تاریخ: یکشنبه 11 دی 1390 - 13:32 عنوان: محتاج کمک آقای دکتر کبریا و دوستان عزیز
سلام
من نزدیک یکماه شد که زندگیم رو ترک کردم هفته اول همسرم خیلی زنگ زد جوابش رو ندادم ولی بعدش ده روز ازش خبری نبود تا اینکه دوباره زنگ زد با یک مشاور صحبت کردم گفت پاسخش رو بده دادم شروع کرد به گریه کردن و اینکه چرا ترکش کردم و خواست که دوباره ببینمش جهت یادآوری گذشته میگم همسرم خیلی بی تفاوت است و مدام در دعواها و بحثهایمان میگفت بیا از هم جدا شویم در نهایت آخرین روز وقتی گفت ارزه ترکش را ندارم حس کردم انسان تحمیلی برای زندگی با او شدم گفتم ترکت می کنم فکرهایت را بکن اگر خواستی تغییر کنی بازخواهم گشت درغیر اینصورت اگر توانستم دوریت را تحمل کنم دیگر گدایی محبت از تو نخواهم کرد وقتی گفت تغییر کرده خواهش کرد ببینمش ولی طبق عادت قبلی هر کاری کردم گفت بیرون راحت نیستم دوباره برگشتم خانه و با او حرف زدم از او خواستم یکهفته اینطور بمانیم تا من شاهد تغییرش باشم و اینکه حتما پیش مشاور بیاید قبول کرد ولی از فردا حرفها و بحثها شروع شد که برگرد خانه بعد تغییرم را ببین از او خواستم بیاید دنبالم گفت مگر من تو را بیرون کردم که حالا هم بیایم خودت رفتی خودت هم بیا دوبار بمدت چند شب و یکبار به مدت یکهفته او را ترک کرده بودم ولی دوباره خواهش می کرد که برگردم منهم سریع گوش کرده و حتی شب ساعت 12 به خانه ام برمی گشتم حتی برای فردا هم نمی گذاشتم ولی اینبار چون زمان طولانی شد و با وجودی که خانواده اش هم مطلع شدند از آنها خبری نبود دوست داشتم خودش بیاید تا من هم این همه خفت را جلوی خانواده ام به دوش نکشم که برایم ارزشی قائل نیستند ولی او قبول نکرد بیاید دنبالم و مدام زنگ می زد و می گفت منتظرت هستم ولی مشاوری به من گفت تغییر باید از همین الان شروع شود بگو غرورش را بشکند و بیاید سراغت راست می گفت چون حالا که چند روز از آنروز گذشته بجای اینکه توجه مرا جلب کند دوباره بی تفاوت شده احساس بدی دارم حس می کنم اینبار هم بازیچه شدم حتی پنج شنبه با او بیرون رفتم باز هم سرد بود نگاهم نمی کرد حرف نمی زد از آینده و حال نمی گفت اعتراض کردم تو چه تغییری کرده ای گفت برگرد تا تغییر را ببینی الان هم می گوید اصلا من به تو شک کردم فکر کنم با کسی هستی که برنمی گردی از طرفی هم خانواده ام اینبار دخالت کرده اند و می گویند چرا خانواده و همسرت به فکر بازگشتت نیست خودت را بیش از این بی ارزش نکن نمی دانم شرایطم مثل انسانی که در جایی گیر کرده و هیچ دری برای عبور جز دیوار نمی بیند شده است.
عاشق همسرم بودم شش سال از زندگیم می گذرد روز به روز بی تفاوت تر شده حتی علاقه ای به بچه دار شدن ندارد هر وقت کسی حرفی به او می زد می گفت مرا دوست دارد هرگز ترکم نمی کند دوباره مثل انسان سرخورده شده ام چرا آنهمه التماس و گریه کرد ولی باز بی تفاوت شد و هیچ تغییری نکرد آقای دکتر و دوستان بگویید چه کنم به فکر طلاق باشم یا راهی است.
سلام
اشكال در تغيير دادن هاست نه تغيير كردن!
شما بجاي اينكه بخواهيد او را تغيير دهيد ثبات در رفتار را تقويت كنيد و به شرايط با هم بودن بدون تنش فكر كنيد!
او نياز به مديريت ذارد نه تنبيه كه قهر مي كنيد!
از ظرفيت هاي مثبتش براي بهبود در روابط استفاده كنيد!
bakhshesh, ایشون باید یه نرمشی از خودش نشون بده
اولین حرکتی که باید بکنه همینه که بیاد دنبالتون
که این کارو نمیکنه
اشتباه شمام اینه که به نظر من هر دفعه که زنگ میزنه شما پا میشی میری پیشش
بزار اونم یه حرکتی بکنه به جای اینکه گریه بکنه
khanomgol سلام خانم ممنون از اینکه کمکم کردید
می دونم ولی دو روز پیش زنگ زد گفت ساعت 6 می یام دنبالت گفتم نمی تونم همکارم نیست باید باشم و ناراحت شد گفت باشه حالا از اونروز می گه تو نمی خواستی کارت برات مهمتر بود و میگه به من کاملا شک کرده و فکر می کنه دیگه دوستش ندارم و نمی خوام برگردم زندگی کنم افکار بدی اومده تو ذهنش که مثلا من با کسی هستم و حالا که می گم بیا میگه من خواستم بیام تو نخواستی درضمن اون اصلا سیگار نمی کشید حالا دیگه کاملا داره سیگار می کشه به خدا نمی دونم چکار کنم مادرم هم می گه تا حالا چیزی نگفتم اینهمه خودت رو بی ارزش کردی خانوادش هم که نیومدند سراغت حداقل خودش باید بیاد وگرنه نه من نه تو
تو رو خدا کمک کنید گیر کردم نمی دونم چه کنم می ترسم بهش اعتماد کنم اونوقت راه برگشت ندارم و از طرفی هم می ترسم که اون نیاد اونوقت باید تن به جدایی بدم چون می گه اگه قرار من بیام دنبالت و تا اونوقت نمی یای باشه پس من اگر اومدم که هیچ اگه نیومدم پس یعنی تموم کنیم
چکار کنم
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم