تاریخ: چهارشنبه 19 بهمن 1390 - 15:23 عنوان: به دنبال همسر اینترنتی هستید ؟(اقاي دكتر نظر بدين لطفا)
اگر به اینترنت به عنوان یک ابزار آشنایی نگاه کنیم، درست مثل محیط دانشگاه یا محل کار و مهمانی خانوادگی، آن وقت می توانیم به این نتیجه برسیم که اینترنت هم می تواند بهانه آشنایی دو نفر باشند. دو نفر که اگر آشنایی شان را به دنیای واقعی بکشانند، ممکن است تصمیم بگیرند تا پایان عمر زیر یک سقف زندگی کنند!
وقتی شبکه ارتباطی و اطلاعاتی ما به گستردگی جهان می شود، عمق شناسایی ما متناسب با این گستردگی، زیاد نمی شود. آن وقت است که با یک سوال جدی مواجه می شویم: چگونه می توانیم در این پهنه گسترده به شناسایی عمیق کاربران اینترنت و لایه های پنهان شخصیت آنها دسترسی پیدا کنیم؟! چگونه اسیر سطحی نگری و ساده لوحی نشویم؟! خلاصه اینکه در میان این همه افراد که فقط چند خطی از آنها می خوانیم یا چند کلمه ای را می شنویم آدم مورد اعتمادی را پیدا کنیم؟
کسب اطلاعات از پسران
اگر جزو دختر خانم هایی هستید که در موقعیت آشنایی اینترنتی قرار گرفته اید، باید 2 نکته مهم را به یاد داشته باشید. اول این که با خودتان صادق باشید و انگیزه شما صرفا کسب اطلاعات عمیق در مورد همسر آینده تان باشد؛ نه سرگرمی و نکته دوم این که زیاد اطلاعات بگیرید و در مقابل، کم اطلاعات بدهید. برای رسیدن به این دو هدف می توانید روش های متفاوتی را به کار بگیرید. مثلا
1- با آی دی پسرانه بین نویسندگان وبلاگ ها و اتاق های گفتگو و... رفته و فرد مورد نظر را گزینش کنید. (در این مرحله جنیست خود را روشن نکرده، تا مشخص نمائید که قادر به ایجاد و ادامه ارتباط، با فرد مورد نظر خود از طریق افکارتان هستید نه جنسیت خود).
به عنوان یک دوست اینترنتی (بدون توجه به جنسیت) اطلاعاتی را در مورد وی کسب کنید. سن؟ جنس؟ تحصیلات؟ محل سکونت؟ رشته تحصیلی؟ شغل؟ هدفش از چت کردن با با شما؟ هدفش از ایجاد سایت و وبلاگ شخصی؟ فرهنگ و نژاد؛ مذهب؟ سرگرمی ها، نظرات سیاسی، متاهل یا مجرد بودن؟ تعداد افراد خانواده؟ شغل پدر؟ شغل مادر؟ وضعیت مالی؟ تحصیلات افراد خانواده و برادران و خواهران؟ توضیح در مورد تخصص و شغلش با سئوال از جزئیات آن؟ میزان و ساعاتی که که به اینترنت وصل هست؟ و خلاصه هر آنچه که به نظرتان برای آشنایی اولیه مفید است.
2- سعی کنید در این مرحله اطلاعات کمی از خودتان بدهید یا بسیار خلاصه باشد. برای قدمهای بعدی لازم است که او از شما کمتر بداند. البته برای تحکیم ارتباط لازمست که مقداری اطلاعات عام از خودتان بدهید مثل تعداد خانوار، سن، رشته تحصیلی، مدرک، تفریحات مورد علاقه؛ ولی اطلاعات خاص از جمله نام محل تحصیل، نام واقعی خودتان، نام محل کار، آدرس منزل؛ همچنین عقاید مذهبی، سیاسی را در این مرحله عنوان ننمائید. البته سئوال و جواب ها نباید خشک و پشت سر هم باشد تا شک طرف مقابل را بر انگیزد. بلکه با ظرافت باید مطرح شود.
3 – با روشن کردن جنسیت خود، سایر سرنخ های شناسایی او را با ظرافت طلب کنید. مثل آدرس سایت های محبوبش؟ آدرس وبلاگ یا سایت شخصی اش؟ آی دی و آدرس ایمیلش و در صورت امکان ایمیل و آی دی دوستان مورد تائیدش؟ و از او بخواهید طی ایمیل هایی، در مورد خودش مطالب جالب و اختصاصی را بنویسد.
(بدیهی است،در هر مرحله از مراحل مذکور؛ اگر فرد با پارامترهای دلخواه شما تطابق نداشت یا قصد ازدواج ندارد، فرایند ازدواج اینترنتی در مورد او به اتمام می رسد.)
4 – به مطالعه ایمیلهای ارسالی، سایت، وبلاگ و اشاراتی که داشته است به طور عمیق بپردازید و با دید منتقدانه بررسی کنید. پس از این می توانید با افکار او چالش منطقی و علمی کنید تا او بیشتر صحبت کند – که این مطلب به شناسایی او کمک خواهد کرد.
5 - با آی دهای ناشناس و دخترانه با او ارتباط بگیرید و به او ایمیل بزنید و با دادن اطلاعات دیگر، و گرفتن اطلاعات از او، مطالبش را چک کنید. در اینجا دختر دیگری باشید و نظراتی مخالف نظرات واقعی خود بدهید. آیا او همان پسر است و با همان افکار. یا چهره متفاوتی از خود ارائه می دهد. (ثبات و واقعیت مطالب وی را بررسی کنید).
6 – گاهی از چیزهایی که بدتان می آید برای او به خوبی یاد کنید و تعریف کنید و به عکس از چیزهایی خوشتان می آید به بدی یاد نمائید، و نظر او را بطور غیر محسوس در رابطه با نظراتتان جویا شوید. تا واکنش واقعی فرد را چک کنید. (تا مطمئن شوید او نقش بازی نمی کند و نظرات قطعی خود را ابراز کرده است)
7 – کم کم اطلاعات خاص از او بخواهید. نام، نام خانوادگی، تاریخ تولد، نام پدر، آدرس منزل، شماره تلفن محل تحصیل، کار، منزل، و...، را از او بخواهید و در اینترنت مشخصات او را جستجو کنید. همچنین صحت مشخصات او را بررسی نمائید.
8 – سعی کنید به غیر از خودتان حداقل یک نفرد دیگر که دارای تجربه و علم لازم در این مورد است، از رابطه شما با خبر باشد و مشخصات بند 8 را پس از بررسی صحت آن، به فرد امین خود بدهید (اشخاص پیشنهادی: پدر؛ مادر؛ خواهر یا برادر بزرگتر، معلم؛ مشاور خانواده و ازدواج)
9 – به احساس هایش، افکارش، و رفتارش در خلال صحبت ها توجه نموده و به صورت جزئی و با مثال در رابطه با زندگیش سئوال نمائید. و واکنش ها و سخنانش را با تمام صحبت ها و نوشته های قبلی او که در آی دی ها متفاوت شما، به شما گفته است جمع بندی و آنالیز کنید. همچنین در مورد پروفایلش سئوالاتی بکنید. چرا تکمیل نکردید؟ چرا این آی دی را انتخاب کردید؟ چرا عکس واقعی خود را در آن نگذاشته اید؟ چرا به سرگرمی های خاصی علاقه دارید؟....
10– اگر به شما پیشنهاد ازدواج داد، نظرش را در مورد ملاقات حضوری وی با پدرتان، برادرتان و خانواده اتان در منزل شما، جویا شوید. (با این مسئله او را چک کنید تا چه اندازه جدی و مصمم است – در صورت مخالفت؛ دلایل او را با سایر بهانه تراشی ها و دلیل تراشی هایی که از او به دست آورید جمعبندی و تحلیل نمائید)
11- مراحل فوق نباید پشت سر هم و سریع سپری شود و به زمان نیاز دارد. اگر تمام این مراحل با موفقیت طی شده است، او می تواند صرفا یک خواستگار بالقوه برای شما باشد. مسئله ازدواج را به صورت صریح و شفاف با او بیان نمائید. در اینجا تاکید روی مراسم سنتی صرفا به خاطر اینست که ارتباط مجازی شما به ارتباط واقعی و دقیق تری تبدیل شوند و فرایند به صورت عمیق تری دنبال شود.
12– طی مراحل فوق به معنای شناخت فرد مذکور نیست. لذا برای انتخاب او به همسری باید شروع به بررسی و شناخت او در خارج از دنیای مجازی نمائید که خود بحث نسبتا مفصلی هست. در این مورد اگر اطلاعات بیشتری لازم دارید می توانید به مراکز مشاوره مراجعه نمائید.
منبع : همدردی _________________ در مقابل تقدیر خداوند مثل کودکی یک ساله باش
سلام
دنیای مجازی تا ابزار پذیرفته در روابط انسانی شود مشکلها داریم!
باید هرچه سریعتر این ابزار جای خود را بیابد و از حقیقتی پنهان به حقیقت آشکار مورد اعتماد تبدل شود!
تا آن زمان در اعتمادش باید تردید نمود!
ازدواج مهمترین انتخاب بشر است لذا نباید به آن خدشه ای وارد نمود! _________________ این جهان کوهاست و فعل ما ندا
باز گردد این نداها را صدا
Industrial_Engineer, نه خانواده های سنتی راحت نمی پذیرند اما بازم راههایی داره
به نظر من محل آشنائی مهم نیست ، مهم معیارهای انتخاب همسره که حرف اول و آخرو میزنند
خانواده من سنتی نبودن اول که جریانو فهمیدند مخالفت کردن ، اما از طرفی مادرم منو میشناخت که از هر پسری خوشم نمیاد و با اینکه خودش کاملا آزادم گذاشته بود اما تا اون روز با هیچکس نبودم.
من دلایل انتخابم و معیارهامو براشون توضیح دادم
واسه همین خیلی هم مخالفت نکرد و بعد ازینکه شوهرمو چندبار دید ازش خوشش اومد و گفت پسر خوبیه!
مادرم زن سختگیری بود وقتی اون تائید کرد بقیه هم تائید کردن ، البته به پدرم نگفتم چطوری آشنا شدیم!
پدرمم وقتی دیدش خوشش اومد و گفت پسر خوبیه! بعدها فهمید چه خبر بوده که دیگه تموم شده بود.
الانم با گذشت چند سال خیلی از انتخابم راضیم و خدا رو شکر می کنم.
nazi_02, خوش به حالتون
من هر چي پيشنهاد ازدواج تو نت دارم چون خانوادم سنتين و نميپذيرن رد ميكنم
تا حالام هيچ كدوم از روابطم به خارج نت كشيده نشده
با پسرا ها _________________ در مقابل تقدیر خداوند مثل کودکی یک ساله باش
sunset210, سلام خوبید
من موافقم با شما ولی همیشه تو این رابطه یه مشکل هست اونم اینه ذهنیت خرابه عامه مردم این رو پدیده شوم میدونن ونمیتونن باهاش کنار بیان حتی یه جورایی گناه کبیره و جرم میدونن در صورتی که خیلی موارد هست دو طرف صادقانه قضیه رو به خانواده بروز میدن ولی با بدترین عکس العمل از جانب خانواده مواجه میشن به عبارتی خانواده بهع هیچ عنوان حمایت نمیکنه به هیچ عنوان حتی اگر طرف پیغمبرم باشه قبولش نمیکنن در صورتی که میتونن بیان دست بچشون بگیرن ببرین ببینن طرف کیه مایش چند جلسه حضوری قراره که با خانواده طرف بزارن اگر خوب بود که خوب بود اگه بد بود اونوقت خود طرف هم به نتیجه میرسه شاید این را راهه خوبی نباشه ولی این مشکل بزرگیه که واقعن نمیشه کاریش کرد دوست دارم جوابتون رو بشنوم پس منتظر جوابتون هستم خداحافظ.
به نظر من که اصلا روش خوبی نیست چون ریسک بالایی داره و اینکه اگه شما بتونید توی شهر یا استان خودتون باکسی اشنا بشین شاید مشکلات کمتر باشه ولی دو شهر با مسافت زیاد واقعا مشکل سازه و دونفر نمیتونن شناخت کافی از هم به دست بیارن صرفا با صحبت چون وقتی برای هم تعریف میکنن هر کدوم توی ذهنشون یه تصوری میسازن که ممکنه با واقعیت کاملا متفاوت باشه شاید خوبی های هم داشته باشه ولی یک ازدواج پر خطره به نظر من
sunset210, feridordoneh, آخه خیلی طولانیه من چجوری 8سالو اینجا بنویسم خوب!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خوب خیی خیلی خلاصه می کنم دیگه ............
اونموقع که آشنا شدیم من دبیرستان میرفتم ، بعد به دلیل یه سری مشکلات خانوادگی و شرایط سخت زندگیم که قصش درازه ... خیلی افسرده بودم ، چند سال بود که افسرده بودم و می خواستم خودمو بکشم ، تصمیمم هم جدی بود ، تو اون شرایط با شوهرم آشنا شدم اون اومد و گفت که خدا منو فرستاده تا بهت بگه هنوز دوست داره و به یادته، خیلی سعی داشت بهم کمک کنه ، کلا اومدنش مثل یک معجزه شد تو زندگیم! رابطمون یه حالت معنوی و مقدس داشت برام ، چون همش از خدا حرف میزد و ... خلاصه یکسال گذشت و من موقع کنکورم شد کامپیوترمو یکسال جمع کردم بعد که ازش دور شدم تازه فهمیدم دوسش دارم! البته این عشقی که داشتم با اون حس مقدسی که تو رابطمون بود در تضاد بود و کلا یه چندماهی با این احساسم درگیر بودم.
بعد کنکورم برگشتم و اون هنوز بودش و کم کم از رفتارای من فهمید که دوسش دارم بعد یکسال دیگه هم گذشت و تازه به هم تلفن کردیم و صدای همو شنیدیم!
تا قبلش اون علاقه ای بهم نداشت اما بعد اینکه صدامو شنید اونم علاقمند شد ، چندماه بعدش بیرون قرار گذاشتیم و همو دیدیم و وقتی منو دید دیگه اونم خیلی بهم علاقه مند شد.(شکر خدا تو یه شهر بودیم) بعدش تصمیم گرفتیم باهم ازدواج کنیم که بخاطر یک سری مشکلات که همشم از طرف من بود موفق نمیشدیم و چند سال طول کشید و تو اون چند سال خیلی سختی کشیدیم، الانم نزدیک دو ساله ازدواج کردیم و خدا رو شکر میکنم.
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم