سلام بی مقدمه میرم سر اصل مطلب
سه سال پیش با یه پسری دوست شدم همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه کم کم اوضاع خراب شد
انگار از وقتی فهمید که عاشقم شده عوض شد هر روز یه بهانه جور میکرد واسه بی احترامی و ازار من
از من میخاست تا زودتر ازدواج کنیم اما من نمیخواستم چون سن هردومون کم بود و خانوادم به شدت مخالف بودن و اینکه هیچ شرایطی واسه ازدواج نداشت .نه خونه نه کار نه ماشین..... فقط میگفت بابام ساپرتم میکنه چون باباش پولدار بود.....
تا اینکه مخالفت منو خانوادم زیاد شد و هر روز به یه بهانه ای به من توهین میشد تا اینکه کارمون به کتک خوردن من رسید.... مردی که هیچ نسبتی با من نداشت چندین بار کتکم زد و بهم بی احترامی کرد...
منم که از اوضاع کم محلی های خانوادش نسبت به پسرشون خبر داشتم سکوت کردم و هیچ نگفتم.... و موضوعو با یکی از دوستان نزدیکش در میان گداشتم....
دوستش بهم قول داد تا کمکمون کنه با اینکه میدونست من دیگه حسی نسبت به دوست خودم ندارم و دیگه واسم بی ارزش شده و فقط برای دلسوزی دارم این رابطرو ادامه میدم....تا اینکه بعداز یه مدت فهمیدیم که عاشق هم شدیم و فهمیدیم که تاحالا چقدر اشتباهات مرتکب شدیمو من تازه فهمیدم این حسو هیچوقت قبلا نسبت یه کسی نداشتم....
تا اینکه دوست پسرم موضوع مارو فهمید و زندگی هردومونو به جهنم کشیدو با ابروریزی تو خانواده ها مارو از هم جدا کرد. با اینکه رابطمو باهاش تموم کرده بودم.حالا من موندمو یه عشقی که دیگه هیچوقت نمیبینمشو رفتنش زندگیمو داغون کرده و حس عداب وجدان که ایا اشتباه کردم؟؟؟؟؟؟؟
شما چیکار کردید!!!میخواین چیکار کنین!!!رابطه ی شما با ایشونم دوستیه؟!ی خورده فکر کنین که واقعا میخواین چیکار کنین!!کار شما دقیقا از چاله در اومدن و افتادن تو چاهه!!!خیلی مراقب خودتون باشین این قضایا شر نشه واستون ... هر چی باشه شما دخترین و اونا پسر.دقیقا چنین مشکلی 2سال پیش واسه یکی از همکلاسی های من پیش اومد که تعریف نکردن اون خیلی بهتر از تعریف کردنش است. _________________ کوه به کوه نمیرسه ولی ادم به ادم میرسه!!!
من اصلا نمیدونستم باید چکارکنمممممممممممممممممممممممممممم
من از طرفم به حد مرگ بیزار شدم و به یه دوست خوب پناه اوردم
تاره واسه اولین بار تو زندگیم عاشق شدم چون خودم انتخاب کردم با دید باز....
اما الان دیگه به هیچ رسیدممممممممممممممممممممممممممم
خیلی وقته ندیدمش....
نمیدونم میتونم فراموشش کنم یا نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اصلا قاطی کردم چون فقط میخاستم نجات پیدا کنم از اون جهنم
ازش شکایت کردم دیگه هیچوقت جرات نمیکنه بیاد طرفم
ولی زندگیمو خراب کرد
خودش همیشه میگفت نمیدارم غیر از من با هیچکس دیگه باشی
ولی من هیچوقت بابت بدیهاش نفرینش نکردم.................
seliya, اینجور پسرا ارزش عاشق شدن ندارن... پس بهتره به سادگی و یا با سختی اونو توو ذهنتون کمرنگ کنید. و بعد دیگه آزادین که هر تصمیمی دوس دارین بگیرید. این پسر جز دردسر هیچ چیز دیگه براتون نیست!
با تشکر! _________________ بزن توو فاز دیوونگی ببین چه حالی میده!!
فاضل/noni سابق/
سلام الان روزاي خيلي سختي رو مي گذروني از اين نظر که آبروريزي شده و بي احترامي هايي که ديدي ولي هر دو انتخابت اشتباه بوده و بايد خدا رو شکر کني که اوضاع بدتري پيش نيومده بهترين کار اينه که خودت رو مشغول يه کاري درسي يا آموزش هنر سرگرم کني و اعتماد آدماي اطرافت رو جلب کني با مطالعه و کسب تجربه ديدگاهت هم تغيير مي کنه
seliya, سلام.الان چن سالته؟ به نظر من با این پسر دومیم رابطتون به جایی نمیرسه چون جریان دوستی قبلیتونو میدونسته و خیلی مشکل میشد رابطتون.عزیزم بهتره سعی کنی فراموشش کنی و دیگه با کسیم دوس نشی. _________________ صبر کن سهراب...
گفته بودی قایقی خواهم ساخت!
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم...
به نظر من همه دختر پسرهایی که بدون اطلاع خانواده باهم دوست می شند حالا به هر بهانه ای حقشونه ازین بلاها به سرشون بیاد
من موندم اصلا چه کاریه این دوستی دختر و پسر
سلام
خوبی شما ،اون دنیایی که ما بعضی وقتا خیلی ازش راضی هستیم و بعضی وقتا خییییلی نا راضی واکنشی بر کارای ماست،خودمون اوضاع بد و خوب رو بوجود میاریم و در آخر اگه باب میل نبود میگیم ای دنیا،خب بگذریم...............
شما مثل بیشتر افرادی که به این کلبه سر میزنن و درد دلاشونو میکنن و راهنمایی میخان مرتکب یکی از خطاهای رایج زندگی شدین ،خب خدا رو شکر کنید که به نظرم به خیر شده ،تصور کنید اگه یه چیزای بدتری اتفاق میفتاد چی میشد،حالا که تموم شده و خاطره های بد اون واست مونده و سعی کن فراموششون کنی ،همونطور که میدونی اشتباهات تو زندگی باعث عبرت و کسب تجربه میشه و باید ازشون درس بگیریم و خیلی چیزا رو نباید ساده انگاشت ،نمیخام بد بینت کنم چون تو هر قشری خوب و بد هست ولی دقت کن به هر کسی تو این دوران نباید اعتماد کرد ،
پس سعی کن فراموش کنی در غیر این صورت کینه و عقده های بی سرو ته درونت بوجود میان و بیشتر داغون میشی،به زندگی امیدوار باش.
در پناه حق
خیلی کارت اشتباه بوده که با دوست دوست پسر قبلیت دوست شدی خب معلومه که زندگیتو برا چی به آتیش کشیده! عکس العمل ایشون کاملا عادی بوده. اون قصدش ازدواج با شما بوده بعد شما رفتین با دوستش دوست شدین!!! البته می دونم که گفتین ایشون شما رو میزده و ... نمی خوام ازش طرفداری کنم ولی کار شمام درست نبوده.
به نظرم شما الان مشکلتون عشق به این پسر نیستش و عشق به این پسر با بقیه عشقاتون فرق نمی کنه فقط چون یه مدت طولانی با ایشون نبودین و براتون روزمره و عادی نشده و جر و بحث های بین دوست دختر دوست پسر ها رو با هم تجربه نکرده بودین و خودتون به خاطر مشکلات بین خودتون باهاش به هم نزدین و به خاطر بقیه بوده، الان فکر می کنی که عاشقشی!
رابطه با این پسر به جایی نمیرسه سعی کن که فراموشش کنی.
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه 1, 2بعدی
صفحه 1 از 2
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم