارای عواملی هستند که خطر سوءمصرف مواد آنها را در آینده افزایش می دهد، هدف قرار میدهند.
3- برنامه های تعیین شده: برای جوانانی که قبلا سوءمصرف مواد را شرع کرده اند، طراحی شده است.
با توجه به رویکرد مبتنی بر علم، باید گفت، در صورتی قادر به پیشگیری از اعتیاد هستیم که:
1) اطلاعات لازم برای مخاطبین مختلف اعم از متخصص و عموم مردم بایستی به سهولت در دسترس باشد.
2) هدف قرار دادن دانش آموزان ابتدایی، راهنمایی، متوسطه و معلمان به منظور پیشگیری از اعتیاد.
3) اخبار مرتبط به مواد و بدن به صورت جامع و به طریقی سهل الوصول و رایگان در اختیارهمگان قرار گیرد.
4) هدف قرار دادن نوجوانان در پیشگیری از اعتیاد.
5) تدوین اصول پیشگیری مبتنی بر فرهنگ کشورمان و نهادینه کردن آن در کلیه سازمان ها.
6) داشتن اصول و برنامه های درمانی برای درمان اعتیاد در بخش خصوصی و دولتی.
شما خواننده ی عزیز به عنوان یک نفر از اعضاء جامعه چه وظیفه ای در پیشگیری از مصرف مواد دارید و تا کنون چه کرده اید. شاید با یک کار کوچک تأثیری عمیق بر جامعه بگذاریم. قصه ریزعلی و نجات مسافران قطار را به یاد آورید و درباره ی آن کمی فکر کنیم.
امیدواریم روزی را تجربه کنیم که هر ایرانی یک همیار در پیشگیری از مسائل اجتماعی و روانی باشد. _________________ هوا گرفته بود و باران ميباريد........ کودکي آهسته گفت: خدايا گريه نکن آدما درست ميشن
از روانشناسی و روانشناس در درمان اعتیاد چه توقعی می توان داشت؟
فرهنگ عمومی به عنوان مبنای سلامت عمومی چطور در برخورد با یک روانشناس برای دریافت کمک تأمین می شود؟ شاید یک ادعا باشد اما به نظر می رسد، روانشناسی علم و دانش كافی در مورد آنچه كه زندگی را با ارزش می سازد، فراهم نكرده است. طی سال هایی که روانشناسی در زندگی مردم به صورت جدی وارد شده است یعنی از حدود 60 سال پیش در کشورهای دیگر و از حدود سه دهه پیش در کشور خودمان، به نظر می آید، روانشناسی به عنوان علمی که در مورد افسردگی، نژاد پرستی، خشونت ، مدیریت اعتماد به نفس و رشد یافتن تحت شرایط بد و مصیبت بار خدمات ارائه می دهد، درس آموختیم. اما در مورد فضیلت ها و توانمندی ها ، و شرایطی كه خواه مصیبت ها و مشکلات باشد و خواه هیچ مشکلی نباشد و انسان منتهی به سطح بالایی از خوشحالی شود، کمتر شنیده ایم. شاید استعاره ی روانشناسی در این سال ها « آسانسوری بوده است که مردم را از منهای هشت به طبقه همکف آورده است » ، یعنی، فقط آموختیم که چگونه مردم را از منهای 8 تا صفر بالا بیاوریم اما نیاموختیم که چطور مردم را به همان خوبی مصیبت ها بفهمیم و اینكه چطور مردم را از صفر تا مثبت هشت بالا ببریم.
از خود پرسیده اید چرا روان شناسان برای درمان اعتیاد کمتر اقدام می کنند. برای پاسخ می توان گفت:
1ـ فقدان آموزش ویژه در این حوزه برای روانشناسان ؛ همانند سایر متخصصان مراقبت بهداشتی ، اندك روانشناسانی هستند كه دانش پایه درباره ی مبتلایان به اختلالات مصرف مواد را كسب كرده اند و اساساً در حین آموزش و پس از فارغ التحصیلی كمتر عهده دار مسئولیتی در درمان اعتیاد بودهاند.
این فقدان آشنایی و مهارت بالینی مناسب ، باعث دلسردی و سلب جرأت حرفه ای آنان برای مواجهه صحیح با چنین بیمارانی می شود .
2ـ دومین علت اجتناب ، از این باور ناشی می شود كه، اختلالات مرتبط به مصرف مواد به بهترین وجه وقتی درمان می شوند كه در قالب برنامه های درمانی ویژه ی اعتیاد ارائه شود و امكانات چنین درمانی در دفتر درمانگر به صورت كافی وجود ندارد ! و به همین دلیل ، چنین بیمارانی را از پوشش درمانی خود محروم ساخته و آنان را به عنوان موضوعی بدیهی به برنامه های درمانی معتادان ارجاع میدهند . این موضوع حتی وقتی كه رابطه ی درمانی مناسبی بین درمانگر و بیمار برقرارشده است،رخ می دهد.
3ـ سومین علت اجتناب ، از این باور پایدار در بین درمانگران ناشی می شود كه مبتلایان به اختلالات مصرف الكل و داروها (موادمخدر) داوطلبان درمانی خوبی نیستند. این مبتلایان اغلب با ویژگیهایی مثل بی نظمی، تكانشی ، و پرزحمت ترسیم و به عنوان كسانی كه به درد سر و كله زدن در دفتر درمانگر نمی خورند ، تصور می شوند . این تصور قالبی این افراد را از پوشش درمانی محروم میسازد ولی واقعیت این است كه این متخصصین هستند كه نمی دانند چطور با مبتلایان به اختلالات مصرف مواد رفتار نمایند .
4ـ چهارمین دلیل اجتناب روانشناسان ، از طرفی ناشی از یك تعارض ایدئولوژیكی درازمدت و ناسازگار بین متخصصان بهداشت روان و از طرفی دیگر ناشی از مجرای اصلی نظام درمانی اعتیاد است. اغلب ، روانشناسان اعتیاد را به عنوان یك بیماری علاج ناپذیر میپندارند . _________________ هوا گرفته بود و باران ميباريد........ کودکي آهسته گفت: خدايا گريه نکن آدما درست ميشن
در این مقاله بر آن هستیم برخی مواد را که توسط افراد سوءمصرف می شوند، به تفکیک مورد بررسی قرار دهیم.
- نیکوتین؛ این ماده یک محرک اعتیادآور است که در سیگار و سایر اشکال تنباکو یافت می شود. تنباکو خطر سرطان ، مشکلات ریوی، اختلالات وابسته به نای، و بیماریهای قلبی – عروقی را در مصرف کننده آن افزایش می دهد. میزان مرگ و میر مرتبط به اعتیاد به تنباکو مبهوت کننده است. مصرف تنباکو تقریباً 100 میلیون انسان را در طول قرن بیستم کشته است و اگر روند تدخین به این شکل ادامه یابد، در مجموع دراین قرن تعداد مرگ و میر ناشی از تدخین تنباکو به 1 بیلیون نفر می رسد.
- الکل؛ این ماده می تواند به مغز و بیشتر اعضاء بدن آسیب برساند، نواحی مغزی که به ویژه نسبت به آسیب مرتبط به الکل آسیب پذیر هستند، عبارتند از، قشر مخ( تا حد زیادی مسئول کارکردهای سطح بالای مغز مثل حل مسئله و تصمیم گیری هستند)، هیپوکامپ ( برای حافظه و یادگیری مهم است ) و مخچه ( برای هماهنگی حرکتی مهم است).
- ماری جوآنا؛ رایج ترین ماده غیر قانونی سوءمصرف شده ماری جوآنا است. این ماده حافظه کوتاه مدت و یادگیری، توانایی تمرکز برای توجه، و هماهنگی را مختل می سازد. ماری جوآنا همچنین ضربان قلب را افزایش می دهد، می تواند به ریه ها ضرر برساند، و می تواند سبب روان پریشی در کسانی که در خطر هستند، شود .
- مواد استنشاقی؛ مواد فراری هستند که در بسیاری از محصولات خانگی پیدا می شوند، از قبیل پاک کننده های اجاق گاز، بنزین، رنگهای اسپری و سایر افشانه های گردپاش، که موجب اثرات تغییر دهنده ی مغزی می شوند. استنشاقی ها کاملاً سمی هستند و می توانند به قلب ، کلیه ها ، ریه ها و مغز صدمه برسانند. با تنها چند دقیقه نشستن یا برای مدت طولانی از یک ماده استنشاقی، استنشاق کردن، حتی یک شخص سالم ممکن است از نارسایی قلبی رنج ببرد و بمیرد.
- کوکائین؛ این ماده یک محرک کوتاه کنش است، که می تواند منجر به "عیاشی" سوءمصرف کنندگان شود( تنها با یک بار مصرف ماده، مصرف در بسیاری از زمان ها تداوم می یابد). سوءمصرف کوکائین می تواند منجر به پیامدهای پزشکی شدید مرتبط به قلب، تنفس، اعصاب و نظام هاضمه شود.
- آمفتامین ها؛ این طبقه از مواد شامل موادی از قبیل مت آمفتامین، محرک قدرتمندی است که احساسات سرخوشی و هوشیاری را ایجاد می کند. اثرات مت آمفتامین به ویژه در طولانی مدت ماندگار و برای مغز مضر است. آمفتامین ها می توانند موجب درجه حرارت بالای بدن شوند و می توانند منجر به مشکلات قلبی جدی و حمله ی صرع شوند .
- اکستسی؛ این ماده هم اثرات محرک و هم دگرگونی ذهن را ایجاد می کند. اکستسی می تواند درجه ی حرارت بدن، ضربان قلب، فشارخون، و فشار جداره قلب را بالا ببرد . اکستسی همچنین می تواند برای یاخته های عصبی سمی باشد.
- LSD؛ یکی از قوی ترین توهم زاها و یا مواد تغییر دهنده ی ادراک است. اثرات آن غیر قابل پیش بینی هستند و سوءمصرف کنندگان ممکن است رنگها و تصاویر روشن را ببینند و صداهایی را بشنوند و احساساتی که به نظر واقعی می آیند اما وجود خارجی ندارند را حس کنند. همچنین سوءمصرف کنندگان ممکن است تجربیات آسیب زا و هیجاناتی را داشته باشند که برای ساعت های زیادی ماندگار باشد. برخی از اثرات کوتاه مدت می تواند شامل افزایش درجه ی حرارت، ضربان قلب و فشارخون ، تعریق، بی اشتهایی، بی خوابی، خشکی دهان و لرزش باشد.
- هروئین؛ یک ماده افیونی قدرتمند است که سرخوشی و احساس وانهادگی را ایجاد می کند. هروئین تنفس را کُند می کند و به ویژه هنگامی که به شیوه ی درون وریدی مصرف شود، می تواند خطر بیماریهای عفونی جدی را افزایش دهد . سایر مواد شبه افیون شامل مرفین، اوکسی کونتین، ویکودین، و پرکودان است که مصرف پزشکی قانونی دارند؛ اگرچه مصرف غیرپزشکی یا سوءمصرف آنها می تواند منتج به اثرات مضر، مشابه با سوءمصرف هروئین شود.
- داروهای تجویزی (نسخه ای)؛ این طبقه از مواد به طور فزاینده ای سوءمصرف و یا برای مقاصد غیرپزشکی مصرف می شوند. گروهی از داروهای تجویزی(نسخه ای) که خیلی وسیع سوءمصرف شده اند، شامل تسکین دهنده های درد، آرام بخش هاو محرک ها هستند. از میان جنبه های نگران کننده این روند پدیدار شده، شیوع آن در بین نوجوانان و بزرگسالان جوان است، و ادراک نادرست عمومی آن است که چون این داروها به وسیله ی پزشکان تجویز شده اند، حتی زمانی که به صورت غیرقانونی مصرف شوند ، بی خطر هستند.
- استروئیدها؛ استروئیدها که می توانند همچنین برای شرایط پزشکی مشخصی تجویز شده باشند، به منظور افزایش توده ی عضلانی و بهبود عملکرد ورزشی یا تظاهر جسمانی سوءمصرف شده اند. پیامدهای جدی سوءمصرف می تواند شامل جوش شدید صورت و پوست، بیماری قلبی، مشکلات کبدی، سکته قلبی، بیماریهای عفونی، افسردگی و خودکشی باشد.
- داروهای ترکیبی؛ یک شیوه ی خاص بسیار خطرناک و غیر معمول از ترکیب دو یا چند ماده اعتیادآور برای مصرف است. دامنه ی این شیوه، از مصرف همزمان مواد قانونی نظیر الکل و نیکوتین تا ترکیب تصادفی خطرناک داروهای تجویزی مثل ترکیب مهلک هروئین یـا کوکائین با فنتالین ( یک داروی شبه مخدر ضد درد) است. محتوا هر چه باشد، به دلیل تعاملات دارو – دارو، برای درک حساس است،چنین شیوه هایی اغلب به طور معناداری سطح بالاتری از خطر را در مقایسه با موادی که قبلا به عنوان داروهای مضر برای شخص آمده است، مطرح می کنند. _________________ هوا گرفته بود و باران ميباريد........ کودکي آهسته گفت: خدايا گريه نکن آدما درست ميشن
یکی از مهم ترین عوامل شکل گیری اعتیاد، اجتماع است. اما چگونه اجتماع می تواند به شکل گیری آن کمک کند، دیدگاه های مختلفی وجود دارد. یکی از این تبیین ها در مورد اعتیاد این گونه است:
هنگامی که هنجارهای جامعه شکسته می شود و شرایط کنترل اعضای جامعه از بین می رود، قوانین جاری که چگونگی رفتار افراد نسبت به یک دیگر را تعیین می کرد ، شکسته شده و مردم نمی دانند از آن ها چه انتظاری وجود دارد. این بی نظمی یا بی هنجاری منجر به رفتارهای نابهنجار می شود.هر چه این حالت بی هنجاری شدیدتر باشد، نرخ وقوع رفتارهای انحرافی نیز افزایش می یابد.
هنگامی که دستیابی به اهداف عالی مثل تحصیلات بالا، مشاغل خوب و درآمدهای بالا از طرف جامعه مورد تأکید قرار می گیرد، و از طرفی امکان دستیابی برای همه ی مردم به صورت یکسان وجود ندارد، جامعه رو به ناهنجاری می گذارد زیرا بسیاری تصمیم بر آن می گیرند که از راه های غیر مشروع به این اهداف برسند.
به عبارتی:
1) یک سیستم عمومی ارزشی توسط اغلب مردم جامعه پذیرفته شده است.
2) این سیستم ارزشی عمومی به مردم می گوید که برای رسیدن به چه اهدافی تلاش کنند.
3) این سیستم ارزشی خود راه های رسیدن به اهداف مورد نظر را می گوید.
4) در صورتی که اهداف و شیوه های رسیدن به آنها به یک اندازه مورد تأکید قرار نگیرند، شرایط بی هنجاری حاکم می شود.
5) بی هنجاری و اختلال در جامعه موجب می شود تا امکانات و شیوه های دست یابی به اهداف منتخب به تساوی توزیع نشود.
6) در نتیجه این شرایط مردم تلاش می کنند راهی را برای رهایی از فشار و حصول موفقیت پیدا کنند.
7) انواع مختلفی از راه حل های که فرد را منطبق بر جامعه می کند و جود دارد. ممکن است اهداف و شیوه های رسیدن به اهداف مورد قبول جامعه پذیرفته، رد و یا جایگزین شود:
• اگر تحت فشارهای اخلاقی اهداف و روش های مورد تأیید جامعه پذیرفته شود، حالت همرنگی پدیدار می شود.
• اگر راه های دست یابی به اهداف رد شوند، رفتارهای انحرافی شکل می گیرند. یعنی روش هایی که ما را سریع تر به اهداف می رسانند.
• همچنین ممکن است فرد اهداف را قبول نداشته باشد اما روش ها را پذیرفته باشد، در این حالت نیز رفتار انحرافی شکل می گیرد.
اگر تبیین بالا از اعتیاد درست باشد بر عهده ی مسئولان و برنامه ریزان جامعه است که ساختارهای جامعه را اصلاح نمایند. یعنی بایستی:
• فاصله ی طبقاتی به حداقل برسد وحتی از ین برود.
• دسترسی به تحصیلات مناسب و عالی و مشاغل متعارف و با وجه برای طبقات فقیر میسر شود.
• تعاملات منفی بین خانواده، مدرسه، و همسایگان از طریق برنامه های مناسب کاهش یابد.
• آرزوها و اهداف ترسیم شده برای مردم جامعه قابل دسترس تر نمایانده شود.
• حتی در تبلیغ، از بیان مطالبی که موجب خیال پردازی و ایده گزینی های دور و دراز می شود، بایستی پرهیز نمود. _________________ هوا گرفته بود و باران ميباريد........ کودکي آهسته گفت: خدايا گريه نکن آدما درست ميشن
1- ما والدین بهتر است بر دوستان یا گروهی که فرزندمان با آنها در ارتباط است نظارت داشته باشیم که آنها چه کسانی هستند، چه کاری انجام میدهند، کجا میروند و ...
2- سعی کنیم خانواده را به کانون مهر و محبت تبدیل کنیم تا فرزندمان نیازها ی خود را در درون خانواده پیدا کند.
3- در صورت اعتیاد یکی از بستگان یا اقوام نزدیک، مقبولیت او را نزد اعضای خانواده زیر سوال ببریم.
4- مسؤلیتها و نقشهای متعدد اجتماعی را به او واگذار نماییم و از این طریق او را با دنیای بزرگسالی آشنا و واردش کنیم.
5- دوری از مصرف مواد را جزئی از ارزشهای درونی و شخصیتی خانواده بدانیم، حتی اگر دیگران آن را مصرف کنند.
6- امکانات و تسهیلات مناسب را برای فرزندمان فراهم کنیم تا به ورزش و تفریحهای سالم روی بیاورد، مثل رفتن به باشگاههای ورزشی و ...
7- اگر یکی از اعضای خانواده اعتیاد داشته باشد، جلوی فرزندان مواد را مصرف نکند و سایر اعضای خانواده برای ترک کردن، او را یاری کرده و نزد متخصص ببرند.
8- به فرزندان خود یاد دهیم که لحظات خوش با مصرف مواد بدست نمیآید، سعی کنیم با فعالیتهای دیگر، اوقات خوشی را در درون خانواده ایجاد کنیم.
9- با پیامها یا افرادیکه مصرف مواد یا سیگار را تبلیغ میکنند برخورد قاطعانه داشته باشیم.
10- «نه» مقدس را به فرزندانمان یاد دهیم تا بتوانند در مقابل خواسته ی نابجای دیگران حتی با اصرار و پافشاری ایشان از خود مقاومت نشان دهند و نه بگویند.
11- به طور مشخص و شفاف به فرزندانمان بگوییم که چه رفتاری درشأن و منزلت اوست و خانواده چه انتظاری از او دارند.
12- در صورت امکان با والدین دوستان فرزندانمان ارتباط نزدیک داشته باشیم.
13- اگر فرزندمان تقاضای ماندن در منزل دوست ناشناخته را در وقت خواب داشت حتیالمقدور با تقاضای او موافقت نکنیم.
14- سعی کنیم او را تنبیه بدنی نکنیم بلکه از طریق راهنمایی و هدایت سعی در ترک عادات ناپسند او نماییم.
15- برای سوالات مذهبی و اعتقادی فرزندمان جوابهایی قانعکننده پیدا کنیم.
16- فرزندانمان را نسبت به مضرات و عواقب ویرانگر مواد مخدر آگاه کنیم.
17- وقتی احساس کردیم در حل مشکلی پیشرفت لازم را نداشتیم در صدد کمک خواهی از متخصصان (مشاورین) برآئیم چرا که:
«میل به کمک خواستن از دیگران، نشانه ی قدرت و پختگی عقلانی آدمی است نه نشانه ضعف او» _________________ هوا گرفته بود و باران ميباريد........ کودکي آهسته گفت: خدايا گريه نکن آدما درست ميشن
چه عاملی باعث می شود که فرزند 10 ساله شیرین زبان و خونگرم شما در مدت سه سال تبدیل به نوجوانی ساکت و آرام شود؟ برای بسیاری از پدر و مادرها این سؤال یکی از گیج کننده ترین معماهای قرن است.
دو دلیل مهم برای به وجود آمدن این تغییر در سنین ابتدایی و دوران نوجوانی وجود دارد:
هنگامی که کودک شما پا به دوره نوجوانی می گذارد احتیاج بسیاری به تنهایی و خلوت گزینی پیدا می کند. شاید به این علت که افکار و احساسات او دچار نوعی آشفتگی می شوند، ممکن است نوجوان شما دچار بلاتکلیفی و بی ثباتی شود. حتی ممکن است از آنچه که از نظر فیزیکی و یا احساسی برای او اتفاق می افتد احساس شرم کند. چنین اتفاقاتی برای او غیر منتظره و سخت هستند و او می خواهد آنها را از دیگران مخفی کند و نزد خود نگهدارد.
دلیل دیگر این است که فرزند شما کم کم به نداشتن مهارت در انجام کارها حساس می شود. او گمان می کند بزرگترها بهتر از او می توانند صحبت کنند و به راحتی کلمات صحیح را برای ادای منظور خود می یابند. در حالی که او در این زمینه خود را ناتوان می بیند. بنابراین اگر نوجوانتان بـُغ کرده و عبوس به نظر می رسد شاید به خاطر از دست دادن اعتماد به نفس خود در ادای کلمات است.
چرا ما به رابطه با دیگران نیازمندیم؟
«گفت و گو» کلید داشتن یک رابطه خوب در خانواده است. عدم توانایی در راحت صحبت کردن باعث می شود نتوانید نیازهای نوجوانتان را بشناسید. بدون گفت و گو و رابطه مناسب شما نمی توانید پشتیبانی و مراقبت خود را به او برسانید و او نیز نخواهد توانست فراتر از حد و مرزهای تعیین شده و رفتار پذیرفته شده رابطه مناسبی با شما داشته باشد.
انواع مختلف رابطه
رابطه همیشه در جریان است حتی اگر کلمه ای بین دو طرف رد و بدل نشود. گفت و گو ممکن است از طریق حرکات سر و دست، تماس چشم ها و یا تماس فیزیکی باشد.
شما به عنوان والدین همیشه با فرزندتان رابطه خواهید داشت؛ اگر چه او صحبت زیادی با شما نداشته باشد. راه های زیادی برای تشویق نوجوان به صحبت کردن با والدین وجود دارد.
برای این که ارتباط خوبی با نوجوان خود برقرار نمایید توصیه می کنیم این کارها را انجام دهید:
- برای شنیدن حرف های نوجوانتان وقت بگذارید. بسیاری از نوجوانان می گویند والدینشان به حرف آنها گوش نمی دهند. گفت و گو یک خیابان دو طرفه است. اگر می خواهید او به حرف شما گوش دهد باید به او اطمینان دهید که مشتاق شنیدن حرف های او هستید.
- نشان دهید که به دیدگاه های او احترام می گذارید. نفس عمیقی بکشید و محترمانه تصدیق کنید که او هم حرف های ارزشمندی برای گفتن دارد.
- به عنوان یک الگو برای او عمل کنید. به همراه همسر یا بچه های کوچکتر خانواده راه هایی را برای ایجاد یک رابطه خوب در خانواده طراحی کنید.
- انعطاف پذیر باشید. در محل و یا زمانی با نوجوانتان صحبت کنید که برای او مناسب و راحت باشد.
این کارها را انجام ندهید:
- از امتیاز گرفتن خودداری کنید.نوجوانان هم مانند همه ما دوست ندارند امتیازی از دست بدهند یا این که احساس کنند بزرگترهایشان نوعی «مسابقه قدرت» برگزار می کنند.
- عقایدتان را به او تحمیل نکنید. اگر بخواهید افکار و نظریات خود را به نوجوانتان تحمیل کنید، مطمئناً آن را نخواهد پذیرفت و شدیداً عکس العمل نشان خواهد داد.
- سعی کنید قضاوت تحکمانه نداشته باشید.قبل از هرگونه نتیجه گیری به حرف های او گوش دهید. برای او هیچ چیز بدتر از آن نیست که ببیند ذهن بسته شما تمایلی به شنیدن نقطه نظرات او ندارد.
توصیه هایی که به شما در صحبت کردن با نوجوانتان کمک می کند:
- به علامت های او توجه کنید. مطمئن باشید از مسیرتان منحرف نخواهید شد. مثلاً هنگامی که او برای بیرون رفتن از خانه عجله دارد نگویید که می خواهید با او حرف بزنید بلکه در زمانی که آسوده خاطر به نظر می رسد به سراغش بروید.
- سعی کنید اوقاتی را با هم تنها باشید. اگر تنها بودن در خانه ممکن نیست به بهانه صرفِ چای، قهوه یا رفتن به سینما ، دو نفری با هم از خانه خارج شوید و ساعتی را با هم باشید.
- اطلاعات و تجربیات خود را از زندگی با او در میان بگذارید.اما فقط تا جایی که فکر می کنید شنیدن این مطالب برای او جالب است. جوانان اغلب خیلی کمتر از کودکان مشتاق شنیدن حرف های والدینشان هستند.
- از سؤالات باز استفاده کنید، نه سؤال هایی که جواب آنها آری یا نه است.مثلاً به جای این که بپرسید: «روز خوبی داشتی یا نه؟ بپرسید: «امروز در کلاس زبان چه گذشت؟»
- مراقب باشید که گفتگوی شما به سرزنش کردن یا نق زدن تبدیل نشود.به عنوان مثال «دوباره لباس هایت را کف اتاق انداختی» یا «اتاقت زباله دانی شده است. کی می خواهی آن را مرتب کنی؟»
- هیچگاه یک جوان را به خاطر اعتقادات یا دیدگاه هایش تحقیر نکنید.نگویید: «این احمقانه است. چگونه می توانی این طور فکر کنی؟» آنها به تأیید کردن شما احتیاج دارند. حتی اگر آن را نپذیرند.
- اشتباهات نوجوان خود را به طرزی محترمانه بیان کنید.همان قدر برای او احترام قائل شوید که برای یک بزرگسال قائل می شوید.
- وقتی با او اختلاف نظر دارید و این اختلاف هم اجتناب ناپذیر شده است، به جای پافشاری بر خواسته های خود که منجر به دلخوری و ایجاد تنفر می شود، برای پیدا کردن یک راه حل مناسب با او مذاکره کنید. این یعنی یک مصالحه . به عنوان مثال ممکن است بگویید: «می خواهم اتاقت همین امشب تمیز باشد» که عکس العملی این چنینی خواهد داشت: «اصلاً فکرش را هم نکنید! من می خواهم به خانه عمه بروم!» که این مکالمه به یک رویارویی خواهد انجامید. بنابراین بهتر است بگویید: «من واقعاً از وضعیت اتاق تو ناراضی هستم. فکر می کنی چه وقت می توانی آنجا را مرتب کنی؟» در این صورت فرصت مصالحه را به وجود آورده اید.
- برای پدر و مادر یک نوجوان، «گوش دادن و شنیدن» بهتر از «صحبت کردن» است. در این صورت به او کمک می کنید تا آنچه را که شما می فهمید او هم حس کند.
- مهم نیست که شما از نصیحت کردن چه نیتی دارید.نوجوان شما نصیحت هایتان را به احتمال زیاد نخواهد پذیرفت. مهم این است که به شخصیت او توجه کنید و مراقب باشید تا او فرصتی برای حرف زدن داشته باشد و او را در پیروی از عقاید خود مجبور نکنید.
- از تمام فرصت های غیر رسمی جهت برقراری ارتباط، استفاده کنید. مثلاً او را سوار اتومبیل کنید و به محلی ببرید که امکان یک گفتگوی خوب وجود داشته باشد.
- وقتی با شما حرف می زند علاقه مندی خود را صادقانه همراه با نگاهی صمیمی نشان دهید.در صورت امکان هنگامی که به حرف های او گوش می دهید کار دیگری انجام ندهید.
- در گفت و گو با او از این که چیز نامطلوبی را می شنوید از کوره در نروید و عکس العمل شدید نشان ندهید.اظهاراتی از قبیل: «تو می گویی آنها سیگار می کشیدند و حالا می خواهی دوباره به آنجا بروی، اصلاً حرفش را هم نزن!» راه مذاکره را کاملاً مسدود می کنند.
- اگر واقعاً مشکلاتی وجود دارد که احساس می کنید باید حتماً در مورد آنها با نوجوان خود صحبت کنید. از قبیل نمرات پایین در مدرسه و یا نگرانی به خاطر رفتار مخاطره آمیز او، بهتر است وقتی را برای صحبت انتخاب کنید که او فشار بیرونی نداشته باشد و شما هم در آرامش باشید. استفاده از کلمه «من» به شما کمک زیادی می کند. مثلاً به جای این که بگویید: «تو درس نمی خوانی» بهتر است بگویید: «من از این که درس هایت را جدی نمی گیری احساس نگرانی می کنم»
نگرانی های خودتان را به آرامی توضیح دهید و آن روی سکه را هم به دقت از زبان او گوش دهید. این کار برای این که بتوانید بر اعتقادات و ارزش های خود تأکید کنید و در ضمن بخشی از رفتار او را که می خواهید تغییر کند، روشن و واضح نمایید، بسیار مناسب است. _________________ هوا گرفته بود و باران ميباريد........ کودکي آهسته گفت: خدايا گريه نکن آدما درست ميشن
شناختن دوستان فرزندتان حقیقتا شروع كار است. كاری كنید كه دوستان او در منزل شما رفت و آمد كنند و راحت باشند. البته همیشه وقتی دوستان او به منزل بیایند كه شما در منزل باشید . اگر محیط منزل برای آنها راحت باشد و شما با خوشرویی از آنها استقبال كنید، اكثر اوقاتشان در منزل شما میگذرد و در نتیجه از دید شما مخفی نمیمانند. ضمنا از فرزندتان یك ارزیابی داشته باشید. چقدر تحت تاثیر دیگران است و با سایر افراد چه برخوردی دارد.
استرس در تاثیر همسالان و سیگار كشیدن جوانان عامل بزرگی محسوب میشود. شما باید بتوانید در این مورد به فرزندتان كمك كنید.
اگر یكی از دوستان او سیگار میكشد، نگویید «من از دوست تو بدم میآید» بگویید «من از سیگار كشیدن بدم میآید» اگر روی رفتار بد و نادرست متمركز شوید، فرزندتان در مقابل شما جبههگیری نمیكند و میتوانید براحتی در مورد دوست او صحبت كنید. ضمنا وقتی در مورد دوست او صحبت می كنید، فقط به نكات منفی او توجه نكنید بلكه مسائل مثبت او را هم مطرح كنید تا فرزندتان با شما راحتتر باشد. اگر فرزندتان دوست خوبی انتخاب كرد، او را مورد تشویق و تقدیر قرار دهید. اگر با دوستانش دعوا داشت، بهتر است آنها را به منزل دعوت كنید و یك مهمانی كوچك ترتیب دهید تا مشاجره خاتمه پیدا كند. خانواده دوستان فرزندتان را هم بشناسید. خود را به والدین آنها معرفی كنید و با آنها ارتباط برقرار كنید.
استرس را برطرف كنید
استرس در تاثیر همسالان و سیگار كشیدن جوانان عامل بزرگی محسوب میشود. شما باید بتوانید در این مورد به فرزندتان كمك كنید. همیشه به نشانهها و علایم استرس توجه داشته باشید. بعضی علایم متداول استرس شامل: سردردهای مكرر، تحریك پذیری، درد معده یا قفسه سینه، اضطراب و مشكلات خواب است. به فرزندتان یاد بدهید فعالیتهای خودش را اولویت بندی كند. اگر وظایف و مسئولیتهای او خیلی زیاد است، براساس اولویت، بعضی از آنها را حذف كنید. به او كمك كنید دورنمای مسائل را در نظر بگیرد. به احساسات او توجه كنید. حتی اگر در مورد مسائل پیشپا افتاده عصبانی شده است ، به او بگویید احساس او را درك می كنید. سعی كنید در مواقعی كه آرام است، نكات مثبت زندگیاش را به او یادآوری كنید و او را مطمئن كنید كه همیشه از حمایت شما بهرهمند میشود. راههای رفع استرس را به او نشان دهید مثل ورزش، استراحت و خواب ، خوردن غذا در حد متعادل و حتی تفریح و سرگرمی. به او كمك كنید تا خودش فكر كند. او را تشویق كنید تا نظراتش را ارائه دهد، ایده بدهد و براساس قضاوت و تفكر خود تصمیم بگیرد. از او سئوالاتی بپرسید مثلا : «فكر میكنی فلان گروه چطور آدمهایی باشند؟»هر چه او بیشتر به خودش اعتماد داشته باشد و استقلال فكری داشته باشد، آسیب پذیری او كمتر میشود.
همدردی كنید
همدردی یعنی دنیا را از دیدگاه فرزندتان ببنید. آن وقت میتوانید احساسات و عواطف او را درك كنید. وقتی با او همدردی میكنید ، در اصل به او یاد میدهید كه برای افكارش ارزش قائلید. در این حالت، او به خودش اعتماد میكند و دیدگاه شما به عنوان پدر یا مادر را میشناسد. مثلا به شما میگوید:« میدانستم كه ممكن است نگران شوید. به همین دلیل زنگ زدم كه بگویم كمی دیر میآیم».
بعضی از نوجوانان سیگار میكشند چون وقت آنها بسیار زیاد و كاملا خالی است. بهتر است آنها را در گروههای مختلف هنری، فرهنگی ، ورزشی و... داخل كنید تا اوقات آنها به بطالت نگذرد. ضمن این كه در خلال این فعالیتها، توانایی و اعتماد به نفس او تقویت میشود.
وقتی فرزندتان سیگار میكشد...
ممكن است فرزندتان سیگار كشیدن را شروع كرده باشد و البته این مساله را به راحتی میتوان فهمید . بخصوص بوی سیگار كه اصلا نمیشود آن را پنهان كرد. بهتر است در این مواقع سعی كنید آرامش خود را حفظ كنید و او بپرسید چه مدت است كه این كار را شروع كرده و آیا دوستانش سیگاری هستند یا خیر. قوانین خانه را به او یادآوری كنید و از او بخواهید این مساله را در نظر بگیرد. بدون این كه برای او سخنرانی كنید، مثل هزینه سنگین آن، ایجاد چروك در پوست، بوی بد دهان و بیماریهایی مثل سرطان ؛ در موردعلایم اعتیاد به سیگار با او صحبت كنید. مثل : احساس اضطرار شدید نسبت به مصرف سیگار، احساس نگرانی و تحریك پذیری در شرایطی كه سیگار نمیكشد و سعی و تلاش دایمی و بیفایده در ترك سیگار. به او بگویید امكان دارد نوجوان بعد از مصرف تنها چند هفته سیگار، به آن اعتیاد پیدا کند. به مشاوران مخصوص در این زمینه مراجعه كنید و اصلا از تلاش در این مورد خسته نشوید و آن را به حال خود رها نكنید.
منبع: همشهری _________________ هوا گرفته بود و باران ميباريد........ کودکي آهسته گفت: خدايا گريه نکن آدما درست ميشن
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه قبلی1, 2, 3
صفحه 3 از 3
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم