تاریخ: شنبه 17 دی 1390 - 12:14 عنوان: کمبود محبت در دوران بارداری
ســـــــــلام آقای دکتر و دوستای عزیزم
من خودم خسته شدم انقدر مشکلاتمو براتون گفتم...شرمنده !
من الان تو ماه های آخر بارداریم هستم .شنیده بودم تو بارداری توجه زیاده اما برای ما که .... .
با وجود وضع مالی خوب و داشتن همه چیز شوهرم ساعت 7 میره سر کار وساعت 11 برمیگرده خونه .در طول این مدت نه زنگی نه اس ام اسی .حتی وقتی من زنگ میزنم جواب نمیده .شب هم میاد شام میخوره میخوابه .
دو سه روز در هفته میره دانشگاه و 1 روز هم استخر . فقط 5شنبه بعداز ظهر و جمعه خونه است .که اونم اختصاص داره به مهمونی رفتن و با خانواده اش بودن .تازه خیلی لطف کنن اجازه بدن ما جمعه بعدازظهر باهم باشیم که اونم شوهرم میگه جمعه ها دلگیره و افسرده میشه و میخوابه یا حوصله حرف زدن نداره .
ما از شنبه تا 5شنبه خونه مامانمیم (هم اینکه من تنها نباشم هم این که به محل کار شوهرم نزدیکه)
شوهرم میگه ممکنه کارمو ازدست بدم بخاطر این مجبورم زیاد کار کنم ،اوایل برام مهم نبود اما جدیدا متوجه شدم فقط برای من وقت نداره ...
این مطلب آخرین بار توسط afroooooz در شنبه 15 بهمن 1390 - 23:31 ، و در مجموع 2 بار ویرایش شده است.
از تمام مشکلات زندگی دخترهای شرکتشون باخبره .به من میگه عطر فلانی منو مدهوش میکنه یا لاک فرنچ اون یکی خیلی قشنگه و .... .
ولی دریغ از یه توجه به من ... . (این رو هم بگم که من همیشه به خودم میرسم )
..... شوهرم تا حالا چندین بار بهم خیانت کرده با وجود اینکه بهش ثابت کردم ولی زیر بار نرفته .
چند روز پیش هم وقتی اومد خونه جای رژلب رو صورتش بود من سعی کردم چیزی نگم اما اون خودش هی توجیه میکرد .
شوهرم دروغگو و فحش های بدی هم میده حتی وقتی باهاش حرف میزنم شروع میکنه با شعرو آواز فحش دادن .اعتقاداتش برخلاف خانواده اشه و اهل نماز و روزه و... نیست .
از دست بزن هاش هم در امان نیستم حتی تو این وضعیت .
نمیدونم از کدوم دخالت های مادر شوهرم براتون بگم .
من نیاز شدیدی به توجه شوهرم دارم بهتره بگم دچار کمبود محبت شدم چندین بار این موضوع رو با شوهرم درمیون گذاشتم اما میگه همینه که هست و تو فکر کردی فقط تو باردار میشی و.... . میگه من خودم دچار کمبود محبت شدم (درصورتی که من همش قربون صدقه اش میرم و اونجور که اون دوست داره باهاش رفتار میکنم .)اما دریغ از این که اون منو در آغوش بگیره و نوازشم کنه یا حتی نوازش کلامی .همش میگه باید ماساژم بدی اما هیچ وقت این کاررو برای من انجام نمیده
در این مورد با خانواده اش هم حرف زدم اما اونها طرف پسرشونو گرفتن و به من گفتن که تو مشکل داری که زیادی وابسته ای و دوستش داری .من بهشون گفتم محبت پدر و مادر و دوست و... جای محبت همسر رو نمیگیره اما اونها نمی فهمند
حالا نمیدونم چی کار باید بکنم از روزی که با خانواده اش حرف زدم ازش بیشتر متنفر شدم و همش دارم لج و لجبازی میکنم دیگه حتی یه اس ام اس هم بهش نمیدم و صبح ها برای درست کردن صبحانه اش بلند نمیشم و برای غذا خوردن باهاش صبر نمی کنم .از این به بعد هم میخوام شب ها که میاد خونه خواب باشم .به نظرتون این روش جواب میده؟
afroooooz, عزیزم به نظرم نباید الان باردار میشدی با این خصوصیاتی که همسرت داره ............. ولی خب حالا که کاری نمیتونی انجام بدی
با بی محلی معلومه که بدتر میشه
یه مدت بهش توجه کن ولی وقتی خواست عکس العمل نشون بده ناراحتیتو بهش بگو
اگه میخوای به خانواده همسرت کارای بدی که کرده رو بگی اول از خوبیاش بگو بعد از دلخوریات بگو _________________ @@@@@@@@@@@@@@@@@@
دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم
سلا م من دقیقا مثل شما هستم تاپیک منو تا حالا خوندین یعنی مشکلام مثل شماست ولی بار دار نیستم با این تفاوت به شما احسنت میگم واقعا اگه من جای اون رژ رو میدیدم دیگه هیچی شما خیلی صبر داری منم البته فکر کنم چون باردار هستی چیزی نگفتی من عذر میخوام واقعا ولی رابطهی جنسی با همسر خیلی مهمه احتمالا پون باردار هستی این مشکلات برا دو تاتون به وجود اومده انشا الله حل میشه فعلا جوش هیچی رو نزنید واقعا از خدا کمک یخواهید بی جواب نمیذاره مخصوصا اینکه باردار هستید ولی فکر نکنم بخواین با اون رفتار کع شما بخوابید جواب بده وقتی خودشم گفته که دچار کمبود محبت شده
ممنون از این که وقت گذاشتین و به تاپیک من جواب دادین
6375
این بچه ناخواسته بوده
من انقدر به شوهرم محبت میکنم تمام فامبل های خودش صداشون در اومده و میگن تو داری اونو لوس می کنی .من از هیچ چیز براش کم نگذاشتم
من همیشه شوهرمو پیش همه بردم بالا حتی اگه بدترین کاررو انجام داده
عزیز این مشکلو اول شوهرم جلو خانواده اش مطرح کرد بعد من در جواب این حرفا رو زدم
mahziba ی عزیز
نه متاسفانه اما حتما سری به تاپیک شما میزنم
این فقط مربوط به بارداری نمیشه شوهرم چند وقت پیش قسم خورد که تا 1سال اول ازدواجم با یه دختر خانوم دوست بوده اما الان با کسی نیست که مطمئنم دروغ میگه
کلا شوهرم اینجوریه وقتی من میگم سردرد دارم زودتر از من سرش درد میگیره که مبادا بخواد برای من کاری انجام بده .
خیلی معذرت میخوام اما برای این رابطه .... تو دوران بارداریم و قبل از اون چندین بار رفت مسافرت کشور .... .
afroooooz, خب اگه بقیه بهت اینطور گفتن شاید زیاده روی کردی
الان باید بهش توجه کنی اما لوسش نکن اگه چیزی رو نخواست اصرار نکن هر چیزی رو یکبار بگو ............. ولی به موقعش باید ناراحتیتو بهش بگی حداقل یکبار ازش بخواه که جدی باهم صحبت کنید یا بگو هرچی ازت میخواد رو رو کاغذ بنویسه _________________ @@@@@@@@@@@@@@@@@@
دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم
خواهر عزیزم خیلی خیلی متاسف شدم واقعا نمیدونم چی میشه گفت .به نظرم به فکر خودت و کوچولوت باش به خودت برس مواظب سلامتیت باش به فرزندت فکر کن به اینکه میاد و جای همه نداشته هات رو پر میکنه به دستها وپاهای کوچولوش که خستگیت رو رفع میکنه.عزیزم تو داری مادر میشی و همسرت نمیدونه که دعای مادر چه زود مستجاب میشه به نظر من حالا که نمیتونی کاری کنی کلا یه مدت اصلا کاری به کارش نداشته باش چون الان شرایطی نداری که عصبی بشی عزیزم مادر نازنین به خودت توجه کن فقط خودت.حالا که کسی نیست بهت توجه کنه خودت اینکار روبکن.اگه حوصله داشتی کتاب فلورانس اسکاول شین رو بخون.به خدا میسپارمت مواظب خودت باش
mahzibaی عزیز سلام
من سعی کردم با دقت تاپیکتو بخونم اما بالاخره نفهمیدم چرا دوباره خواستی به زندگیت ادامه بدی و چی این انگیزه رو در تو ایجاد کرد ....
راستی گفتی زندگیت خیلی شبیه زندگی منه اما تو با من خیلی فرق داری
من تا حالا با چند تا از دوست دختر های شوهرم یواشکی قرار گذاشتم و باهاشون حرف زدم و...
بعدم من پشتیبانی ندارم .پدر و مادرم اگه مشکلمو بدونن فقط میگن طلاق
shabnam56 عزیزم
ممنونم.....
میدونی در شرایطی نیستم که بتونم به خودم توجه کنم
واقعا نیاز دارم چون اعتماد به نفسمو از دست دادم چون تو هیچ کدوم از مشکلات شوهرم تنهاش نذاشتم همیشه در کنارش بودم با این وضعیت 12 ساعت تموم براش وقت گذاشتم تمرین هاشو حل کردم .هر جا کم آورد هروقت ناراحت بود درکش کردم ...
فاصله سنی ما 6 ماهه یکی از علت های ازدواجم باهاش این بود پدر و مادرم حوصله گردش و تفریح و حرف زدن رو نداشتن.خواهرهام و برادرم ازدواج کرده بودند و فاصله سنیشون با من زیاد بود
گفتم این جوونه می تونه خلا زندگیمو پر کنه اما الان هم با گذشته ام فرقی نکرد الان هم خونه مامانمم فقط با یه آقا بالاسر و یه بچه تو راه .....
srhsalhiفعلا سلامتی خودت وبچه ات مهم است وخودت راناراحت نکن ودعای زن باردار مخصوصا
در شب که از شدت ناراحتی خواب نمیروید حتما اجابت میرسد. راستی احیا گرفتن در ساعت بعد از نیمه شب شرعی خیلی مهم است از مفاتیح قسمت احیای ماه رمضان پیدا کن وعمل کن التماس دعا.
afroooooz, سلام.خیلی ناراحت شدم وقتی مشکلاتتو خوندم. عزیزم دیگه الان که بارداری فقط باید به فکر خودتو نینیت باشی.اون طفل معصومی که داره میاد گناهی نداره.نزار اونم مشکلات بکشه.شوهرت حدس میزنم بچه نمیخواد که اینطوری باهات رفتار میکنه تو بارداریت.الان فقط به فکر سلامتی خودتو بچه باش اما بعد دنیا اومدن نینیت حتما حتما به یه روانشناس مراجعه کن و سعی کن شوهرت رو هم حتما پیشش ببری چون مشکلاتت زیاده و اینجا حل نمیشه. اگه بازم شوهرت به این کاراش ادامه داد و رفتن به روانشناس رو قبول نکرد به نظرم اخرین راهت اینه که وقتی بچه حدود 1سالش ش طلاق بگیری و یه زندگی جدیدو با بچت شروع کنی تا اونم بدبخت نشه این وسط.البته امیدوارم و ایشالا که به این روز نمیرسی و مشلات حل میشه.
درضمن زیاد به شوهرت محبت نکن.ببخشا و لی پررو میشه فک میکنه وظیفته. _________________ صبر کن سهراب...
گفته بودی قایقی خواهم ساخت!
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم...
afroooooz, عزیز سلام منم خیلی غصه خوردم واست.با حرفایsara7061, کاملا موافقم.عزیزم اصلا محبت زیادی نکن بهش .به جاش به خودت برس و سعی کن زیاد تو خونه نمونی.
به نظرم ببخشیدا پرروش کردی فکر میکنه هر کاری بکنه تورو از دست نمیده.به اندازه بهش برس بهش نشون بده بدون اونم خوشی حتی گاهی از اینکه در آینده شاید بخوای ازش جدا شی بترسونش یا خیلی سربسته بهش بفهمون که داری واسه آینده یه تصمیمهایی میگیری و نگو که چی.
سعی کن کمی مرموز باشی تا در موردت کنجکاو بشه و خودت رو اصلا وابسته نشون نده.
شایدم بعد زایمان اوضاع بهتر شه و احساس مسئولیتش بیشتر شه.
امیدوارم مشکلاتت هرچه زودتر حل بشه میبوسمت.
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه 1, 2, 3بعدی
صفحه 1 از 3
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم